برنج: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:5209940.jpg|بندانگشتی|نشاء کاری در مبارکه [[اصفهان]]، قابل بازیابی از [https://www.khabaronline.ir/news/1270777/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86 https://www.khabaronline.ir/news/1270777/6]]] | |||
زراعت برنج که یکی از مهمترین محصولات خوراکی و غذایی است، در اکثر نقاط پر آب جهان رواج دارد. زراعت برنج در ایران سابقه طولانی دارد و روشکشت و برداشت آن نیز مانند سایر محصولات کشاورزی تا حدود ۳۰ سال پیش به صورت سنتی انجام میگرفت. ولی در چند دهه اخیر با به کارگیری روشهای جدید و پیشرفته و بذر اصلاح شده میزان تولید آن در ایران به طور چشمگیری افزایش یافته به نحویکه از ۷۵۲,۶۶۱ تن در سال ۱۳۵۶ به ۲,۳۰۰,۹۰۱ تن در سال ۱۳۷۴ رسیده که رشدی حدود %۲۰۵ داشته است. | زراعت برنج که یکی از مهمترین محصولات خوراکی و غذایی است، در اکثر نقاط پر آب جهان رواج دارد. زراعت برنج در ایران سابقه طولانی دارد و روشکشت و برداشت آن نیز مانند سایر محصولات کشاورزی تا حدود ۳۰ سال پیش به صورت سنتی انجام میگرفت. ولی در چند دهه اخیر با به کارگیری روشهای جدید و پیشرفته و بذر اصلاح شده میزان تولید آن در ایران به طور چشمگیری افزایش یافته به نحویکه از ۷۵۲,۶۶۱ تن در سال ۱۳۵۶ به ۲,۳۰۰,۹۰۱ تن در سال ۱۳۷۴ رسیده که رشدی حدود %۲۰۵ داشته است. | ||
مهمترین مناطق کشور از نظر زراعت برنج، استانهای شمالی کشور (سواحل دریای خزر) یعنی گیلان و مازنداران هستند. سطح زیر کشت برنج در سال ۱۳۷۴ در این استانها به ترتیب ۱۹۵.۴۰۳ هکتار در گیلان و ۲۱۱,۰۵۷ هکتار در [ | مهمترین مناطق کشور از نظر زراعت برنج، استانهای شمالی کشور (سواحل [[دریاچه خزر|دریای خزر]]) یعنی [[استان گیلان|گیلان]] و [[استان مازندران|مازنداران]] هستند. سطح زیر کشت برنج در سال ۱۳۷۴ در این استانها به ترتیب ۱۹۵.۴۰۳ هکتار در [[استان گیلان|گیلان]] و ۲۱۱,۰۵۷ هکتار در [[استان مازندران|مازنداران]] بوده که حدود %۵/۳۴ و %۳/۳۷ از سطح کل زیر کشت برنج در کشور را به خود اختصاص دادهاند. میزان تولید برنج در این استانها نیز بیشترین مقدار تولید در کل کشور است به طوری که در سال ۱۳۷۴ استان مازندارن با ۹۹۵.۷۱۱ تن یعنی %۳/۴۴ تولید کل کشور در رتبه اول و پس از آن [[استان گیلان]] با تولید ۷۶۶,۶۵۵ تن برنج رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. | ||
همان طور که پیداست این دو استان روی هم حدوداً %۷۲ از کل برنج کشور را تولید میکنند. این در حالی است که میزان تولید برنج در کل کشور در سال ۱۳۵۶، تنها۷۵۲,۶۶۱ تن بوده است<ref>گزارش اقتصادی سال ۵۶ بانک مرکزی، تهران: بانک مرکزی ایران.