پرش به محتوا

پوشاک دوره صفوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''پوشاك دوره صفوي''': لباس‌هاي مردم ايران در دوره صفوي، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بيان مي‌كند.<sup>1</sup> '''سرپوش‌ها''': از سرپوش‌هاي شاهان، بايد به دستارهاي قهوه اي و كرم رنگ نازكي اشاره كرد، كه چندين دور اطراف سر پيچيده مي‌شد و ب...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''پوشاك دوره صفوي''': لباس‌هاي مردم ايران در دوره صفوي، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بيان مي‌كند.<sup>1</sup>
[[پرونده:لباس-زنان-صفویان3.jpg|بندانگشتی|لباس زنان در دوره صفویان ، قابل بازیابی از<nowiki/>https://nasimbeyt.com/]]
پوشاک [[صفویان|دوره صفوی]]، لباس‌های مردم [[کشور ایران|ایران]] در [[صفویان|دوره صفوی]]، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش [[سرپوش ها|سرپوش]] و [[تن پوش]] بیان می‌کند<ref>یادداشت مولف.</ref>.


'''سرپوش‌ها''': از سرپوش‌هاي شاهان، بايد به دستارهاي قهوه اي و كرم رنگ نازكي اشاره كرد، كه چندين دور اطراف سر پيچيده مي‌شد و بدين خاطر به شكل كلاهي ترك‌دار درمي‌آمد. اين نوع از سرپوش‌ها اغلب با دسته موي سياه و پَرهاي بلند و زنجيره و نگين‌هايي رنگي تزيين مي‌شد.<sup>2</sup> اما مهم‌ترين سرپوش پادشاهان صفوي، كلاه يا تاج قزلباش بود. اطلاعات ما درباره اين كلاه كه گفته مي‌شود از زمان سلطان حيدر (پدر شاه اسماعيل) به كار رفته است و به نشانه دوازده امام شيعه، دوازده ترك طلايي يا قرمز رنگ بر خود داشته، بيشتر از متون تاريخي و سفرنامه ايست تا نقوش بدست آمده از آن دوران.<sup>3</sup> در نقوشي كه در اين دوره، كلاه قزلباشي پادشاهان را نشان داده اند، تاكيدي بر نمايش دوازده ترك ديده نمي‌شود، بلكه بر گرد كلاهخودي كه به ميله‌اي عمودي منتهي مي‌شود، دستاري پيچيده شده، به طوري كه تنها ميله عمودي كلاهخود از بالاي دستار ديده مي‌شود. اين كلاهخود و ميله آن يا رنگ طلايي داشت و يا اغلب قرمز و گاه نيز سياه رنگ بود، دستار پيچيده بر گرد آن نيز اغلب سفيد و يا به رنگ ديگر بود و در بيشتر مواقع با پرهايي بلند و سياه و سفيد و دسته مويي سياه و زنجيره و نگين‌هايي تزيين شده بود.<sup>4</sup> علما در بيشتر مواقع دستاري سفيد، آبي، صورتي، زرد، قهوه اي، و يا چهارخانه‌اي، به دور سر مي‌بستند.<sup>5</sup> كم كم پيچيدن دستارهاي بزرگي كه چندين بار به دور سر بسته شده بود، رواج يافت.<sup>6</sup> سعي مي‌شد انتهاي دستار را كه با زردوزي و نگين‌كاري تزيين شده بود، طوري در پشت سر، بالا بياورند كه كاملاً مشخص باشد. <sup>7</sup> زنان، مقنعه‌اي بر سر مي‌گذاشتند كه تمام سر و گوش‌ها و زير چانه و گردن را مي‌پوشاند. بر اين مقنعه گاه پيشاني‌بندي طلايي و يا مانند آن بسته مي‌شد. اين مقنعه‌هاي سفيد ساده و يا با خال‌هاي سياه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) كه نوعي گيسوپوش بود، به كار مي‌بردند.<sup>8</sup> آنان هم چنين از نوعي كلاه تخت و مخروطي بسيار كوتاه، كه اغلب اطرافش را دستاري پيچيده،<sup>9</sup> نوعي تاج مثلثي كه در حقيقت كلاه يا نوعي پيشاني بند لبه‌دار بلند بود<sup>10</sup> و روسري‌هاي بلند و نوعي چادر گونه بلند نيز استفاده مي‌كردند.<sup>11</sup> وقتي شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبريز كه سال‌ها در سيطره عثمانيان بود، آمد، ساكنان محل كلاه‌هاي ويژه صفوي خود را كه در دوران اشغال عثمانيان مخفي كرده بودند، پس از بيست سال برسر نهادند و با خوشحالي به پيشواز شاه رفتند.<sup>12</sup> نوعي كلاه مخروطي شُل را نيز كه به سبب شُلي، بالاي كلاه به طرف پايين مي‌افتاد، تنها و يا با پيچاندن شالي كوتاه به دورش بر سر مي‌گذاشتند. اين نوع از كلاه‌ها اغلب خالدار بود.<sup>13</sup> كلاه‌هايي با يك لبه پشمي كلفت، كلاه‌هاي لبه دار معمولي،<sup>14</sup> و يا كلاه‌هاي تيموري كه چاكي در لبه داشتند نيز به كار مي‌رفت. در اين نوع اخير، گاه يك نيمه لبه كلاه را از محل چاك آن به طرف پايين مي‌كشيدند، بدين ترتيب كلاه تنها لبه‌اي در نيمه عقبي خود داشت.<sup>15</sup>
=== [[سرپوش ها|سرپوش‌ها]] ===
از سرپوش‌های شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و کرم رنگ نازکی اشاره کرد، که چندین دور اطراف سر پیچیده می‌شد و بدین خاطر به شکل کلاهی ترک‌دار درمی‌آمد. این نوع از [[سرپوش ها|سرپوش‌ها]] اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگین‌هایی رنگی تزیین می‌شد<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 10, 12</ref><ref>عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.</ref>. اما مهم‌ترین [[سرپوش ها|سرپوش]] پادشاهان [[صفویان|صفوی]]، [[کلاه]] یا [[تاج]] [[قزلباش]] بود.


'''تن پوش‌ها''': از لباس‌هاي شاهان بايد به انواع بالاپوش‌ها و نيز گونه‌اي از شنل‌ها اشاره كرد.<sup>16</sup> نوعي از اين بالاپوش‌ها را كه بر تن برخي از رجال و علماي اين دوره نيز مي‌توان ديد، آستين‌هايي بسيار بلند و تنگ و چسبان داشت. رايج ترين شيوه تزيين اين نوع لباس، سوزن دوزي و ابريشم‌دوزي نقوش اسليمي و تُرنجي و گل‌هاي چند پَر و مانند آن بود كه اغلب به رنگ طلايي يا قرمز و گاه به رنگ‌هاي ديگر روي سينه و اطراف يقه و گردن را فرا گرفته بود.<sup>17</sup> لباس اصلي و رويي به يكي از چهارنوع، كوتاه آستين كوتاه، كوتاه آستين بلند، بلند آستين بلند، و بلند آستين كوتاه بود. هرچند جلوي اين لباس، رديف دگمه‌ها و خط دگمه‌هايي<sup>18</sup> داشت، اما اغلب جلوباز و داراي نقوش گل‌دوزي شده طلايي رنگي روي سينه و شانه‌ها بود.<sup>19</sup> لباس اصلي و رويي ديگري نيز داشتند كه روي دوش مي‌انداختند. اين لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستين‌هايي كوتاه و غيرپوشيدني داشت، بر دو لبه كناري آن، در محل سينه، اغلب گل سينه‌هايي گرد، براي بسته شدن ديده مي‌شد.<sup>20</sup> گاهي به جاي آن، بالاپوشي بلند و جلوباز را برتن مي‌كردند كه هميشه آستين‌هايي بسيار بلند و تنگ و غير پوشيدني داشت، كه از محل شكافي كه در بالاي آستين بوجود آمده بود، دست‌ها را بيرون مي‌آوردند، بدين ترتيب، بقيه آستين بلند كه گاه تا ساق پاها نيز مي‌رسيد، به صورتي آويخته، در پشت دست‌ها، قرار مي‌گرفت. صوفيان، گاه اين لباس را، تنها و بر بالاتنه عريان خود، مي‌پوشيدند. رنگ آن نيز، كه گاه نقوشي گياهي برخود داشت، آبي سير، قرمز، سبز و مانند آن بود.<sup>21</sup> استفاده از شال نيز ـ غير از شال دور كمر ـ در ميان علما رايج بود. اين شال را بيشتر بر شانه‌ها و يا دورگردن مي‌انداختند.<sup>22</sup> از تن پوش‌هاي زنان اين دوره، لباسي بلند و تنگ و جلوبسته با آستين‌هايي بلند بود، كه بر روي آن لباس رويي و اصلي خود را مي‌پوشيدند، كه اغلب تنگ و چسبان و آستين بلند بود. مهم‌ترين ويژگي اين لباس، چاكي بزرگ و فراخ بود كه از بالاي يقه تا روي شكم ادامه داشت.<sup>23</sup> گاه بر روي اين لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستين كوتاه و يا آستين بلند ديگري كه آستين‌هايي تنگ و غير پوشيدني، بر تن مي‌كردند.<sup>24</sup> نوع ديگر اين بالاپوش‌ها بسيار كوتاه و تنگ و آستين بلند بود، درست مانند كت‌هاي امروزي.<sup>25</sup> آنان از شلوارهاي سفيد و طلايي، دامن‌هاي بلند و گشاد و پف كرده كه سطح آن را سوزن‌كاري و نگين‌دوزي‌هاي بسيار فرا گرفته بود، نيز استفاده مي‌كردند.<sup>26</sup> 
اطلاعات ما درباره این [[کلاه]] که گفته می‌شود از زمان سلطان حیدر (پدر [[اسماعیل صفوی|شاه اسماعیل]]) به کار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترک طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران<ref>'''''عالم آرای صفوی'''''. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.  </ref>.  


'''مآخذ''':
در نقوشی که در این دوره، [[کلاه]] [[قزلباش|قزلباشی]] پادشاهان را نشان داده اند، تاکیدی بر نمایش دوازده ترک دیده نمی‌شود، بلکه بر گرد کلاهخودی که به میله‌ای عمودی منتهی می‌شود، دستاری پیچیده شده، به طوری که تنها میله عمودی کلاهخود از بالای دستار دیده می‌شود. 


1.    يادداشت مولف.
این کلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، [[دستار]] پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگین‌هایی تزیین شده بود<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.</ref>. علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانه‌ای، به دور سر می‌بستند<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141.</ref>.  


2.             Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات يازيچي، باكو، 1983 م
کم کم پیچیدن [[دستار|دستارهای]] بزرگی که چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت<ref>'''''تک برگی از شاهنامه شاه اسماعیل'''''. موزه رضا عباسی، ش 613.</ref>. سعی می‌شد انتهای دستار را که با زردوزی و نگین‌کاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند که کاملاً مشخص باشد<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.</ref>. زنان، مقنعه‌ای بر سر می‌گذاشتند که تمام سر و گوش‌ها و زیر چانه و گردن را می‌پوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانی‌بندی طلایی و یا مانند آن بسته می‌شد. این مقنعه‌های سفید ساده و یا با خال‌های سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) که نوعی گیسوپوش بود، به کار می‌بردند<ref>'''''عالم آرای صفوی'''''. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363،  ص 161، 302.</ref><ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 153-154.</ref>. آنان هم چنین از نوعی [[کلاه]] تخت و مخروطی بسیار کوتاه، که اغلب اطرافش را دستاری پیچیده<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98</ref>، نوعی [[تاج]] مثلثی که در حقیقت [[کلاه]] یا نوعی پیشانی بند لبه‌دار بلند بود<ref>شاهنامه شاه اسماعیل، تک برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛


no 10, 12;
عکاشه. ص 214-218


عكاشه، ثروت، موسوعة التصويرالاسلامي، بيروت: مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولي، 1999م، ص 213، لوحه 277.
لوحه 290.</ref>و روسری‌های بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده می‌کردند<ref>عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص235 ، لوحه 319.</ref><ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 63, 78, 80, 82, 90</ref>.  


3.     '''''عالم آراي صفوي'''''. مولف ناشناخته، به كوشش يدالله شكري، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37. 
وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از [[اصفهان]] به [[تبریز]] که سال‌ها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساکنان محل کلاه‌های ویژه [[صفویان|صفوی]] خود را که در دوران اشغال عثمانیان مخفی کرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.140-141, 149.</ref>. نوعی [[کلاه]] مخروطی شُل را نیز که به سبب شُلی، بالای [[کلاه]] به طرف پایین می‌افتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی کوتاه به دورش بر سر می‌گذاشتند. این نوع از کلاه‌ها اغلب خالدار بود<ref>Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149;


4.             Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.
عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م،ص 308 ، لوحه 288.</ref>.کلاه‌هایی با یک لبه پشمی کلفت، کلاه‌های لبه دار معمولی<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no  5, 27, 33, 43, 45, 57</ref>، و یا کلاه‌های تیموری که چاکی در لبه داشتند نیز به کار می‌رفت. در این نوع اخیر، گاه یک نیمه لبه [[کلاه]] را از محل چاک آن به طرف پایین می‌کشیدند، بدین ترتیب [[کلاه]] تنها لبه‌ای در نیمه عقبی خود داشت<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.</ref>.  


5.             Gray, pp. 140-141.
=== [[تن پوش|تن پوش‌ها]] ===
از لباس‌های شاهان باید به انواع بالاپوش‌ها و نیز گونه‌ای از شنل‌ها اشاره کرد<ref>'''''عالم آرای صفوی'''''. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص 197.</ref><ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.</ref>. نوعی از این بالاپوش‌ها را که بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز می‌توان دید، آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشم‌دوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گل‌های چند پَر و مانند آن بود که اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگ‌های دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 16, 20;</ref>. لباس اصلی و رویی به یکی از چهارنوع، کوتاه آستین کوتاه، کوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین کوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمه‌ها و خط دگمه‌هایی<ref>'''''شاهنامه موزه ایران باستان'''''، تک برگ، ش 4532.</ref> داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گل‌دوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانه‌ها بود<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89</ref><ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 130-133.</ref>.  


6.     '''''تك برگي از شاهنامه شاه اسماعيل'''''. موزه رضا عباسي، ش 613.
لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند که روی دوش می‌انداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستین‌هایی کوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه کناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینه‌هایی گرد، برای بسته شدن دیده می‌شد<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141, 149.</ref><ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م. no 9, 56-67</ref>. گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن می‌کردند که همیشه آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، که از محل شکافی که در بالای آستین بوجود آمده بود، دست‌ها را بیرون می‌آوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند که گاه تا ساق پاها نیز می‌رسید، به صورتی آویخته، در پشت دست‌ها، قرار می‌گرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، می‌پوشیدند. رنگ آن نیز، که گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 149.</ref>. استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور کمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانه‌ها و یا دورگردن می‌انداختند<ref>کمپفر، انگلبرت. '''''سفرنامه'''''. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 127.</ref><ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141, 149</ref><ref>عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص215.</ref>. از [[تن پوش|تن پوش‌]]<nowiki/>های زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستین‌هایی بلند بود، که بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را می‌پوشیدند، که اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهم‌ترین ویژگی این لباس، چاکی بزرگ و فراخ بود که از بالای یقه تا روی شکم ادامه داشت<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م. no 64, 70, 71, 95, 100, 101


7.             Gray, p. 149.
لوحه 228، 317.  


8.             Gray, pp. 153-154;
</ref><ref>عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 195، 234،</ref><ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.  142-145, 153-154, 165-166.</ref>.گاه بر روی این لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین کوتاه و یا آستین بلند دیگری که آستین‌هایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن می‌کردند<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.  no 63, 78, 80, 82, 90 </ref><ref>عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م،ص235 ، لوحه 319.</ref>. نوع دیگر این بالاپوش‌ها بسیار کوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند کت‌های امروزی<ref>عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م،ص235.</ref><ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.  no 46</ref><ref>ذکاء، یحیی؛ سمسار، محمد حسن. '''''آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری'''''. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص 40، 43.</ref>. آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامن‌های بلند و گشاد و پف کرده که سطح آن را سوزن‌کاری و نگین‌دوزی‌های بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده می‌کردند<ref>Gray, pp. 153-154;


عالم آراي صفوي، صص 161، 302
Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98 </ref><ref>عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 195، 214-218، لوحه 228، 290.</ref>.


9.             Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.
== نیز نگاه کنید به ==


10.  شاهنامه شاه اسماعيل، تك برگ، موزه رضا عباسي، ش 2848؛ عكاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.
* [[صفویان]]
* [[سرپوش ها|سرپوش]]
* [[تن پوش]]
* [[کلاه]]
* [[تاج]]


11.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;
== مآخذ ==
<references />


عكاشه، ص235 ، لوحه 319.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
12.          Gray, pp. 140-141, 149.
 
13.          Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149;
 
عكاشه، ص 308 ، لوحه 288.
 
14.          Nizami, no 5, 27, 33, 43, 45, 57.
 
15.          Gray, p. 149.
 
16.          Gray, pp. 136-137;
 
عالم آراي صفوي، ص 197.
 
17.          Nizami, no 16, 20.
 
18.  '''''شاهنامه موزه ايران باستان'''''، تك برگ، ش 4532.
 
19.          Nizami, p. no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89; Gray, pp. 130-133.
 
20.          Gray, pp. 140-141, 149; Nizami, no 9, 56-67.
 
21.          Gray, p. 149
 
22.          Ibid, pp. 140-141, 149;
 
عكاشه. ص215، لوحه 281؛ كمپفر، انگلبرت. '''''سفرنامه'''''. ترجمه كيكاووس جهانداري، تهران: خوارزمي، 1363، ص 127.
 
23.          Gray, pp. 142-145, 153-154, 165-166; Nizami, no 64, 70, 71, 95, 100, 101;
 
عكاشه. ص 195، 234، لوحه 228، 317.
 
24.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;
 
عكاشه، ص235 ، لوحه 319
 
25.          Nizami, no 46;
 
عكاشه. ص235، لوحه 319، تصوير روي ديوار، كاخ چهلستون؛ ذكاء، يحيي؛ سمسار، محمد حسن. '''''آثار هنري ايران در مجموعه نخست وزيري'''''. انتشارات نخست وزيري، 1357، ص 40، 43.
 
26.          Gray, pp. 153-154; Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98;
 
عكاشه. ص 195، 214-218، لوحه 228، 290.


== نویسنده مقاله ==
محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:پوشاک]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۳۰

لباس زنان در دوره صفویان ، قابل بازیابی ازhttps://nasimbeyt.com/

پوشاک دوره صفوی، لباس‌های مردم ایران در دوره صفوی، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بیان می‌کند[۱].

سرپوش‌ها

از سرپوش‌های شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و کرم رنگ نازکی اشاره کرد، که چندین دور اطراف سر پیچیده می‌شد و بدین خاطر به شکل کلاهی ترک‌دار درمی‌آمد. این نوع از سرپوش‌ها اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگین‌هایی رنگی تزیین می‌شد[۲][۳]. اما مهم‌ترین سرپوش پادشاهان صفوی، کلاه یا تاج قزلباش بود.

اطلاعات ما درباره این کلاه که گفته می‌شود از زمان سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) به کار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترک طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران[۴].

در نقوشی که در این دوره، کلاه قزلباشی پادشاهان را نشان داده اند، تاکیدی بر نمایش دوازده ترک دیده نمی‌شود، بلکه بر گرد کلاهخودی که به میله‌ای عمودی منتهی می‌شود، دستاری پیچیده شده، به طوری که تنها میله عمودی کلاهخود از بالای دستار دیده می‌شود.

این کلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، دستار پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگین‌هایی تزیین شده بود[۵]. علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانه‌ای، به دور سر می‌بستند[۶].

کم کم پیچیدن دستارهای بزرگی که چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت[۷]. سعی می‌شد انتهای دستار را که با زردوزی و نگین‌کاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند که کاملاً مشخص باشد[۸]. زنان، مقنعه‌ای بر سر می‌گذاشتند که تمام سر و گوش‌ها و زیر چانه و گردن را می‌پوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانی‌بندی طلایی و یا مانند آن بسته می‌شد. این مقنعه‌های سفید ساده و یا با خال‌های سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) که نوعی گیسوپوش بود، به کار می‌بردند[۹][۱۰]. آنان هم چنین از نوعی کلاه تخت و مخروطی بسیار کوتاه، که اغلب اطرافش را دستاری پیچیده[۱۱]، نوعی تاج مثلثی که در حقیقت کلاه یا نوعی پیشانی بند لبه‌دار بلند بود[۱۲]و روسری‌های بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده می‌کردند[۱۳][۱۴].

وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبریز که سال‌ها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساکنان محل کلاه‌های ویژه صفوی خود را که در دوران اشغال عثمانیان مخفی کرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند[۱۵]. نوعی کلاه مخروطی شُل را نیز که به سبب شُلی، بالای کلاه به طرف پایین می‌افتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی کوتاه به دورش بر سر می‌گذاشتند. این نوع از کلاه‌ها اغلب خالدار بود[۱۶].کلاه‌هایی با یک لبه پشمی کلفت، کلاه‌های لبه دار معمولی[۱۷]، و یا کلاه‌های تیموری که چاکی در لبه داشتند نیز به کار می‌رفت. در این نوع اخیر، گاه یک نیمه لبه کلاه را از محل چاک آن به طرف پایین می‌کشیدند، بدین ترتیب کلاه تنها لبه‌ای در نیمه عقبی خود داشت[۱۸].

تن پوش‌ها

از لباس‌های شاهان باید به انواع بالاپوش‌ها و نیز گونه‌ای از شنل‌ها اشاره کرد[۱۹][۲۰]. نوعی از این بالاپوش‌ها را که بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز می‌توان دید، آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشم‌دوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گل‌های چند پَر و مانند آن بود که اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگ‌های دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود[۲۱]. لباس اصلی و رویی به یکی از چهارنوع، کوتاه آستین کوتاه، کوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین کوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمه‌ها و خط دگمه‌هایی[۲۲] داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گل‌دوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانه‌ها بود[۲۳][۲۴].

لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند که روی دوش می‌انداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستین‌هایی کوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه کناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینه‌هایی گرد، برای بسته شدن دیده می‌شد[۲۵][۲۶]. گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن می‌کردند که همیشه آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، که از محل شکافی که در بالای آستین بوجود آمده بود، دست‌ها را بیرون می‌آوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند که گاه تا ساق پاها نیز می‌رسید، به صورتی آویخته، در پشت دست‌ها، قرار می‌گرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، می‌پوشیدند. رنگ آن نیز، که گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود[۲۷]. استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور کمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانه‌ها و یا دورگردن می‌انداختند[۲۸][۲۹][۳۰]. از تن پوش‌های زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستین‌هایی بلند بود، که بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را می‌پوشیدند، که اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهم‌ترین ویژگی این لباس، چاکی بزرگ و فراخ بود که از بالای یقه تا روی شکم ادامه داشت[۳۱][۳۲][۳۳].گاه بر روی این لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین کوتاه و یا آستین بلند دیگری که آستین‌هایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن می‌کردند[۳۴][۳۵]. نوع دیگر این بالاپوش‌ها بسیار کوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند کت‌های امروزی[۳۶][۳۷][۳۸]. آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامن‌های بلند و گشاد و پف کرده که سطح آن را سوزن‌کاری و نگین‌دوزی‌های بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده می‌کردند[۳۹][۴۰].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. یادداشت مولف.
  2. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 10, 12
  3. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.
  4. عالم آرای صفوی. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.  
  5. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.
  6. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141.
  7. تک برگی از شاهنامه شاه اسماعیل. موزه رضا عباسی، ش 613.
  8. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.
  9. عالم آرای صفوی. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص 161، 302.
  10. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 153-154.
  11. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98
  12. شاهنامه شاه اسماعیل، تک برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛ عکاشه. ص 214-218 لوحه 290.
  13. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص235 ، لوحه 319.
  14. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 63, 78, 80, 82, 90
  15. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.140-141, 149.
  16. Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149; عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م،ص 308 ، لوحه 288.
  17. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 5, 27, 33, 43, 45, 57
  18. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.
  19. عالم آرای صفوی. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص 197.
  20. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.
  21. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 16, 20;
  22. شاهنامه موزه ایران باستان، تک برگ، ش 4532.
  23. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89
  24. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 130-133.
  25. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141, 149.
  26. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م. no 9, 56-67
  27. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 149.
  28. کمپفر، انگلبرت. سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 127.
  29. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141, 149
  30. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص215.
  31. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م. no 64, 70, 71, 95, 100, 101 لوحه 228، 317.
  32. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 195، 234،
  33. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 142-145, 153-154, 165-166.
  34. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م. no 63, 78, 80, 82, 90
  35. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م،ص235 ، لوحه 319.
  36. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م،ص235.
  37. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م. no 46
  38. ذکاء، یحیی؛ سمسار، محمد حسن. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص 40، 43.
  39. Gray, pp. 153-154; Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98
  40. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 195، 214-218، لوحه 228، 290.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

محمدرضا چیت ساز