پرش به محتوا

اخترشناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳۵: خط ۳۵:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
یونس كرامتی
یونس كرامتی
[[رده:علوم و فنون]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۹

اخترشناسی برگرفته از سایت استارکالج قابل بازیابی از https://www.starcollege.ir/blog/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/

اخترشناسی، بی‌تردید ایرانیان نیز همچون دیگر ملل باستانی به پدیده‌های نجومی توجه داشته‌اند. این توجه به‌ویژه در میان اقوام آریایی که دارای زندگی شَبانی و اقتصادشان در آغاز متکی بر دامپروری بود، نمود بیشتری می‌یافت. در آئین‌های مهرپرستیزردشتی* ( و زروانی) که از دیرباز در ایران باستان رواج داشت و به‌ویژه در آیین مانی*، خورشید، ماه، ستارگان ثابت (اختران) و ستارگان رونده (اباختران = سیارات) از اهمیت بسیار برخوردار بودند. ایرانیان بی‌تردید از دیرباز از مرحله «داشتن آگاهی‌های نجومی» فراتر رفته و به «دانش اخترشناسی» دست یافته بودند. ابن ندیم[۱] نخستین کتاب شناس دوره اسلامی، و حمزه اصفهانی*[۲]، از تاریخ نگاران مشهور، به نقل از کتاب اختلاف الزیجات ابومعشر بلخی* (که امروزه نشانی از آن در دست نیست) داستانی آورده‌اند که به رغم آمیختگی با افسانه، می‌تواند نشانه توجه ایرانیان باستان به اخترشناسی باشد. قاضی صاعد اندلسی در کتاب التعریف بطبقات الأمم درباره ایرانیان باستان آورده است: «آنان در روزگاران کهن به رصد ستارگان پرداخته‌اند و درباره حرکات آنها (یعنی درباره نظام کهکشان) نظرات مختلفی دارند. یکی از این دیدگاه‌ها، روشی است که ابومعشر بلخی در زیج کبیر خود پیش گرفته و گفته است که این شیوه، همان روش دانشمندان باستانی ایران و بسیاری از نواحی دیگر است»[۳][۴]. اخترشناسی ایران باستان بیشتر از نجوم هندی و نیز دانسته‌های بابلیان تأثیر گرفته بود. در میانه سده 3م نیز برخی آثار نجومی یونانی به پهلوی ترجمه شد که البته تأثیری اندک برجای گذاشت[۵]. بر اساس اشارات صریح بیرونی*[۶] و آنچه علی بن سلیمان[۷] از ماشاءالله یهودی نقل کرده، از نگارش دست کم 2 زیج به این نام، یکی در زمان انوشیروان در 556 میلادی و دیگری در زمان یزدگرد سوم آگاهی داریم. به گفته ماشاءالله، وقتی خسرو انوشیروان به اختلافی که میان زیج هندی اَرْکَنْد و مَجَسْطی بطلمیوس بود توجه کرد صاحب نظران در محاسبه، استخراج احکام نجومی، و رصد را گرد آورد. آنان این دو کتاب را بررسی کردند و ارکند را از لحاظ رصدی و بینش، و استخراج احکام نجومی بسیار دقیق‌تر یافتند. پس زیجی ترتیب دادند و نامش را «زیج شاه» نهادند و همین کار در ایام یزدگرد سوم نیز تکرار شد. پس دست کم یکی از زیج‌های ایرانی (که همگی با نام زیج شاه شناخته می‌شدند) مدت‌ها پیش از روزگار انوشیروان وجود داشته است و چون ابن یونس (ستاره شناس مصری) از رصدِ اوج آفتاب در حدود 450 میلادی توسط ایرانیان خبر داده شاید بتوان گفت که روایت یاد شده این زیج در همین سال‌ها تهیه شده است[۸][۹][۱۰]. تقی‌زاده نیز با استناد به برخی قرائن احتمال داده است که شاید کهن ترین زیج شاه مربوط به روزگار اردشیر و شاپور اول ساسانی، یعنی حدود 250میلادی باشد[۱۱].