</ref>. پس از استانهای [[استان گیلان|گیلان]] و [[استان مازندران|مازنداران]]، [[گرگان]] و گنبد در تولید برنج در رده بعدی قرار دارند که جمعاً در سال ۱۳۷۴ حدود ۲۶,۶۶۸ هکتار در این مناطق زیر کشت برنج رفته و تولیدشان در سال مذکور ۸۳,۱۹۳ تن بوده است. پس از استانهای شمالی کشور، از دیگر مراکز عمدهی تولید برنج میتوان از [[استان خوزستان|استانهای خوزستان]] و [[استان فارس|فارس]] در جنوب کشور نام برد. سطح زیر کشت برنج در هر کدام از این استانها در سال زراعی ۱۳۷۴ به ترتیب ۴۹,۵۴۴ و ۴۸,۲۹۷ هکتار و میزان تولید آنها نیز به ترتیب ۱۳۲,۹۱۴ و ۱۹۷,۴۴۵ تن بوده است. علیرغم افزایش تولید برنج در سالهای اخیر - به دلیل افزایش تقاضای داخلی - واردات این محصول ناگزیر بوده است. میزان واردات انواع برنج در سال ۱۳۵۶ بالغ بر ۲۵۹,۹۸۴ تن و ارزش آن ۳,۹۲۰,۲۸۰ ریال بوده است. | |||
در فعالیتهای کشاورزی | در فعالیتهای [[کشاورزی در ایران|کشاورزی ایران]]، زنان روستایی نقش بسزایی دارند و این امر در کشور، پیشینه طولانی دارد. در این میان سهم زنان روستاهای شمال کشور بویژه [[استان گیلان|گیلان]] و [[استان مازندران|مازنداران]] و نیز زنان کُرد و لَر چشمگیرتر است. زنانگیلانیگاه ساعنها پا به پای مردان و شاید بیش از آنها در شالیزارهای پُر از آب مشغول به کار میشوند و در عین حال وظیفه سنگین خانهداری و پرورش فرزندان را نیز به دوش میکشند. اصولاً یکی از عوامل مؤثر فعالیت زنان در امور تولیدی بویژه [[کشاورزی در ایران|کشاورزی]]، ایستادگی سرسختانه مردم این سرزمین در برابر بیگانگان و اشغالگران در طول تاریخ بوده است. زیرا در این مواقع مردان مجبور به جنگ بودند و زنان نقش تولیدی را به عهده میگرفتند تا هم آذوقه خود و هم مواد مورد نیاز رزمندگان را فراهم کنند. در سالهای اخیر (در جریان [[جنگ ایران و عراق|جنگ تحمیلی عراق]]) نیز این نقش مهم به خوبی مشاهده میشد. از طرفی نوع بهرهبرداری و دشواری و تراکم کار در تولید برنج، شرکت فعال زنان را در مراحل مختلف زراعت طلب میکند. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[کشاورزی در ایران]] | |||
* [[محصولات عمده غذایی زراعتی]] | |||
* [[گندم]] | |||
* [[جو]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
مریدی، سیاوش (1380). کتاب ایران: اقتصاد. تهران: [https://alhoda.ir موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی]. | |||
== نویسنده مقاله == | |||
سیاوش مریدی | |||
[[رده:اقتصاد و نظام اقتصادی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۲۶

]
زراعت برنج که یکی از مهمترین محصولات خوراکی و غذایی است، در اکثر نقاط پر آب جهان رواج دارد. زراعت برنج در ایران سابقه طولانی دارد و روشکشت و برداشت آن نیز مانند سایر محصولات کشاورزی تا حدود ۳۰ سال پیش به صورت سنتی انجام میگرفت. ولی در چند دهه اخیر با به کارگیری روشهای جدید و پیشرفته و بذر اصلاح شده میزان تولید آن در ایران به طور چشمگیری افزایش یافته به نحویکه از ۷۵۲,۶۶۱ تن در سال ۱۳۵۶ به ۲,۳۰۰,۹۰۱ تن در سال ۱۳۷۴ رسیده که رشدی حدود %۲۰۵ داشته است.
