پرش به محتوا

ابومشعر بلخی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ابومشعر بلخي'''، جعفر بن محمد، (19 صفر 171ق ـ 28 رمضان 272ق / 10 اوت 787م ـ 9 مارس 886م) از نامدارترين احكاميان تاريخ جهان كه در اروپاي سده‌هاي ميانه آپومسر يا آلبومسر [1]ناميده مي‌شد.<sup>1</sup> وي احتمالا در بلخ زاده شد و در آنجا پرورش يافت. در اغلب منابع آور...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''ابومشعر بلخي'''، جعفر بن محمد، (19 صفر 171ق ـ 28 رمضان 272ق / 10 اوت 787م ـ 9 مارس 886م) از نامدارترين احكاميان تاريخ جهان كه در اروپاي سده‌هاي ميانه آپومسر يا آلبومسر [1]ناميده مي‌شد.<sup>1</sup> وي احتمالا در بلخ زاده شد و در آنجا پرورش يافت. در اغلب منابع آورده‌اند كه تا 47 سالگي (218ق / ؟ م) يا به روايتي تا 210ق / ؟ م، تنها به علم حديث و فقه توجه داشت و پرداختن به فلسفه، نجوم و علوم رياضي را ناروا مي‌شمرد. اما به ناگاه و با تأثير پذيري از كندي، فيلسوف و ستاره شناس نامدار عرب، به آموختن نجوم پرداخت و چون از علم رياضي بهرة چنداني نداشت نتوانست در اين علوم و نيز اخترشناسي به جايي برسد و به ناچار به اختربيني روي آورد و در اندك مدتي به شهرتي جهانگير رسيد.<sup>2و3</sup> ديويد پينگري[2] بيشتر اين داستان‌سرايي‌هاي مورخان كهن و نيز بسياري از دعاوي گزاف ابومعشر در آثارش را پذيرفته است،<sup>4</sup> در صورتي كه همخواني چنداني با يكديگر ندارند.<sup>5</sup> بيروني* از زنده بودن وي دست كم تا شوال 279ق / ؟ م خبر داده است.<sup>7</sup> ابومعشر شهرت كم مانند خود را مديون افسانه‌هايي است كه از همان آغاز دربارة وي رواج يافت. اما بيروني او را خودپسند و نيرنگ باز برشمرده<sup>8</sup> و از مذاكرات ميان او و شاگردش شاذان نيز مي‌توان به درستي نظر بيروني پي برد.<sup>9</sup> با اين همه شيفتگي او به فرهنگ ايراني و بويژه ايران باستان از يك يك آثار او پيداست. مثلا در ''اختلاف الزيجات'' از توجه پادشاهان ايران به حفظ و تصحيح آثار علمي  از روزگاران بس كهن و نگه‌داري بسياري از اين آثار در دژي در جِي اصفهان سخن مي‌گويد.<sup>10و11</sup> قاضي صاعد اندلسي او را آگاه ترين مردم به احوال ايرانيان و ديگر اقوام باستاني مي‌داند و بارها در موضوعات مختلف، حتي در موضوعي چون كيفيت كار مترجمان! به وي اعتماد مي‌كند.<sup>12</sup> ديدگاه‌هاي وي بيشتر منشأ هندي- ايراني و گاه حَرّاني دارد. بيروني، عمر بن فرخان طبري و ماشاء الله يهودي را واسطة ميان ابومعشر و آثار نجومي دورة ساساني دانسته است.<sup>13</sup>  
[[پرونده:ابومشعر بلخی.jpg|بندانگشتی|ابومشعر بلخی برگرفته از سایت بیتوته قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/artist/abu-shakur-balkhi-113.html]]
