پرش به محتوا

چکمه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:Reza Abbasi Museum - Rhyton-600x600.jpg|بندانگشتی|ریتون اشکانی به شکل چکمه مادی، قابل بازیابی از https://moderoozmag.com/%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1/]]
'''چکمه'''،کفشی ساق بلند که تمام پا را تا نیمه ساق و یا بلندتر تا حد زانوان فرا می‌گیرد. خُف، موزه، پوتین نام‌های تاریخی و انواع دیگر چکمه هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند<ref>یادداشت مولف.</ref>.
'''چکمه'''،کفشی ساق بلند که تمام پا را تا نیمه ساق و یا بلندتر تا حد زانوان فرا می‌گیرد. خُف، موزه، پوتین نام‌های تاریخی و انواع دیگر چکمه هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند<ref>یادداشت مولف.</ref>.


=== ایران باستان ===
=== [[ایران باستان]] ===
یکی از قدیمی‌ترین چکمه‌های شناخته شده درایران، مربوط به قبل ازآریاییان، و در پای یک جنگجوی ایلامی است<ref>Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,1972,vol I,Pp.197-200,vol II,145-148,no 1534,1543,1565</ref>. این چکمه‌ها اغلب پاشنه‌دار بودند<ref>Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,vol I,P.223,vol II,Pl.160,no 1729</ref>. همچنین نوک بسیاری از چکمه‌ها به طرف بالا برگشته بود<ref>Amiet,P.Elam,Paris,1966,Pp.318-319,fig 238.</ref>. بر برخی از آن‌ها نقوشی تزئینی نیز دیده می‌شد[1]<ref>De Morgan,M:G.Jéquier;G.Lampre.Recherches archéologiques, MDP,VII,Paris,1905,Pp.24-26,Pl.3.</ref>.  این چکمه‌ها، یا تا زیر زانوان بود و یا کوتاه‌تر و به اصطلاح نیم چکمه‌ای بود که تنها تا بالای قوزک پا می‌رسید[2]<ref>De Morgan,M:G.Jéquier;G.,Mémoires recherches archéologiques fouilles a Suse,MDP,I,Paris, 1900,P.163,Pl.13</ref>. مادها و پارس‌ها چکمه‌هایی بی‌پاشنه می‌پوشیدند، که گاه روی ساق آن نقشی سه گوش دیده می‌شد[3]<ref>Pope,U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Oxford,1938-1939,vol IV,Pl.124,no x</ref><ref>Moorey,P.The iconography of an Achaemenid stamp-seal acquired in the Lebanon,IRAN,XVI,1978,P.149,fig 7.</ref>. <sup> </sup>اگر شلواری به پا داشتند اغلب آن را درون چکمه فرو می‌بردند. نمونه‌ای از این چکمه‌ها، در پای مرد نمکی موزه ایران باستان است[4]<ref>Vandan bergheL;K.Schippmann.Les reliefs rupestres dُ Elymaid(Iran) de Lُ epoque Parthe,Gent,1985,Pp.59-62,145-146,Pl.21-25,fig 6-8</ref>. <sup> </sup>زنان نیزچکمه‌های پاشنه‌دار به پا می‌کردند[5]<ref>Sellwood,D.Coinage of Parthia,London,1980,type 86,no 86.2,P.282</ref>.
یکی از قدیمی‌ترین چکمه‌های شناخته شده درایران، مربوط به قبل ازآریاییان، و در پای یک جنگجوی ایلامی است<ref>Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,1972,vol I,Pp.197-200,vol II,145-148,no 1534,1543,1565</ref>. این چکمه‌ها اغلب پاشنه‌دار بودند<ref>Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,vol I,P.223,vol II,Pl.160,no 1729</ref>. همچنین نوک بسیاری از چکمه‌ها به طرف بالا برگشته بود<ref>Amiet,P.Elam,Paris,1966,Pp.318-319,fig 238.</ref>. بر برخی از آن‌ها نقوشی تزئینی نیز دیده می‌شد[1]<ref>De Morgan,M:G.Jéquier;G.Lampre.Recherches archéologiques, MDP,VII,Paris,1905,Pp.24-26,Pl.3.</ref>.  این چکمه‌ها، یا تا زیر زانوان بود و یا کوتاه‌تر و به اصطلاح نیم چکمه‌ای بود که تنها تا بالای قوزک پا می‌رسید[2]<ref>De Morgan,M:G.Jéquier;G.,Mémoires recherches archéologiques fouilles a Suse,MDP,I,Paris, 1900,P.163,Pl.13</ref>. مادها و پارس‌ها چکمه‌هایی بی‌پاشنه می‌پوشیدند، که گاه روی [[ساق پیچ|ساق]] آن نقشی سه گوش دیده می‌شد[3]<ref>Pope,U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Oxford,1938-1939,vol IV,Pl.124,no x</ref><ref>Moorey,P.The iconography of an Achaemenid stamp-seal acquired in the Lebanon,IRAN,XVI,1978,P.149,fig 7.</ref>. <sup> </sup>اگر [[شلوار]]<nowiki/>ی به پا داشتند اغلب آن را درون چکمه فرو می‌بردند. نمونه‌ای از این چکمه‌ها، در پای مرد نمکی موزه [[ایران باستان]] است[4]<ref>Vandan bergheL;K.Schippmann.Les reliefs rupestres dُ Elymaid(Iran) de Lُ epoque Parthe,Gent,1985,Pp.59-62,145-146,Pl.21-25,fig 6-8</ref>. <sup> </sup>زنان نیزچکمه‌های پاشنه‌دار به پا می‌کردند[5]<ref>Sellwood,D.Coinage of Parthia,London,1980,type 86,no 86.2,P.282</ref>.


