پرش به محتوا

هورامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''هورامي'''/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ يا گويش اورامان از گويش‌هاي زبان گوراني است كه خود از زبان‌هاي ايراني شمال غربي به شمار مي‌آيد. هورامي با گويش‌هاي كندوله‌اي، باجلاني و گوراني رابطة خواهري دارد<sup>1</sup> و قديمي‌ترين گويش اين گروه است<sup>2</sup>...» ایجاد کرد
 
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:کلیات دستور زبان، متون و واژگان زبان هورامی.jpg|بندانگشتی|کلیات دستور زبان، متون و واژگان زبان هورامی، برگرفته از سایت کتابیوم،قابل بازیابی از[https://www.ketabium.com/product/1688336/زبان-گورانی-گویش-هورامی-لهونی-کلیات-دستور-زبان-متون-و-واژگان/ /https://www.ketabium.comproduct/1688336 زبان-گورانی-گویش-هورامی-لهونی-کلیات-دستور-زبان-متون-و-واژگان/]]]
'''هورامي'''/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ يا گويش اورامان از گويش‌هاي زبان گوراني است كه خود از زبان‌هاي ايراني شمال غربي به شمار مي‌آيد. هورامي با گويش‌هاي كندوله‌اي، باجلاني و گوراني رابطة خواهري دارد<sup>1</sup> و قديمي‌ترين گويش اين گروه است<sup>2</sup> كه به علت برخورداري از ويژگي‌هاي باستاني بسيار مورد توجه است<sup>3</sup> و از بسياري جهات ويژگي‌هاي گونه‌اي قديمي از گويش‌هاي ايراني ميانه را دارد.<sup>4</sup> در برخي منابع هورامي به عنوان يكي از گويش‌هاي كردي معرفي شده است<sup>5</sup> اما به رغم همجواري با زبان كردي نمي‌توان اين زبان را به كردي منسوب دانست زيرا تحولات خاص كردي را متحمل نشده است.<sup>6</sup> گفته مي‌شود، نام اورامان از يكي از سرودهاي ديني زردشتيان گرفته شده است.<sup>7</sup> از تعداد گويشوران هورامي آمار دقيقي در دست نيست، اما مطابق برخي تخمين‌ها حدود 22948 نفر در ايران به اين گويش سخن مي‌گويند.<sup>8</sup> خاستگاه تمام گويش‌هاي گوراني احتمالاً استان‌هاي حومة خزر بوده است و از آن‌جا گويشوران در زمان نامعلومي به زاگرس جنوبي مهاجرت كرده‌اند.<sup>9</sup> اورامان اكنون در تقسيمات كشوري به دو استان كردستان و كرمانشاه تعلق دارد.<sup>10</sup> هورامي‌ها در دو سوي رشتة اصلي زاگرس، در غرب سنندج سكونت دارند<sup>11</sup> و به دو دسته تقسيم مي‌شوند: لهون/lohon/، مستقر در جنوب غربي زاگرس (مهم‌ترين روستاي آن نوسود) و تخت/ taxt/، مستقر در شمال و شرق اين رشته كوه (مهم‌ترين شهرها، پاوه و شاهو).<sup>12</sup>  
'''[[هورامی]]'''/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ یا گویش اورامان از گویش‌های زبان گورانی است که خود از زبان‌های ایرانی شمال غربی به شمار می‌آید. هورامی با گویش‌های کندوله‌ای، باجلانی و گورانی رابطه خواهری دارد<ref>رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، '''''دایره العمارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص549.</ref><ref name=":0">Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.</ref> و قدیمی‌ترین گویش این گروه است<ref>MACKENZIE, D. N. '''''The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN).''''' DENMARK: københavn. 1966, p. 4.</ref> که به علت برخورداری از ویژگی‌های باستانی بسیار مورد توجه است<ref>R. E. E. "The Iranian Languages". '''''The New  Encyclopaedia Brittanica'''''. Chicago:  Encyclopaedia Brittanica Inc. 1994. volume 22. p. 608.</ref> و از بسیاری جهات ویژگی‌های گونه‌ای قدیمی از گویش‌های ایرانی میانه را دارد<ref>  MMACKENZIE, D. N. '''''The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN).''''' DENMARK: københavn. 1966, p .3.</ref>. در برخی منابع هورامی به عنوان یکی از گویش‌های [[کردی]] معرفی شده است<ref>ابراهیم‌پور، محمدتقی. '''''واژه‌نامه کردی ـ  فارسی'''''. تهران: ققنوس، 1373، ص15.</ref><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، کتاب‌های جیبی، 1381، جلد یک، ص1167.</ref> اما به رغم همجواری با زبان [[کردی]] نمی‌توان این زبان را به [[کردی]] منسوب دانست زیرا تحولات خاص [[کردی]] را متحمل نشده است<ref name=":1">بلو، جویس. «گورانی و زازا»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص555.</ref>. گفته می‌شود، نام اورامان از یکی از سرودهای دینی [[زرتشتی، دین|زردشتیان]] گرفته شده است<ref>عنایت‌الله. رضا. «اورامان»، '''''دایر هالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص421.</ref>. از تعداد گویشوران هورامی آمار دقیقی در دست نیست، اما مطابق برخی تخمین‌ها حدود 22948 نفر در ایران به این گویش سخن می‌گویند<ref>Gordon Raymonds G., Jr. (ed), 2005. Ethnologue: languages of the world, Fifteenth edition. Dallas, Tex.</ref><ref name=":1" /><ref>برگرفته از [https://www.ethnologue.com/ https://www.ethnologue.com/ethnoblog/ethnologue-print-and-download/]</ref>. خاستگاه تمام گویش‌های گورانی احتمالاً استان‌های حومه [[دریاچه خزر|خزر]] بوده است و از آن‌جا گویشوران در زمان نامعلومی به زاگرس جنوبی مهاجرت کرده‌اند<ref name=":0" />. اورامان اکنون در تقسیمات کشوری به دو [[استان کردستان]] و [[استان کرمانشاه|کرمانشاه]] تعلق دارد<ref>عنایت‌الله. رضا. «اورامان»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم،ص420.</ref>. هورامی‌ها در دو سوی رشته اصلی زاگرس، در غرب سنندج سکونت دارند<ref>ادموندز، سیسیل جی. '''''کردها، ترک‌ها، عرب‌ها.''''' ترجمه ابراهیم یونسی، تهران: روزبهان،1367، ص167.</ref> و به دو دسته تقسیم می‌شوند: لهون/lohon/، مستقر در جنوب غربی [[زاگرس]] (مهم‌ترین روستای آن نوسود) و تخت/ taxt/، مستقر در شمال و شرق این رشته کوه (مهم‌ترین شهرها، پاوه و شاهو)<ref name=":1" />.


همة گويش‌هاي گوراني ويژگي‌هايي دارند كه آن‌ها را با گويش‌هاي مركزي ايران مربوط و از كردي متمايز مي‌كند. هر چند روشن است كه گويش‌‌‌هاي كردي همجوار تأثير بسياري بر آن داشته‌اند و در اين ميان قرض‌گيري‌هاي واژگاني هم صورت گرفته است.<sup>13</sup> نظام واجي هورامي به طور قابل توجهي مشابه گويش‌هاي كردي مجاورش، سليمانيه و سنه (سنندجي) است، و شامل 26 همخوان است كه دو نيم واكة /y/ و /w/ را نيز در بر دارد.<sup>14</sup> در اين ميان همانند واج‌هاي سليمانيه، ميان /L/ لثوي پيشين و /t/ نرمكامي شده و نيز /؟/ زنشي و /J/ غلتان تمايز وجود دارد. نظام واكه‌اي هورامي شامل 7 واكة بلند / i, e, ε, ā, ?, o, u/ و سه واكة كوتاه، /i a u/ است.<sup>15</sup> در صرف اسم و صفت ميان دو شمار (مفرد و جمع) و دو جنس دستوري (مذكر و مؤنث) و دو حالت (صريح و غيرصريح) تمايز وجود دارد. تمامي صفات با اسم از نظر شمار و جنس و حالت مطابقه دارند.<sup>16</sup> در حروف تعريف نامعين نيز تمايز جنس مشخص است. پسوند –ew براي مذكر و –ewa براي مؤنث مفرد و نامعين بودن را نشان مي‌دهد: / harew/ «يك خر» و /kināčewa/ «يك دختر».<sup>17</sup> پسوند معرفه براي مذكر –aḱa و براي مؤنث –aḱe  مي‌باشد.<sup>18</sup> به عنوان مثال حالت فاعلي، مذكر و مفرد براي واژة /har/ مي‌شود: /har- aḱa/ «آن خر»<sup>19</sup> هورامي همچنين تمايز حالت را در جمع مذكر و مؤنث حفظ كرده است.<sup>20</sup> تكيه در ساخت واژه نقش مهمي ايفا مي‌كند و در صورت‌هاي زباني كه تنها از نظر تكيه متفاوت هستند تمايز معني ايجاد مي‌كند: /č ́anī/ «سوزن»، / čańī/ «با».<sup>21</sup> افعال داراي دو بن ماضي و مضارع است. (مانند: بن ماضي: - niẃišt «نوشت» و بن مضارع: - niwis «نويس»)<sup>22</sup> هورامي از زبان‌هايي است كه در زمان گذشته داراي ويژگي‌ ارگاتيو (فعل متعدي با مفعول مطابقه مي‌كند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل مي‌شود) است: /to-m di/ «تو را ديدم». در زمان حال و آينده ترتيب كلمات sov (فاعل، مفعول، فعل) است و فعل با فاعل مطابقه دارد: /ahmad- I ma- ωin- u/ «احمد را مي‌بينم».<sup>23</sup>  
همه گویش‌های گورانی ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را با گویش‌های مرکزی ایران مربوط و از [[کردی]] متمایز می‌کند. هر چند روشن است که گویش‌‌‌های کردی همجوار تأثیر بسیاری بر آن داشته‌اند و در این میان قرض‌گیری‌های واژگانی هم صورت گرفته است<ref name=":0" /><ref name=":2">Mackenzie, D. N. "AVROMANI", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yar shater. London and New York:  Routledge & Kegan Paul. 1989. Volume III, p.111</ref>. نظام واجی هورامی به طور قابل توجهی مشابه گویش‌های کردی مجاورش، سلیمانیه و سنه ([[سنندجی]]) است، و شامل 26 همخوان است که دو نیم واکه /y/ و /w/ را نیز در بر دارد<ref>Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P.7</ref>. در این میان همانند واج‌های سلیمانیه، میان /L/ لثوی پیشین و /t/ نرمکامی شده و نیز /؟