پرش به محتوا

قشم

از ویکی ایران
جنگل حرا قشم، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی ازhttps://safarmarket.com/

قشم، نام شهرستان، شهر و بزرگ‌ترین جزیره خلیج ‌فارس، واقع در استان ساحلی هرمزگان.

شهرستان قشم، برابر با آخرین تغییرات تقسیمات کشوری، دارای 4 شهر، 3 بخش و 7 دهستان است[۱]. این شهرستان که از چهار جزیره تشکیل شده، از شمال با شهرستان بندرعباس، از غرب، جنوب غرب و جنوب با شهرستان‌های بندر لنگه و ابوموسی و کشور عمان و از شرق با شهرستان میناب همسایه است[۲].

شهر قشم، در شرقی‌ترین قسمت جزیره با مختصات جغرافیایی "45 '16 ْ56 طول شرقی و "30 '57 ْ26 عرض شمالی و ارتفاع 10 متر از سطح دریا با آب و هوایی خشک و بسیار گرم در 25 کیلومتری جنوب مرکز استان[۳](بندرعباس) و در فاصله 1308 کیلومتری از تهران، از طریق راه زمینی و دریایی، قرار دارد[۴]. در سال‌های اخیر با تأسیس مراکز رفاهی، آموزشی و تجاری، امکانات مناسبی برای توسعه منطقه فراهم آمده است. جمعیت قشم در سرشماری 1375ش تعداد 13556 تن بوده است که طبق برآوردها، این تعداد در 1384ش به 18449 تن رسیده است[۵].

جزیره قشم، جزیره‌ای است که مرکز شهرستان (قشم) و چند بخش و دهستان در آن قرار دارد. درازی جزیره قشم از شمال شرقی به جنوب غربی، 5/107 کم و عرض متوسط آن حدود 15 کم، دارای 1491 کم مساحت و بلند‌ترین نقطه آن 397 متر است. این جزیره پوشیده از تپه‌ماهور، دارای آب و هوایی گرم و خشک و زمین‌هایی غالباً غیر قابل کشت است که قسمت‌هایی از آن را نمکزار تشکیل می‌دهد[۳]. این جزیره با نام‌های بسیاری از جمله آبان، ابرکانان، کشم، بُرخت، کیش، باسعیدو، لافت، جَسَم، جاسمی، جزیره الطویله و...

خوانده می‌شد[۶][۷][۸] و به همراه جزیره‌های هنگام، هرمز و لارک، جزایر اربعه نیز نامیده می‌شدند[۹].حمدالله مستوفی از این جزیره با نام ابرکافان یاد می‌کند:

«جزیره‌ای است هشت فرسنگ در سه فرسنگ مردم آن‌جا بیشتر شریر و دزد باشند»[۱۰].

لسترنج به نقل از چند منبع تاریخی دیگر می‌نویسد:

«جزیره بزرگی که در قسمت تنگ خلیج ‌فارس واقع است و امروز کشم نامیده می‌شود و آن را جزیره طویله هم می‌گفتند ظاهراً باید همان جزیره‌ای باشد که در کتب مرجع ما  در قرون وسطی به اسامی مختلف: جزیره بنی (یا ابن) کوان، جزیره ابرکافان و جزیره ابرکمان ذکر شده است...»[۱۱].

این جزیره ایرانی در سده‌های اخیر بارها بین پرتغالی‌ها، انگلیسی‌ها، اعراب و ایرانی‌ها دست به دست می‌شده است[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. دفتر تقسیمات کشوری. جدول تقسیمات کشوری. تهران: 1383، وزارت کشور.
  2. سازمان نقشه‌برداری کشور. نقشه تقسیمات کشوری. تهران: 1383، سازمان نقشه‌برداری کشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، 1383.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ سازمان نقشه‌برداری کشور. نقشه تقسیمات کشوری. تهران: سازمان نقشه‌برداری کشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، 1383.
  4. سازمان حمل و نقل و پایانه‌های کشور (وزارت راه و ترابری). اطلس جاده‌های ایران (ویرایش دوم). تهران: 1380، همشهری، ص134.
  5. مرکز آمار ایران. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های کشور. تهران: 1383، مرکز آمار ایران، ص231-232.
  6. چکنگی، علیرضا. فرهنگنامه تطبیقی نام‌های قدیم و جدید مکان‌های جغرافیایی ایران و نواحی مجاور. چ1. مشهد: 1378، آستان قدس رضوی (بنیاد پژوهش‌های اسلامی)، ص188-189.
  7. استرابو. جغرافیای استرابو. سرزمین‌های زیر فرمان هخامنشیان. ترجمه همایون صنعتی‌زاده، تهران: 1382، بنیاد موقوفات محمود افشاریزدی، ص371.
  8. مسعودی، علی بن حسین. المسالک و الممالک. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1340، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص108.
  9. سدید‌السلطنه، محمّدعلی. بندرعباس و خلیج‌فارس. تصحیح احمد اقتداری، تهران: 1342، ابن‌سینا، ص2.
  10. مستوفی‌قزوینی، حمدالله. نزهه القلوب. به تصحیح و تحشیه دکتر محمّد دبیرسیاقی، چ1. قزوین: 1381، حدیث امروز، ص196.
  11. لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان، چ6، تهران: 1383، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص282.
  12. مجتهد‌زاده، پیروز. جغرافیای سیاسی تنگه هرمز. ترجمه محسن صغیرا، چ1، اصفهان: 1371، صغیر، ص16.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

غلامرضا زعیمی