=== از اسلام تا مغول ===
=== از [[اسلام]] تا [[مغول ها|مغول]] ===
ابوالیمن بن عساکر دمشقی در مورد کفش پیامبر کتابی داشته است<ref>ابن رافع، تقی‌الدین الفاسی. '''''منتخب المختار(تاریخ علماء بغداد).''''' تحقیق عباس عزاوی، بغداد: 1357ق/ 1938م،  ص 96-98.</ref>. پیامبر همچنین خُفی از چرم سیاه داشت که ظاهراً بعدها دست به دست میان خلفای اموی و عباسی گشت.<sup>11</sup> وزیران درون این چکمه‌ها، گاه لوازمی چون دفتر و قلم می‌گذاشتند.<sup>12</sup> یعقوب لیث خُفی به پا داشت که گاه درون آن نان می‌نهاد.<sup>13</sup> ایرانیان اغلب از پوشیدن نعلین اکراه داشتند زیرا آن را از رسوم اعراب می‌دانستند، و شاید به همین دلیل بود که برخی از صوفیان نیز به جای نعلین، خُف به پا می‌کردند.<sup>14</sup> ظاهراً مرداویج، چکمه زردی به پا می‌کرد.<sup>15</sup> چکمه‌های سلاطین بویی که اغلب کار کفش دوزان فارس بود، کوچک‌تر و با ساق‌هایی تنگ‌تر بود.<sup>16</sup> چکمه‌های ساخت بصره معروف بود.<sup>17</sup>
ابوالیمن بن عساکر دمشقی در مورد [[کفش]] پیامبر کتابی داشته است<ref>ابن رافع، تقی‌الدین الفاسی. '''''منتخب المختار(تاریخ علماء بغداد).''''' تحقیق عباس عزاوی، بغداد: 1357ق/ 1938م،  ص 96-98.</ref>. پیامبر همچنین خُفی از چرم سیاه داشت که ظاهراً بعدها دست به دست میان خلفای اموی و عباسی گشت<ref>'''''خُف پاپوشی چکمه مانند بود.''''' بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح (صحیح بخاری)، محمد محسن خان،Arabic-English ، قاهره: دارالفکر،1391ق، ج7، ص 494-496 </ref><ref>ابن حجر،الامام العسقلانی. '''''فتح الباری فی شرح صحیح البخاری.''''' محمد فواد عبدالباقی، عبد العزیز بن عبدالله بن باز، قاهره: دارالفکر، ج10، ص307-309. </ref>. وزیران درون این چکمه‌ها، گاه لوازمی چون دفتر و قلم می‌گذاشتند<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/1965م، ج11، ص 146.</ref>. یعقوب لیث خُفی به پا داشت که گاه درون آن نان می‌نهاد<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/1965م،  ج7، ص 1920.</ref>. ایرانیان اغلب از پوشیدن نعلین اکراه داشتند زیرا آن را از رسوم اعراب می‌دانستند، و شاید به همین دلیل بود که برخی از صوفیان نیز به جای نعلین، خُف به پا می‌کردند<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906 م، ص327-328. </ref>. ظاهراً مرداویج، چکمه زردی به پا می‌کرد<ref>مسعودی، ابی الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص 382.</ref>. چکمه‌های سلاطین بویی که اغلب کار کفش دوزان فارس بود، کوچک‌تر و با ساق‌هایی تنگ‌تر بود[6]<ref>ابن حوقل. '''''صوره الارض.''''' الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938-1939م، ص253.</ref><ref>فقیهی، علی اصغر. '''''آل بویه و اوضاع زمان ایشان'''''.گیلان: صبا، 1357، ص341، 638-639.</ref><ref>Papadopoulo,A;Mazenod; L’Islam et l’art musulman,Paris,1969,P.135,no35</ref>. چکمه‌های ساخت بصره معروف بود<ref>صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم. '''''تحفه الامراء فی تاریخ الوزراء'''''. تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر: داراحیاء الکتب العربی،1958م، ص322.</ref><ref>متز، آدام، '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج1، ص 136.</ref>.


