پرش به محتوا

بندرعباس: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۸: خط ۸:
هوای بندرعباس در تابستان گرم و مرطوب است و گرمای آن حداکثر به 49 درجه بالای صفر می‌رسد<ref>  سازمان هواشناسی استان هرمزگان. '''''گزارش تفصیلی وضع هوا'''''. بندرعباس: 1382، ص 7.</ref>.کوه گِنو به بلندی 2347 متر در شمال غربی بندرعباس واقع شده<ref>جعفری، عباس. '''''گیتاشناسی ایران'''''. ج 1، ''كوه‌ها و كوه‌نامه ایران''، چ 2، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 481 و 587.</ref> و چشمه آب گرم آن در قسمت شرقی کوه یکی از جاذبه‌های طبیعی این کوه است<ref>سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی. '''''جغرافیای استان هرمزگان'''''. چ 4، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌های درسی ایران، 1382، ص24.</ref>.
هوای بندرعباس در تابستان گرم و مرطوب است و گرمای آن حداکثر به 49 درجه بالای صفر می‌رسد<ref>  سازمان هواشناسی استان هرمزگان. '''''گزارش تفصیلی وضع هوا'''''. بندرعباس: 1382، ص 7.</ref>.کوه گِنو به بلندی 2347 متر در شمال غربی بندرعباس واقع شده<ref>جعفری، عباس. '''''گیتاشناسی ایران'''''. ج 1، ''كوه‌ها و كوه‌نامه ایران''، چ 2، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 481 و 587.</ref> و چشمه آب گرم آن در قسمت شرقی کوه یکی از جاذبه‌های طبیعی این کوه است<ref>سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی. '''''جغرافیای استان هرمزگان'''''. چ 4، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌های درسی ایران، 1382، ص24.</ref>.


بندرعباس با نام‌های کمیرون، گامرون، گمبرو، گمبرون، گمبرویا، هارموزیا، (بندر) هرموز، هرمیزاد<ref>  چكنگی، علیرضا. '''''فرهنگنامه تطبیقی نام‌های قدیم و جدید مكان‌های جغرافیایی ایران و نواحی مجاور'''''. چ 1، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1378، ص 178.</ref>و... به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، دارای پیشینه‌ای پر ماجرا است. در حدود العالم در دو جا از هرموز یاد شده است: «و اندر ناحیت کرمان هیچ رود بزرگ نیست و نه دریا مگر دریاء اعظم و یکی ‌رود است خرد مقدار ده آسیا آبست از حدود جیرفت بگشاید و تیز همی ‌رود و بیشتر بکار شود اندر گرمسیر [[کرمان]] و باقی‌ بنزدیکی هرموز بدریاء اعظم افتد»<ref>'''''حدودالعالم من المشرق الی المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 44.</ref>. و دیگر: «هرموز بر نیم فرسنگی دریاء اعظم است، جایی سخت گرم است و بارگه کرمان است»<ref>'''''حدودالعالم من المشرق الی المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362،ص127.</ref>.  
بندرعباس با نام‌های کمیرون، گامرون، گمبرو، گمبرون، گمبرویا، هارموزیا، (بندر) هرموز، هرمیزاد<ref>  چكنگی، علیرضا. '''''فرهنگنامه تطبیقی نام‌های قدیم و جدید مكان‌های جغرافیایی ایران و نواحی مجاور'''''. چ 1، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1378، ص 178.</ref>و... به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، دارای پیشینه‌ای پر ماجرا است. در حدود العالم در دو جا از هرموز یاد شده است: <blockquote>«و اندر ناحیت کرمان هیچ رود بزرگ نیست و نه دریا مگر دریاء اعظم و یکی ‌رود است خرد مقدار ده آسیا آبست از حدود جیرفت بگشاید و تیز همی ‌رود و بیشتر بکار شود اندر گرمسیر [[کرمان]] و باقی‌ بنزدیکی هرموز بدریاء اعظم افتد»<ref>'''''حدودالعالم من المشرق الی المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 44.</ref>. </blockquote>و دیگر: <blockquote>«هرموز بر نیم فرسنگی دریاء اعظم است، جایی سخت گرم است و بارگه کرمان است»<ref>'''''حدودالعالم من المشرق الی المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362،ص127.</ref>. </blockquote>[[حمدالله مستوفی]] نیز در این باره می‌نویسد: <blockquote>«هرموز از اقلیم دوم است... که بر ساحل بحر فارس افتاده است و به غایت گرمسیر... در هرموز نخل و نیشکر بسیار است، حقوق دیوانیش که بر سبیل خراج به [[کشور ایران|ایران]] می‌دهند و داخل [[استان کرمان|کرمان]] است شش تومان می‌باشد»<ref>مستوفی، حمدالله. '''''نزهه القلوب'''''. به كوشش گای لسترنج، لیدن: بریل، 1333ق/1915م، ص 141.</ref>. </blockquote>لسترنج درباره تاریخ شهر می‌نویسد: «ابن‌ خردادبه در اواسط قرن نهم از جزیره‌ای نزدیک به هرموز موسوم به ارموز نام برده که [[حمدالله مستوفی]] آن را «ارموص» نوشته و بدون شک همانست که به جزیره جرون معروف شده است؛ زیرا در آغاز قرن هشتم، و مطابق یکی از مراجع در 715، سلطان هرموز شهری را که در کنار دریا بود برای این‌که دزدان آن را پیوسته مورد تاخت و تاز قرار می‌دادند، ترک کرد و هرموز نو را در جزیره‌ای که از آن اسم بردیم و به جزیره جرون یا زورن معروف است و تا کناره دریا یک فرسخ مسافت دارد، بنا نمود»<ref>لسترنج، گای. '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 341.</ref><ref name=":0">Lestrange, G. '''''The Lands of the Eastern Caliphate'''''. Cambridge: University Press, 1905, P. 319.</ref>.  
 