/ زنشی و /J/ غلتان تمایز وجود دارد. نظام واکه‌ای هورامی شامل 7 واکه بلند / i, e, ε, ā,?, o, u/ و سه واکه کوتاه، /i a u/ است<ref>Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 8</ref>. در صرف اسم و صفت میان دو شمار (مفرد و جمع) و دو جنس دستوری (مذکر و مؤنث) و دو حالت (صریح و غیرصریح) تمایز وجود دارد. تمامی صفات با اسم از نظر شمار و جنس و حالت مطابقه دارند<ref>Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 13</ref>. در حروف تعریف نامعین نیز تمایز جنس مشخص است. پسوند –ew برای مذکر و –ewa برای مؤنث مفرد و نامعین بودن را نشان می‌دهد: / harew/ «یک خر» و /kināčewa/ «یک دختر»<ref>Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 15.</ref>. پسوند معرفه برای مذکر –aḱa و برای مؤنث –aḱe  می‌باشد<ref>Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 16.</ref><ref name=":0" />. به عنوان مثال حالت فاعلی، مذکر و مفرد برای واژه /har/ می‌شود: /har- aḱa/ «آن خر»<ref>بلو، جویس. «گورانی و زازا»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص557.</ref> هورامی همچنین تمایز حالت را در جمع مذکر و مؤنث حفظ کرده است<ref name=":0" />. تکیه در ساخت واژه نقش مهمی ایفا می‌کند و در صورت‌های زبانی که تنها از نظر تکیه متفاوت هستند تمایز معنی ایجاد می‌کند: /č ́anī/ «سوزن»، / čańī/ «با»<ref name=":2" />. افعال دارای دو بن ماضی و مضارع است. (مانند: بن ماضی: - niẃišt «نوشت» و بن مضارع: - niwis «نویس»)<ref>MACKENZIE, D. N. '''''The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN).''''' DENMARK: københavn. 1966, p. 28, 30, 31.</ref> هورامی از زبان‌هایی است که در زمان گذشته دارای ویژگی‌ ارگاتیو (فعل متعدی با مفعول مطابقه می‌کند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل می‌شود) است: /to-m di/ «تو را دیدم». در زمان حال و آینده ترتیب کلمات sov (فاعل، مفعول، فعل) است و فعل با فاعل مطابقه دارد: /ahmad- I ma- ωin- u/ «احمد را می‌بینم»<ref>برگرفته از [https://www.eva.mpg.de/lingua/pdf/Glossing-Rules.pdf https://www.eva.mpg.de//lingua/pdf/Glossing-Rules.pdf]</ref><ref>Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 402.</ref><ref>برگرفته از [https://www.eva.mpg.de//fileadmin/content_files/linguistics/pdf/SWL1_Webpage_2004.pdf https://www.eva.mpg.de/fileadmin/content_files/linguistics/pdf/SWL1_Webpage_2004.pdf]</ref>.


هورامي، زماني زبان دربارِ اميرنشين كرد اردلان بوده است. ادبيات اهل حق نيز به زبان هورامي است. بخشي از اين ادبيات مذهبي به فارسي نو و بخشي هم هورامي «كوينه» /koine/ كهنه نوشته شده است<sup>24</sup> كه از نظر نظام صرفي با تمام گويش‌هاي موجود تفاوت دارد به ويژه تصريف اسمي آن تا حد چشمگيري كاهش يافته است.<sup>25</sup>  
هورامی، زمانی زبان دربارِ امیرنشین کرد اردلان بوده است. ادبیات اهل حق نیز به زبان هورامی است. بخشی از این ادبیات مذهبی به فارسی نو و بخشی هم هورامی «کوینه» /koine/ کهنه نوشته شده است<ref>برگرفته از [https://goran-ethnic.com/wp-content/uploads/2021/11/Michiel-Leezenberg-Gorani-Influence-on-Central-Kurdish.pdf https://goran-ethnic.com/]</ref> که از نظر نظام صرفی با تمام گویش‌های موجود تفاوت دارد به ویژه تصریف اسمی آن تا حد چشمگیری کاهش یافته است<ref name=":0" />.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[زبان های ایرانی]]
* [[کردی]]


1. رضايي باغ‌بيدي، حسن. «زبان‌هاي ايراني»، '''''دايرةالعمارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، جلد دهم، ص549 و نك
* [[سنندجی]]


-   Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.
* [[مهابادی]]


2. MACKENZIE, D. N. '''''The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN).''''' DENMARK: københavn. 1966, p. 4.
* [[کرمانشاهی]]


3.     R. E. E. "The Iranian Languages". '''''The New  Encyclopaedia Brittanica'''''. Chicago:  Encyclopaedia Brittanica Inc. 1994. volume 22. p. 608.
* [[گیلکی]]


4.         MACKENZIE, D. N. '''''The Dialect of Awroman'''''. P.3.
* [[لری]]


5. ابراهيم‌پور، محمدتقي. '''''واژه‌نامة كردي ـ  فارسي'''''. تهران: ققنوس، 1373، ص15، ونك: مصاحب، غلامحسين. '''''دايرةالمعارف فارسي'''''. تهران: اميركبير، كتاب‌هاي جيبي، 1381، جلد يك، ص1167.
* [[ممسنی]]


6. بلو، جويس. «گوراني و زازا»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص555.
* [[بختیاری]]


7. عنايت‌الله. رضا. «اورامان»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، جلد دهم، ص421.
* [[لکی]]


8. online Version: www. Ethnolog. Com/ Print edition: Gordon Raymonds G., Jr. (ed), 2005. Ethnologue: languages of the world, Fifteenth edition. Dallas, Tex.: SIL. International
* [[مازندرانی]]


ونك. بلو، جويس. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص555.
== '''مآخذ''' ==
<references />


9. Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


10.  عنايت‌الله. رضا. '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. ص420.
== نویسنده مقاله ==
 
آتوسا رستم بیک تفرشی
11.  ادموندز، سيسيل جي. '''''كردها، ترك‌ها، عرب‌ها.''''' ترجمة ابراهيم يونسي، تهران: روزبهان،1367، ص167.
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
 
[[رده:زبان شناسی]]
12.  بلو، جويس'''''. راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص555.
 
13.  Mackenzie, D. N. "AVROMANI", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. ed. E. Yar shater. London and New York:  Routledge & Kegan Paul. 1989. Volume III, p.111.
 
Mackenzie, D. N. "Gurāni", '''''ENCYCLOPAEDIA IRANICA'''''. P. 401.                                           ـ و نك:
 
14. Mackenzie, D. N. "The dialect of AWROMAN". P.7.
 
15.  همان, p. 8.
 
16.  همان, p. 13.
 
17.  همان, p. 15.
 
18.  همان, p. 16.
 
-   Mackenzie, D. N. "Gurani". P. 401.                          ـ و نك:                                                  
 
19.                 بلو، جويس. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص557.
 
20.      Mackenzie, D. N. "Gurāni". P. 401.
 
21.      Mackenzie, D. N. "AVROMANI", P. 111.
 
22.      Mackenzie, D. N. '''''The dialect of AWROMAN'''''. P. 28, 30, 31.
 
23.       Holmberg – Andres and Odden, David. "Ergativity and Role – Marking in hawrami". University of Leipzig & Max plank Institute of Evolutionary Anthropology. SWL 1, August 2004. Online:
 
<nowiki>http://www.eva.mpy.de/~cschimidt/SWL1/handonts/Homberg_odden.PdF</nowiki> .
 
Mackenzie, D. N. "Gurāni", p. 402.  ـ و نك:                                                                      
 
24.  Leezenberg, Michiel. "Gurani Influence on Central Kurdish. ILLC. Department of philosophy, University of Amsterdam. Online: <nowiki>http://Scholor.Google.com</nowiki>.
 
25. Mackenzie, D. N. "Gurāni". P. 401.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۴

کلیات دستور زبان، متون و واژگان زبان هورامی، برگرفته از سایت کتابیوم،قابل بازیابی از/https://www.ketabium.comproduct/1688336 زبان-گورانی-گویش-هورامی-لهونی-کلیات-دستور-زبان-متون-و-واژگان/

هورامی/ hawrāmī/، awromāni/ ،/ avromāni/ یا گویش اورامان از گویش‌های زبان گورانی است که خود از زبان‌های ایرانی شمال غربی به شمار می‌آید. هورامی با گویش‌های کندوله‌ای، باجلانی و گورانی رابطه خواهری دارد[۱][۲] و قدیمی‌ترین گویش این گروه است[۳] که به علت برخورداری از ویژگی‌های باستانی بسیار مورد توجه است[۴] و از بسیاری جهات ویژگی‌های گونه‌ای قدیمی از گویش‌های ایرانی میانه را دارد[۵]. در برخی منابع هورامی به عنوان یکی از گویش‌های کردی معرفی شده است[۶][۷] اما به رغم همجواری با زبان کردی نمی‌توان این زبان را به کردی منسوب دانست زیرا تحولات خاص کردی را متحمل نشده است[۸]. گفته می‌شود، نام اورامان از یکی از سرودهای دینی زردشتیان گرفته شده است[۹]. از تعداد گویشوران هورامی آمار دقیقی در دست نیست، اما مطابق برخی تخمین‌ها حدود 22948 نفر در ایران به این گویش سخن می‌گویند[۱۰][۸][۱۱]. خاستگاه تمام گویش‌های گورانی احتمالاً استان‌های حومه خزر بوده است و از آن‌جا گویشوران در زمان نامعلومی به زاگرس جنوبی مهاجرت کرده‌اند[۲]. اورامان اکنون در تقسیمات کشوری به دو استان کردستان و کرمانشاه تعلق دارد[۱۲]. هورامی‌ها در دو سوی رشته اصلی زاگرس، در غرب سنندج سکونت دارند[۱۳] و به دو دسته تقسیم می‌شوند: لهون/lohon/، مستقر در جنوب غربی زاگرس (مهم‌ترین روستای آن نوسود) و تخت/ taxt/، مستقر در شمال و شرق این رشته کوه (مهم‌ترین شهرها، پاوه و شاهو)[۸].

همه گویش‌های گورانی ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را با گویش‌های مرکزی ایران مربوط و از کردی متمایز می‌کند. هر چند روشن است که گویش‌‌‌های کردی همجوار تأثیر بسیاری بر آن داشته‌اند و در این میان قرض‌گیری‌های واژگانی هم صورت گرفته است[۲][۱۴]. نظام واجی هورامی به طور قابل توجهی مشابه گویش‌های کردی مجاورش، سلیمانیه و سنه (سنندجی) است، و شامل 26 همخوان است که دو نیم واکه /y/ و /w/ را نیز در بر دارد[۱۵]. در این میان همانند واج‌های سلیمانیه، میان /L/ لثوی پیشین و /t/ نرمکامی شده و نیز /؟/ زنشی و /J/ غلتان تمایز وجود دارد. نظام واکه‌ای هورامی شامل 7 واکه بلند / i, e, ε, ā,?, o, u/ و سه واکه کوتاه، /i a u/ است[۱۶]. در صرف اسم و صفت میان دو شمار (مفرد و جمع) و دو جنس دستوری (مذکر و مؤنث) و دو حالت (صریح و غیرصریح) تمایز وجود دارد. تمامی صفات با اسم از نظر شمار و جنس و حالت مطابقه دارند[۱۷]. در حروف تعریف نامعین نیز تمایز جنس مشخص است. پسوند –ew برای مذکر و –ewa برای مؤنث مفرد و نامعین بودن را نشان می‌دهد: / harew/ «یک خر» و /kināčewa/ «یک دختر»[۱۸]. پسوند معرفه برای مذکر –aḱa و برای مؤنث –aḱe  می‌باشد[۱۹][۲]. به عنوان مثال حالت فاعلی، مذکر و مفرد برای واژه /har/ می‌شود: /har- aḱa/ «آن خر»[۲۰] هورامی همچنین تمایز حالت را در جمع مذکر و مؤنث حفظ کرده است[۲]. تکیه در ساخت واژه نقش مهمی ایفا می‌کند و در صورت‌های زبانی که تنها از نظر تکیه متفاوت هستند تمایز معنی ایجاد می‌کند: /č ́anī/ «سوزن»، / čańī/ «با»[۱۴]. افعال دارای دو بن ماضی و مضارع است. (مانند: بن ماضی: - niẃišt «نوشت» و بن مضارع: - niwis «نویس»)[۲۱] هورامی از زبان‌هایی است که در زمان گذشته دارای ویژگی‌ ارگاتیو (فعل متعدی با مفعول مطابقه می‌کند و فاعل به صورت وند به مفعول متصل می‌شود) است: /to-m di/ «تو را دیدم». در زمان حال و آینده ترتیب کلمات sov (فاعل، مفعول، فعل) است و فعل با فاعل مطابقه دارد: /ahmad- I ma- ωin- u/ «احمد را می‌بینم»[۲۲][۲۳][۲۴].

هورامی، زمانی زبان دربارِ امیرنشین کرد اردلان بوده است. ادبیات اهل حق نیز به زبان هورامی است. بخشی از این ادبیات مذهبی به فارسی نو و بخشی هم هورامی «کوینه» /koine/ کهنه نوشته شده است[۲۵] که از نظر نظام صرفی با تمام گویش‌های موجود تفاوت دارد به ویژه تصریف اسمی آن تا حد چشمگیری کاهش یافته است[۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، دایره العمارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص549.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 401.
  3. MACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN). DENMARK: københavn. 1966, p. 4.
  4. R. E. E. "The Iranian Languages". The New  Encyclopaedia Brittanica. Chicago:  Encyclopaedia Brittanica Inc. 1994. volume 22. p. 608.
  5.   MMACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN). DENMARK: københavn. 1966, p .3.
  6. ابراهیم‌پور، محمدتقی. واژه‌نامه کردی ـ  فارسی. تهران: ققنوس، 1373، ص15.
  7. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، کتاب‌های جیبی، 1381، جلد یک، ص1167.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ بلو، جویس. «گورانی و زازا»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص555.
  9. عنایت‌الله. رضا. «اورامان»، دایر هالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم، ص421.
  10. Gordon Raymonds G., Jr. (ed), 2005. Ethnologue: languages of the world, Fifteenth edition. Dallas, Tex.
  11. برگرفته از https://www.ethnologue.com/ethnoblog/ethnologue-print-and-download/
  12. عنایت‌الله. رضا. «اورامان»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد دهم،ص420.
  13. ادموندز، سیسیل جی. کردها، ترک‌ها، عرب‌ها. ترجمه ابراهیم یونسی، تهران: روزبهان،1367، ص167.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Mackenzie, D. N. "AVROMANI", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yar shater. London and New York:  Routledge & Kegan Paul. 1989. Volume III, p.111
  15. Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P.7
  16. Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 8
  17. Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 13
  18. Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 15.
  19. Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. p. 16.
  20. بلو، جویس. «گورانی و زازا»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص557.
  21. MACKENZIE, D. N. The Dialect of Awroman (HAWRĀMĀN – Ī LUHŌN). DENMARK: københavn. 1966, p. 28, 30, 31.
  22. برگرفته از https://www.eva.mpg.de//lingua/pdf/Glossing-Rules.pdf
  23. Mackenzie, D. N. "Gurāni", ENCYCLOPAEDIA IRANICA. ed. E. Yarshater. New York:  Encyclopaedia Iranica foundation. 2003, volume XI. P. 402.
  24. برگرفته از https://www.eva.mpg.de/fileadmin/content_files/linguistics/pdf/SWL1_Webpage_2004.pdf
  25. برگرفته از https://goran-ethnic.com/

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

آتوسا رستم بیک تفرشی