پرش به محتوا

آغاز استعمار نو در ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Mahdi (بحث | مشارکت‌ها)
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
پس از امضای قرارداد ۱۹۱۹، سه رویداد -که هر سه تا اندازه زیادی به یکدیگر وابسته‌اند - نه تنها سیاست خارجی ایران بلکه تحولات آتی ایران را به طور کلی تحت تاثیر قرار داد. حادثه اول، ناکامی دولت بریتانیا در اجرای قرارداد ۱۹۱۹ به دلایل مختلف خارجی و داخلی بویژه مخالفت مرحوم مدرس و ملیون ایران با آن بود. همزمان با آن، سیاست دولت شوروی در قبال ایران دگرگون شد و طوفان جایگزین تفاهم در روابط بین دو کشورگردید. مهمترین پیامد دوران جدیدکه با هجوم نیروهای شوروی به شمال ایران در ماه مه ۱۹۲۰/ اردیبهشت ۱۲۹۹ اغاز شد، نزدیکی شورویها به نهضت جنگل، تشکیل نخستین حکومت جمهوری در شمال ایران و تکوین موضوعی با عنوان مساله شمال برای دولت ایران بود. حادثه سوم، تصمیم دولت بریتانیا مبنی برخروج نیروهایش از ایران، به دلایل اقتصادی، تا پایان آوریل ۱۹۲۱/فروردین ۱۳۰۰ ه ش بود. درخصوص سیاست آتی بریتانیا در قبال ایران، دو دیدگاه در لندن وجود داشت. دیدگاه نخست که از سوی کرزن و همفکرانش مطرح شد، بر این اساس مبتنی بود که دولت بریتانیا باید صرفا در صدد حفظ منافع خود در جنوب ایران از طریق تشکیل کنفدراسیونی مرکب از رؤسای ایلات و قبایل برآید و از مابقی ایران صرف‌نظر کند. در مقابل، هواخواهان دیدگاه دوم که بیشتر از سوی نظامیان انگلیسی مستقر در ایران مطرح می‌شد، براین باور بودند که مساله اصلی برای آنان نه حفظ منافع سنتی بریتانیا در ایران بلکه خروج نیروهای انگلیسی مستقر در ایران است. از دیدگاه اینان،که آیرون ساید(Sir, A. Ironside) فرمانده نیروهای انگلیسی مستقر در شمال ایران در راس آن قرار داشت، یگانه رهیافت ممکن برای انجام این مهم، استقرار یک دیکتاتوری، نظامی در ایران پیش از آغاز خروج نیروهای انگلیسی از ایران بود.
پس از امضای قرارداد ۱۹۱۹، سه رویداد -که هر سه تا اندازه زیادی به یکدیگر وابسته‌اند - نه تنها [[سیاست خارجی ایران]] بلکه تحولات آتی ایران را به طور کلی تحت تاثیر قرار داد. حادثه اول، ناکامی دولت بریتانیا در اجرای قرارداد ۱۹۱۹ به دلایل مختلف خارجی و داخلی بویژه مخالفت مرحوم مدرس و ملیون ایران با آن بود. همزمان با آن، سیاست دولت شوروی در قبال ایران دگرگون شد و طوفان جایگزین تفاهم در روابط بین دو کشورگردید. مهمترین پیامد دوران جدیدکه با هجوم نیروهای شوروی به شمال ایران در ماه مه ۱۹۲۰/ اردیبهشت ۱۲۹۹ اغاز شد، نزدیکی شورویها به نهضت جنگل، تشکیل نخستین حکومت جمهوری در شمال ایران و تکوین موضوعی با عنوان مساله شمال برای دولت ایران بود.  


کشاکش بین هواخواهان این دو دیدگاه با پیروزی نظامیان خاتمه یافت و حادثه‌ای را در تاریخ معاصر ایران رقم زد که به کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ مشهور شد؛ واقعه‌ای که [https://iranology-e.ir/%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C رضا] خان میرپنج سوادکوهی و سید ضیاء الدین طباطبایی به ترتیب مهره‌های نظامی و سیاسی آن بودند.مشخصه اصلی تاریخ معاصر ایران در سالهای نخست پس از کودتا، ۱۹۲۵ - ۱۹۲۱م/ ۱۲۹۹ - ۱۳۰۴ ه ش، صعود روزافزون قدرت رضاخان است؛ فرایندی که یکی از مهمترین دلایل آن حمایت هر دو قدرت انگلستان و شوروی از رهبر نظامی کودتا بود. انگلیسیها در این زمان به دلیل رویگردانی از سیاست سنتی خود مبنی بر بازی با ایلات و عشایر و رویکرد به سیاست تمرکز گرایانه در ایران، رضاخان را بهترین راه حل برای نیل به این منظور می‌دانستند؛ اضمن آنکه دولت شوروی نیز پس از شکست در سیاست صدور کمونیسم و امضای عهدنامه مودّت با ایران در فوریه ۱۹۲۱م/ اسفند ۱۲۹۹ هش به دلیل تامین امنیت مرزهای جنوبی خود و تحلیل نادرست درباره رضاخان به عنوان رهبر بورژوا دموکراتیک ایران، سیاست حمایت از او را پیشه کرد و تنها در صدد بسط روابط تجاری با ایران و گسترش کمونیسم در مواقع مقتضی برآمد.<ref>حسین مسعودنیا، «نظری بر غوغای جمهوری‌خواهی و نقش مدرس در فرجام آن»، مجله سیاست خارجی، ش ۴ و ۳ صص ۸۵۴-۸۴۸</ref>
حادثه سوم، تصمیم دولت بریتانیا مبنی برخروج نیروهایش از ایران، به دلایل اقتصادی، تا پایان آوریل ۱۹۲۱/فروردین ۱۳۰۰ ه ش بود. درخصوص سیاست آتی بریتانیا در قبال ایران، دو دیدگاه در لندن وجود داشت. دیدگاه نخست که از سوی کرزن و همفکرانش مطرح شد، بر این اساس مبتنی بود که دولت بریتانیا باید صرفا در صدد حفظ منافع خود در جنوب ایران از طریق تشکیل کنفدراسیونی مرکب از رؤسای ایلات و قبایل برآید و از مابقی ایران صرف‌نظر کند. در مقابل، هواخواهان دیدگاه دوم که بیشتر از سوی نظامیان انگلیسی مستقر در ایران مطرح می‌شد، براین باور بودند که مساله اصلی برای آنان نه حفظ منافع سنتی بریتانیا در ایران بلکه خروج نیروهای انگلیسی مستقر در ایران است. از دیدگاه اینان،که آیرون ساید(Sir, A. Ironside) فرمانده نیروهای انگلیسی مستقر در شمال ایران در راس آن قرار داشت، یگانه رهیافت ممکن برای انجام این مهم، استقرار یک دیکتاتوری، نظامی در ایران پیش از آغاز خروج نیروهای انگلیسی از ایران بود.


حمایتهای داخلی و خارجی از رضاخان سبب شد تا وی ابتدا در سال ۱۹۲۴م/۱۳۰۳ هش عهده‌دار پست نخست‌وزیری‌گردد و یک سال بعد در آبان ۱۹۲۵م/۱۳۰۴ ه ش احمدشاه آخرین پادشاه قاجاریه را از سلطنت خلع و تشکیل سلسله پهلوی را اعلان کند. تاریخ سلطنت سلسله پهلوی در ایران پنجاه و سه سال طول کشید که می‌توان آن را به دو دوره تقسیم کرد؛ یکی یکی دوره ۱۶ ساله سلطنت رضا شاه و دیگری دوره سی و هفت ساله سلطنت فرزندش محمدرضا شاه.
کشاکش بین هواخواهان این دو دیدگاه با پیروزی نظامیان خاتمه یافت و حادثه‌ای را در تاریخ معاصر ایران رقم زد که به [[کودتای سوم اسفند]] ۱۲۹۹ مشهور شد؛ واقعه‌ای که [[رضا شاه پهلوی|رضا خان]] میرپنج سوادکوهی و [[سید ضیاء الدین طباطبایی]] به ترتیب مهره‌های نظامی و سیاسی آن بودند.مشخصه اصلی تاریخ معاصر ایران در سالهای نخست پس از کودتا، ۱۹۲۵ - ۱۹۲۱م/ ۱۲۹۹ - ۱۳۰۴ ه ش، صعود روزافزون قدرت [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] است؛ فرایندی که یکی از مهمترین دلایل آن حمایت هر دو قدرت انگلستان و شوروی از رهبر نظامی کودتا بود. انگلیسیها در این زمان به دلیل رویگردانی از سیاست سنتی خود مبنی بر بازی با ایلات و عشایر و رویکرد به سیاست تمرکز گرایانه در ایران، [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] را بهترین راه حل برای نیل به این منظور می‌دانستند؛ اضمن آنکه دولت شوروی نیز پس از شکست در سیاست صدور کمونیسم و امضای عهدنامه مودّت با ایران در فوریه ۱۹۲۱م/ اسفند ۱۲۹۹ هش به دلیل تامین امنیت مرزهای جنوبی خود و تحلیل نادرست درباره [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] به عنوان رهبر بورژوا دموکراتیک ایران، سیاست حمایت از او را پیشه کرد و تنها در صدد بسط روابط تجاری با ایران و گسترش کمونیسم در مواقع مقتضی برآمد.<ref>حسین مسعودنیا، «نظری بر غوغای جمهوری‌خواهی و نقش مدرس در فرجام آن»، مجله سیاست خارجی، ش ۴ و ۳ صص ۸۵۴-۸۴۸</ref>
 
حمایتهای داخلی و خارجی از [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] سبب شد تا وی ابتدا در سال ۱۹۲۴م/۱۳۰۳ هش عهده‌دار پست نخست‌وزیری‌گردد و یک سال بعد در آبان ۱۹۲۵م/۱۳۰۴ ه ش احمدشاه آخرین پادشاه [[قاجاریه]] را از سلطنت خلع و تشکیل [[سلسله پهلوی]] را اعلان کند. تاریخ سلطنت [[سلسله پهلوی]] در ایران پنجاه و سه سال طول کشید که می‌توان آن را به دو دوره تقسیم کرد؛ یکی یکی دوره ۱۶ ساله سلطنت [[رضا شاه پهلوی|رضا شاه]] و دیگری دوره سی و هفت ساله سلطنت فرزندش [[محمدرضا شاه پهلوی|محمدرضا شاه]].


== نیز نگاه کنبد به ==
== نیز نگاه کنبد به ==


* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87 سیاست خارجی ایران در زمان سلطنت رضاشاه]
* [[سیاست خارجی ایران در زمان سلطنت رضاشاه]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87 سیاست خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضاشاه]
* [[سیاست خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضاشاه]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87 سیاست مستقل ملی محمدرضاشاه]
* [[سیاست مستقل ملی محمدرضاشاه]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86_%D9%88_%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 دکترین نیکسون و ژاندارمی ایران]
* [[دکترین نیکسون و ژاندارمی ایران]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران]
* [[سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%B7%D9%84%D8%A8 ایران و جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]
* [[ایران و جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%B7%D9%84%D8%A8 رابطه رژیم سلطنتی ایران با جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]
* [[رابطه رژیم سلطنتی ایران با جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
خط ۲۳: خط ۲۵:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
عباس منوچهری
عباس منوچهری
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:نظام سیاسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۲۳

پس از امضای قرارداد ۱۹۱۹، سه رویداد -که هر سه تا اندازه زیادی به یکدیگر وابسته‌اند - نه تنها سیاست خارجی ایران بلکه تحولات آتی ایران را به طور کلی تحت تاثیر قرار داد. حادثه اول، ناکامی دولت بریتانیا در اجرای قرارداد ۱۹۱۹ به دلایل مختلف خارجی و داخلی بویژه مخالفت مرحوم مدرس و ملیون ایران با آن بود. همزمان با آن، سیاست دولت شوروی در قبال ایران دگرگون شد و طوفان جایگزین تفاهم در روابط بین دو کشورگردید. مهمترین پیامد دوران جدیدکه با هجوم نیروهای شوروی به شمال ایران در ماه مه ۱۹۲۰/ اردیبهشت ۱۲۹۹ اغاز شد، نزدیکی شورویها به نهضت جنگل، تشکیل نخستین حکومت جمهوری در شمال ایران و تکوین موضوعی با عنوان مساله شمال برای دولت ایران بود.

حادثه سوم، تصمیم دولت بریتانیا مبنی برخروج نیروهایش از ایران، به دلایل اقتصادی، تا پایان آوریل ۱۹۲۱/فروردین ۱۳۰۰ ه ش بود. درخصوص سیاست آتی بریتانیا در قبال ایران، دو دیدگاه در لندن وجود داشت. دیدگاه نخست که از سوی کرزن و همفکرانش مطرح شد، بر این اساس مبتنی بود که دولت بریتانیا باید صرفا در صدد حفظ منافع خود در جنوب ایران از طریق تشکیل کنفدراسیونی مرکب از رؤسای ایلات و قبایل برآید و از مابقی ایران صرف‌نظر کند. در مقابل، هواخواهان دیدگاه دوم که بیشتر از سوی نظامیان انگلیسی مستقر در ایران مطرح می‌شد، براین باور بودند که مساله اصلی برای آنان نه حفظ منافع سنتی بریتانیا در ایران بلکه خروج نیروهای انگلیسی مستقر در ایران است. از دیدگاه اینان،که آیرون ساید(Sir, A. Ironside) فرمانده نیروهای انگلیسی مستقر در شمال ایران در راس آن قرار داشت، یگانه رهیافت ممکن برای انجام این مهم، استقرار یک دیکتاتوری، نظامی در ایران پیش از آغاز خروج نیروهای انگلیسی از ایران بود.

کشاکش بین هواخواهان این دو دیدگاه با پیروزی نظامیان خاتمه یافت و حادثه‌ای را در تاریخ معاصر ایران رقم زد که به کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ مشهور شد؛ واقعه‌ای که رضا خان میرپنج سوادکوهی و سید ضیاء الدین طباطبایی به ترتیب مهره‌های نظامی و سیاسی آن بودند.مشخصه اصلی تاریخ معاصر ایران در سالهای نخست پس از کودتا، ۱۹۲۵ - ۱۹۲۱م/ ۱۲۹۹ - ۱۳۰۴ ه ش، صعود روزافزون قدرت رضاخان است؛ فرایندی که یکی از مهمترین دلایل آن حمایت هر دو قدرت انگلستان و شوروی از رهبر نظامی کودتا بود. انگلیسیها در این زمان به دلیل رویگردانی از سیاست سنتی خود مبنی بر بازی با ایلات و عشایر و رویکرد به سیاست تمرکز گرایانه در ایران، رضاخان را بهترین راه حل برای نیل به این منظور می‌دانستند؛ اضمن آنکه دولت شوروی نیز پس از شکست در سیاست صدور کمونیسم و امضای عهدنامه مودّت با ایران در فوریه ۱۹۲۱م/ اسفند ۱۲۹۹ هش به دلیل تامین امنیت مرزهای جنوبی خود و تحلیل نادرست درباره رضاخان به عنوان رهبر بورژوا دموکراتیک ایران، سیاست حمایت از او را پیشه کرد و تنها در صدد بسط روابط تجاری با ایران و گسترش کمونیسم در مواقع مقتضی برآمد.[۱]

حمایتهای داخلی و خارجی از رضاخان سبب شد تا وی ابتدا در سال ۱۹۲۴م/۱۳۰۳ هش عهده‌دار پست نخست‌وزیری‌گردد و یک سال بعد در آبان ۱۹۲۵م/۱۳۰۴ ه ش احمدشاه آخرین پادشاه قاجاریه را از سلطنت خلع و تشکیل سلسله پهلوی را اعلان کند. تاریخ سلطنت سلسله پهلوی در ایران پنجاه و سه سال طول کشید که می‌توان آن را به دو دوره تقسیم کرد؛ یکی یکی دوره ۱۶ ساله سلطنت رضا شاه و دیگری دوره سی و هفت ساله سلطنت فرزندش محمدرضا شاه.

نیز نگاه کنبد به

مآخذ

  1. حسین مسعودنیا، «نظری بر غوغای جمهوری‌خواهی و نقش مدرس در فرجام آن»، مجله سیاست خارجی، ش ۴ و ۳ صص ۸۵۴-۸۴۸

منبع اصلی

منوچهری، عباس(1381). کتاب ایران: نظام سیاسی در ایران. ویراستاری محسن شانه چی. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی – بین المللی.

نویسنده مقاله

عباس منوچهری