ابومشعر بلخی، جعفر بن محمد، (19 صفر 171ق ـ 28 رمضان 272ق / 10 اوت 787م ـ 9 مارس 886م) از نامدارترین احکامیان تاریخ جهان که در اروپای سده‌های میانه آپومسر یا آلبومسر (Apomasar / Albumasar) نامیده می‌شد<ref>D. Pingree, “Historical Horoscopes”, JAOS, vol. 82, 1962, p 487.</ref>. وی احتمالا در بلخ زاده شد و در آنجا پرورش یافت. در اغلب منابع آورده‌اند که تا 47 سالگی (218ق / ؟ م) یا به روایتی تا 210ق / ؟ م، تنها به علم حدیث و فقه توجه داشت و پرداختن به فلسفه، نجوم و علوم ریاضی را ناروا می‌شمرد. اما به ناگاه و با تأثیر پذیری از کندی، فیلسوف و ستاره شناس نامدار عرب، به آموختن نجوم پرداخت و چون از علم ریاضی بهره چندانی نداشت نتوانست در این علوم و نیز اخترشناسی به جایی برسد و به ناچار به [[اختربینی]] روی آورد و در اندک مدتی به شهرتی جهانگیر رسید<ref>ابن ندیم، '''''الفهرست'''''، به کوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ، 1872م، ص 277.</ref><ref>قفطی، '''''تاریخ الحکماء'''''، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، 1903م، ص 151.</ref>. دیوید پینگری(D. Pingree) بیشتر این داستان‌سرایی‌های مورخان کهن و نیز بسیاری از دعاوی گزاف ابومعشر در آثارش را پذیرفته است<ref>D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, '''Dictionary of Scientific Biography''', New York, 1970, Vol I, pp 32-33.</ref>، در صورتی که همخوانی چندانی با یکدیگر ندارند<ref>کرامتی، «ابومعشر بلخی»، ذیل و ترجمه انگلیسی '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی''''' (زیر چاپ).</ref><ref>ابن ندیم، '''''الفهرست''،''' چ فلوگل، ص 277.</ref>. [[ابوریحان بیرونی|بیرونی]]* از زنده بودن وی دست کم تا شوال 279ق / ؟ م خبر داده است<ref>ابوریحان بیرونی، '''''الآثار الباقیه'''''، به کوشش ادوارد زاخاو، لایپزیک، 1902م، ص 340-341.</ref>. ابومعشر شهرت کم مانند خود را مدیون افسانه‌هایی است که از همان آغاز درباره وی رواج یافت. اما [[ابوریحان بیرونی|بیرونی]] او را خودپسند و نیرنگ باز برشمرده<ref>ابوریحان بیرونی،  '''''الآثار الباقیه'''''، ص 25-26، 81-82.</ref> و از مذاکرات میان او و شاگردش شاذان نیز می‌توان به درستی نظر بیرونی پی برد<ref>دیانت، ابوالحسن، «ابومعشر بلخی'''»، ''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، ج 6، ص 272.</ref>. با این همه شیفتگی او به [[فرهنگ ایران زمین|فرهنگ ایرانی]] و به‌ویژه [[ایران باستان]] از یک یک آثار او پیداست. مثلا در اختلاف الزیجات از توجه پادشاهان ایران به حفظ و تصحیح آثار علمی از روزگاران بس کهن و نگه‌داری بسیاری از این آثار در دژی در جِی [[اصفهان]] سخن می‌گوید<ref>ابن ندیم، '''''الفهرست'''''، ص 240-241.</ref><ref>حمزه اصفهانی، '''''تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء'''''، بیروت، ص 151-153.</ref>. قاضی صاعد اندلسی او را آگاه ترین مردم به احوال ایرانیان و دیگر اقوام باستانی می‌داند و بارها در موضوعات مختلف، حتی در موضوعی چون کیفیت کار مترجمان! به وی اعتماد می‌کند<ref>قاضی صاعد اندلسی، '''''التعریف بطبقات الامم'''''، به کوشش غلامرضا جمشید نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 158، 160-161، 165، 192، 225، 227-228، 232.</ref>. دیدگاه‌های وی بیشتر منشأ هندی- ایرانی و گاه حَرّانی دارد. [[ابوریحان بیرونی|بیرونی]]، عمر بن فرخان طبری و ماشاء الله یهودی را واسطه میان ابومعشر و آثار نجومی دوره [[ساسانیان|ساسانی]] دانسته است<ref>ابوریحان بیرونی، '''''تمهید'''''، ص 89.</ref>.


از متن عربي مهم‌ترين اثر ابومعشر ''المَدخَل الكبير الي علم احكام النجوم'' (= درآمدي مفصل بر اختربيني) تا كنون تنها قطعاتي كوچك منتشر شده است. بخش بزرگي از اين كتاب در حدود 1000م به يوناني و دو بار در 1133 و 1140م به ترتيب توسط يوحناي اشبيلي[3] و هرمان كارينتيايي [4]به لاتيني، و در سدة 13م به عبري ترجمه شده است. ترجمة يوحنا نخستين بار در 1489م (كمتر از نيم قرن پس از بنيان گذاري صنعت چاپ) و سپس بارها در اروپا به چاپ رسيده است. يوحنا كتاب ''تحاويل سني العالم'' (=''كتاب النكت'') ابومعشر را نيز ترجمه كرده كه اين ترجمه نيز چندين بار چاپ شده است. به هر حال ترجمه‌هاي يوناني، لاتيني آثار ابومعشر بر اختر بيني اروپاي سده‌هاي ميانه تأثيري شگرف گذاشت. چندان كه بوناتّي يكي از بزرگترين اختربينان اروپايي در «كتاب نجوم» [5](حدود 1282م) بارها به آراء ابومعشر بلخي استناد كرده است.<sup>14</sup> ابومعشر حتي امروزه نيز در ميان اروپائيان شهرت دارد و قطعاتي از آثار وي، نه تنها براي پژوهش در تاريخ علم، كه براي بهره وري اختربينانه! به زبان‌هاي مدرن اروپايي ترجمه شده است (مثلا برخي ترجمه‌هاي ايتاليايي جوزپه بتسا)<sup>15</sup>. ريچارد لماي در كتاب ''ابومعشر و ارسطوگرايي لاتيني در سدة 12م'' بر تأثير شگرف ترجمة لاتيني آثار ابومعشر بر فلسفة اروپاي سدة 12م تأكيد دارد. به نظر لماي، دانشمندان اروپايي، به واسطة ترجمة لاتيني ''المدخل الكبير'' با طبيعيات ارسطويي آشنا شدند<sup>16</sup> هر چند كه پينگري بر آن است كه اين كتاب علاوه بر عناصر نوافلاطوني، نشانه‌هاي بارزي نيز از تأثير ديدگاه‌هاي حرانيان را با خود دارد.<sup>17</sup> گفتني است كه ابومعشر در فصلي از ''المدخل الكبير''، نظرية كم و بيش درستي دربارة جذر و مد ارائه داده كه آن نيز در ميان اروپاييان رواج بسيار داشته است.<sup>18</sup> 
از متن عربی مهم‌ترین اثر ابومعشر المَدخَل الکبیر الی علم احکام النجوم (= درآمدی مفصل بر اختربینی) تا کنون تنها قطعاتی کوچک منتشر شده است. بخش بزرگی از این کتاب در حدود 1000م به یونانی و دو بار در 1133 و 1140م به ترتیب توسط یوحنای اشبیلی (John of Seville) و هرمان کارینتیایی (Hermann of Carinthia) به لاتینی، و در سده 13م به عبری ترجمه شده است. ترجمه یوحنا نخستین بار در 1489م (کمتر از نیم قرن پس از بنیان گذاری صنعت چاپ) و سپس بارها در اروپا به چاپ رسیده است. یوحنا کتاب تحاویل سنی العالم (=کتاب النکت) ابومعشر را نیز ترجمه کرده که این ترجمه نیز چندین بار چاپ شده است. به هر حال ترجمه‌های یونانی، لاتینی آثار ابومعشر بر اختر بینی اروپای سده‌های میانه تأثیری شگرف گذاشت. چندان که بوناتّی یکی از بزرگترین اختربینان اروپایی در «کتاب نجوم» (Guido Bonatti, Liber Astronomia (c 1282 AD)) (حدود 1282م) بارها به آراء ابومعشر بلخی استناد کرده است<ref>Zoller, Robert, “Abu Ma'shar: Prince of Astrologers” in:


'''مآخذ''':
http://www.new-library.com/zoller/features/rz-article-abumashar.shtml</ref>. ابومعشر حتی امروزه نیز در میان اروپائیان شهرت دارد و قطعاتی از آثار وی، نه تنها برای پژوهش در تاریخ علم، که برای بهره‌وری اختربینانه! به زبان‌های مدرن اروپایی ترجمه شده‌است (مثلا برخی ترجمه‌های ایتالیایی جوزپه بتسا)<ref>http://www.cieloeterra.it/eng/eng.testi.metafore/eng.metafore.html</ref>. ریچارد لمای در کتاب ابومعشر و ارسطوگرایی لاتینی در سده 12م بر تأثیر شگرف ترجمه لاتینی آثار ابومعشر بر فلسفه اروپای سده 12م تأکید دارد. به نظر لمای، دانشمندان اروپایی، به واسطه ترجمه لاتینی المدخل الکبیر با طبیعیات ارسطویی آشنا شدند<ref>Lemay, Richard. Abu MaShar and Latin Aristotelianism in the TwelfthCentury. Beirut: 1962</ref> هر چند که پینگری بر آن است که این کتاب علاوه بر عناصر نوافلاطونی، نشانه‌های بارزی نیز از تأثیر دیدگاه‌های حرانیان را با خود دارد<ref>D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, pp 36.</ref>. گفتنی است که ابومعشر در فصلی از المدخل الکبیر، نظریه کم و بیش درستی درباره جذر و مد ارائه داده که آن نیز در میان اروپاییان رواج بسیار داشته است<ref>Duhem, P., '''Le Systeme du monde''', Vol II, 1914, pp. 369-386.</ref>.


1-     D. Pingree, “Historical Horoscopes”, '''JAOS''', vol. 82, 1962, p 487.
== نیز نگاه کنید به ==


2-    ابن نديم، '''''الفهرست'''''، به كوشش گوستاو فلوگل، لايپزيگ، 1872م، ص 277.
* [[ساسانیان]]
* [[اصفهان]]
* [[ابوریحان بیرونی]]
* [[اختربینی]]
* [[فرهنگ ایران زمین|فرهنگ ایرانی]]
* [[ایران باستان]]


3-    قفطي، '''''تاريخ الحكماء'''''، به كوشش يوليوس ليپرت، لايپزيگ، 1903م، ص 151.
== '''مآخذ''' ==
<references />


4-    D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, '''Dictionary of Scientific Biography''', New York, 1970, Vol I, pp 32-33.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


5-    كرامتي، «ابومعشر بلخي»، ذيل و ترجمة انگليسي '''''دايرة المعارف بزرگ اسلامي''''' (زير چاپ).
== نویسنده مقاله ==
 
یونس كرامتی
6-    ابن نديم، '''''الفهرست''،''' چ فلوگل، ص 277.
[[رده:علوم و فنون]]
 
7-    ابوريحان بيروني، '''''الآثار الباقية'''''، به كوشش ادوارد زاخاو، لايپزيك، 1902م، ص 340-341.
 
8-    ابوريحان بيروني، همان، ص 25-26، 81-82.
 
9-    ديانت، ابوالحسن، «ابومعشر بلخي'''»، ''دايرة المعارف بزرگ اسلامي'''''، ج 6، ص 272.
 
10- ابن نديم، '''''الفهرست'''''، ص 240-241.
 
11- حمزة  اصفهاني، '''''تاريخ سني ملوك الأرض و الأنبياء'''''، بيروت، ص 151-153.
 
12- قاضي صاعد اندلسي، '''''التعريف بطبقات الامم'''''، به كوشش غلامرضا جمشيد نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 158، 160-161، 165، 192، 225، 227-228، 232.
 
13- ابوريحان بيروني، '''''تمهيد'''''، ص 89.
 
14-      Zoller, Robert, “Abu Ma'shar: Prince of Astrologers” in:
 
<nowiki>http://www.new-library.com/zoller/features/rz-article-abumashar.shtml</nowiki>
 
15-      <nowiki>http://www.cieloeterra.it/eng/eng.testi.metafore/eng.metafore.html</nowiki>
 
16-      Lemay, Richard. Abu MaShar and '''Latin''' '''Aristotelianism''' '''in''' '''the''' '''Twelfth'''
 
Century. Beirut: 1962.
 
17-      D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, pp 36.
 
18-       Duhem, P., '''Le Systeme du monde''', Vol II, 1914, pp. 369-386.
----[1]. Apomasar / Albumasar
 
[2]. D. Pingree
 
[3]. John of Seville
 
[4]. Hermann of Carinthia
 
[5]. Guido Bonatti, Liber Astronomia (c 1282 AD)
 
 
یونس کرامتی

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۶

ابومشعر بلخی برگرفته از سایت بیتوته قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/artist/abu-shakur-balkhi-113.html

ابومشعر بلخی، جعفر بن محمد، (19 صفر 171ق ـ 28 رمضان 272ق / 10 اوت 787م ـ 9 مارس 886م) از نامدارترین احکامیان تاریخ جهان که در اروپای سده‌های میانه آپومسر یا آلبومسر (Apomasar / Albumasar) نامیده می‌شد[۱]. وی احتمالا در بلخ زاده شد و در آنجا پرورش یافت. در اغلب منابع آورده‌اند که تا 47 سالگی (218ق / ؟ م) یا به روایتی تا 210ق / ؟ م، تنها به علم حدیث و فقه توجه داشت و پرداختن به فلسفه، نجوم و علوم ریاضی را ناروا می‌شمرد. اما به ناگاه و با تأثیر پذیری از کندی، فیلسوف و ستاره شناس نامدار عرب، به آموختن نجوم پرداخت و چون از علم ریاضی بهره چندانی نداشت نتوانست در این علوم و نیز اخترشناسی به جایی برسد و به ناچار به اختربینی روی آورد و در اندک مدتی به شهرتی جهانگیر رسید[۲][۳]. دیوید پینگری(D. Pingree) بیشتر این داستان‌سرایی‌های مورخان کهن و نیز بسیاری از دعاوی گزاف ابومعشر در آثارش را پذیرفته است[۴]، در صورتی که همخوانی چندانی با یکدیگر ندارند[۵][۶]. بیرونی* از زنده بودن وی دست کم تا شوال 279ق / ؟ م خبر داده است[۷]. ابومعشر شهرت کم مانند خود را مدیون افسانه‌هایی است که از همان آغاز درباره وی رواج یافت. اما بیرونی او را خودپسند و نیرنگ باز برشمرده[۸] و از مذاکرات میان او و شاگردش شاذان نیز می‌توان به درستی نظر بیرونی پی برد[۹]. با این همه شیفتگی او به فرهنگ ایرانی و به‌ویژه ایران باستان از یک یک آثار او پیداست. مثلا در اختلاف الزیجات از توجه پادشاهان ایران به حفظ و تصحیح آثار علمی از روزگاران بس کهن و نگه‌داری بسیاری از این آثار در دژی در جِی اصفهان سخن می‌گوید[۱۰][۱۱]. قاضی صاعد اندلسی او را آگاه ترین مردم به احوال ایرانیان و دیگر اقوام باستانی می‌داند و بارها در موضوعات مختلف، حتی در موضوعی چون کیفیت کار مترجمان! به وی اعتماد می‌کند[۱۲]. دیدگاه‌های وی بیشتر منشأ هندی- ایرانی و گاه حَرّانی دارد. بیرونی، عمر بن فرخان طبری و ماشاء الله یهودی را واسطه میان ابومعشر و آثار نجومی دوره ساسانی دانسته است[۱۳].

از متن عربی مهم‌ترین اثر ابومعشر المَدخَل الکبیر الی علم احکام النجوم (= درآمدی مفصل بر اختربینی) تا کنون تنها قطعاتی کوچک منتشر شده است. بخش بزرگی از این کتاب در حدود 1000م به یونانی و دو بار در 1133 و 1140م به ترتیب توسط یوحنای اشبیلی (John of Seville) و هرمان کارینتیایی (Hermann of Carinthia) به لاتینی، و در سده 13م به عبری ترجمه شده است. ترجمه یوحنا نخستین بار در 1489م (کمتر از نیم قرن پس از بنیان گذاری صنعت چاپ) و سپس بارها در اروپا به چاپ رسیده است. یوحنا کتاب تحاویل سنی العالم (=کتاب النکت) ابومعشر را نیز ترجمه کرده که این ترجمه نیز چندین بار چاپ شده است. به هر حال ترجمه‌های یونانی، لاتینی آثار ابومعشر بر اختر بینی اروپای سده‌های میانه تأثیری شگرف گذاشت. چندان که بوناتّی یکی از بزرگترین اختربینان اروپایی در «کتاب نجوم» (Guido Bonatti, Liber Astronomia (c 1282 AD)) (حدود 1282م) بارها به آراء ابومعشر بلخی استناد کرده است[۱۴]. ابومعشر حتی امروزه نیز در میان اروپائیان شهرت دارد و قطعاتی از آثار وی، نه تنها برای پژوهش در تاریخ علم، که برای بهره‌وری اختربینانه! به زبان‌های مدرن اروپایی ترجمه شده‌است (مثلا برخی ترجمه‌های ایتالیایی جوزپه بتسا)[۱۵]. ریچارد لمای در کتاب ابومعشر و ارسطوگرایی لاتینی در سده 12م بر تأثیر شگرف ترجمه لاتینی آثار ابومعشر بر فلسفه اروپای سده 12م تأکید دارد. به نظر لمای، دانشمندان اروپایی، به واسطه ترجمه لاتینی المدخل الکبیر با طبیعیات ارسطویی آشنا شدند[۱۶] هر چند که پینگری بر آن است که این کتاب علاوه بر عناصر نوافلاطونی، نشانه‌های بارزی نیز از تأثیر دیدگاه‌های حرانیان را با خود دارد[۱۷]. گفتنی است که ابومعشر در فصلی از المدخل الکبیر، نظریه کم و بیش درستی درباره جذر و مد ارائه داده که آن نیز در میان اروپاییان رواج بسیار داشته است[۱۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. D. Pingree, “Historical Horoscopes”, JAOS, vol. 82, 1962, p 487.
  2. ابن ندیم، الفهرست، به کوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ، 1872م، ص 277.
  3. قفطی، تاریخ الحکماء، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، 1903م، ص 151.
  4. D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, Dictionary of Scientific Biography, New York, 1970, Vol I, pp 32-33.
  5. کرامتی، «ابومعشر بلخی»، ذیل و ترجمه انگلیسی دایره المعارف بزرگ اسلامی (زیر چاپ).
  6. ابن ندیم، الفهرست، چ فلوگل، ص 277.
  7. ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیه، به کوشش ادوارد زاخاو، لایپزیک، 1902م، ص 340-341.
  8. ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیه، ص 25-26، 81-82.
  9. دیانت، ابوالحسن، «ابومعشر بلخی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 6، ص 272.
  10. ابن ندیم، الفهرست، ص 240-241.
  11. حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء، بیروت، ص 151-153.
  12. قاضی صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشید نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 158، 160-161، 165، 192، 225، 227-228، 232.
  13. ابوریحان بیرونی، تمهید، ص 89.
  14. Zoller, Robert, “Abu Ma'shar: Prince of Astrologers” in: http://www.new-library.com/zoller/features/rz-article-abumashar.shtml
  15. http://www.cieloeterra.it/eng/eng.testi.metafore/eng.metafore.html
  16. Lemay, Richard. Abu MaShar and Latin Aristotelianism in the TwelfthCentury. Beirut: 1962
  17. D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, pp 36.
  18. Duhem, P., Le Systeme du monde, Vol II, 1914, pp. 369-386.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

یونس كرامتی