پرش به محتوا

عطار نیشابوری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''عطار نيشابوري''' (ح 540- ح 617ق / 1145-1220م)، شاعر، نويسنده و عارف نام‌آور ايران. فريدالدين محمد بن ابوبكر ابراهيم عطار كدكني نيشابوري معروف به شيخ عطار<sup>1</sup> در قرية كدكن در نزديكي نيشابور زاده شد و ظاهراً تا پيش از حوادث تركان غُز در نيشابور زندگي...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''عطار نيشابوري''' (ح 540- ح 617ق / 1145-1220م)، شاعر، نويسنده و عارف نام‌آور ايران.
'''عطار نیشابوری''' (ح 540- ح 617ق / 1145-1220م)، شاعر، نویسنده و عارف نام‌آور ایران.


فريدالدين محمد بن ابوبكر ابراهيم عطار كدكني نيشابوري معروف به شيخ عطار<sup>1</sup> در قرية كدكن در نزديكي نيشابور زاده شد و ظاهراً تا پيش از حوادث تركان غُز در نيشابور زندگي مي‌كرد.<sup>2</sup> پدر و مادرش تا پايان جواني وي حيات داشته‌اند و هردو تا حدّي اهل زهد و پارسايي بوده‌اند. خود وي مانند پدر، پيشة عطاري داشت و در داروخانه اش به طبابت مشغول بود. او با آسودگي تمام در كودكي و جواني با دانش و ادب آشنايي يافت، چنان كه نشانة معرفت به ''قرآن''، حديث، فقه، تفسير، ‌طبّ، نجوم، كلام و ادب در آثارش مشهود است.<sup>3</sup> در موسيقي نيز دستي داشت. او مسلماني معتقد و ظاهراً از اهل سنّت بود. به پيامبر اكرم (ص) ارادت مي‌ورزيد و خلفاي سه گانه را مدح مي‌گفت. با اين حال به خاندان رسالت، به ويژه حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) احترام مي‌گذاشت و در فضيلت آنان اشعاري سرود.<sup>4</sup> او مردي محقق بود و از تاريخ آگاهي داشت، ‌چنان كه در مثنوياتش از احوال بزرگان تاريخ ايران مانند سلطان محمود غزنوي<sup>*</sup> (حك 389-421ق / 999-1030م)، خواجه نظام‌الملك طوسي<sup>*</sup> (د 485ق / 1092م)، امير نصر بن احمد ساماني<sup>*</sup> (حك 301-331ق / 914-943م)، ‌سنايي<sup>*</sup> (د 535ق / 1141م)، فردوسي<sup>*</sup> (د 411 يا 416ق / 1020 يا 1025م) و ديگران حكايت‌هاي فراواني به دست مي‌دهد.<sup>5</sup> به رغم آنكه از فيلسوفان بيزار بود و آنان را نقد مي‌كرد، در حكمت طبيعي و الهي قوي دست بود. به تتبّع احوال و جمع اقوال مشايخ صوفيه و گردآوري حكايت اين طايفه اشتياقي وافر داشت.<sup>6</sup> در ميان عرفا و مشايخ صوفيه كه در آثارش از آنان به نيكي ياد كرده است، به ابوسعيد ابوالخير<sup>*</sup> (د 440ق / 1048م) ارادت بيشتري مي‌ورزيد.<sup>7</sup> قسمتي از عمرش را به رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و از مكّه تا فرارود بسياري از مشايخ را زيارت كرد.<sup>8</sup> جامي او را از مريدان شيخ مجدالدين بغدادي (د 607 يا 616ق / 1210 يا 1219م) مشهور به خوارزمي از تربيت‌يافتگان شيخ نجم‌الدين كبري<sup>*</sup> (د 618ق / 1221م) دانسته است.<sup>9</sup> به قول دولتشاه سمرقندي، عطار در پيري هنگامي كه بهاءالدين ولد، پدر جلال‌الدنين بلخي در نيشابور به خدمت او رسيد، نسخه‌اي از اسرارنامة خود را به فرزند او كه كودكي بيش نبود، هديه داد.<sup>10</sup> سرانجام به گفتة بيشتر تذكره‌نويسان به دست يكي از كفّار مغول كشته شد. مزارش در نزديكي نيشابور باقي است.