[[حمدالله مستوفی]] نیز در این باره می‌نویسد: «هرموز از اقلیم دوم است... که بر ساحل بحر فارس افتاده است و به غایت گرمسیر... در هرموز نخل و نیشکر بسیار است، حقوق دیوانیش که بر سبیل خراج به [[کشور ایران|ایران]] می‌دهند و داخل [[استان کرمان|کرمان]] است شش تومان می‌باشد»<ref>مستوفی، حمدالله. '''''نزهه القلوب'''''. به كوشش گای لسترنج، لیدن: بریل، 1333ق/1915م، ص 141.</ref>.  
 
لسترنج درباره تاریخ شهر می‌نویسد: «ابن‌ خردادبه در اواسط قرن نهم از جزیره‌ای نزدیک به هرموز موسوم به ارموز نام برده که [[حمدالله مستوفی]] آن را «ارموص» نوشته و بدون شک همانست که به جزیره جرون معروف شده است؛ زیرا در آغاز قرن هشتم، و مطابق یکی از مراجع در 715، سلطان هرموز شهری را که در کنار دریا بود برای این‌که دزدان آن را پیوسته مورد تاخت و تاز قرار می‌دادند، ترک کرد و هرموز نو را در جزیره‌ای که از آن اسم بردیم و به جزیره جرون یا زورن معروف است و تا کناره دریا یک فرسخ مسافت دارد، بنا نمود»<ref>لسترنج، گای. '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 341.</ref><ref name=":0">Lestrange, G. '''''The Lands of the Eastern Caliphate'''''. Cambridge: University Press, 1905, P. 319.</ref>.  


وی سپس می‌افزاید: <blockquote>«در پایان قرن هشتم سپاهیان امیر تیمور به شهرهای ساحلی نزدیک هرموز کهنه یورش آوردند و هفت قلعه را در آن‌جا تسخیر کرده همه را سوزانیدند و محافظین آن قلاع به جزیره جرون گریختند...»<ref name=":1">لسترنج، گای. '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 342.</ref><ref name=":0" />.</blockquote>و بالآخره این‌که «در 920ق مطابق 1514م پرتغالی‌ها تحت فرماندهی آلبوکرک (Albuquerque) جزیره هرموز را که به ارمز معروف بود، متصرف گردیدند و بندری که پرتغالی‌ها به آن وارد شدند به گمبرون(Gambroon)موسوم گردید و همانجاست که یک قرن بعد شاه عباس آن را بندرعباس نام گذارد...»<ref name=":1" /><ref name=":0" />. امامقلی‌خان در 1031ق/1622م، این شهر را تصرف و در پس اخراج پرتغالی‌ها از هرمز، دستور بنا یا مرمت و گسترش شهر جدیدی را صادر کرد که به نام شاه عباس اول صفوی، عباسی خوانده می‌شد<ref>  اسکندربیک منشی. '''''عالم‌آرای عباسی'''''. تهران: چاپ گلشن، 1350، ج2، ص980.</ref>.
وی سپس می‌افزاید: <blockquote>«در پایان قرن هشتم سپاهیان امیر تیمور به شهرهای ساحلی نزدیک هرموز کهنه یورش آوردند و هفت قلعه را در آن‌جا تسخیر کرده همه را سوزانیدند و محافظین آن قلاع به جزیره جرون گریختند...»<ref name=":1">لسترنج، گای. '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 342.</ref><ref name=":0" />.</blockquote>و بالآخره این‌که «در 920ق مطابق 1514م پرتغالی‌ها تحت فرماندهی آلبوکرک (Albuquerque) جزیره هرموز را که به ارمز معروف بود، متصرف گردیدند و بندری که پرتغالی‌ها به آن وارد شدند به گمبرون(Gambroon)موسوم گردید و همانجاست که یک قرن بعد شاه عباس آن را بندرعباس نام گذارد...»<ref name=":1" /><ref name=":0" />. امامقلی‌خان در 1031ق/1622م، این شهر را تصرف و در پس اخراج پرتغالی‌ها از هرمز، دستور بنا یا مرمت و گسترش شهر جدیدی را صادر کرد که به نام شاه عباس اول صفوی، عباسی خوانده می‌شد<ref>  اسکندربیک منشی. '''''عالم‌آرای عباسی'''''. تهران: چاپ گلشن، 1350، ج2، ص980.</ref>.

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۴۱

بندرعباس، قابل بازیابی از https://www.karnaval.ir/

بندرعباس، شهر، مرکز شهرستان و مرکز استان ساحلی هرمزگان، واقع در کرانه شمالی خلیج فارس در تنگه هرمز.

شهرستان بندرعباس، از شمال با شهرستان حاجی‌آباد، از شرق با شهرستان‌های دهبارز و میناب، از جنوب با شهرستان قشم (متشکل از 4 جزیره در تنگه هرمز)، از شرق با شهرستان بندر لنگه و نیز با شهرستان لار از استان فارس همسایه است. این شهرستان طبق آخرین تغییرات تقسیمات کشوری دارای 2 شهر و 4 بخش است[۱].

شهر بندرعباس، با مختصات جغرافیایی "00 '17  ْ56 طول شرقی و"00' 11 ْ27 عرض شمالی، با ارتفاع 10 متر از سطح دریا[۲] و در فاصله 1283 کیلومتری تهران واقع است[۳].

هوای بندرعباس در تابستان گرم و مرطوب است و گرمای آن حداکثر به 49 درجه بالای صفر می‌رسد[۴].کوه گِنو به بلندی 2347 متر در شمال غربی بندرعباس واقع شده[۵] و چشمه آب گرم آن در قسمت شرقی کوه یکی از جاذبه‌های طبیعی این کوه است[۶].

بندرعباس با نام‌های کمیرون، گامرون، گمبرو، گمبرون، گمبرویا، هارموزیا، (بندر) هرموز، هرمیزاد[۷]و... به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، دارای پیشینه‌ای پر ماجرا است. در حدود العالم در دو جا از هرموز یاد شده است:

«و اندر ناحیت کرمان هیچ رود بزرگ نیست و نه دریا مگر دریاء اعظم و یکی ‌رود است خرد مقدار ده آسیا آبست از حدود جیرفت بگشاید و تیز همی ‌رود و بیشتر بکار شود اندر گرمسیر کرمان و باقی‌ بنزدیکی هرموز بدریاء اعظم افتد»[۸].

و دیگر:

«هرموز بر نیم فرسنگی دریاء اعظم است، جایی سخت گرم است و بارگه کرمان است»[۹].

حمدالله مستوفی نیز در این باره می‌نویسد:

«هرموز از اقلیم دوم است... که بر ساحل بحر فارس افتاده است و به غایت گرمسیر... در هرموز نخل و نیشکر بسیار است، حقوق دیوانیش که بر سبیل خراج به ایران می‌دهند و داخل کرمان است شش تومان می‌باشد»[۱۰].

لسترنج درباره تاریخ شهر می‌نویسد: «ابن‌ خردادبه در اواسط قرن نهم از جزیره‌ای نزدیک به هرموز موسوم به ارموز نام برده که حمدالله مستوفی آن را «ارموص» نوشته و بدون شک همانست که به جزیره جرون معروف شده است؛ زیرا در آغاز قرن هشتم، و مطابق یکی از مراجع در 715، سلطان هرموز شهری را که در کنار دریا بود برای این‌که دزدان آن را پیوسته مورد تاخت و تاز قرار می‌دادند، ترک کرد و هرموز نو را در جزیره‌ای که از آن اسم بردیم و به جزیره جرون یا زورن معروف است و تا کناره دریا یک فرسخ مسافت دارد، بنا نمود»[۱۱][۱۲]. وی سپس می‌افزاید:

«در پایان قرن هشتم سپاهیان امیر تیمور به شهرهای ساحلی نزدیک هرموز کهنه یورش آوردند و هفت قلعه را در آن‌جا تسخیر کرده همه را سوزانیدند و محافظین آن قلاع به جزیره جرون گریختند...»[۱۳][۱۲].

و بالآخره این‌که «در 920ق مطابق 1514م پرتغالی‌ها تحت فرماندهی آلبوکرک (Albuquerque) جزیره هرموز را که به ارمز معروف بود، متصرف گردیدند و بندری که پرتغالی‌ها به آن وارد شدند به گمبرون(Gambroon)موسوم گردید و همانجاست که یک قرن بعد شاه عباس آن را بندرعباس نام گذارد...»[۱۳][۱۲]. امامقلی‌خان در 1031ق/1622م، این شهر را تصرف و در پس اخراج پرتغالی‌ها از هرمز، دستور بنا یا مرمت و گسترش شهر جدیدی را صادر کرد که به نام شاه عباس اول صفوی، عباسی خوانده می‌شد[۱۴].

بندرعباسی که به تدریج بندرعباس نام گرفت، دارای حصار و چندین دروازه بود و به منظور برقراری امنیت راه‌های تجاری به وسیله چندین قلعه محافظت می‌شد. این شهر پس از سقوط صفویان، دچار رکود شد و رونق گذشته خود را از دست داد و تا آنجا که در 1793م این شهر با باریکه‌ای از ساحل به طول 150 کم  به سلطان عمان واگذار شد و در 1868م دوباره تحت حاکمیت ایران قرار گرفت[۱۵]. بندرعباس در 1346ش  به عنوان مرکز استان جدید «بنادر و جزایر و سواحل خلیج فارس و دریای عمان» که بعدها  به «هرمزگان» تغییر نام یافت، انتخاب گردید[۱۶] و در حال حاضر با فرودگاه و راه‌های ارتباطی متعدد شوسه و نیز راه آهن با نقاط مختلف کشور، از جمله با کشورهای آسیای مرکزی مرتبط شده است.

گسترش اسکله و تأسیسات بندری، احداث مراکز آموزشی و سیاحتی و سرمایه‌گذاری در تأسیسات صنعتی و تولیدی و توجه به سایر آثار توسعه شهری، در حال حاضر بندرعباس را به صورت یکی از بنادر مهم و دروازه پر رفت و آمد ارتباطی ایران با جهان در آورده است. شواهد موجود حکایت از دیرینگی تمدن آریایی در هرمزگان دارد، امّا بیشتر آثار بر جای مانده مربوط به عصر صفویان  و خروج پرتغالی‌ها از منطقه است که از میان آن‌ها می‌توان به مجموعه بنای برکه‌ها، معبد هندوها، مسجدگله‌داری، مسجد جامع دلگشا، عمارت کلاه‌فرنگی در کنار اسکله قدیم و... اشاره کرد[۱۷]. جمعیت بندرعباس در سرشماری 1375ش، تعداد 273578 تن بود که در 1384ش طبق برآورد انجام شده به 315075 تن رسیده است[۱۸].

نیز نگاه کنید به

 

مآخذ

  1. دفتر تقسیمات كشوری. نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری. تهران: دفتر تقسیمات كشوری (وزارت كشور)، 1383؛ اطلس گیتاشناسی استان‌های كشور. تهران: گیتاشناسی، 1383.
  2. جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج 3، دایره‌المعارف جغرافیایی ایران، چ 1، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 199.
  3. سازمان حمل و نقل و پایانه‌های كشور (وزارت راه و ترابری). اطلس جاده‌های ایران (ویرایش دوم). تهران: همشهری، 1380، ص 134.
  4.   سازمان هواشناسی استان هرمزگان. گزارش تفصیلی وضع هوا. بندرعباس: 1382، ص 7.
  5. جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج 1، كوه‌ها و كوه‌نامه ایران، چ 2، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 481 و 587.
  6. سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی. جغرافیای استان هرمزگان. چ 4، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌های درسی ایران، 1382، ص24.
  7.   چكنگی، علیرضا. فرهنگنامه تطبیقی نام‌های قدیم و جدید مكان‌های جغرافیایی ایران و نواحی مجاور. چ 1، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1378، ص 178.
  8. حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 44.
  9. حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362،ص127.
  10. مستوفی، حمدالله. نزهه القلوب. به كوشش گای لسترنج، لیدن: بریل، 1333ق/1915م، ص 141.
  11. لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 341.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 319.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 342.
  14.   اسکندربیک منشی. عالم‌آرای عباسی. تهران: چاپ گلشن، 1350، ج2، ص980.
  15. بیات، عزیزالله. کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران. چ 1، تهران: امیرکبیر، 1367، ص 379-380.
  16. امیراحمدیان، بهرام. تقسیمات کشوری (مجموعه از ایران چه می‌دانم؟/47). تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص99.
  17. سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی. جغرافیای استان هرمزگان. چ 4، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌های درسی ایران، 1382، ص 70-72.
  18. مرکز آمار ایران. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های کشور. تهران: مرکز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور)، 1382، ص 231-232.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

غلامرضا زعیمی