اخترشناسی دوره اسلامی در واقع ترکیبی از سه سنت نجومی ایرانی، هندی، و یونانی بود. همه اخترشناسان سده‌های نخست دوره اسلامی چون نوبخت، فزاری، ماشاءالله یهودی و دیگران ایرانی یا دست کم به شدت تحت تأثیر نجوم ایرانی بودند. اینان نخست مسلمانان را با سنت نجومی ایرانی و سپس با آثار کلاسیک اخترشناسی هندی آشنا کردند. آثار نجوم یونانی نیز نخستین بار به همت مترجمان ایرانی و با حمایت خاندان برمکیان به عربی ترجمه شد[۱۲]. افزون بر این بیشتر فعالیت‌های نجومی مهم مسلمانان، از جمله اغلب رصدهای مستقل و به‌ویژه دو شاهکار رصدی از میان 3 رصد مهم مسلمانان، اختراع برخی ابزارهای نجومی و جز آن به همت ایرانیان انجام گرفت. مثلا احمد نهاوندی* نخستین کسی است که در دوره اسلامی به رصد پرداخت[۱۳]. یحیی بن ابی منصور* و پس از وی خالد بن عبدالملک مرورودی سرپرست رصدهای مشهور روزگار مأمون بودند[۱۴]. فرغانی* نخستین کتاب جامع دوره اسلامی درباره نجوم را نوشت که از طریق ترجمه لاتینی بر اروپا تأثیری بسزا گذاشت[۱۵]. بنوموسی* از ترجمه آثار علمی، به‌ویژه آثار ریاضی و نجومی حمایت کرد و خود رصدهای پرشماری در بغداد داشت[۱۶]. نیریزی بهترین رساله دوره اسلامی درباره اسطرلاب کروی را نوشت[۱۷]. رصدهای عبدالرحمان صوفی* نخستین شاهکار رصدی دوره اسلامی و دقت نتایج وی دست کم تا میانه سده 19م در جهان بی‌نظیر بود[۱۸]. بوزجانی* تحقیقات مفصلی در مثلثات داشت که مهم‌ترین ابزار ریاضی اخترشناسان به شمار می‌آید[۱۹]. خجندی* دقیق‌ترین و بزرگ‌ترین دستگاه رصدی دوره اسلامی را ساخت که سدس فخری نام گرفت[۲۰]. ابوسعید سجزی نخستین کسی بود که عملا عقیده به حرکت وضعی کره زمین را به کار بست و اسطرلاب با زورقی را با فرض سکون کره سَماوی و حرکت «ستارگان هفتگانه»(در نجوم قدیم یعنی: ماه، خورشید و 5 سیاره دیگر) و حرکت وضعی زمین ساخت[۲۱]. ابن سینا* ابزار رصدی موسوم به ذالت الشعبتین را با تغییراتی به یک دستگاه رصدی بسیار دقیق تبدیل کرد. تفاوت میان دقت این دو ابزار چندان بود که می‌توان دستگاه رصدی ابن سینا را دستگاهی جدید تلقی کرد. آیْلْهارْد ویدِمانْ در 1925 میلادی خلاصه‌ای از این اثر را به زبان آلمانی منتشر ساخت و دو سال بعد با همکاری ت.و. یونْبُل همه آن را به آلمانی ترجمه و به همراه تجزیه و تحلیل علمی منشتر ساخت[۲۲][۲۳]. ابوریحان بیرونی* نخستین کتاب مستقل مثلثات کروی را نوشت و آنرا مقالید علم الهیئه (=کلید‌های کیهان‌شناسی) نامید و افزون بر این درباره نجوم هندی به تحقیق پرداخت[۲۴]. عمر خیام در حدود 467 قمری سرپرستی منجمانی را به عهده گرفت که به فرمان ملک‌شاه سلجوقی مأمور تصحیح تقویم ایران بودند. نتیجه کار این منجمان در زیج ملک‌شاهی گرد آمده است[۲۵]. عبدالرحمان خازنی حاصل پژوهش‌های 35 ساله خود را در زیج سنجری گرد آورد. وی یکی از 22 اخترشناسی بود که به طور مستقل به رصد پرداخت. ادوارد استوارت کندی دقت رصدهای او را ستوده است[۲۶]. نصیر الدین طوسی* رصدخانه مراغه را تأسیس کرد. او و قطب الدین شیرازی از آثاری در انتقاد از هیأت بطملوسی و پیشنهاد سیستم سیاره‌ای جدید نوشتند. کوشش‌های این دو، در کنار کوشش‌های دانشمندان اندلسی (بخش مسلمان‌نشین اسپانیای آن روزگار) در نهایت منجر به ارائه نظریه «خورشیدْ مرکزی» کوپرنیک شد[۲۷]. الغ بیگ فرمانروای ماوراء النهر و پسر شاهرخ تیموری، خود ستاره‌شناسی برجسته بود. زیج وی را آخرین شاهکار رصدی مسلمانان دانسته‌اند. اما زحمات دانشمندان دیگری چون غیاث الدین جمشید کاشانی و قاضی زاده رومی را نباید از نظر دور داشت. به‌ویژه آنکه عبدالعلی بیرجندی در شرح زیج الغ بیگ طراحی رصدخانه سمرقند را حاصل زحمات کاشانی دانسته است[۲۸][۲۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ابن ندیم، الفهرست، چاپ فلوگل، لایپزیگ، 1872م؛ ص 240-241
  2. حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء، بیروت، ص 151-153
  3. قاضی صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الأمم، به کوشش غلامرضا جمشید نژاد اول، تهران، 1376ش، ص 160؛
  4. ابن عبری، تاریخ مختصر الدول، به کوشش آنطون صالحانی، بیروت، 1890م؛ 158-159
  5. کرامتی، کارنامه ایرانیان، صص 16-17؛
  6. بیرونی، القانون المسعودی، 1473-1474.
  7. علی بن سلیمان هاشمی، علل الزیجات، (نسخه خطی) برگ 95
  8. Kennedy, E. S. & B. L. Van Der Waerden, “The world-Year of the Persians”, JAOS, Vol. LXXXIII, 1963;
  9. Kennedy, E. S., “A Survey of Islamic Astronomical Tables”, Transaction of the American Philosophical Society, New Series, Vol. XLVI(2), 1956, p 173;
  10. Pingree, D., “The Persian Observation of the Solar Apogee in CA. A.D. 450” ,JNES, Vol. XXIV, 1965, pp 334-336
  11. تقی زاده، گاهشماری در ایران قدیم، ص 79، 267-269
  12. کرامتی، کارنامه ایرانیان، صص 25، 28-29، 37-40.
  13. 13. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 49.
  14. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 50-51.
  15. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 59-60.
  16. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 66.
  17. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 71.
  18. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 74-77.
  19. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 79-82.
  20. 15. کرامتی، کارنامه ایرانیان، ص 85-86.
  21. کرامتی، یونس، «ملاحظاتی در باب آراء نجومی ابو سعید سجزی و شرف‌الدین مسعودی»، نامه فرهنگستان، تهران، 1376ش، ج 9، صص 124-130
  22. جعفری نائینی، علی رضا، «ابن سینا»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4، صص 33-35
  23. کرامتی، کارنامه ایرانیان، 104-107.
  24. کرامتی، کارنامه ایرانیان، 109-111.
  25. کرامتی، کارنامه ایرانیان، 121.
  26. Kennedy, E. S., “A Survey ...”, 159-161
  27. کرامتی، کارنامه ایرانیان، 129-133.
  28. کرامتی، کارنامه ایرانیان،139-140.
  29. بیرجندی، شرح زیج الغ بیگ، نسخه عکسی موجود در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

یونس كرامتی