پرش به محتوا

ممسنی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''ممسني'''/ mæmæsæni/، (← لُري) از گويش‌هاي لُر بزرگ. لري از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي به شمار مي‌آيد.<sup>1</sup> ممسني با ساير گويش‌هاي لري فرق چنداني ندارد.<sup>2</sup> غالب نويسندگان دورة اسلامي منشاء قبايل ساكن در ممسني را اكرادي مي‌دانند كه از نواحي...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
   
[[پرونده:شهرستان ممسنی.png|بندانگشتی|شهرستان ممسنی، برگرفته از سایت ویکی پدیا، قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/شهرستان_ممسنی شهرستان_ممسنی/https://fa.wikipedia.org/wiki]]]
'''ممسني'''/ mæmæsæni/، (← لُري) از گويش‌هاي لُر بزرگ. لري از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي به شمار مي‌آيد.<sup>1</sup> ممسني با ساير گويش‌هاي لري فرق چنداني ندارد.<sup>2</sup> غالب نويسندگان دورة اسلامي منشاء قبايل ساكن در ممسني را اكرادي مي‌دانند كه از نواحي سوريه و شامات از طريق راه‌هاي غرب ايران به اين مناطق رسيده و اقامت گزيده‌اند.<sup>3</sup> ممسني‌ها از 4 طايفة اصلي تشكيل مي‌شوند.<sup>4</sup> (← ممسني، ايل) گويش‌هاي لري هر چهار طايفه از نظر ساختاري يكي است اما گاه با هم تفاوت‌هاي واژگاني دارند.<sup>5</sup> سرزميني كه امروز به نام ممسني شناخته مي‌شود تا اوايل قاجار شولستان نام داشته است.<sup>6</sup> مشخص نيست كه اين نام آيا از واژة شول /šul/ يا سول (طايفه‌اي از كردها كه در ناحية شولدز يا سولدز در سقز و بانه سكونت دارند) گرفته شده و يا از بندر شولستان (ممسني) و يا از شول‌هائي كه در لرستان و بختياري و كهگيلويه ساكن بوده‌اند.<sup>7</sup> شول امروز هم نام يك آبادي در اين سامان است.<sup>8</sup> جمعيت گويشوران ممسني (به مركزيت نورآباد از شهرستان‌هاي استان فارس)<sup>9</sup> حدود 000/90 نفر تخمين زده مي‌شود.<sup>10</sup> زبان لُري گذشته از آن كه جزء زبان‌هاي ايراني است، قرابت و هم‌ريشگي با زبان فارسي دري دارد و آكنده از لغات و ريشه‌هاي افعال پهلوي ساساني است.<sup>11</sup> گويش‌هاي لري مانند ممسني سخت متأثر از زبان فارسي بوده است.<sup>12</sup> (ن.ك ← لري).
'''[[ممسنی]]'''/ mæmæsæni/، (← [[لری|لُری]]) از گویش‌های لُر بزرگ. [[لری]] از [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] جنوب غربی به شمار می‌آید<ref>لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غربی ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص563.</ref><ref>حبیبی فهلیانی، حسن'''''. ممسنی در گذرگاه تاریخ'''''. شیراز: انتشارات نوید شیراز، 1371، ص472.</ref><ref name=":0">Grimes, Barbara. (ed.) '''''Ethnologue''''': Languages of the world. (12th ed). Texas: Summer Institute. p. 641</ref>. ممسنی با سایر گویش‌های [[لری]] فرق چندانی ندارد<ref>مسلمی، اعظم. '''''ممسنی و بهشت گمشده'''''. مشهد: انتشارات شیرازگان، 1380، ص107.</ref>. غالب نویسندگان دوره اسلامی منشاء قبایل ساکن در [[ممسنی]] را اکرادی می‌دانند که از نواحی سوریه و شامات از طریق راه‌های غرب [[کشور ایران|ایران]] به این مناطق رسیده و اقامت گزیده‌اند<ref>اقتداری، احمد. '''''خوزستان و کهگیلویه و ممسنی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1375، ص842.</ref>. ممسنی‌ها از 4 طایفه اصلی تشکیل می‌شوند<ref>Minorsky, v. "LUR", '''''Encyclopeadia of Islam''''', LEIDEN: E. J. BRILL. 1986, vol 5, p 823.</ref>. (← [[ایل ممسنی|ممسنی، ایل]]) گویش‌های لری هر چهار طایفه از نظر ساختاری یکی است اما گاه با هم تفاوت‌های واژگانی دارند<ref name=":1">سلامی، عبدالبنی. '''''گنجینه گویش‌شناسی فارس'''''. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گروه نشر، 1383، ص25.</ref>. سرزمینی که امروز به نام ممسنی شناخته می‌شود تا اوایل [[قاجاریه|قاجار]] شولستان نام داشته است<ref>سلامی، عبدالبنی. '''''گنجینه گویش‌شناسی فارس'''''. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گروه نشر، 1383، ص119.</ref>. مشخص نیست که این نام آیا از واژه شول /šul/ یا سول (طایفه‌ای از کردها که در ناحیه شولدز یا سولدز در سقز و بانه سکونت دارند) گرفته شده و یا از بندر شولستان (ممسنی) و یا از شول‌هائی که در [[استان لرستان|لرستان]] و بختیاری و [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه]] ساکن بوده‌اند<ref>حبیبی فهلیانی، حسن'''''. ممسنی در گذرگاه تاریخ'''''. شیراز: انتشارات نوید شیراز، 1371، ص36.</ref>. شول امروز هم نام یک آبادی در این سامان است<ref>اقتداری، احمد. '''''خوزستان و کهگیلویه و ممسنی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1375، ص574.</ref>. جمعیت گویشوران ممسنی (به مرکزیت نورآباد از شهرستان‌های [[استان فارس]])<ref name=":1" /> حدود90/000 نفر تخمین زده می‌شود<ref>WINDFUHR, G. L. "The BAKTĪĀRĪ DIALECT"; '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica.''''' (ed): E. Yarshater. London and New york: Routledge & kegan Paul. 1989. vol III, P 559.</ref><ref name=":0" /><ref>برگرفته از https://www.joshuaproject.net</ref>. [[لری|زبان لُری]] گذشته از آن که جزء زبان‌های ایرانی است، قرابت و هم‌ریشگی با زبان فارسی دری دارد و آکنده از لغات و ریشه‌های افعال پهلوی ساسانی است<ref>اقتداری، احمد. '''''خوزستان و کهگیلویه و ممسنی'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1375، ص838.</ref>. گویش‌های [[لری]] مانند ممسنی سخت متأثر از [[فارسی|زبان فارسی]] بوده است<ref>بئوار، الیما. '''''وار (سرزمین اجدادی) زبان، ادبیات، تاریخ و فرهنگ قوم بختیاری'''''. تهران: بئوار الیما، 1379، ص27.</ref>.  


از ويژگي‌هاي خاص لري ممسني به اين موارد مي‌توان اشاره كرد: اگر /r/ در جايگاه ميان واژه قرار گيرد، در برخي كلمات تبديل به /l/ مي‌شود: (barg → balg)<sup>13</sup> در مواردي نيز /f/ به /h/ تبديل مي‌شود: (raft → raht).<sup>14</sup> در گويش ممسني شمار جمع به وسيلة پسوندهاي –yal- gal و –al ساخته مي‌شود: huna- yal «خانه‌ها». پسوند نكره‌ساز /Ī/ است كه به همراه يا بدون /ya/ و /yak/ به كار برده مي‌شود:   mardi  (ya) (yak) «(يك) مردي». نحو گويش‌هاي لري همانند فارسي است و الگوي غالب ترتيب كلمات sov مي‌باشد.<sup>15</sup> گويش‌هاي لري خط ندارند<sup>16</sup> و ترانه‌هاي محلي و اشعار حماسي سينه به سينه انتقال يافته است، بعضي از اشعار حماسي به سبك شاهنامه خوانده مي‌شوند و بعضي به صورت غمگين كه به اصطلاح محلي شربه /šarba/ (شروه) ناميده مي‌شوند.<sup>17</sup>  
از ویژگی‌های خاص [[لری]] ممسنی به این موارد می‌توان اشاره کرد: اگر /r/ در جایگاه میان واژه قرار گیرد، در برخی کلمات تبدیل به /l/ می‌شود: (barg → balg)<ref>حبیبی فهلیانی، حسن'''''. ممسنی در گذرگاه تاریخ'''''. شیراز: انتشارات نوید شیراز، 1371، ص472.</ref> در مواردی نیز /f/ به /h/ تبدیل می‌شود: (raft → raht)<ref>مسلمی، اعظم. '''''ممسنی و بهشت گمشده'''''. مشهد: انتشارات شیرازگان، 1380، ص108.</ref>. در گویش ممسنی شمار جمع به وسیله پسوندهای –yal- gal و –al ساخته می‌شود: huna- yal «خانه‌ها». پسوند نکره‌ساز /Ī/ است که به همراه یا بدون /ya/ و /yak/ به کار برده می‌شود:   mardi  (ya) (yak) «(یک) مردی». نحو گویش‌های [[لری]] همانند [[فارسی]] است و الگوی غالب ترتیب کلمات sov می‌باشد<ref>لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غربی ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص570- 568.</ref>. گویش‌های [[لری]] خط ندارند<ref>ارانکی، یوسیف م'''''. زبان‌های ایرانی.''''' ترجمه دکتر علی‌اشرف صادقی، تهران: 1378، سخن، ص131.</ref> و ترانه‌های محلی و اشعار حماسی سینه به سینه انتقال یافته است، بعضی از اشعار حماسی به سبک شاهنامه خوانده می‌شوند و بعضی به صورت غمگین که به اصطلاح محلی شربه /šarba/ (شروه) نامیده می‌شوند<ref>مسلمی، اعظم. '''''ممسنی و بهشت گمشده'''''. مشهد: انتشارات شیرازگان، 1380، ص123.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[زبان های ایرانی]]
* [[کردی]]


1.    لكوك، پير. «گويش‌هاي جنوب غربي ايران»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1382، ص563؛ و نك. حبيبي فهلياني، حسن'''''. ممسني در گذرگاه تاريخ'''''. شيراز: انتشارات نويد شيراز، 1371، ص472.
* [[سنندجی]]


- Grimes, Barbara. (ed.) '''''Ethnologue''''': Languages of the world. (12th ed). Texas: Summer Institute. p. 641.
* [[مهابادی]]


2.    مسلمي، اعظم. '''''ممسني و بهشت گمشده'''''. مشهد: انتشارات شيرازگان، 1380، ص107.
* [[کرمانشاهی]]


3.    اقتداري، احمد. '''''خوزستان و كهگيلويه و ممسني'''''. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1375، ص842.
* [[لری]]


4.    Minorsky, v. "LUR", '''''Encyclopeadia of Islam''''', LEIDEN: E. J. BRILL. 1986, vol 5, p 823.
* [[لکی]]
* [[بختیاری]]
* [[ایل ممسنی]]


5.    سلامي، عبدالبني. '''''گنجينة گويش‌شناسي فارس'''''. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسي، گروه نشر، 1383، ص25.
== '''مآخذ'''          ==
 
<references />
6.    همان، ص119.
 
7.    حبيبي فهلياني، حسن'''''. ممسني در گذرگاه تاريخ'''''. شيراز: انتشارات نويد شيراز، 1371، ص36.
 
8.    اقتداري، احمد. '''''خوزستان و كهگيلويه و ممسني'''''. ص574.
 
9.    سلامي، عبدالبني. '''''گنجينة گويش‌شناسي فارسي'''''. ص25.
 
10.  WINDFUHR, G. L. "The BAKTĪĀRĪ DIALECT"; '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica.''''' (ed): E. Yarshater. London and New york: Routledge & kegan Paul. 1989. vol III, P 559.
 
- Grimes, Barbara. (ed). '''''Ethnologue.''''' P. 641.و نك.                                                                   
 
- www. Joshua project. Net/ Countries. Php? Rog3= IR
 
11. اقتداري، احمد. '''''خوزستان و كهگيلويه و ممسني'''''. ص838.
 
12. بئوار، اليما. '''''وار'''''. ص27.
 
13. حبيبي فهلياني، حسن. '''''ممسني درگذرگاه تاريخ'''''. ص472.
 
14. مسلمي، اعظم. '''''ممسني و بهشت گمشده'''''. ص108.
 
15. لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص570- 568.
 
16. ارانكي، يوسيف م'''''. زبان‌هاي ايراني.''''' ترجمة دكتر علي‌اشرف صادقي، تهران: 1378، سخن، ص131.
 
17. مسلمي، اعظم. '''''ممسني و بهشت گمشده'''''. ص123.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
آتوسا رستم بیک تفرشی
آتوسا رستم بیک تفرشی
 
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
 
[[رده:زبان شناسی]]
                

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۴

شهرستان ممسنی، برگرفته از سایت ویکی پدیا، قابل بازیابی از شهرستان_ممسنی/https://fa.wikipedia.org/wiki

ممسنی/ mæmæsæni/، (← لُری) از گویش‌های لُر بزرگ. لری از زبان‌های ایرانی جنوب غربی به شمار می‌آید[۱][۲][۳]. ممسنی با سایر گویش‌های لری فرق چندانی ندارد[۴]. غالب نویسندگان دوره اسلامی منشاء قبایل ساکن در ممسنی را اکرادی می‌دانند که از نواحی سوریه و شامات از طریق راه‌های غرب ایران به این مناطق رسیده و اقامت گزیده‌اند[۵]. ممسنی‌ها از 4 طایفه اصلی تشکیل می‌شوند[۶]. (← ممسنی، ایل) گویش‌های لری هر چهار طایفه از نظر ساختاری یکی است اما گاه با هم تفاوت‌های واژگانی دارند[۷]. سرزمینی که امروز به نام ممسنی شناخته می‌شود تا اوایل قاجار شولستان نام داشته است[۸]. مشخص نیست که این نام آیا از واژه شول /šul/ یا سول (طایفه‌ای از کردها که در ناحیه شولدز یا سولدز در سقز و بانه سکونت دارند) گرفته شده و یا از بندر شولستان (ممسنی) و یا از شول‌هائی که در لرستان و بختیاری و کهگیلویه ساکن بوده‌اند[۹]. شول امروز هم نام یک آبادی در این سامان است[۱۰]. جمعیت گویشوران ممسنی (به مرکزیت نورآباد از شهرستان‌های استان فارس)[۷] حدود90/000 نفر تخمین زده می‌شود[۱۱][۳][۱۲]. زبان لُری گذشته از آن که جزء زبان‌های ایرانی است، قرابت و هم‌ریشگی با زبان فارسی دری دارد و آکنده از لغات و ریشه‌های افعال پهلوی ساسانی است[۱۳]. گویش‌های لری مانند ممسنی سخت متأثر از زبان فارسی بوده است[۱۴].

از ویژگی‌های خاص لری ممسنی به این موارد می‌توان اشاره کرد: اگر /r/ در جایگاه میان واژه قرار گیرد، در برخی کلمات تبدیل به /l/ می‌شود: (barg → balg)[۱۵] در مواردی نیز /f/ به /h/ تبدیل می‌شود: (raft → raht)[۱۶]. در گویش ممسنی شمار جمع به وسیله پسوندهای –yal- gal و –al ساخته می‌شود: huna- yal «خانه‌ها». پسوند نکره‌ساز /Ī/ است که به همراه یا بدون /ya/ و /yak/ به کار برده می‌شود:   mardi  (ya) (yak) «(یک) مردی». نحو گویش‌های لری همانند فارسی است و الگوی غالب ترتیب کلمات sov می‌باشد[۱۷]. گویش‌های لری خط ندارند[۱۸] و ترانه‌های محلی و اشعار حماسی سینه به سینه انتقال یافته است، بعضی از اشعار حماسی به سبک شاهنامه خوانده می‌شوند و بعضی به صورت غمگین که به اصطلاح محلی شربه /šarba/ (شروه) نامیده می‌شوند[۱۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ         

  1. لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غربی ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص563.
  2. حبیبی فهلیانی، حسن. ممسنی در گذرگاه تاریخ. شیراز: انتشارات نوید شیراز، 1371، ص472.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Grimes, Barbara. (ed.) Ethnologue: Languages of the world. (12th ed). Texas: Summer Institute. p. 641
  4. مسلمی، اعظم. ممسنی و بهشت گمشده. مشهد: انتشارات شیرازگان، 1380، ص107.
  5. اقتداری، احمد. خوزستان و کهگیلویه و ممسنی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1375، ص842.
  6. Minorsky, v. "LUR", Encyclopeadia of Islam, LEIDEN: E. J. BRILL. 1986, vol 5, p 823.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ سلامی، عبدالبنی. گنجینه گویش‌شناسی فارس. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گروه نشر، 1383، ص25.
  8. سلامی، عبدالبنی. گنجینه گویش‌شناسی فارس. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گروه نشر، 1383، ص119.
  9. حبیبی فهلیانی، حسن. ممسنی در گذرگاه تاریخ. شیراز: انتشارات نوید شیراز، 1371، ص36.
  10. اقتداری، احمد. خوزستان و کهگیلویه و ممسنی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1375، ص574.
  11. WINDFUHR, G. L. "The BAKTĪĀRĪ DIALECT"; Encyclopeadia Iranica. (ed): E. Yarshater. London and New york: Routledge & kegan Paul. 1989. vol III, P 559.
  12. برگرفته از https://www.joshuaproject.net
  13. اقتداری، احمد. خوزستان و کهگیلویه و ممسنی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1375، ص838.
  14. بئوار، الیما. وار (سرزمین اجدادی) زبان، ادبیات، تاریخ و فرهنگ قوم بختیاری. تهران: بئوار الیما، 1379، ص27.
  15. حبیبی فهلیانی، حسن. ممسنی در گذرگاه تاریخ. شیراز: انتشارات نوید شیراز، 1371، ص472.
  16. مسلمی، اعظم. ممسنی و بهشت گمشده. مشهد: انتشارات شیرازگان، 1380، ص108.
  17. لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غربی ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص570- 568.
  18. ارانکی، یوسیف م. زبان‌های ایرانی. ترجمه دکتر علی‌اشرف صادقی، تهران: 1378، سخن، ص131.
  19. مسلمی، اعظم. ممسنی و بهشت گمشده. مشهد: انتشارات شیرازگان، 1380، ص123.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

آتوسا رستم بیک تفرشی