مهمترین مناطق کشور از نظر زراعت برنج، استانهای شمالی کشور (سواحل دریای خزر) یعنی گیلان و مازنداران هستند. سطح زیر کشت برنج در سال ۱۳۷۴ در این استانها به ترتیب ۱۹۵.۴۰۳ هکتار در گیلان و ۲۱۱,۰۵۷ هکتار در مازنداران بوده که حدود %۵/۳۴ و %۳/۳۷ از سطح کل زیر کشت برنج در کشور را به خود اختصاص دادهاند. میزان تولید برنج در این استانها نیز بیشترین مقدار تولید در کل کشور است به طوری که در سال ۱۳۷۴ استان مازندارن با ۹۹۵.۷۱۱ تن یعنی %۳/۴۴ تولید کل کشور در رتبه اول و پس از آن استان گیلان با تولید ۷۶۶,۶۵۵ تن برنج رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.
همان طور که پیداست این دو استان روی هم حدوداً %۷۲ از کل برنج کشور را تولید میکنند. این در حالی است که میزان تولید برنج در کل کشور در سال ۱۳۵۶، تنها۷۵۲,۶۶۱ تن بوده است[۱]. پس از استانهای گیلان و مازنداران، گرگان و گنبد در تولید برنج در رده بعدی قرار دارند که جمعاً در سال ۱۳۷۴ حدود ۲۶,۶۶۸ هکتار در این مناطق زیر کشت برنج رفته و تولیدشان در سال مذکور ۸۳,۱۹۳ تن بوده است. پس از استانهای شمالی کشور، از دیگر مراکز عمدهی تولید برنج میتوان از استانهای خوزستان و فارس در جنوب کشور نام برد. سطح زیر کشت برنج در هر کدام از این استانها در سال زراعی ۱۳۷۴ به ترتیب ۴۹,۵۴۴ و ۴۸,۲۹۷ هکتار و میزان تولید آنها نیز به ترتیب ۱۳۲,۹۱۴ و ۱۹۷,۴۴۵ تن بوده است. علیرغم افزایش تولید برنج در سالهای اخیر - به دلیل افزایش تقاضای داخلی - واردات این محصول ناگزیر بوده است. میزان واردات انواع برنج در سال ۱۳۵۶ بالغ بر ۲۵۹,۹۸۴ تن و ارزش آن ۳,۹۲۰,۲۸۰ ریال بوده است.
در فعالیتهای کشاورزی ایران، زنان روستایی نقش بسزایی دارند و این امر در کشور، پیشینه طولانی دارد. در این میان سهم زنان روستاهای شمال کشور بویژه گیلان و مازنداران و نیز زنان کُرد و لَر چشمگیرتر است. زنانگیلانیگاه ساعنها پا به پای مردان و شاید بیش از آنها در شالیزارهای پُر از آب مشغول به کار میشوند و در عین حال وظیفه سنگین خانهداری و پرورش فرزندان را نیز به دوش میکشند. اصولاً یکی از عوامل مؤثر فعالیت زنان در امور تولیدی بویژه کشاورزی، ایستادگی سرسختانه مردم این سرزمین در برابر بیگانگان و اشغالگران در طول تاریخ بوده است. زیرا در این مواقع مردان مجبور به جنگ بودند و زنان نقش تولیدی را به عهده میگرفتند تا هم آذوقه خود و هم مواد مورد نیاز رزمندگان را فراهم کنند. در سالهای اخیر (در جریان جنگ تحمیلی عراق) نیز این نقش مهم به خوبی مشاهده میشد. از طرفی نوع بهرهبرداری و دشواری و تراکم کار در تولید برنج، شرکت فعال زنان را در مراحل مختلف زراعت طلب میکند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ گزارش اقتصادی سال ۵۶ بانک مرکزی، تهران: بانک مرکزی ایران.
منبع اصلی
مریدی، سیاوش (1380). کتاب ایران: اقتصاد. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
سیاوش مریدی