فریدالدین محمد بن ابوبکر ابراهیم عطار کدکنی نیشابوری معروف به شیخ عطار<ref>صفا، ‌ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 858.</ref> در قریه کدکن در نزدیکی نیشابور زاده شد و ظاهراً تا پیش از حوادث ترکان غُز در [[نیشابور]] زندگی می‌کرد<ref>تفضّلی، تقی. '''''منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری'''''. ‌تهران: چاپ سکّه، 1345، ص چهار (مقدمه).</ref>. پدر و مادرش تا پایان جوانی وی حیات داشته‌اند و هردو تا حدّی اهل زهد و پارسایی بوده‌اند. خود وی مانند پدر، پیشه عطاری داشت و در داروخانه اش به طبابت مشغول بود. او با آسودگی تمام در کودکی و جوانی با دانش و ادب آشنایی یافت، چنان که نشانه معرفت به ''[[قرآن]]''، حدیث، فقه، تفسیر، ‌طبّ، نجوم، کلام و ادب در آثارش مشهود است<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''با کاروان حلّه'''''. تهران: آریا، ‌1343، ص 182.</ref>. در موسیقی نیز دستی داشت. او مسلمانی معتقد و ظاهراً از [[اهل سنت و جماعت|اهل سنّت]] بود. به پیامبر اکرم (ص) ارادت می‌ورزید و خلفای سه گانه را مدح می‌گفت. با این حال به خاندان رسالت، به ویژه [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|حضرت علی (ع)]] و [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین (ع)]] احترام می‌گذاشت و در فضیلت آنان اشعاری سرود<ref>تفضّلی، تقی. '''''منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری'''''. ‌تهران: چاپ سکّه، 1345، ص شش ـ نه (به اختصار) و هفده (مقدمه).</ref>. او مردی محقق بود و از تاریخ آگاهی داشت، ‌چنان که در مثنویاتش از احوال بزرگان تاریخ ایران مانند [[محمود غزنوی|سلطان محمود غزنوی]]<sup>*</sup> (حک 389-421ق / 999-1030م)، [[نظام الملک طوسی|خواجه نظام‌الملک طوسی]]<sup>*</sup> (د 485ق / 1092م)، امیر نصر بن احمد سامانی<sup>*</sup> (حک 301-331ق / 914-943م)، ‌[[سنایی غزنوی|سنایی]]<sup>*</sup> (د 535ق / 1141م)، فردوسی<sup>*</sup> (د 411 یا 416ق / 1020 یا 1025م) و دیگران حکایت‌های فراوانی به دست می‌دهد<ref>نفیسی، سعید. '''''جستجو در احوال و آثار فریدالدین عطار نیشابوری'''''. تهران: اقبال، 1320، ص 92.</ref>. به رغم آنکه از فیلسوفان بیزار بود و آنان را نقد می‌کرد، در حکمت طبیعی و الهی قوی دست بود. به تتبّع احوال و جمع اقوال مشایخ [[صوفیه]] و گردآوری حکایت این طایفه اشتیاقی وافر داشت<ref>فروزانفر، بدیع الزمان. '''''شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری'''''. تهران: انجمن آثار ملی، 1339ـ 1340، ص 41 و 50.</ref>. در میان عرفا و مشایخ صوفیه که در آثارش از آنان به نیکی یاد کرده است، به [[ابوسعید ابوالخیر]]<sup>*</sup> (د 440ق / 1048م) ارادت بیشتری می‌ورزید<ref>تفضّلی، تقی. '''''منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری'''''. ‌تهران: چاپ سکّه، 1345،  ص سیزده (مقدمه).</ref>. قسمتی از عمرش را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکّه تا فرارود بسیاری از مشایخ را زیارت کرد<ref>صفا، ‌ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 861.</ref>. [[جامی]] او را از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی (د 607 یا 616ق / 1210 یا 1219م) مشهور به خوارزمی از تربیت‌یافتگان شیخ نجم‌الدین کبری<sup>*</sup> (د 618ق / 1221م) دانسته است<ref>مشکور، محمدجواد. مقدمه بر '''''منطق الطیر''''' عطار. تهران: کتابفروشی تهران، 1353، ص هجده (مقدمه).</ref>. به قول دولتشاه سمرقندی، عطار در پیری هنگامی که بهاءالدین ولد، پدر جلال‌الدین بلخی در [[نیشابور]] به خدمت او رسید، نسخه‌ای از [[اسرارنامه]] خود را به فرزند او که کودکی بیش نبود، هدیه داد<ref>گوهرین، سید صادق. مقدمه بر '''''اسرارنامه''''' عطار. با تصحیح، تهران: بی نا، 1338، ص پنج (مقدمه).</ref>. سرانجام به گفته بیشتر تذکره‌نویسان به دست یکی از کفّار [[مغول ها|مغول]] کشته شد. مزارش در نزدیکی [[نیشابور]] باقی است.


