پرش به محتوا

کرمانشاهی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''كرمانشاهي''' / kermanšahi/، (← كردي) از گويش‌هاي جنوبي زبان كردي، يكي از زبان‌هاي ايراني شمال غربي.<sup>1</sup> زبان اهالي كرمانشاهان كردي است و گويش‌هاي مختلف كردي در اين نواحي مشاهده مي‌شود. (كردي كلهري، اورامي، سوراني «جافي») در بعضي نواحي لكي و فا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''كرمانشاهي''' / kermanšahi/، (← كردي) از گويش‌هاي جنوبي زبان كردي، يكي از زبان‌هاي ايراني شمال غربي.<sup>1</sup> زبان اهالي كرمانشاهان كردي است و گويش‌هاي مختلف كردي در اين نواحي مشاهده مي‌شود. (كردي كلهري، اورامي، سوراني «جافي») در بعضي نواحي لكي و فارسي كرمانشاهي نيز رواج دارد.<sup>2</sup> كرمانشاهي سابقاً تنها گويش ايل كلهر و زنگنه بوده است؛ شعب فرعي اين گويش عبارت است از گويش سنجابي، كلهر، صحنه و هرسين.<sup>3</sup>  
'''کرمانشاهی''' / kermanšahi/، (← [[کردی]]) از گویش‌های جنوبی [[کردی|زبان کردی]]، یکی از [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] شمال غربی<ref>رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی». '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص548.</ref><ref>Grimes, Barbara. (cd) Ethnologue (Languages of the world), 12<sup>th</sup> edition. Texas: Summer institiute, 1992, P. 641 </ref><ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبان‌های ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.</ref><ref name=":0">Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 479</ref>. زبان اهالی کرمانشاهان [[کردی]] است و گویش‌های مختلف [[کردی]] در این نواحی مشاهده می‌شود. (کردی کلهری، اورامی، سورانی «جافی») در بعضی نواحی [[لکی]] و [[فارسی]] کرمانشاهی نیز رواج دارد<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270- 265.</ref>. کرمانشاهی سابقاً تنها گویش ایل کلهر و زنگنه بوده است؛ شعب فرعی این گویش عبارت است از گویش سنجابی، کلهر، صحنه و هرسین<ref>طبیبی، حشمت‌الله. '''''مبانی جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ایلات و عشایر'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.</ref><ref>سنندجی، میرزا شکرالله. '''''تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان'''''. تهران: امیرکبیر، 1375، ص22و 23و 24.</ref>.


«كرماشان» تلفظ صحيح و قديمي و بومي و «كرمانشاه» يا «كرمانشاهان» تلفظ دولتمردان قرن‌هاي اخير و مردم غيرمحلي است. نام اين ناحيه «كرماچان» يا «كرماجان» يعني «شهر رعايا» بوده است.<sup>4</sup>  
«کرماشان» تلفظ صحیح و قدیمی و بومی و «[[کرمانشاه]]» یا «کرمانشاهان» تلفظ دولتمردان قرن‌های اخیر و مردم غیرمحلی است. نام این ناحیه «کرماچان» یا «کرماجان» یعنی «شهر رعایا» بوده است<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص60.</ref>.


براساس سرشماري 1375، جمعيت استان كرمانشاه 596/778/1 نفر بوده است.<sup>5</sup> امروز عشاير گوران، سنجابي، كلهر و ساير طوايف بين كنگاور تا قصر شيرين و از روانسر تا ايلام و بخشي از كردهاي عراق و سوريه نيز به گويش كردي كرمانشاهي تكلم مي‌كنند.<sup>6</sup> تلفظ و لغات مردم كلهر دست‌نخورده‌تر بازمانده، در حالي كه كلمات گويش مردم ساير نقاط به مقتضاي همجواري با ايلات و طوايفي، كه گويش‌هاي ديگري دارند، تغيير يافته و در گويش بعضي نواحي نيز لغاتي از كرمانجي و سوراني وارد شده است.<sup>7</sup> در عين حال گويش كرمانشاهي از فارسي نيز تأثير پذيرفته و لغات فارسي فراوان وام گرفته است. (/gosne/ «گرسنه»؛ /češ/ «چشم»).<sup>8</sup>  
براساس سرشماری 1375، جمعیت [[استان کرمانشاه]] 596/778/1 نفر بوده است<ref>گنجی، محمدحسین. جغرافیای انسانی ایران»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص510.</ref>. امروز عشایر گوران، سنجابی، کلهر و سایر طوایف بین کنگاور تا قصر شیرین و از روانسر تا [[ایلام]] و بخشی از کردهای [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87 سوریه] نیز به گویش [[کردی]] کرمانشاهی تکلم می‌کنند.<ref>طبیبی، حشمت‌الله. '''''مبانی جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ایلات و عشایر'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.</ref> تلفظ و لغات مردم کلهر دست‌نخورده‌تر بازمانده، در حالی که کلمات گویش مردم سایر نقاط به مقتضای همجواری با ایلات و طوایفی، که گویش‌های دیگری دارند، تغییر یافته و در گویش بعضی نواحی نیز لغاتی از کرمانجی و سورانی وارد شده است<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص266.</ref>. در عین حال گویش کرمانشاهی از [[فارسی]] نیز تأثیر پذیرفته و لغات فارسی فراوان وام گرفته است. (/gosne/ «گرسنه»؛ /češ/ «چشم»)<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270.</ref>.


نظام واجي زبان كردي از يك گويش به گويش ديگر تغيير چنداني نمي‌كند.<sup>9</sup> همخوان‌هاي كردي جنوبي تقريباً مشابه همخوان‌هاي كردي مركزي است و در نظام واجي آن آواي كناري /t/ و نرمكامي ـ خيشومي /ŋ/ نيز وجود دارد،<sup>10</sup> دركردي مركزي و جنوبي تمايز ميان v و w از بين رفته است و صورت غالب w است.<sup>11</sup> كلمات فارسي از قبيل «نان، جان، دانه و شانه»، به همين صورت در گويش كرمانشاهي تلفظ مي‌شود و مانند فارسي و بعضي لهجه‌هاي ديگر به «نون، جون، دونه و شونه» تبديل نمي‌شود.<sup>12</sup>  
نظام واجی زبان [[کردی]] از یک گویش به گویش دیگر تغییر چندانی نمی‌کند<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبان‌های ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.</ref>. همخوان‌های [[کردی]] جنوبی تقریباً مشابه همخوان‌های [[کردی]] مرکزی است و در نظام واجی آن آوای کناری /t/ و نرمکامی ـ خیشومی /ŋ/ نیز وجود دارد،<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبان‌های ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص545.</ref> در[[کردی]] مرکزی و جنوبی تمایز میان v و w از بین رفته است و صورت غالب w است<ref name=":0" />. کلمات فارسی از قبیل «نان، جان، دانه و شانه»، به همین صورت در گویش کرمانشاهی تلفظ می‌شود و مانند [[فارسی]] و بعضی لهجه‌های دیگر به «نون، جون، دونه و شونه» تبدیل نمی‌شود<ref>Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5,P. 479.</ref>.


جنس و حالت در گويش‌هاي جنوبي كردي از بين رفته است.<sup>13</sup> نشانة معرفه در لهجة كرمانشاهي «-ka و  
جنس و حالت در گویش‌های جنوبی [[کردی]] از بین رفته است<ref name=":1">Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 480</ref>. نشانه معرفه در لهجه کرمانشاهی «-ka و-aka» است که به اسم یا صفت اضافه می‌شود. (مانند: xânaka «خانه»). نشانه نکره در منابع مختلف "-I" (معمولاً yay «یک» نیز پیش از کلمه اضافه می‌شود: yay mardī «مردی»)؛<ref>درویشان، علی اشرف. '''''فرهنگ کردی کرمانشاهی، کردی ـ فارسی'''''. تهران: نشر مهند، 1375، ص27.</ref> "-eg"<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبان‌های ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص546.</ref> و "-ek"<ref name=":1" /> آمده است.


-aka» است كه به اسم يا صفت اضافه مي‌شود. (مانند: xânaka «خانه»). نشانة نكره در منابع مختلف "-I" (معمولاً yay «يك» نيز پيش از كلمه اضافه مي‌شود: yay mardī «مردي»)؛<sup>14</sup> "-eg"<sup>15</sup> و "-ek"<sup>16</sup> آمده است.
برای نگارش [[کردی]] در [[کشور ایران|ایران]] و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] از الفبایی مبتنی بر الفبای عربی استفاده می‌شود<ref>ارانسکی، یوسیف. م. '''''کتاب زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، ص127.</ref>. بهترین نمونه [[کردی]] کلهری کرمانشاهی درعرصه شعر و ادب اشعار «شامی کرمانشاهی» و غزلیات شاعرانی چون بهزاد، پرتو، ارفع و ... می‌باشد. در عین حال آثاری نیز به [[فارسی]] کرمانشاهی موجود است. شاعران [[نهضت مشروطه|دوره مشروطیت]] آثاری به [[فارسی]] کرمانشاهی از خود به یادگار گذاشته‌اند. [[فارسی]] کرمانشاهی از لحاظ ضرب‌المثل و ترانه نیز غنی است<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص268و 270.</ref>.


براي نگارش كردي در ايران و عراق از الفبايي مبتني بر الفباي عربي استفاده مي‌شود.<sup>17</sup> بهترين نمونة كردي كلهري كرمانشاهي درعرصة شعر و ادب اشعار «شامي كرمانشاهي» و غزليات شاعراني چون بهزاد، پرتو، ارفع و ... مي‌باشد. در عين حال آثاري نيز به فارسي كرمانشاهي موجود است. شاعران دورة مشروطيت آثاري به فارسي كرمانشاهي از خود به يادگار گذاشته‌اند. فارسي كرمانشاهي از لحاظ ضرب‌المثل و ترانه نيز غني است.<sup>18</sup>
== نیز نگاه کنید به ==


* [[زبان های ایرانی]]
* [[کردی]]


'''مآخذ:'''
* [[سنندجی]]


1.    رضايي باغ‌بيدي، حسن. «زبان‌هاي ايراني». '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، جلد10، ص548.
* [[هورامی]]


- Grimes, Barbara. (cd) Ethnologue (Languages of the world), 12<sup>th</sup> edition. Texas: Summer institiute, 1992, P. 641.                           
* [[گیلکی]]


و نك: بلو، جويس. «كردي» '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني.''''' ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.
* [[لری]]


و نيز:
* [[ممسنی]]


- Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 479.
* [[بختیاری]]


2.    سلطاني، محمدعلي. '''''جغرافياي تاريخي و تاريخ مفصل كرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسة فرهنگي نشر سها، 1374، ص270- 265.
* [[لکی]]


3.    طبيبي، حشمت‌الله. '''''مباني جامعه‌شناسي و مردم‌شناسي ايلات و عشاير'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241. نيز: سنندجي، ميرزا شكرالله. '''''تحفة ناصري در تاريخ و جغرافياي كردستان'''''. تهران: اميركبير، 1375، ص22و 23و 24.
* [[مازندرانی]]


4.    سلطاني، ص60.
== '''مآخذ''' ==
<references />


5.    گنجي، محمدحسين. جغرافياي انساني ايران»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، جلد10، ص510.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


6.    طبيبي، ص241.
== نویسنده مقاله ==
 
آتوسا رستم شاهی
7.    سلطاني، ص266.
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
 
[[رده:زبان شناسی]]
8.    همان، ص270.
 
9.    بلو، ص544.
 
10.  همان، ص545.
 
11.  Mackenzie, D.N. '''''"Encyclopeadia of Islam".''''' P. 479.
 
12.  درويشان، علي اشرف. '''''فرهنگ كردي كرمانشاهي، كردي ـ فارسي'''''. تهران: نشر مهند، 1375، ص16.
 
13. Mackenzie, P. 480.
 
14.  درويشان، ص27.
 
15.  بلو، ص546.
 
16. Mackenzie, P. 480.
 
17.  ارانسكي، يوسيف. م. '''''كتاب زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمة علي اشرف صادقي، تهران: سخن، ص127.
 
18.  سلطاني، ص268و 270.
 
 
                آتوسا رستم شاهی

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۳

کرمانشاهی / kermanšahi/، (← کردی) از گویش‌های جنوبی زبان کردی، یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی[۱][۲][۳][۴]. زبان اهالی کرمانشاهان کردی است و گویش‌های مختلف کردی در این نواحی مشاهده می‌شود. (کردی کلهری، اورامی، سورانی «جافی») در بعضی نواحی لکی و فارسی کرمانشاهی نیز رواج دارد[۵]. کرمانشاهی سابقاً تنها گویش ایل کلهر و زنگنه بوده است؛ شعب فرعی این گویش عبارت است از گویش سنجابی، کلهر، صحنه و هرسین[۶][۷].

«کرماشان» تلفظ صحیح و قدیمی و بومی و «کرمانشاه» یا «کرمانشاهان» تلفظ دولتمردان قرن‌های اخیر و مردم غیرمحلی است. نام این ناحیه «کرماچان» یا «کرماجان» یعنی «شهر رعایا» بوده است[۸].

براساس سرشماری 1375، جمعیت استان کرمانشاه 596/778/1 نفر بوده است[۹]. امروز عشایر گوران، سنجابی، کلهر و سایر طوایف بین کنگاور تا قصر شیرین و از روانسر تا ایلام و بخشی از کردهای عراق و سوریه نیز به گویش کردی کرمانشاهی تکلم می‌کنند.[۱۰] تلفظ و لغات مردم کلهر دست‌نخورده‌تر بازمانده، در حالی که کلمات گویش مردم سایر نقاط به مقتضای همجواری با ایلات و طوایفی، که گویش‌های دیگری دارند، تغییر یافته و در گویش بعضی نواحی نیز لغاتی از کرمانجی و سورانی وارد شده است[۱۱]. در عین حال گویش کرمانشاهی از فارسی نیز تأثیر پذیرفته و لغات فارسی فراوان وام گرفته است. (/gosne/ «گرسنه»؛ /češ/ «چشم»)[۱۲].

نظام واجی زبان کردی از یک گویش به گویش دیگر تغییر چندانی نمی‌کند[۱۳]. همخوان‌های کردی جنوبی تقریباً مشابه همخوان‌های کردی مرکزی است و در نظام واجی آن آوای کناری /t/ و نرمکامی ـ خیشومی /ŋ/ نیز وجود دارد،[۱۴] درکردی مرکزی و جنوبی تمایز میان v و w از بین رفته است و صورت غالب w است[۴]. کلمات فارسی از قبیل «نان، جان، دانه و شانه»، به همین صورت در گویش کرمانشاهی تلفظ می‌شود و مانند فارسی و بعضی لهجه‌های دیگر به «نون، جون، دونه و شونه» تبدیل نمی‌شود[۱۵].

جنس و حالت در گویش‌های جنوبی کردی از بین رفته است[۱۶]. نشانه معرفه در لهجه کرمانشاهی «-ka و-aka» است که به اسم یا صفت اضافه می‌شود. (مانند: xânaka «خانه»). نشانه نکره در منابع مختلف "-I" (معمولاً yay «یک» نیز پیش از کلمه اضافه می‌شود: yay mardī «مردی»)؛[۱۷] "-eg"[۱۸] و "-ek"[۱۶] آمده است.

برای نگارش کردی در ایران و عراق از الفبایی مبتنی بر الفبای عربی استفاده می‌شود[۱۹]. بهترین نمونه کردی کلهری کرمانشاهی درعرصه شعر و ادب اشعار «شامی کرمانشاهی» و غزلیات شاعرانی چون بهزاد، پرتو، ارفع و ... می‌باشد. در عین حال آثاری نیز به فارسی کرمانشاهی موجود است. شاعران دوره مشروطیت آثاری به فارسی کرمانشاهی از خود به یادگار گذاشته‌اند. فارسی کرمانشاهی از لحاظ ضرب‌المثل و ترانه نیز غنی است[۲۰].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی». دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص548.
  2. Grimes, Barbara. (cd) Ethnologue (Languages of the world), 12th edition. Texas: Summer institiute, 1992, P. 641
  3. بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 479
  5. سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270- 265.
  6. طبیبی، حشمت‌الله. مبانی جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ایلات و عشایر. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.
  7. سنندجی، میرزا شکرالله. تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان. تهران: امیرکبیر، 1375، ص22و 23و 24.
  8. سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص60.
  9. گنجی، محمدحسین. جغرافیای انسانی ایران»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص510.
  10. طبیبی، حشمت‌الله. مبانی جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ایلات و عشایر. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.
  11. سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص266.
  12. سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270.
  13. بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.
  14. بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص545.
  15. Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5,P. 479.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 480
  17. درویشان، علی اشرف. فرهنگ کردی کرمانشاهی، کردی ـ فارسی. تهران: نشر مهند، 1375، ص27.
  18. بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص546.
  19. ارانسکی، یوسیف. م. کتاب زبان‌های ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، ص127.
  20. سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص268و 270.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

آتوسا رستم شاهی