=== از مغول تا قاجار ===
=== از [[مغول ها|مغول]] تا [[قاجاریه|قاجار]] ===
چکمه‌های شاهان مغول، نوک تیز و به رنگ سیاه،<sup>18</sup> قهوه ای،<sup>19</sup> زرد<sup>20</sup>  یا سفید،<sup>21</sup> بود که اغلب با سنگها‌یی قیمتی، تزئین شده بود. اغلب انتهای شلوار را درون چکمه فرو می‌بردند.<sup>22</sup> موزه در کنار لباس‌های دیگر جزو خلعتی بود که شاهان می‌دادند.<sup>23</sup> بسیاری از مردم خیاو سبلان، موزه‌دوز بودند.<sup>24</sup> چکمه‌های تیموریان، اغلب نوک تیز و پاشنه‌دار و به رنگ سیاه، قرمز، سفید، سبز، زرد و مانند آن بود.<sup>27</sup> زنان نیز از چکمه‌های نوک تیز پاشنه‌دار سیاه یا آبی یا قهوه‌ای و یا نمونه‌های ابریشمین زربفت استفاده می‌کردند.<sup>28</sup> علما هم، گاه از چکمه‌های سیاه، کرم، و یا زرد نوک تیز، در دو نوع پاشنه‌دار، و بدون پاشنه، استفاده می‌کردند.<sup>29</sup> از چکمه‌های بلند سفید، سیاه، قرمز، یشمی، که گاه نوک آن‌ها به طرف بالا برگشته بود نیز در دوره‌های بعدی استفاده شده است.<sup>30</sup> برای اصطلاح « چکمه به گردن پیش کسی رفتن» نک، به امثال و حکم.<sup>31</sup>
چکمه‌های شاهان مغول، نوک تیز و به رنگ سیاه<ref>Gray,B.La peinture Persane,Genève,1977,Pp.57-58</ref><ref>ورقی از نسخه شاهنامه (وزیر قوام‌الدین)، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477.</ref>، قهوه ای<ref>Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.28-32.</ref><ref>ورقی از نسخه شاهنامه دموت، تبریز: موزه هنرهای زیبای بوستون، n. 30.105.</ref>، زرد<ref>نسخه شاهنامه، شیراز: توپکاپی استانبول،حزین 1511. پشت ورقه 203.</ref><ref>Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.63-64.</ref> یا سفید<ref>Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.46-51.</ref><ref>نسخه دیوان خواجوی کرمانی، بغداد: موز: لندن، لوندرز،Add.18113  ، پشت ورقه 26.</ref>، بود که اغلب با سنگها‌یی قیمتی، تزئین شده بود. اغلب انتهای [[شلوار]] را درون چکمه فرو می‌بردند<ref>  لصراف، شهاب. '''''الفروسیه، الریاض، المکتبه العربیه السعودیه'''''. 142ق، ج2، ص245، لوحه 200، ورقی از شاهنامه، متروپولیتن، رقم 3-51-57.</ref><ref>Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.26-29,37-40.</ref><ref>نسخه آثارالباقیه، تبریز: ادینبرو، عرب 161 . پشت ورقه 158 . </ref> <ref>نسخه کلیله و دمنه، تبریز. دانشگاه استانبول، آلبوم قصر یلدیز F.1422 ، پشت ورقه 11، و  ورقه 24؛ و یادداشت 21.</ref>. موزه در کنار لباس‌های دیگر جزو خلعتی بود که شاهان می‌دادند<ref>رشید‌الدین، فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ.''''' به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی،تهران: البرز، 1373، ج2، ص 928، 1227، 1247.</ref><ref>ابن بطوطه، شرف‌الدین ابوعبدالله . '''''سفرنامه'''''. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص225.</ref>. بسیاری از مردم خیاو سبلان، موزه‌دوز بودند<ref>مستوفی، حمدالله. '''''تاریخ گزیده'''''. چاپ عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر،1339، ص95.</ref>. چکمه‌های تیموریان، اغلب نوک تیز و پاشنه‌دار و به رنگ سیاه، قرمز، سفید، سبز، زرد و مانند آن بود<ref>Maddison,F;E.S.Smith; Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XII,1997, p.178,no 117</ref><ref>Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.95-97</ref><ref>مینیاتور، مجموعه خلیلی،Mss 975 f 8b.</ref><ref>'''''ظفرنامه(شرف‌الدین‌علی یزدی)'''''. واشنگتن: گالری هنر فریرn.48.18.</ref><ref>سودآور، ابوالعلاء. '''''هنر دربارهای ایران.''''' ترجمه ناهید محمدشمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص62-64، 56، ش21.</ref><ref>'''''ظفرنامه یزدی'''''؛ عکاشه، ثروت. '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''. بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص205- 206، 213، لوحه‌های 262، 265-267، 279. </ref>. زنان نیز از چکمه‌های نوک تیز پاشنه‌دار سیاه یا آبی یا قهوه‌ای و یا نمونه‌های ابریشمین زربفت استفاده می‌کردند<ref>شاهنامه موزه رضا عباسی، ش1971، ص814، مجلس هفدهم.</ref><ref>ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) '''''سفرنامه‌های ونیزیان در ایران'''''. ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349،ص 86. </ref>. علما هم، گاه از چکمه‌های سیاه، کرم، و یا زرد نوک تیز، در دو نوع پاشنه‌دار، و بدون پاشنه، استفاده می‌کردند<ref>Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.140-141,149.</ref><ref>خمسه نظامی، موزه لندن، لندرز، Add.25900 ، ورقه 250.</ref><ref>'''''مهر و مشتری'''''. گالری فریر، واشنگتن: n.32,6.</ref><ref>'''''عالم آرای صفوی.''''' مؤلف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص207. </ref>. از چکمه‌های بلند سفید، سیاه، قرمز، یشمی، که گاه نوک آن‌ها به طرف بالا برگشته بود نیز در دوره‌های بعدی استفاده شده است<ref>30.   Chardin,J.Voyages de monsieyr le chevalier chardin,Amsterdam,1711,P.6.</ref><ref>Maddison,F;E.S.Smith; Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XII,1997, Pp.28-29,171-172</ref><ref>کپی شاهنامه، ظاهراً دربار مغولان هند، حدود 1204-1205ق (1790م)، مجموعه خلیلی، Mss 145 f 75a</ref><ref>مجموعه خلیلی، '''''نقاشی محمدشاه و حاج میرزا آغاسی'''''؛ سودآور، ص390-391، ش 159، '''''نقاشی روی بوم'''''. محمد‌علی میرزا دولتشاه فرزند فتحعلیشاه.  </ref>. برای اصطلاح «چکمه به گردن پیش کسی رفتن» نک، به امثال و حکم<ref>دهخدا، علی اکبر. '''''امثال و حکم،''''' امیرکبیر،1363،ج2، ص617.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
* [[کفش]]
* [[ایران باستان]]
* [[مغول ها]]
* [[قاجاریه]]
== پاورقی ==
[1]. مانند سنگ یادمان ایلامی، موزه لوور
[1]. مانند سنگ یادمان ایلامی، موزه لوور


خط ۲۰: خط ۲۹:
[5]. نقش پشت سکه بلاش اشکانی.
[5]. نقش پشت سکه بلاش اشکانی.


'''مآخذ''' :
[6]. نقش سوارکار بر پارچه ابریشمی بی‌بی شهربانوی ری.
 
1.        
 
2.  Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,1972,vol I,Pp.197-200,vol II,145-148,no 1534,1543,1565
 
آثار مُهر از شوش.
 
3.  Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,vol I,P.223,vol II,Pl.160,no 1729.
 
اثر مُهر از شوش.
 
4.  Amiet,P.Elam,Paris,1966,Pp.318-319,fig 238.
 
5.  De Morgan,M:G.Jéquier;G.Lampre.Recherches archéologiques, MDP,VII,Paris,1905,Pp.24-26,Pl.3.
 
سنگ یادمان ایلامی، موزه لوور.
 
6.  De Morgan,M:G.Jéquier;G.,Mémoires recherches archéologiques fouilles a Suse,MDP,I,Paris, 1900,P.163,Pl.13
 
نقش برجسته مفرغی پیروزی ایلامیان از شوش، موزه لوور.
 
7.  Pope,U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Oxford,1938-1939,vol IV,Pl.124,no x ; Moorey,P.The iconography of an Achaemenid stamp-seal acquired in the Lebanon,IRAN,XVI,1978,P.149,fig 7.
 
اثر مُهر از گنجینه جیحون، موزه لندن.
 
8.  Vandan bergheL;K.Schippmann.Les reliefs rupestres dُ Elymaid(Iran) de Lُ epoque Parthe,Gent,1985,Pp.59-62,145-146,Pl.21-25,fig 6-8.
 
نقش برجسته صخره‌ای الیماییان در تنگ سَروَک، شمال بهبهان.
 
9.  Sellwood,D.Coinage of Parthia,London,1980,type 86,no 86.2,P.282.
 
نقش پشت سکه بلاش اشکانی.
 
10.  ابن رافع، تقی‌الدین الفاسی. '''''منتخب المختار(تاریخ علماء بغداد).''''' تحقیق عباس عزاوی، بغداد: 1357ق/ 1938م،  ص 96-98.
 
11.       '''''خُف پاپوشی چکمه مانند بود.''''' بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح (صحیح بخاری)، محمد محسن خان،Arabic-English ، قاهره: دارالفکر،1391ق، ج7، ص 494-496؛ ابن حجر،الامام العسقلانی. '''''فتح الباری فی شرح صحیح البخاری.''''' محمد فواد عبدالباقی، عبد العزیز بن عبدالله بن باز، قاهره: دارالفکر، ج10، ص307-309.
 
12.       ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/1965م، ج11، ص 146.
 
13.       ابن اثیر، ج7، ص 1920
 
14.       مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906 م، ص327-328.
 
15.       مسعودی، ابی الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص 382.
 
16.       ابن حوقل. '''''صوره الارض.''''' الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938-1939م، ص253 ؛ فقیهی، علی اصغر. '''''آل بویه و اوضاع زمان ایشان'''''.گیلان: صبا، 1357، ص341، 638-639 ؛ و '''''نقش سوارکار بر پارچه ابریشمی بی‌بی شهربانوی ری.'''''
 
Papadopoulo,A;Mazenod; L’Islam et l’art musulman,Paris,1969,P.135,no35
 
17.        صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم. '''''تحفه الامراء فی تاریخ الوزراء'''''. تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر: داراحیاء الکتب العربی،1958م، ص322 ؛ متز، آدام، '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج1، ص 136.
 
18.  Gray,B.La peinture Persane,Genève,1977,Pp.57-58.
 
ورقی از نسخه شاهنامه (وزیر قوام‌الدین)، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477.
 
19.  Ibid,Pp.28-32.
 
ورقی از نسخه شاهنامه دموت، تبریز: موزه هنرهای زیبای بوستون، n. 30.105.
 
20.  Ibid,Pp.63-64.
 
نسخه شاهنامه، شیراز: توپکاپی استانبول،حزین 1511. پشت ورقه 203.
 
21.  Ibid,Pp.46-51.
 
نسخه دیوان خواجوی کرمانی، بغداد: موز: لندن، لوندرز،Add.18113  ، پشت ورقه 26.
 
22.        لصراف، شهاب. '''''الفروسیه، الریاض، المکتبه العربیه السعودیه'''''. 142ق، ج2، ص245، لوحه 200، ورقی از شاهنامه، متروپولیتن، رقم 3-51-57 ؛  
 
Gray,Pp.26-29,37-40.
 
نسخه آثارالباقیه، تبریز: ادینبرو، عرب 161 . پشت ورقه 158 . نسخه کلیله و دمنه، تبریز. دانشگاه استانبول، آلبوم قصر یلدیز F.1422 ، پشت ورقه 11، و  ورقه 24؛ و یادداشت 21.
 
23.       رشید‌الدین، فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ.''''' به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی،تهران: البرز، 1373، ج2، ص 928، 1227، 1247؛ ابن بطوطه، شرف‌الدین ابوعبدالله . '''''سفرنامه'''''. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص225.
 
24.       مستوفی، حمدالله. '''''تاریخ گزیده'''''. چاپ عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر،1339، ص95.
 
25.  Maddison,F;E.S.Smith; Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XII,1997
 
p.178,no 117 ; Gray,Pp.95-97.
 
مینیاتور، مجموعه خلیلی،Mss 975 f 8b ؛ '''''ظفرنامه(شرف‌الدین‌علی یزدی)'''''. واشنگتن: گالری هنر فریرn.48.18 ؛  سودآور، ابوالعلاء. '''''هنر دربارهای ایران.''''' ترجمه ناهید محمدشمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص62-64، 56، ش21، '''''ظفرنامه یزدی'''''؛ عکاشه، ثروت. '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''. بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص205- 206، 213، لوحه‌های 262، 265-267، 279.
 
26.  شاهنامه موزه رضا عباسی، ش1971، ص814، مجلس هفدهم؛ ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) '''''سفرنامه‌های ونیزیان در ایران'''''. ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349،ص 86.
 
27.  Gray,Pp.140-141,149.
 
خمسه نظامی، موزه لندن، لندرز، Add.25900 ، ورقه 250؛ '''''مهر و مشتری'''''. گالری فریر، واشنگتن: n.32,6 ؛ '''''عالم آرای صفوی.''''' مؤلف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص207.
 
28.  Maddison-Smith,Pp.28-29,171-172 ; Chardin,J.Voyages de monsieyr le chevalier chardin,Amsterdam,1711,P.6.


کپی شاهنامه، ظاهراً دربار مغولان هند، حدود 1204-1205ق (1790م)، مجموعه خلیلی، Mss 145 f 75a ؛ مجموعه خلیلی، '''''نقاشی محمدشاه و حاج میرزا آغاسی'''''؛ سودآور، ص390-391، ش 159، '''''نقاشی روی بوم'''''. محمد‌علی میرزا دولتشاه فرزند فتحعلیشاه.  
== مآخذ ==
<references />


29.        دهخدا، علی اکبر. '''''امثال و حکم،''''' امیرکبیر،1363،ج2، ص617.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:پوشاک]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۸

ریتون اشکانی به شکل چکمه مادی، قابل بازیابی از https://moderoozmag.com/%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1/

چکمه،کفشی ساق بلند که تمام پا را تا نیمه ساق و یا بلندتر تا حد زانوان فرا می‌گیرد. خُف، موزه، پوتین نام‌های تاریخی و انواع دیگر چکمه هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند[۱].

ایران باستان

یکی از قدیمی‌ترین چکمه‌های شناخته شده درایران، مربوط به قبل ازآریاییان، و در پای یک جنگجوی ایلامی است[۲]. این چکمه‌ها اغلب پاشنه‌دار بودند[۳]. همچنین نوک بسیاری از چکمه‌ها به طرف بالا برگشته بود[۴]. بر برخی از آن‌ها نقوشی تزئینی نیز دیده می‌شد[1][۵].  این چکمه‌ها، یا تا زیر زانوان بود و یا کوتاه‌تر و به اصطلاح نیم چکمه‌ای بود که تنها تا بالای قوزک پا می‌رسید[2][۶]. مادها و پارس‌ها چکمه‌هایی بی‌پاشنه می‌پوشیدند، که گاه روی ساق آن نقشی سه گوش دیده می‌شد[3][۷][۸].  اگر شلواری به پا داشتند اغلب آن را درون چکمه فرو می‌بردند. نمونه‌ای از این چکمه‌ها، در پای مرد نمکی موزه ایران باستان است[4][۹].  زنان نیزچکمه‌های پاشنه‌دار به پا می‌کردند[5][۱۰].

از اسلام تا مغول

ابوالیمن بن عساکر دمشقی در مورد کفش پیامبر کتابی داشته است[۱۱]. پیامبر همچنین خُفی از چرم سیاه داشت که ظاهراً بعدها دست به دست میان خلفای اموی و عباسی گشت[۱۲][۱۳]. وزیران درون این چکمه‌ها، گاه لوازمی چون دفتر و قلم می‌گذاشتند[۱۴]. یعقوب لیث خُفی به پا داشت که گاه درون آن نان می‌نهاد[۱۵]. ایرانیان اغلب از پوشیدن نعلین اکراه داشتند زیرا آن را از رسوم اعراب می‌دانستند، و شاید به همین دلیل بود که برخی از صوفیان نیز به جای نعلین، خُف به پا می‌کردند[۱۶]. ظاهراً مرداویج، چکمه زردی به پا می‌کرد[۱۷]. چکمه‌های سلاطین بویی که اغلب کار کفش دوزان فارس بود، کوچک‌تر و با ساق‌هایی تنگ‌تر بود[6][۱۸][۱۹][۲۰]. چکمه‌های ساخت بصره معروف بود[۲۱][۲۲].

از مغول تا قاجار

چکمه‌های شاهان مغول، نوک تیز و به رنگ سیاه[۲۳][۲۴]، قهوه ای[۲۵][۲۶]، زرد[۲۷][۲۸] یا سفید[۲۹][۳۰]، بود که اغلب با سنگها‌یی قیمتی، تزئین شده بود. اغلب انتهای شلوار را درون چکمه فرو می‌بردند[۳۱][۳۲][۳۳] [۳۴]. موزه در کنار لباس‌های دیگر جزو خلعتی بود که شاهان می‌دادند[۳۵][۳۶]. بسیاری از مردم خیاو سبلان، موزه‌دوز بودند[۳۷]. چکمه‌های تیموریان، اغلب نوک تیز و پاشنه‌دار و به رنگ سیاه، قرمز، سفید، سبز، زرد و مانند آن بود[۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲][۴۳]. زنان نیز از چکمه‌های نوک تیز پاشنه‌دار سیاه یا آبی یا قهوه‌ای و یا نمونه‌های ابریشمین زربفت استفاده می‌کردند[۴۴][۴۵]. علما هم، گاه از چکمه‌های سیاه، کرم، و یا زرد نوک تیز، در دو نوع پاشنه‌دار، و بدون پاشنه، استفاده می‌کردند[۴۶][۴۷][۴۸][۴۹]. از چکمه‌های بلند سفید، سیاه، قرمز، یشمی، که گاه نوک آن‌ها به طرف بالا برگشته بود نیز در دوره‌های بعدی استفاده شده است[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳]. برای اصطلاح «چکمه به گردن پیش کسی رفتن» نک، به امثال و حکم[۵۴].

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. مانند سنگ یادمان ایلامی، موزه لوور

[2]. نقش برجسته مفرغی پیروزی ایلامیان از شوش، موزه لوور.

[3]. اثر مُهر از گنجینه جیحون، موزه لندن.

[4]. نقش برجسته صخره‌ای الیماییان در تنگ سَروَک، شمال بهبهان.

[5]. نقش پشت سکه بلاش اشکانی.

[6]. نقش سوارکار بر پارچه ابریشمی بی‌بی شهربانوی ری.

مآخذ

  1. یادداشت مولف.
  2. Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,1972,vol I,Pp.197-200,vol II,145-148,no 1534,1543,1565
  3. Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,vol I,P.223,vol II,Pl.160,no 1729
  4. Amiet,P.Elam,Paris,1966,Pp.318-319,fig 238.
  5. De Morgan,M:G.Jéquier;G.Lampre.Recherches archéologiques, MDP,VII,Paris,1905,Pp.24-26,Pl.3.
  6. De Morgan,M:G.Jéquier;G.,Mémoires recherches archéologiques fouilles a Suse,MDP,I,Paris, 1900,P.163,Pl.13
  7. Pope,U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Oxford,1938-1939,vol IV,Pl.124,no x
  8. Moorey,P.The iconography of an Achaemenid stamp-seal acquired in the Lebanon,IRAN,XVI,1978,P.149,fig 7.
  9. Vandan bergheL;K.Schippmann.Les reliefs rupestres dُ Elymaid(Iran) de Lُ epoque Parthe,Gent,1985,Pp.59-62,145-146,Pl.21-25,fig 6-8
  10. Sellwood,D.Coinage of Parthia,London,1980,type 86,no 86.2,P.282
  11. ابن رافع، تقی‌الدین الفاسی. منتخب المختار(تاریخ علماء بغداد). تحقیق عباس عزاوی، بغداد: 1357ق/ 1938م،  ص 96-98.
  12. خُف پاپوشی چکمه مانند بود. بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح (صحیح بخاری)، محمد محسن خان،Arabic-English ، قاهره: دارالفکر،1391ق، ج7، ص 494-496
  13. ابن حجر،الامام العسقلانی. فتح الباری فی شرح صحیح البخاری. محمد فواد عبدالباقی، عبد العزیز بن عبدالله بن باز، قاهره: دارالفکر، ج10، ص307-309.
  14. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/1965م، ج11، ص 146.
  15. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/1965م، ج7، ص 1920.
  16. مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906 م، ص327-328.
  17. مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص 382.
  18. ابن حوقل. صوره الارض. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938-1939م، ص253.
  19. فقیهی، علی اصغر. آل بویه و اوضاع زمان ایشان.گیلان: صبا، 1357، ص341، 638-639.
  20. Papadopoulo,A;Mazenod; L’Islam et l’art musulman,Paris,1969,P.135,no35
  21. صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم. تحفه الامراء فی تاریخ الوزراء. تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر: داراحیاء الکتب العربی،1958م، ص322.
  22. متز، آدام، الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج1، ص 136.
  23. Gray,B.La peinture Persane,Genève,1977,Pp.57-58
  24. ورقی از نسخه شاهنامه (وزیر قوام‌الدین)، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477.
  25. Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.28-32.
  26. ورقی از نسخه شاهنامه دموت، تبریز: موزه هنرهای زیبای بوستون، n. 30.105.
  27. نسخه شاهنامه، شیراز: توپکاپی استانبول،حزین 1511. پشت ورقه 203.
  28. Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.63-64.
  29. Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.46-51.
  30. نسخه دیوان خواجوی کرمانی، بغداد: موز: لندن، لوندرز،Add.18113  ، پشت ورقه 26.
  31.   لصراف، شهاب. الفروسیه، الریاض، المکتبه العربیه السعودیه. 142ق، ج2، ص245، لوحه 200، ورقی از شاهنامه، متروپولیتن، رقم 3-51-57.
  32. Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.26-29,37-40.
  33. نسخه آثارالباقیه، تبریز: ادینبرو، عرب 161 . پشت ورقه 158 .
  34. نسخه کلیله و دمنه، تبریز. دانشگاه استانبول، آلبوم قصر یلدیز F.1422 ، پشت ورقه 11، و  ورقه 24؛ و یادداشت 21.
  35. رشید‌الدین، فضل‌الله همدانی. جامع التواریخ. به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی،تهران: البرز، 1373، ج2، ص 928، 1227، 1247.
  36. ابن بطوطه، شرف‌الدین ابوعبدالله . سفرنامه. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص225.
  37. مستوفی، حمدالله. تاریخ گزیده. چاپ عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر،1339، ص95.
  38. Maddison,F;E.S.Smith; Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XII,1997, p.178,no 117
  39. Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.95-97
  40. مینیاتور، مجموعه خلیلی،Mss 975 f 8b.
  41. ظفرنامه(شرف‌الدین‌علی یزدی). واشنگتن: گالری هنر فریرn.48.18.
  42. سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمه ناهید محمدشمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص62-64، 56، ش21.
  43. ظفرنامه یزدی؛ عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی. بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص205- 206، 213، لوحه‌های 262، 265-267، 279.
  44. شاهنامه موزه رضا عباسی، ش1971، ص814، مجلس هفدهم.
  45. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) سفرنامه‌های ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349،ص 86.
  46. Gray,B.La peinture Persane,Genève,Pp.140-141,149.
  47. خمسه نظامی، موزه لندن، لندرز، Add.25900 ، ورقه 250.
  48. مهر و مشتری. گالری فریر، واشنگتن: n.32,6.
  49. عالم آرای صفوی. مؤلف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص207.
  50. 30.  Chardin,J.Voyages de monsieyr le chevalier chardin,Amsterdam,1711,P.6.
  51. Maddison,F;E.S.Smith; Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XII,1997, Pp.28-29,171-172
  52. کپی شاهنامه، ظاهراً دربار مغولان هند، حدود 1204-1205ق (1790م)، مجموعه خلیلی، Mss 145 f 75a
  53. مجموعه خلیلی، نقاشی محمدشاه و حاج میرزا آغاسی؛ سودآور، ص390-391، ش 159، نقاشی روی بوم. محمد‌علی میرزا دولتشاه فرزند فتحعلیشاه.  
  54. دهخدا، علی اکبر. امثال و حکم، امیرکبیر،1363،ج2، ص617.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

محمدرضا چیت ساز