كلام او ساده، روان و خالي از هر نوع آرايش و پيرايش است.<sup>11</sup> مهم‌ترين ويژگي عطّار در اين است كه تمام آثار او به تصوّف اختصاص دارد و در مجموعة آثار شعري او حتي يك بيت نيست كه رنگ عرفان نگرفته باشد. زبان شعر عطار در قياس با سنايي نرم‌تر و تا حدودي به زبان گفتار نزديك‌تر است. صنعت بر شعر او غلبه ندارد.<sup>12</sup> غزل‌هاي او سرشار از شور و شوق است و از اين لحاظ مقدمة پيدايش غزل‌هاي مولوي است. آربري[1] بر اين اعتقاد است كه بسياري از اشعار ديوان عطّار از اصالت تمام بهره دارد و تأثير و نفوذ او در غزل‌سرايي مولوي مسلّم است.<sup>13</sup> از آثار مسلّم عطار مي‌توان به ''ديوان قصايد و غزليات''؛ ''مختارنامه'' (مجموعة‌ رباعياتمثنوي ''اسرارنامه''؛ مثنوي ''مقامات طيور'' (''منطق‌الطير'')؛ مثنوي ''خسرونامه، ‌الهي‌نامه''؛ مثنوي ''مصيبت‌نامه'' و ''تذكرةالاوليا'' در نثر را نام برد. ''جواهرنامه'' و ''شرح القلب'' نيز از آثار مسلم و گمشدة عطار هستند كه همواره در جستجوي آنها بوده‌اند.<sup>14</sup>  
کلام او ساده، روان و خالی از هر نوع آرایش و پیرایش است<ref>صفا، ‌ذبیح الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 865.</ref>. مهم‌ترین ویژگی عطّار در این است که تمام آثار او به [[تصوف|تصوّف]] اختصاص دارد و در مجموعه آثار شعری او حتی یک بیت نیست که رنگ عرفان نگرفته باشد. زبان شعر عطار در قیاس با سنایی نرم‌تر و تا حدودی به زبان گفتار نزدیک‌تر است. صنعت بر شعر او غلبه ندارد<ref>شفیعی کدکنی، محمدرضا. مقدمه بر '''''مختارنامه''''' عطار. تهران: توس، 1358، ص بیست و بیست و دو (مقدمه).</ref>. غزل‌های او سرشار از شور و شوق است و از این لحاظ مقدمه پیدایش غزل‌های مولوی است. آربری[Arberry] بر این اعتقاد است که بسیاری از اشعار دیوان عطّار از اصالت تمام بهره دارد و تأثیر و نفوذ او در غزل‌سرایی مولوی مسلّم است<ref>یوسفی، ‌غلامحسین. '''''چشمه روشن'''''. تهران: علمی‌، 1362، ص 197.</ref>. از آثار مسلّم عطار می‌توان به ''دیوان قصاید و غزلیات''؛ ''مختارنامه'' (مجموعه‌ رباعیاتمثنوی ''[[اسرارنامه]]''؛ مثنوی ''مقامات طیور'' (''منطق‌الطیر'')؛ مثنوی ''خسرونامه، ‌الهی‌نامه''؛ مثنوی ''مصیبت‌نامه'' و ''تذکره الاولیا'' در نثر را نام برد. ''جواهرنامه'' و ''شرح القلب'' نیز از آثار مسلم و گمشده عطار هستند که همواره در جستجوی آنها بوده‌اند<ref>شفیعی کدکنی، محمدرضا. مقدمه بر '''''مختارنامه''''' عطار. تهران: توس، 1358،  ص س و شش (مقدمه).</ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


# صفا، ‌ذبيح الله. ''تاريخ ادبيات در ايران''. تهران: ابن سينا، چ 1، 1336، ج 2، ص 858.
* [[غزنویان]]
# تفضّلي، تقي. ''منتخب اشعار شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري''. ‌تهران: چاپ سكّه، 1345، ص چهار (مقدمه).
* [[محمود غزنوی]]
# زرين كوب، عبدالحسين. '''''با كاروان حلّه'''''. تهران: آريا، ‌1343، ص 182.
* [[تصوف]]
# تفضّلي''. '''همان'''''. ص شش ـ نه (به اختصار) و هفده (مقدمه).
* [[صوفیه]]
# نفيسي، سعيد. '''''جستجو در احوال و آثار فريدالدين عطار نيشابوري'''''. تهران: اقبال، 1320، ص 92.
# فروزانفر، بديع الزمان. '''''شرح احوال و نقد و تحليل آثار شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري'''''. تهران: انجمن آثار ملي، 1339ـ 1340، ص 41 و 50.
# تفضّلي. '''''همان'''''. ص سيزده (مقدمه).
# صفا. '''''همان'''''. ص 861..
# مشكور، محمدجواد. مقدمه بر '''''منطق الطير''''' عطار. تهران: كتابفروشي تهران، 1353، ص هجده (مقدمه).
# گوهرين، سيد صادق. مقدمه بر '''''اسرارنامة''''' عطار. با تصحيح، تهران: بي نا، 1338، ص پنج (مقدمه).
# صفا. '''''همان'''''. ص 865.
# شفيعي كدكني، محمدرضا. مقدمه بر '''''مختارنامة''''' عطار. تهران: توس، 1358، ص بيست و بيست و دو (مقدمه).
# يوسفي، ‌غلامحسين. '''''چشمة روشن'''''. تهران: علمي‌، 1362، ص 197.
# شفيعي‌كدكني. '''''همان'''''. ص س و شش (مقدمه).


[1]. Arberry
== مآخذ ==
<references />


'''ابوالقاسم رادفر'''
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
 
== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۳۳

عطار نیشابوری (ح 540- ح 617ق / 1145-1220م)، شاعر، نویسنده و عارف نام‌آور ایران.

فریدالدین محمد بن ابوبکر ابراهیم عطار کدکنی نیشابوری معروف به شیخ عطار[۱] در قریه کدکن در نزدیکی نیشابور زاده شد و ظاهراً تا پیش از حوادث ترکان غُز در نیشابور زندگی می‌کرد[۲]. پدر و مادرش تا پایان جوانی وی حیات داشته‌اند و هردو تا حدّی اهل زهد و پارسایی بوده‌اند. خود وی مانند پدر، پیشه عطاری داشت و در داروخانه اش به طبابت مشغول بود. او با آسودگی تمام در کودکی و جوانی با دانش و ادب آشنایی یافت، چنان که نشانه معرفت به قرآن، حدیث، فقه، تفسیر، ‌طبّ، نجوم، کلام و ادب در آثارش مشهود است[۳]. در موسیقی نیز دستی داشت. او مسلمانی معتقد و ظاهراً از اهل سنّت بود. به پیامبر اکرم (ص) ارادت می‌ورزید و خلفای سه گانه را مدح می‌گفت. با این حال به خاندان رسالت، به ویژه حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) احترام می‌گذاشت و در فضیلت آنان اشعاری سرود[۴]. او مردی محقق بود و از تاریخ آگاهی داشت، ‌چنان که در مثنویاتش از احوال بزرگان تاریخ ایران مانند سلطان محمود غزنوی* (حک 389-421ق / 999-1030م)، خواجه نظام‌الملک طوسی* (د 485ق / 1092م)، امیر نصر بن احمد سامانی* (حک 301-331ق / 914-943م)، ‌سنایی* (د 535ق / 1141م)، فردوسی* (د 411 یا 416ق / 1020 یا 1025م) و دیگران حکایت‌های فراوانی به دست می‌دهد[۵]. به رغم آنکه از فیلسوفان بیزار بود و آنان را نقد می‌کرد، در حکمت طبیعی و الهی قوی دست بود. به تتبّع احوال و جمع اقوال مشایخ صوفیه و گردآوری حکایت این طایفه اشتیاقی وافر داشت[۶]. در میان عرفا و مشایخ صوفیه که در آثارش از آنان به نیکی یاد کرده است، به ابوسعید ابوالخیر* (د 440ق / 1048م) ارادت بیشتری می‌ورزید[۷]. قسمتی از عمرش را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکّه تا فرارود بسیاری از مشایخ را زیارت کرد[۸]. جامی او را از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی (د 607 یا 616ق / 1210 یا 1219م) مشهور به خوارزمی از تربیت‌یافتگان شیخ نجم‌الدین کبری* (د 618ق / 1221م) دانسته است[۹]. به قول دولتشاه سمرقندی، عطار در پیری هنگامی که بهاءالدین ولد، پدر جلال‌الدین بلخی در نیشابور به خدمت او رسید، نسخه‌ای از اسرارنامه خود را به فرزند او که کودکی بیش نبود، هدیه داد[۱۰]. سرانجام به گفته بیشتر تذکره‌نویسان به دست یکی از کفّار مغول کشته شد. مزارش در نزدیکی نیشابور باقی است.

کلام او ساده، روان و خالی از هر نوع آرایش و پیرایش است[۱۱]. مهم‌ترین ویژگی عطّار در این است که تمام آثار او به تصوّف اختصاص دارد و در مجموعه آثار شعری او حتی یک بیت نیست که رنگ عرفان نگرفته باشد. زبان شعر عطار در قیاس با سنایی نرم‌تر و تا حدودی به زبان گفتار نزدیک‌تر است. صنعت بر شعر او غلبه ندارد[۱۲]. غزل‌های او سرشار از شور و شوق است و از این لحاظ مقدمه پیدایش غزل‌های مولوی است. آربری[Arberry] بر این اعتقاد است که بسیاری از اشعار دیوان عطّار از اصالت تمام بهره دارد و تأثیر و نفوذ او در غزل‌سرایی مولوی مسلّم است[۱۳]. از آثار مسلّم عطار می‌توان به دیوان قصاید و غزلیات؛ مختارنامه (مجموعه‌ رباعیات)؛ مثنوی اسرارنامه؛ مثنوی مقامات طیور (منطق‌الطیر)؛ مثنوی خسرونامه، ‌الهی‌نامه؛ مثنوی مصیبت‌نامه و تذکره الاولیا در نثر را نام برد. جواهرنامه و شرح القلب نیز از آثار مسلم و گمشده عطار هستند که همواره در جستجوی آنها بوده‌اند[۱۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ‌ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 858.
  2. تفضّلی، تقی. منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. ‌تهران: چاپ سکّه، 1345، ص چهار (مقدمه).
  3. زرین کوب، عبدالحسین. با کاروان حلّه. تهران: آریا، ‌1343، ص 182.
  4. تفضّلی، تقی. منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. ‌تهران: چاپ سکّه، 1345، ص شش ـ نه (به اختصار) و هفده (مقدمه).
  5. نفیسی، سعید. جستجو در احوال و آثار فریدالدین عطار نیشابوری. تهران: اقبال، 1320، ص 92.
  6. فروزانفر، بدیع الزمان. شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. تهران: انجمن آثار ملی، 1339ـ 1340، ص 41 و 50.
  7. تفضّلی، تقی. منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. ‌تهران: چاپ سکّه، 1345، ص سیزده (مقدمه).
  8. صفا، ‌ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 861.
  9. مشکور، محمدجواد. مقدمه بر منطق الطیر عطار. تهران: کتابفروشی تهران، 1353، ص هجده (مقدمه).
  10. گوهرین، سید صادق. مقدمه بر اسرارنامه عطار. با تصحیح، تهران: بی نا، 1338، ص پنج (مقدمه).
  11. صفا، ‌ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 865.
  12. شفیعی کدکنی، محمدرضا. مقدمه بر مختارنامه عطار. تهران: توس، 1358، ص بیست و بیست و دو (مقدمه).
  13. یوسفی، ‌غلامحسین. چشمه روشن. تهران: علمی‌، 1362، ص 197.
  14. شفیعی کدکنی، محمدرضا. مقدمه بر مختارنامه عطار. تهران: توس، 1358، ص س و شش (مقدمه).

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر