پرش به محتوا

ابومشعر بلخی

از ویکی ایران
ابومشعر بلخی برگرفته از سایت بیتوته قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/artist/abu-shakur-balkhi-113.html

ابومشعر بلخی، جعفر بن محمد، (19 صفر 171ق ـ 28 رمضان 272ق / 10 اوت 787م ـ 9 مارس 886م) از نامدارترین احکامیان تاریخ جهان که در اروپای سده‌های میانه آپومسر یا آلبومسر (Apomasar / Albumasar) نامیده می‌شد[۱]. وی احتمالا در بلخ زاده شد و در آنجا پرورش یافت. در اغلب منابع آورده‌اند که تا 47 سالگی (218ق / ؟ م) یا به روایتی تا 210ق / ؟ م، تنها به علم حدیث و فقه توجه داشت و پرداختن به فلسفه، نجوم و علوم ریاضی را ناروا می‌شمرد. اما به ناگاه و با تأثیر پذیری از کندی، فیلسوف و ستاره شناس نامدار عرب، به آموختن نجوم پرداخت و چون از علم ریاضی بهره چندانی نداشت نتوانست در این علوم و نیز اخترشناسی به جایی برسد و به ناچار به اختربینی روی آورد و در اندک مدتی به شهرتی جهانگیر رسید[۲][۳]. دیوید پینگری(D. Pingree) بیشتر این داستان‌سرایی‌های مورخان کهن و نیز بسیاری از دعاوی گزاف ابومعشر در آثارش را پذیرفته است[۴]، در صورتی که همخوانی چندانی با یکدیگر ندارند[۵][۶]. بیرونی* از زنده بودن وی دست کم تا شوال 279ق / ؟ م خبر داده است[۷]. ابومعشر شهرت کم مانند خود را مدیون افسانه‌هایی است که از همان آغاز درباره وی رواج یافت. اما بیرونی او را خودپسند و نیرنگ باز برشمرده[۸] و از مذاکرات میان او و شاگردش شاذان نیز می‌توان به درستی نظر بیرونی پی برد[۹]. با این همه شیفتگی او به فرهنگ ایرانی و به‌ویژه ایران باستان از یک یک آثار او پیداست. مثلا در اختلاف الزیجات از توجه پادشاهان ایران به حفظ و تصحیح آثار علمی از روزگاران بس کهن و نگه‌داری بسیاری از این آثار در دژی در جِی اصفهان سخن می‌گوید[۱۰][۱۱]. قاضی صاعد اندلسی او را آگاه ترین مردم به احوال ایرانیان و دیگر اقوام باستانی می‌داند و بارها در موضوعات مختلف، حتی در موضوعی چون کیفیت کار مترجمان! به وی اعتماد می‌کند[۱۲]. دیدگاه‌های وی بیشتر منشأ هندی- ایرانی و گاه حَرّانی دارد. بیرونی، عمر بن فرخان طبری و ماشاء الله یهودی را واسطه میان ابومعشر و آثار نجومی دوره ساسانی دانسته است[۱۳].

از متن عربی مهم‌ترین اثر ابومعشر المَدخَل الکبیر الی علم احکام النجوم (= درآمدی مفصل بر اختربینی) تا کنون تنها قطعاتی کوچک منتشر شده است. بخش بزرگی از این کتاب در حدود 1000م به یونانی و دو بار در 1133 و 1140م به ترتیب توسط یوحنای اشبیلی (John of Seville) و هرمان کارینتیایی (Hermann of Carinthia) به لاتینی، و در سده 13م به عبری ترجمه شده است. ترجمه یوحنا نخستین بار در 1489م (کمتر از نیم قرن پس از بنیان گذاری صنعت چاپ) و سپس بارها در اروپا به چاپ رسیده است. یوحنا کتاب تحاویل سنی العالم (=کتاب النکت) ابومعشر را نیز ترجمه کرده که این ترجمه نیز چندین بار چاپ شده است. به هر حال ترجمه‌های یونانی، لاتینی آثار ابومعشر بر اختر بینی اروپای سده‌های میانه تأثیری شگرف گذاشت. چندان که بوناتّی یکی از بزرگترین اختربینان اروپایی در «کتاب نجوم» (Guido Bonatti, Liber Astronomia (c 1282 AD)) (حدود 1282م) بارها به آراء ابومعشر بلخی استناد کرده است[۱۴]. ابومعشر حتی امروزه نیز در میان اروپائیان شهرت دارد و قطعاتی از آثار وی، نه تنها برای پژوهش در تاریخ علم، که برای بهره‌وری اختربینانه! به زبان‌های مدرن اروپایی ترجمه شده‌است (مثلا برخی ترجمه‌های ایتالیایی جوزپه بتسا)[۱۵]. ریچارد لمای در کتاب ابومعشر و ارسطوگرایی لاتینی در سده 12م بر تأثیر شگرف ترجمه لاتینی آثار ابومعشر بر فلسفه اروپای سده 12م تأکید دارد. به نظر لمای، دانشمندان اروپایی، به واسطه ترجمه لاتینی المدخل الکبیر با طبیعیات ارسطویی آشنا شدند[۱۶] هر چند که پینگری بر آن است که این کتاب علاوه بر عناصر نوافلاطونی، نشانه‌های بارزی نیز از تأثیر دیدگاه‌های حرانیان را با خود دارد[۱۷]. گفتنی است که ابومعشر در فصلی از المدخل الکبیر، نظریه کم و بیش درستی درباره جذر و مد ارائه داده که آن نیز در میان اروپاییان رواج بسیار داشته است[۱۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. D. Pingree, “Historical Horoscopes”, JAOS, vol. 82, 1962, p 487.
  2. ابن ندیم، الفهرست، به کوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ، 1872م، ص 277.
  3. قفطی، تاریخ الحکماء، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، 1903م، ص 151.
  4. D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, Dictionary of Scientific Biography, New York, 1970, Vol I, pp 32-33.
  5. کرامتی، «ابومعشر بلخی»، ذیل و ترجمه انگلیسی دایره المعارف بزرگ اسلامی (زیر چاپ).
  6. ابن ندیم، الفهرست، چ فلوگل، ص 277.
  7. ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیه، به کوشش ادوارد زاخاو، لایپزیک، 1902م، ص 340-341.
  8. ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیه، ص 25-26، 81-82.
  9. دیانت، ابوالحسن، «ابومعشر بلخی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 6، ص 272.
  10. ابن ندیم، الفهرست، ص 240-241.
  11. حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء، بیروت، ص 151-153.
  12. قاضی صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشید نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 158، 160-161، 165، 192، 225، 227-228، 232.
  13. ابوریحان بیرونی، تمهید، ص 89.
  14. Zoller, Robert, “Abu Ma'shar: Prince of Astrologers” in: http://www.new-library.com/zoller/features/rz-article-abumashar.shtml
  15. http://www.cieloeterra.it/eng/eng.testi.metafore/eng.metafore.html
  16. Lemay, Richard. Abu MaShar and Latin Aristotelianism in the TwelfthCentury. Beirut: 1962
  17. D Pingree, “Abū Ma’shar al-Balkhī”, pp 36.
  18. Duhem, P., Le Systeme du monde, Vol II, 1914, pp. 369-386.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

یونس كرامتی