پرش به محتوا

خواجوی کرمانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:N83161242-72763091.jpg|بندانگشتی|خواجوی کرمانی برگرفته از وبسایت ایرنا قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.irna.ir/news/83161242/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%83%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C]]
[[پرونده:N83161242-72763091.jpg|بندانگشتی|خواجوی کرمانی برگرفته از وبسایت ایرنا قابل بازیابی از<nowiki/>[https://www.irna.ir/news/83161242/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%83%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C https://www.irna.ir/news/83161242/]]]
'''[[خواجوی کرمانی]]''' (689 ـ 753 ق / ؟م) عارف، ‌شاعر.
خواجوی کرمانی (689 ـ 753 ق / ؟م) عارف، ‌شاعر.


کمال‌الدین ابوالعطاء محمود بن علی کرمانی مشهور و متخلص به خواجو و ملقب به نَخلبند شعرا در [[کرمان]] از خاندانی بزرگ به دنیا آمد. علوم مقدماتی را در زادگاهش آموخت. سپس رهسپار [[شیراز]] شد و از محضر علمای آن شهر کسب فیض کرد. پس از آن به کازرون رفت و در آنجا به جرگه مریدان شیخ امین‌الدین محمد بلیانی کازرونی (و 745 ق) پیوست. چندی هم در [[اصفهان]] به سر برد<ref>بهزادی اندوهجردی، حسین. ''تذکره‌شاعران کرمان''، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 222.</ref>. آنگاه سفرهای طولانی خود را به حجاز، شام، بیت‌المقدس، ‌[https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] [[عربی|عرب]] و عجم، ‌[https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B1 مصر] و برخی بنادر [[خلیج فارس]] آغاز کرد و سرانجام در بغداد سکنی گزید<ref>صفا، ذبیح‌الله. ''تاریخ ادبیات در ایران''، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 889.</ref>. در این شهر مثنوی ناتمام ''همای و همایون'' خود را به اتمام رساند و پس از 12 سال دوری از وطن به ایران بازگشت. به محض ورود به قصد اهدای ''همای و همایون'' به سلطان ابوسعید ایلخانی (حک 717ـ736 ق / ؟م) عازم سلطانیه ـ بخشی میان [[زنجان]] و قزوین کنونی ـ شد، ‌اما وقتی به آنجا رسید که [[ابوسعید ابوالخیر|ابوسعید]] درگذشته و ارپاگون برادر هلاکوخان به جای او نشسته بود. خواجو ناچار قصیده‌ای در سوگ [[ابوسعید ابوالخیر|ابوسعید]] و قصیده‌ای دیگر در تهنیت جلوس ارپاگون سرود و آن شهر را [[ترک]] گفت<ref>غلامرضایی کهن، ‌فاطمه. «زندگی خواجوی کرمانی»، فصلنامه پژوهشگران فرهنگ، س 1، ش 1 (زمستان 1381 ش)، ص 122، 123، 124 (به اختصار).</ref>. بعد از آن روی به کرمان و فارس آورد. در [[شیراز]] شاه شیخ ابواسحاق اینجو (و 758 ق / ؟م) خواجو را مورد نوازش قرار داد و شاعر نیز در مقابل اشعار بسیاری در ستایش او سرود. بعدها در سفری به خراسان، در [[سمنان]] توقف کرد و در آنجا به حلقه‌ مریدان شیخ رکن‌الدین علاءالدوله سمنانی (د 736ق / ؟م) پیوست و چندین سال در خانقاه او به سر برد. در طی آن مدت به گردآوری اشعار عرفانی علاءالدوله همت گماشت<ref>بهزادی اندوهجردی، حسین.''تذکره‌شاعران کرمان''، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 224، 229.</ref>. سرانجام خواجو در [[شیراز]] درگذشت و در تنگ‌الله اکبر آن شهر به خاک سپرده شد<ref>غلامرضایی کهن، ‌فاطمه.«زندگی خواجوی کرمانی»، فصلنامه پژوهشگران فرهنگ، س 1، ش 1 (زمستان 1381 ش)، ص 154.</ref>. خواجو پادشاهان، امیران و بزرگان بسیاری را مدح گفت که از آن میان می‌توان: سلطان ابوسعید شیخ حسن ایلکانی (حک 740ـ757 ق / ؟م)، جلال‌الدین شاه محمود، شاه ابواسحاق اینجو، امیرمبارزالدین محمد مظفری، ملک قطب‌الدین پادشاه هرموز، غیاث‌الدین محمد وزیر سلطان [[ابوسعید ابوالخیر|ابوسعید]]، ‌خواجه شمس‌الدین محمود صائن و خواجه تاج‌الدین احمد وزاری و امیر مبارزالدین، ‌را ذکر کرد<ref>صفا، ذبیح‌الله. ''تاریخ ادبیات در ایران''، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 891.</ref>. از مهم‌ترین آثار به جای مانده از او «''خمسه خواجو''» است. این خمسه شامل پنج مثنوی است<ref>براون، ادوارد. ''تاریخ ادبیات ایران، از فردوسی تا سعدی''، ترجمه فتح‌الله مجتبایی، ‌تهران: مروارید، چ 2، 1355 ش، ص 260.</ref>. ''همای و همایون'' (732 ق / ؟م)، شامل 4407 بیت، 2ـ ''گل و نوروز'' (742 ق / ؟م) 2500 بیت، 3ـ ''روضه الانوار'' (743 ق / ؟م) به تقلید از ''مخزن‌الاسرار''<sup>*</sup> [[نظامی گنجوی]]<sup>*</sup>، 4ـ ''کمال نامه'' (744 ق / ؟م) در حدود 1849 بیت، 5ـ ''گوهرنامه / گهرنامه'' (746 ق / ؟م)، شامل 1032 بیت<ref>خواجوی کرمانی. ''دیوان اشعار''، به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، ‌تهران: کتابفروشی بارانی و محمودی، بی تا، ص 74، 75، 76 (به اختصار).</ref>. آثار دیگر خواجو عبارتند از: مثنوی ''سام نامه'' شامل 4200 بیت؛ ''صنایع‌الکمال'' حاوی قصاید، غزلیات، ‌قطعات، ‌ترکیبات، ترجیعات و قصاید در 25000 بیت؛ ''بدایع‌الجمال'' شامل قصاید، ترکیبات، ‌غزلیات و رباعیات در 4340 بیت و ''رساله‌البادیه'' و ''رساله سبع‌المثانی'' که هر دو به نثر نوشته شده‌اند<ref>بهزادی اندوهجردی، حسین.''تذکره‌شاعران کرمان''، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 228، 229.</ref>. خواجو در اشعارش از شیوه استادان و سخنوران کهن بهره می‌جست. او در اشعار داستانی از [[نظامی گنجوی]]، در قصاید عارفانه از [[سنایی غزنوی]]<sup>*</sup> و در غزل از [[سعدی]]<sup>*</sup> پیروی می‌کرد. توجه او به صنایع نظیر ایهام و جناس و مراعات‌النظیر و نیز افراط در استعاره و کنایه به غزل‌های او صبغه خاصی بخشیده بود<ref>زرین کوب، عبدالحسین. ''سیری در شعر فارسی''، تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 86.</ref>. در میان شاعرانی که غزل‌های عاشقانه ـ عارفانه می‌سرودند، ‌خواجو پس از [[حافظ شیرازی|حافظ]]<sup>*</sup> از دیگران پیشرفته‌تر بود و شعرش گاه به [[حافظ شیرازی|حافظ]] نزدیک می‌شد. ظاهراً [[حافظ شیرازی|حافظ]] نیز به خواجو بیش از سایرین توجه داشت<ref>شمیسا، ‌سیروس. ''سبک شناسی شعر''، تهران: نشر میترا، چ 1، 1383 ش، ص 231.</ref>. چنان که در [[دیوان]] [[حافظ شیرازی|حافظ]] ابیات بسیاری به تقلید و یا به استقبال از غزل‌های خواجو یافت می‌شود<ref>صفا، ذبیح‌الله. ''تاریخ ادبیات در ایران''، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 894.</ref>.
کمال‌الدین ابوالعطاء محمود بن علی کرمانی مشهور و متخلص به خواجو و ملقب به نَخلبند شعرا در [[کرمان]] از خاندانی بزرگ به دنیا آمد. علوم مقدماتی را در زادگاهش آموخت. سپس رهسپار [[شیراز]] شد و از محضر علمای آن شهر کسب فیض کرد. پس از آن به کازرون رفت و در آنجا به جرگه مریدان شیخ امین‌الدین محمد بلیانی کازرونی (و 745 ق) پیوست. چندی هم در [[اصفهان]] به سر برد<ref>بهزادی اندوهجردی، حسین. '''''تذکره‌شاعران کرمان'''''، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 222.</ref>. آنگاه سفرهای طولانی خود را به حجاز، شام، بیت‌المقدس، ‌[https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] [[عربی|عرب]] و عجم، ‌[https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B1 مصر] و برخی بنادر [[خلیج فارس]] آغاز کرد و سرانجام در بغداد سکنی گزید<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 889.</ref>. در این شهر مثنوی ناتمام ''همای و همایون'' خود را به اتمام رساند و پس از 12 سال دوری از وطن به ایران بازگشت. به محض ورود به قصد اهدای ''همای و همایون'' به سلطان ابوسعید ایلخانی (حک 717ـ736 ق / ؟م) عازم سلطانیه ـ بخشی میان [[زنجان]] و قزوین کنونی ـ شد، ‌اما وقتی به آنجا رسید که [[ابوسعید ابوالخیر|ابوسعید]] درگذشته و ارپاگون برادر هلاکوخان به جای او نشسته بود. خواجو ناچار قصیده‌ای در سوگ [[ابوسعید ابوالخیر|ابوسعید]] و قصیده‌ای دیگر در تهنیت جلوس ارپاگون سرود و آن شهر را [[ترک]] گفت<ref>غلامرضایی کهن، ‌فاطمه. «زندگی خواجوی کرمانی»، '''''فصلنامه پژوهشگران فرهنگ'''''، 1(1) (زمستان 1381 ش)، ص 122، 123، 124 (به اختصار).</ref>. بعد از آن روی به کرمان و فارس آورد. در [[شیراز]] شاه شیخ ابواسحاق اینجو (و 758 ق / ؟م) خواجو را مورد نوازش قرار داد و شاعر نیز در مقابل اشعار بسیاری در ستایش او سرود. بعدها در سفری به خراسان، در [[سمنان]] توقف کرد و در آنجا به حلقه‌ مریدان شیخ رکن‌الدین علاءالدوله سمنانی (د 736ق / ؟م) پیوست و چندین سال در خانقاه او به سر برد. در طی آن مدت به گردآوری اشعار عرفانی علاءالدوله همت گماشت<ref>بهزادی اندوهجردی، حسین. '''''تذکره‌شاعران کرمان'''''، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 224، 229.</ref>. سرانجام خواجو در [[شیراز]] درگذشت و در تنگ‌الله اکبر آن شهر به خاک سپرده شد<ref>غلامرضایی کهن، ‌فاطمه.«زندگی خواجوی کرمانی»، '''''فصلنامه پژوهشگران فرهنگ'''''، 1(1) (زمستان 1381 ش)، ص 154.</ref>. خواجو پادشاهان، امیران و بزرگان بسیاری را مدح گفت که از آن میان می‌توان: سلطان ابوسعید شیخ حسن ایلکانی (حک 740ـ757 ق / ؟م)، جلال‌الدین شاه محمود، شاه ابواسحاق اینجو، امیرمبارزالدین محمد مظفری، ملک قطب‌الدین پادشاه هرموز، غیاث‌الدین محمد وزیر سلطان [[ابوسعید ابوالخیر|ابوسعید]]، ‌خواجه شمس‌الدین محمود صائن و خواجه تاج‌الدین احمد وزاری و امیر مبارزالدین، ‌را ذکر کرد<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 891.</ref>. از مهم‌ترین آثار به جای مانده از او «''خمسه خواجو''» است. این خمسه شامل پنج مثنوی است<ref>براون، ادوارد. '''''تاریخ ادبیات ایران، از فردوسی تا سعدی'''''، ترجمه فتح‌الله مجتبایی، ‌تهران: مروارید، چ 2، 1355 ش، ص 260.</ref>.  
 
# ''همای و همایون'' (732 ق / ؟م)، شامل 4407 بیت؛
# ''گل و نوروز'' (742 ق / ؟م) 2500 بیت؛
# ''روضه الانوار'' (743 ق / ؟م) به تقلید از ''[[مخزن الاسرار|مخزن‌الاسرار]]'' [[نظامی گنجوی]]؛
# ''کمال نامه'' (744 ق / ؟م) در حدود 1849 بیت؛
# ''گوهرنامه / گهرنامه'' (746 ق / ؟م)، شامل 1032 بیت<ref>خواجوی کرمانی. '''''دیوان اشعار'''''، به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، ‌تهران: کتابفروشی بارانی و محمودی، بی تا، ص 74، 75، 76 (به اختصار).</ref>.  
 
آثار دیگر خواجو عبارتند از: مثنوی ''سام نامه'' شامل 4200 بیت؛ ''صنایع‌الکمال'' حاوی قصاید، غزلیات، ‌قطعات، ‌ترکیبات، ترجیعات و قصاید در 25000 بیت؛ ''بدایع‌الجمال'' شامل قصاید، ترکیبات، ‌غزلیات و رباعیات در 4340 بیت و ''رساله‌البادیه'' و ''رساله سبع‌المثانی'' که هر دو به نثر نوشته شده‌اند<ref>بهزادی اندوهجردی، حسین. '''''تذکره‌شاعران کرمان'''''، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 228، 229.</ref>. خواجو در اشعارش از شیوه استادان و سخنوران کهن بهره می‌جست. او در اشعار داستانی از [[نظامی گنجوی]]، در قصاید عارفانه از [[سنایی غزنوی]] و در غزل از [[سعدی]] پیروی می‌کرد. توجه او به صنایع نظیر ایهام و جناس و مراعات‌النظیر و نیز افراط در استعاره و کنایه به غزل‌های او صبغه خاصی بخشیده بود<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''سیری در شعر فارسی'''''، تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 86.</ref>. در میان شاعرانی که غزل‌های عاشقانه ـ عارفانه می‌سرودند، ‌خواجو پس از [[حافظ شیرازی|حافظ]] از دیگران پیشرفته‌تر بود و شعرش گاه به [[حافظ شیرازی|حافظ]] نزدیک می‌شد. ظاهراً [[حافظ شیرازی|حافظ]] نیز به خواجو بیش از سایرین توجه داشت<ref>شمیسا، ‌سیروس. '''''سبک شناسی شعر'''''، تهران: نشر میترا، چ 1، 1383 ش، ص 231.</ref>. چنان که در [[دیوان]] [[حافظ شیرازی|حافظ]] ابیات بسیاری به تقلید و یا به استقبال از غزل‌های خواجو یافت می‌شود<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 894.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
خط ۱۳: خط ۲۱:
* [[سعدی]]
* [[سعدی]]


'''مآخذ'''<references />
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۰۶

خواجوی کرمانی برگرفته از وبسایت ایرنا قابل بازیابی ازhttps://www.irna.ir/news/83161242/

خواجوی کرمانی (689 ـ 753 ق / ؟م) عارف، ‌شاعر.

کمال‌الدین ابوالعطاء محمود بن علی کرمانی مشهور و متخلص به خواجو و ملقب به نَخلبند شعرا در کرمان از خاندانی بزرگ به دنیا آمد. علوم مقدماتی را در زادگاهش آموخت. سپس رهسپار شیراز شد و از محضر علمای آن شهر کسب فیض کرد. پس از آن به کازرون رفت و در آنجا به جرگه مریدان شیخ امین‌الدین محمد بلیانی کازرونی (و 745 ق) پیوست. چندی هم در اصفهان به سر برد[۱]. آنگاه سفرهای طولانی خود را به حجاز، شام، بیت‌المقدس، ‌عراق عرب و عجم، ‌مصر و برخی بنادر خلیج فارس آغاز کرد و سرانجام در بغداد سکنی گزید[۲]. در این شهر مثنوی ناتمام همای و همایون خود را به اتمام رساند و پس از 12 سال دوری از وطن به ایران بازگشت. به محض ورود به قصد اهدای همای و همایون به سلطان ابوسعید ایلخانی (حک 717ـ736 ق / ؟م) عازم سلطانیه ـ بخشی میان زنجان و قزوین کنونی ـ شد، ‌اما وقتی به آنجا رسید که ابوسعید درگذشته و ارپاگون برادر هلاکوخان به جای او نشسته بود. خواجو ناچار قصیده‌ای در سوگ ابوسعید و قصیده‌ای دیگر در تهنیت جلوس ارپاگون سرود و آن شهر را ترک گفت[۳]. بعد از آن روی به کرمان و فارس آورد. در شیراز شاه شیخ ابواسحاق اینجو (و 758 ق / ؟م) خواجو را مورد نوازش قرار داد و شاعر نیز در مقابل اشعار بسیاری در ستایش او سرود. بعدها در سفری به خراسان، در سمنان توقف کرد و در آنجا به حلقه‌ مریدان شیخ رکن‌الدین علاءالدوله سمنانی (د 736ق / ؟م) پیوست و چندین سال در خانقاه او به سر برد. در طی آن مدت به گردآوری اشعار عرفانی علاءالدوله همت گماشت[۴]. سرانجام خواجو در شیراز درگذشت و در تنگ‌الله اکبر آن شهر به خاک سپرده شد[۵]. خواجو پادشاهان، امیران و بزرگان بسیاری را مدح گفت که از آن میان می‌توان: سلطان ابوسعید شیخ حسن ایلکانی (حک 740ـ757 ق / ؟م)، جلال‌الدین شاه محمود، شاه ابواسحاق اینجو، امیرمبارزالدین محمد مظفری، ملک قطب‌الدین پادشاه هرموز، غیاث‌الدین محمد وزیر سلطان ابوسعید، ‌خواجه شمس‌الدین محمود صائن و خواجه تاج‌الدین احمد وزاری و امیر مبارزالدین، ‌را ذکر کرد[۶]. از مهم‌ترین آثار به جای مانده از او «خمسه خواجو» است. این خمسه شامل پنج مثنوی است[۷].

  1. همای و همایون (732 ق / ؟م)، شامل 4407 بیت؛
  2. گل و نوروز (742 ق / ؟م) 2500 بیت؛
  3. روضه الانوار (743 ق / ؟م) به تقلید از مخزن‌الاسرار نظامی گنجوی؛
  4. کمال نامه (744 ق / ؟م) در حدود 1849 بیت؛
  5. گوهرنامه / گهرنامه (746 ق / ؟م)، شامل 1032 بیت[۸].

آثار دیگر خواجو عبارتند از: مثنوی سام نامه شامل 4200 بیت؛ صنایع‌الکمال حاوی قصاید، غزلیات، ‌قطعات، ‌ترکیبات، ترجیعات و قصاید در 25000 بیت؛ بدایع‌الجمال شامل قصاید، ترکیبات، ‌غزلیات و رباعیات در 4340 بیت و رساله‌البادیه و رساله سبع‌المثانی که هر دو به نثر نوشته شده‌اند[۹]. خواجو در اشعارش از شیوه استادان و سخنوران کهن بهره می‌جست. او در اشعار داستانی از نظامی گنجوی، در قصاید عارفانه از سنایی غزنوی و در غزل از سعدی پیروی می‌کرد. توجه او به صنایع نظیر ایهام و جناس و مراعات‌النظیر و نیز افراط در استعاره و کنایه به غزل‌های او صبغه خاصی بخشیده بود[۱۰]. در میان شاعرانی که غزل‌های عاشقانه ـ عارفانه می‌سرودند، ‌خواجو پس از حافظ از دیگران پیشرفته‌تر بود و شعرش گاه به حافظ نزدیک می‌شد. ظاهراً حافظ نیز به خواجو بیش از سایرین توجه داشت[۱۱]. چنان که در دیوان حافظ ابیات بسیاری به تقلید و یا به استقبال از غزل‌های خواجو یافت می‌شود[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بهزادی اندوهجردی، حسین. تذکره‌شاعران کرمان، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 222.
  2. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 889.
  3. غلامرضایی کهن، ‌فاطمه. «زندگی خواجوی کرمانی»، فصلنامه پژوهشگران فرهنگ، 1(1) (زمستان 1381 ش)، ص 122، 123، 124 (به اختصار).
  4. بهزادی اندوهجردی، حسین. تذکره‌شاعران کرمان، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 224، 229.
  5. غلامرضایی کهن، ‌فاطمه.«زندگی خواجوی کرمانی»، فصلنامه پژوهشگران فرهنگ، 1(1) (زمستان 1381 ش)، ص 154.
  6. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 891.
  7. براون، ادوارد. تاریخ ادبیات ایران، از فردوسی تا سعدی، ترجمه فتح‌الله مجتبایی، ‌تهران: مروارید، چ 2، 1355 ش، ص 260.
  8. خواجوی کرمانی. دیوان اشعار، به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، ‌تهران: کتابفروشی بارانی و محمودی، بی تا، ص 74، 75، 76 (به اختصار).
  9. بهزادی اندوهجردی، حسین. تذکره‌شاعران کرمان، تهران: هیرمند، چ 1، 1370 ش، ص 228، 229.
  10. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی، تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 86.
  11. شمیسا، ‌سیروس. سبک شناسی شعر، تهران: نشر میترا، چ 1، 1383 ش، ص 231.
  12. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران، تهران: دانشگاه تهران، 1355 ش، ج 3، ب 2، ص 894.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر