پرش به محتوا

آل بویه 2: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «{| class="wikitable" |از طاهریان تا غزنویان | |- |آ | |- |عبارتند از: | |} ل بویه (۴۴۷- ۳۲۰ ق)آ آل بویه( 3200 447 ق.) شعبه دیگر دیلمیان «آل بویه» است. مؤسسین این سلسله (علی، احمد، حسن) پسران بویه ماهیگیر ابتدا در خدمت مرد آویج بودند و سپس خود سلسله‌ای تشکیل دادند. پاد...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{| class="wikitable"
شعبه دیگر [[دیلمیان]] «آل بویه» است. مؤسسین این سلسله (علی، احمد، حسن) پسران بویه ماهیگیر ابتدا در خدمت مرد آویج بودند و سپس خود سلسله‌ای تشکیل دادند. پادشاهان آل بویه عبارتند از:
|از طاهریان تا غزنویان
|
|-
|
|-
|عبارتند از:
|
|}
ل بویه (۴۴۷- ۳۲۰ ق)آ


آل بویه( 3200 447 ق.)
علی ملقب به «عمادالدوله»، که از طرف مردآویج مأمور حکومت بخشی از عراق عجم بود، اما مردآویج به‌زودی از عمل خود پشیمان شد و برادرش وشمگیر را به جنگ او فرستاد. علی به [[اهواز]] رفت و وشمگیر [[اصفهان]] را گرفت. سرانجام علی با مردآویج صلح کرد و در ۳۳۸ ق در شیراز وفات یافت و چون پسری نداشت، پناه خسرو ملقب به «عضدالدوله»، پسر حسن رکن لدله جانشین وی شد.


دومین مرد نامدار این سلسله «رکن‌الدوله حسن» بود که تا سال ۳۳۶ ق زنده بود. او در هنگام مرگش که در [[اصفهان]] اتفاق افتاد، «عضدالدوله» را به عنوان ولیعهد خود اعلام کرد و همدان و قزوین و ری را به پسر دیگرش علی ملقب به «فخرالدوله» و [[اصفهان]] را به پسر سومش «مؤیدالدوله» واگذار کرد.


شعبه دیگر دیلمیان «آل بویه» است. مؤسسین این سلسله (علی، احمد، حسن) پسران بویه ماهیگیر ابتدا در خدمت مرد آویج بودند و سپس خود سلسله‌ای تشکیل دادند. پادشاهان آل بویه
«احمد معزالدوله» که در ۳۳۴ ق در [[اهواز]] به سر می‌برد. او پس از آگاه شدن از اوضاع آشفته دربار خلیفه مستکفی بالله «در ماه جمادی‌الاول سال سیصد و سی و چهار به بغداد آمد با سپاه، و پیش مستکفی، باستاد بپای، بر طریق خدمت، و خلیفه او را بنواخت و کرامت کرد و خلعت داد و لقب «معزالدوله» بداد، و برادرش را «عمادالدوله» علی لقب داد، و حسن را «رکن‌الدوله» و منشور و لوا و خلعت فرستاد، و بعد از آن اضطراب و فتنه بنشست و رعیت آرام گرفتند، و معزالدوله کار پادشاهی به نظام داشت و تدبیر ملک به وی بازگشت، و خلیفه به فرمانی قناعت کرد، و از آن پس خلفا را جز لوا و منشور فرستادن، و خلعت دادن و پاسخ پادشاهان اطراف، کاری نماند<ref>بهار، محمدتقی (ملک‌الشعرا)، (مصحح). '''''مجمل‌التواریخ و القصص'''''، به همت محمد رمضانی، چ ۲، تهران، ۱۳۸۰ ه.ق، ص379.</ref>».


علی ملقب به «عمادالدوله»، که از طرف مردآویج مأمور حکومت بخشی از عراق عجم بود، اما مردآویج به‌زودی از عمل خود پشیمان شد و برادرش وشمگیر را به جنگ او فرستاد. علی به اهواز رفت و وشمگیر اصفهان را گرفت. سرانجام علی با مردآویج صلح کرد و در ۳۳۸ ق در شیراز وفات یافت و چون پسری نداشت، پناه خسرو ملقب به «عضدالدوله»، پسر حسن رکن لدله جانشین وی شد.  
بدین ترتیب خلفای عباسی از قدرت سیاسی محروم گردیدند و فقط به قدرت مذهبی اکتفا نمودند. سلسله‌های بعدی نیز که در [[کشور ایران|ایران]] روی کار آمدند، تنها برای کسب مشروعیت سلطنت خویش به تأیید و رضایت خلیفه بغداد نیاز داشتند. معزالدوله می‌خواست خلافت عباسی را از میان بردارد و یکی از [[علویان]] را به مقام خلافت انتخاب کند، لیکن بعضی از نزدیکانش به او فهماندند که این کار به مصلحت نیست و گفتند چون بنی‌عباس به عقیده شیعیان غاصب خلافتند هرآن ایشان را می‌توان عزل کرد یا مقتول ساخت؛ اما با علویان، که براساس اعتقاد شیعه، خلفای برحق‌اند چنین معامله‌ای را نمی‌توان روا داشت<ref>اقبال آشتیانی، عباس, '''''تاریخ مفصل ایران'''''، چ ۷، تهران: انتشارات کتابخانه خیام، ۱۳۷۵، ص159.</ref>.


دومین مرد نامدار این سلسله «رکن‌الدوله حسن» بود که تا سال ۳۳۶ ق زنده بود. او در هنگام مرگش که در اصفهان اتفاق افتاد، «عضدالدوله» را به عنوان ولیعهد خود اعلام کرد و همدان و قزوین و ری را به پسر دیگرش علی ملقب به «فخرالدوله» و اصفهان را به پسر سومش «مؤیدالدوله» واگذار کرد.  
معزالدوله در بغداد دستور داد: «بر درهای مساجد کندند که لعن‌الله علی معاویةبن ابی‌سفیان و لعن من غصب عن فاطمه، رضی‌الله عنها، فدکا و لعن من منع ان یدفن‌الحسن عند قبر جده علیه‌السلام و من نفی اباذرالغفاری و من اخرج ابوالعباس عن‌الشوری»<ref name=":0">غیاث‌الدین خراندمیر، '''''حبیب‌السیر فی اخبار افراد بشر'''''، تهران: کتابفروشی خیام، ۱۳۵۳، ج ۲، ص۴۲۶.</ref>. اما به علت اعتراضات و شورش‌های بسیار اهل سنت سرانجام به جای آن عبارات نوشتند: «لعن‌الله الظالمین لال رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله».


«احمد معزالدوله» که در ۳۳۴ ق در اهواز به سر می‌برد. او پس از آگاه شدن از اوضاع آشفته دربار خلیفه مستکفی بالله «در ماه جمادی‌الاول سال سیصد و سی و چهار به بغداد آمد با سپاه، و پیش مستکفی، باستاد بپای، بر طریق خدمت، و خلیفه او را بنواخت و کرامت کرد و خلعت داد و لقب «معزالدوله» بداد، و برادرش را «عمادالدوله» علی لقب داد، و حسن را «رکن‌الدوله» و منشور و لوا و خلعت فرستاد، و بعد از آن اضطراب و فتنه بنشست و رعیت آرام گرفتند، و معزالدوله کار پادشاهی به نظام داشت و تدبیر ملک به وی بازگشت، و خلیفه به فرمانی قناعت کرد، و از آن پس خلفا را جز لوا و منشور فرستادن، و خلعت دادن و پاسخ پادشاهان اطراف، کاری نماند».  
احمد در ۳۵۶ ق وفات یافت<ref name=":0" />. پس از مرگ حسن رکن‌الدوله، سرزمین‌های آل‌بویه میان «عضدالدوله» پسر وی و «عزالدوله بختیار»، پسر احمد معزالدوله و دیگر پسر رکن‌الدوله یعنی «مؤیدالدوله» تقسیم شد و هر کدام به حکومت بخشی از [[کشور ایران|ایران]] رسیدند و در آنجا تشکیل سلسله‌هایی دادند که این سه شعبه را به ترتیب دیالمه فارس، دیالمه عراق و [[استان خوزستان|خوزستان]] و [[کرمان]]، و دیالمه ری و [[همدان]] و [[اصفهان]] می‌نامند. با اینکه همیشه میان آنان روابط نیکو حکمفرما نبود، اما مدت مدیدی بر بخش‌های مختلف مرکزی و غربی کشور حکمراندند. حکمرانان دیالمه فارس عبارتند از:


۱ - ملک‌الشعراء بهار (مصحح)، همان کتاب، ص ۳۷۹.  
عضدالدوله (پناه خسرو) پسر رکن‌الدوله، که از معروفترین پادشاهان [[آل بویه|آل‌بویه]] است و با کشتن عزالدوله بختیار پسر عموی خود، ممالک او را نیز تصرف کرد. وی مردی کشوردار بود و به عمران و آبادی علاقه بسیار داشت و آثار متعددی مانند «بند امیر» در [[استان فارس|فارس]] از او باقی مانده است. سرحد قلمرو عضدالدوله تا حدود شام رسید و شهرت قدرت و عظمتش سراسر ممالک سلطنت برکنار شد. اسلامی راگرفت. وی در ۳۷۲ ق درگذشت.


شرف‌الدوله پسر عضدالدوله، از سال ۳۷۲ ق تا ۳۷۹ ق سلطنت کرد.


بهاءالدوله پسر شرف‌الدوله که سلطنت او تا ۴۰۳ ق دوام داشت.


۱۸۸
سلطان‌الدوله که تا ۴۱۵ ق فرمانروایی کرد.


گزیده تاریخ ایران
ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان‌الدوله تا ۴۴۰ ق سلطنت نمود.


بدین ترتیب خلفای عباسی از قدرت سیاسی محروم گردیدند و فقط به قدرت مذهبی اکتفا نمودند. سلسله‌های بعدی نیز که در ایران روی کار آمدند، تنها برای کسب مشروعیت سلطنت خویش به تأیید و رضایت خلیفه بغداد نیاز داشتند. معزالدوله می‌خواست خلافت عباسی را از میان بردارد و یکی از علویان را به مقام خلافت انتخاب کند، لیکن بعضی از نزدیکانش به او فهماندند که این کار به مصلحت نیست و گفتند چون بنی‌عباس به عقیده شیعیان غاصب خلافتند هرآن ایشان را می‌توان عزل کرد یا مقتول ساخت؛ اما با علویان، که براساس اعتقاد شیعه، خلفای برحق‌اند چنین معامله‌ای را نمی‌توان روا داشت.۱
آخرین فرد از این دودمان ملک رحیم است که در ۴۴۷ ق با ورود طغرل سلجوقی به بغداد از دیالمه عراق و [[استان خوزستان|خوزستان]] و [[اهواز]] و [[کرمان]]: اینها در واقع خاندان هایی بودند که از تقسیم شدن ممالک احمد معزالدوله در میان پسران و نوادگان عضدالدوله روی کار آمدند، و جهت اطلاع بیشتر از احوال آنها باید به تاریخ همان دیالمه فارس مراجعه کرد. اسامی فرمانروایان این شاخه در تواریخ ایرانی به ترتیب ذکرگردیده است<ref>اقبال آشتیانی، عباس, '''''تاریخ مفصل ایران'''''، چ ۷، تهران: انتشارات کتابخانه خیام، ۱۳۷۵، صص ۷۷-۱۷۶.</ref>: دیالمه ری و [[همدان]] و [[اصفهان]]:


معزالدوله در بغداد دستور داد: «بر درهای مساجد کندند که لعن‌الله علی معاویةبن ابی‌سفیان و لعن من غصب عن فاطمه، رضی‌الله عنها، فدکا و لعن من منع ان یدفن‌الحسن عند قبر جده علیه‌السلام و من نفی اباذرالغفاری و من اخرج ابوالعباس عن‌الشوری».^{۲} اما به علت اعتراضات و شورش‌های بسیار اهل سنت سرانجام به جای آن عبارات نوشتند: «لعن‌الله الظالمین لال رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله».  
مؤیدالدوله پسر کن‌الدوله که از طرف برادر خود عضدالدوله بر تمام عراق عجم فرمانروایی داشت و پس از مرگ برادر استقلال تمام یافت.


احمد در ۳۵۶ ق وفات یافت.^{۳} پس از مرگ حسن رکن‌الدوله، سرزمین‌های آل‌بویه میان «عضدالدوله» پسر وی و «عزالدوله بختیار»، پسر احمد معزالدوله و دیگر پسر رکن‌الدوله یعنی «مؤیدالدوله» تقسیم شد و هر کدام به حکومت بخشی از ایران رسیدند و در آنجا تشکیل سلسله‌هایی دادند که این سه شعبه را به ترتیب دیالمه فارس، دیالمه عراق و خوزستان و کرمان، و دیالمه ری و همدان و اصفهان می‌نامند. با اینکه همیشه میان آنان روابط نیکو حکمفرما نبود، اما مدت مدیدی بر بخش‌های مختلف مرکزی و غربی کشور حکمراندند. حکمرانان دیالمه فارس عبارتند از:
فخرالدوله که پس از مرگ برادرش مؤیدالدوله در ۳۷۳ ق از نیشابور آمد و به جای وی نشست. این فخرالدوله را عضدالدوله به این بهانه که در منازعه میان او و پسر عمویش عزالدوله بختیار، جانب عزالدوله راگرفته‌بود از مملکت خویش محروم ساخته‌بود.


عضدالدوله (پناه خسرو) پسر رکن‌الدوله، که از معروفترین پادشاهان آل‌بویه است و با کشتن عزالدوله بختیار پسر عموی خود، ممالک او را نیز تصرف کرد. وی مردی کشوردار بود و به عمران و آبادی علاقه بسیار داشت و آثار متعددی مانند «بند امیر» در فارس از او باقی مانده
مجدالدوله که پس از مرگ پدرش فخرالدوله در ۳۸۷ ق به جای او نشست. در این زمان (۳۸۸ ق) [[محمود غزنوی|سلطان محمود غزنوی]] بر خراسان استیلا یافته بود، اما خطری از سوی او متوجه مجدالدوله نبود، تا اینکه [[محمود غزنوی|محمود]] در ۴۲۰ ق شخصاً به ری آمد و مجدالدوله را دستگیر کرد و به بغداد فرستاد.


۱ - عباس اقبال آشتیانی، همان‌کتاب، ص ۱۵۹.
== نیز نگاه کنید به ==


۲ - غیاث‌الدین خراندمیر، حبیب‌السیر فی اخبار افراد بشر، تهران: کتابفروشی خیام، ۱۳۵۳، ج ۲، ص ۴۲۶. ۳ - همان.
* [[آل زیار]]
* [[صفاریان 2]]
* [[سامانیان 2]]
* [[از غزنویان تا مغول]]


== مآخذ ==


{| class="wikitable"
<references />
|۱۸۹
== '''منبع اصلی''' ==
|از طاهریان تا غزنویان
شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی].
|-
|اسلامی راگرفت. وی در ۳۷۲ ق درگذشت.
|
|-
|شرف‌الدوله پسر عضدالدوله، از سال ۳۷۲ ق تا ۳۷۹ ق سلطنت کرد.
|
|-
|بهاءالدوله پسر شرف‌الدوله که سلطنت او تا ۴۰۳ ق دوام داشت.
|
|-
|سلطان‌الدوله که تا ۴۱۵ ق فرمانروایی کرد.
|
|-
|.
|
|-
|ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان‌الدوله تا ۴۴۰ ق سلطنت نمود.
|
|-
|سلطنت برکنار شد.
|
|}
است. سرحد قلمرو عضدالدوله تا حدود شام رسید و شهرت قدرت و عظمتش سراسر ممالک


آخرین فرد از این دودمان ملک رحیم است که در ۴۴۷ ق با ورود طغرل سلجوقی به بغداد از
== '''نویسنده مقاله''' ==
 
رضا شعبانی
دیالمه عراق و خوزستان و اهواز و کرمان: اینها در واقع خاندان هایی بودند که از تقسیم شدن ممالک احمد معزالدوله در میان پسران و نوادگان عضدالدوله روی کار آمدند، و جهت اطلاع بیشتر از احوال آنها باید به تاریخ همان دیالمه فارس مراجعه کرد. اسامی فرمانروایان این شاخه در تواریخ ایرانی به ترتیب ذکرگردیده است:۱ دیالمه ری و همدان و اصفهان:
[[رده:تاریخ]]
 
مؤیدالدوله پسر رکن‌الدوله که از طرف برادر خود عضدالدوله بر تمام عراق عجم فرمانروایی داشت و پس از مرگ برادر استقلال تمام یافت.
 
فخرالدوله که پس از مرگ برادرش مؤیدالدوله در ۳۷۳ ق از نیشابور آمد و به جای وی نشست. این فخرالدوله را عضدالدوله به این بهانه که در منازعه میان او و پسر عمویش عزالدوله بختیار، جانب عزالدوله راگرفته‌بود از مملکت خویش محروم ساخته‌بود.
 
۱ - ر.ک: عباس اقبال آشتیانی، همان کتاب، صص ۷۷-۱۷۶.
 
 
گزیده تاریخ ایران
 
مجدالدوله که پس از مرگ پدرش فخرالدوله در ۳۸۷ ق به جای او نشست. در این زمان (۳۸۸ ق) سلطان محمود غزنوی بر خراسان استیلا یافته بود، اما خطری از سوی او متوجه مجدالدوله نبود، تا اینکه محمود در ۴۲۰ ق شخصاً به ری آمد و مجدالدوله را دستگیر کرد و به بغداد فرستاد.^{۱}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۳۳

شعبه دیگر دیلمیان «آل بویه» است. مؤسسین این سلسله (علی، احمد، حسن) پسران بویه ماهیگیر ابتدا در خدمت مرد آویج بودند و سپس خود سلسله‌ای تشکیل دادند. پادشاهان آل بویه عبارتند از:

علی ملقب به «عمادالدوله»، که از طرف مردآویج مأمور حکومت بخشی از عراق عجم بود، اما مردآویج به‌زودی از عمل خود پشیمان شد و برادرش وشمگیر را به جنگ او فرستاد. علی به اهواز رفت و وشمگیر اصفهان را گرفت. سرانجام علی با مردآویج صلح کرد و در ۳۳۸ ق در شیراز وفات یافت و چون پسری نداشت، پناه خسرو ملقب به «عضدالدوله»، پسر حسن رکن لدله جانشین وی شد.

دومین مرد نامدار این سلسله «رکن‌الدوله حسن» بود که تا سال ۳۳۶ ق زنده بود. او در هنگام مرگش که در اصفهان اتفاق افتاد، «عضدالدوله» را به عنوان ولیعهد خود اعلام کرد و همدان و قزوین و ری را به پسر دیگرش علی ملقب به «فخرالدوله» و اصفهان را به پسر سومش «مؤیدالدوله» واگذار کرد.

«احمد معزالدوله» که در ۳۳۴ ق در اهواز به سر می‌برد. او پس از آگاه شدن از اوضاع آشفته دربار خلیفه مستکفی بالله «در ماه جمادی‌الاول سال سیصد و سی و چهار به بغداد آمد با سپاه، و پیش مستکفی، باستاد بپای، بر طریق خدمت، و خلیفه او را بنواخت و کرامت کرد و خلعت داد و لقب «معزالدوله» بداد، و برادرش را «عمادالدوله» علی لقب داد، و حسن را «رکن‌الدوله» و منشور و لوا و خلعت فرستاد، و بعد از آن اضطراب و فتنه بنشست و رعیت آرام گرفتند، و معزالدوله کار پادشاهی به نظام داشت و تدبیر ملک به وی بازگشت، و خلیفه به فرمانی قناعت کرد، و از آن پس خلفا را جز لوا و منشور فرستادن، و خلعت دادن و پاسخ پادشاهان اطراف، کاری نماند[۱]».

بدین ترتیب خلفای عباسی از قدرت سیاسی محروم گردیدند و فقط به قدرت مذهبی اکتفا نمودند. سلسله‌های بعدی نیز که در ایران روی کار آمدند، تنها برای کسب مشروعیت سلطنت خویش به تأیید و رضایت خلیفه بغداد نیاز داشتند. معزالدوله می‌خواست خلافت عباسی را از میان بردارد و یکی از علویان را به مقام خلافت انتخاب کند، لیکن بعضی از نزدیکانش به او فهماندند که این کار به مصلحت نیست و گفتند چون بنی‌عباس به عقیده شیعیان غاصب خلافتند هرآن ایشان را می‌توان عزل کرد یا مقتول ساخت؛ اما با علویان، که براساس اعتقاد شیعه، خلفای برحق‌اند چنین معامله‌ای را نمی‌توان روا داشت[۲].

معزالدوله در بغداد دستور داد: «بر درهای مساجد کندند که لعن‌الله علی معاویةبن ابی‌سفیان و لعن من غصب عن فاطمه، رضی‌الله عنها، فدکا و لعن من منع ان یدفن‌الحسن عند قبر جده علیه‌السلام و من نفی اباذرالغفاری و من اخرج ابوالعباس عن‌الشوری»[۳]. اما به علت اعتراضات و شورش‌های بسیار اهل سنت سرانجام به جای آن عبارات نوشتند: «لعن‌الله الظالمین لال رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله».

احمد در ۳۵۶ ق وفات یافت[۳]. پس از مرگ حسن رکن‌الدوله، سرزمین‌های آل‌بویه میان «عضدالدوله» پسر وی و «عزالدوله بختیار»، پسر احمد معزالدوله و دیگر پسر رکن‌الدوله یعنی «مؤیدالدوله» تقسیم شد و هر کدام به حکومت بخشی از ایران رسیدند و در آنجا تشکیل سلسله‌هایی دادند که این سه شعبه را به ترتیب دیالمه فارس، دیالمه عراق و خوزستان و کرمان، و دیالمه ری و همدان و اصفهان می‌نامند. با اینکه همیشه میان آنان روابط نیکو حکمفرما نبود، اما مدت مدیدی بر بخش‌های مختلف مرکزی و غربی کشور حکمراندند. حکمرانان دیالمه فارس عبارتند از:

عضدالدوله (پناه خسرو) پسر رکن‌الدوله، که از معروفترین پادشاهان آل‌بویه است و با کشتن عزالدوله بختیار پسر عموی خود، ممالک او را نیز تصرف کرد. وی مردی کشوردار بود و به عمران و آبادی علاقه بسیار داشت و آثار متعددی مانند «بند امیر» در فارس از او باقی مانده است. سرحد قلمرو عضدالدوله تا حدود شام رسید و شهرت قدرت و عظمتش سراسر ممالک سلطنت برکنار شد. اسلامی راگرفت. وی در ۳۷۲ ق درگذشت.

شرف‌الدوله پسر عضدالدوله، از سال ۳۷۲ ق تا ۳۷۹ ق سلطنت کرد.

بهاءالدوله پسر شرف‌الدوله که سلطنت او تا ۴۰۳ ق دوام داشت.

سلطان‌الدوله که تا ۴۱۵ ق فرمانروایی کرد.

ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان‌الدوله تا ۴۴۰ ق سلطنت نمود.

آخرین فرد از این دودمان ملک رحیم است که در ۴۴۷ ق با ورود طغرل سلجوقی به بغداد از دیالمه عراق و خوزستان و اهواز و کرمان: اینها در واقع خاندان هایی بودند که از تقسیم شدن ممالک احمد معزالدوله در میان پسران و نوادگان عضدالدوله روی کار آمدند، و جهت اطلاع بیشتر از احوال آنها باید به تاریخ همان دیالمه فارس مراجعه کرد. اسامی فرمانروایان این شاخه در تواریخ ایرانی به ترتیب ذکرگردیده است[۴]: دیالمه ری و همدان و اصفهان:

مؤیدالدوله پسر کن‌الدوله که از طرف برادر خود عضدالدوله بر تمام عراق عجم فرمانروایی داشت و پس از مرگ برادر استقلال تمام یافت.

فخرالدوله که پس از مرگ برادرش مؤیدالدوله در ۳۷۳ ق از نیشابور آمد و به جای وی نشست. این فخرالدوله را عضدالدوله به این بهانه که در منازعه میان او و پسر عمویش عزالدوله بختیار، جانب عزالدوله راگرفته‌بود از مملکت خویش محروم ساخته‌بود.

مجدالدوله که پس از مرگ پدرش فخرالدوله در ۳۸۷ ق به جای او نشست. در این زمان (۳۸۸ ق) سلطان محمود غزنوی بر خراسان استیلا یافته بود، اما خطری از سوی او متوجه مجدالدوله نبود، تا اینکه محمود در ۴۲۰ ق شخصاً به ری آمد و مجدالدوله را دستگیر کرد و به بغداد فرستاد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بهار، محمدتقی (ملک‌الشعرا)، (مصحح). مجمل‌التواریخ و القصص، به همت محمد رمضانی، چ ۲، تهران، ۱۳۸۰ ه.ق، ص379.
  2. اقبال آشتیانی، عباس, تاریخ مفصل ایران، چ ۷، تهران: انتشارات کتابخانه خیام، ۱۳۷۵، ص159.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ غیاث‌الدین خراندمیر، حبیب‌السیر فی اخبار افراد بشر، تهران: کتابفروشی خیام، ۱۳۵۳، ج ۲، ص۴۲۶.
  4. اقبال آشتیانی، عباس, تاریخ مفصل ایران، چ ۷، تهران: انتشارات کتابخانه خیام، ۱۳۷۵، صص ۷۷-۱۷۶.

منبع اصلی

شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی