میرزا نصرالله آقاخان نوری: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
آقا خان نوری، ميرزا نصرالله ملقب به اعتماد الدوله (1222-1281ق / 1857-1865 م)، سياستمدار [[قاجاریه|دوره قاجار]] و صدراعظم [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] <ref> | [[پرونده:Nqz5u.jpg|بندانگشتی|میرزاآقا خان نوری، قابل بازیابی از https://vista.ir/m/a/nqz5u]] | ||
آقا خان نوری، ميرزا نصرالله ملقب به اعتماد الدوله (1222-1281ق / 1857-1865 م)، سياستمدار [[قاجاریه|دوره قاجار]] و صدراعظم [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] <ref>بامداد، مهدی، '''''تاریخ رجال ایران'''''، تهران، زوار،134،ج4، ص 364.</ref>. | |||
پدر آقاخان، اسدالله خان از مردم نور و از خدمتگذاران [[آقا محمدخان قاجار|آقامحمدخان]] <sup>*</sup>درلشکرکشی به مازندران بود که به مقام«لشکرنویسی» تحت عنوان «وزارت لشکر» رسیده <ref>اعتماد | پدر آقاخان، اسدالله خان از مردم نور و از خدمتگذاران [[آقا محمدخان قاجار|آقامحمدخان]] <sup>*</sup>درلشکرکشی به مازندران بود که به مقام«لشکرنویسی» تحت عنوان «وزارت لشکر» رسیده <ref>اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، '''''صدرالتواریخ'''''، به اهتمام محمد مشیری، تهران، وحید، 1349، ص234.</ref> درسال 1242 ق پس از فوت پدر، آقاخان که مقدمات دیوانی را دردستگاه اللهیارخان آصف الدوله آموخته بود ،در دربار [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی شاه]] جانشین پدر شد و در [[آقا محمدخان قاجار|دوره محمدشاه]] * نیز برخدمات نظامی خود مانند توپ ریزی در نبرد هرات ادامه داد<ref>هدایت، رضاقلی خان، '''''روضهالصفا(ملحقات)'''''، تهران، خیام، 1339، ج10،ص501-504.</ref>، اما با حاج میرزا آقاسی صدر اعظم سازش نداشت و در بازی های سیاسی جانب مهد علیا مادر [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] و سفارت انگلیس را داشت تا آنجا که به دلیل رفت و آمد به سفارت خانه بیگانه به دستور آقاسی او را چوب زدند و با دریافت جریمه به [[کاشان]] تبعید کردند<ref>خان ملک ساسانی، احمد، '''''سیاستگران دوره قاجار'''''، تهران، هدایت و بابک، 1338،ص13.</ref> . | ||
میرزآقاخان که پس از درگذشت محمدشاه در سودای صدرات ناصرالدین شاه بود در برابر [[میرزا تقی خان امیرکبیر|امیر کبیر]] | میرزآقاخان که پس از درگذشت محمدشاه در سودای صدرات ناصرالدین شاه بود در برابر [[میرزا تقی خان امیرکبیر|امیر کبیر]] ناکام مانده حمایت های مهدعلیا و سفارت انگلیس (مبنی بر اینکه تابعیت انگلیسی دارد) از تبعید دوباره او به کاشان جلوگیری کرد و [[میرزا تقی خان امیرکبیر|امیر کبیر]] نیز با یک اشتباه، او را به عنوان وزیر لشرک وقت اعتماد الدوله به معاونت خود برگزید <ref>آدمیت، فریدون، '''''امیرکبیر و ایران'''''، تهران، خوارزمی، 1362، ص195-196.</ref> در زمانی که دسیسه های درباریانی که از حمایت های بیگانگان برخوردار بودند، علیه امیر کبیر شدت گرفت و او را تبعید کردند، میرزا آقاخان به خواسته های خود، قتل [[میرزا تقی خان امیرکبیر|امیر کبیر]] و برآمدن خود به مقام صدارت رسید<ref>حکمی، حسین، '''''امیرکبیر'''''، تهران، بنگاه ترجمه ونشرکتاب، 1390.</ref> . او در طی <ref name=":0">نیری، حمید، '''''زندگی نامه مستوفی الممالک'''''، تهران، وحید، 1369، ص 97.</ref> سال صدارت (1268-1275ق) مشاغل سیاسی و حکومتی را میان خویشان و نزدیکان خود تقسیم کرد برخی شخصیت ها مانند میرزا یوسف مستوفی الممالک و سردار کل عزیزخان را از مرکز دور کرد<ref name=":0" />. | ||
خیانت های میرزا آقاخان نوری در منصب صدارت که در راستای اهداف انگلیسی ها بود سرانجام به جدایی بخش شرقی ایران، یعنی افغانستان و از دست رفتن شهر مهم و تاریخی هرات در طی یورش نیروهای بیگانه به پهنه های آبی جنوب (خارک و [[بوشهر]]) و استقلال بدون قید و شرط افغانستان شد و به دنبال تحریکات دست نشاندگان دولت ایران در مسقط <ref> | خیانت های میرزا آقاخان نوری در منصب صدارت که در راستای اهداف انگلیسی ها بود سرانجام به جدایی بخش شرقی ایران، یعنی افغانستان و از دست رفتن شهر مهم و تاریخی هرات در طی یورش نیروهای بیگانه به پهنه های آبی جنوب (خارک و [[بوشهر]]) و استقلال بدون قید و شرط افغانستان شد و به دنبال تحریکات دست نشاندگان دولت ایران در مسقط <ref>مستوفی، عبدالله، '''''شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری قاجاریه'''''، تهران، زوار،1343، ج1، ص83.</ref> زمینه «عهدنامه پاریس» در 8 رجب 1273ق /4مارس 1857م برای جدایی افعانستان، فراهم آمد. | ||
این عهد نامه به امضاي سفیر انگلستان در فرانسه، چارلز کولی و فرخ خان امین الملک غفاری از وابستگان میرزا آقاخان به عنوان «سفیر کبیر دولت علیه ایران» و میانجی گری ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه، رسید <ref>امین الدوله غفاری، فرخ خان بن | این عهد نامه به امضاي سفیر انگلستان در فرانسه، چارلز کولی و فرخ خان امین الملک غفاری از وابستگان میرزا آقاخان به عنوان «سفیر کبیر دولت علیه ایران» و میانجی گری ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه، رسید <ref>امین الدوله غفاری، فرخ خان بن مهدی، '''''سفرنامه فرخ خان امین الدوله (مخزن الوقایع )،''''' نوشته حسین بن عبدالله سرابی، به کوشش کریم اصفهانیان، قدرت الله روشنی، تهران، اساطیر، 1361، ص 151و154.</ref>. اگر چه آقاخان نوری در 20 محرم 1275 ق به دستور [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]]، به دلیل چنین خطاهای جبران ناپذیری از مقام صدارت عظمی برکنار شد و به دنبال او بستگانش نیز برکنار شدند اما، دوران صدارت وی گذشته از جدایی افغانتان از ایران، دوره ای از رکود سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بود که برخلاف اصلاحات زمان [[میرزا تقی خان امیرکبیر|امیر کبیر]]، در این زمان احوال عمومی حیف و میل شد و افراد نالایق مناصب مهم کشوری و لشکری را به دست گرفتند. | ||
میرزا آقاخان نوری پس از برکناری به کرج، [[یزد]]، [[اصفهان]]، [[کاشان]] و [[قم]] تبعید شد و پس از وفات در [[قم]] (12شوال 1281ق) جنازه او را با اجازه شاه قاجار به کربلا بردند و در جایی که بعدها در اثر توسعه خیابان تخریب شده دفن کردند<ref> | میرزا آقاخان نوری پس از برکناری به کرج، [[یزد]]، [[اصفهان]]، [[کاشان]] و [[قم]] تبعید شد و پس از وفات در [[قم]] (12شوال 1281ق) جنازه او را با اجازه شاه قاجار به کربلا بردند و در جایی که بعدها در اثر توسعه خیابان تخریب شده دفن کردند<ref>«آقاخان نوری» در '''''دائرةالمعارف بزرگ اسلامی'''''، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1374، ج1،ص 467.</ref> . | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
نسخهٔ ۲۲ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۰۷

آقا خان نوری، ميرزا نصرالله ملقب به اعتماد الدوله (1222-1281ق / 1857-1865 م)، سياستمدار دوره قاجار و صدراعظم ناصرالدین شاه [۱].
پدر آقاخان، اسدالله خان از مردم نور و از خدمتگذاران آقامحمدخان *درلشکرکشی به مازندران بود که به مقام«لشکرنویسی» تحت عنوان «وزارت لشکر» رسیده [۲] درسال 1242 ق پس از فوت پدر، آقاخان که مقدمات دیوانی را دردستگاه اللهیارخان آصف الدوله آموخته بود ،در دربار فتحعلی شاه جانشین پدر شد و در دوره محمدشاه * نیز برخدمات نظامی خود مانند توپ ریزی در نبرد هرات ادامه داد[۳]، اما با حاج میرزا آقاسی صدر اعظم سازش نداشت و در بازی های سیاسی جانب مهد علیا مادر ناصرالدین شاه و سفارت انگلیس را داشت تا آنجا که به دلیل رفت و آمد به سفارت خانه بیگانه به دستور آقاسی او را چوب زدند و با دریافت جریمه به کاشان تبعید کردند[۴] .
میرزآقاخان که پس از درگذشت محمدشاه در سودای صدرات ناصرالدین شاه بود در برابر امیر کبیر ناکام مانده حمایت های مهدعلیا و سفارت انگلیس (مبنی بر اینکه تابعیت انگلیسی دارد) از تبعید دوباره او به کاشان جلوگیری کرد و امیر کبیر نیز با یک اشتباه، او را به عنوان وزیر لشرک وقت اعتماد الدوله به معاونت خود برگزید [۵] در زمانی که دسیسه های درباریانی که از حمایت های بیگانگان برخوردار بودند، علیه امیر کبیر شدت گرفت و او را تبعید کردند، میرزا آقاخان به خواسته های خود، قتل امیر کبیر و برآمدن خود به مقام صدارت رسید[۶] . او در طی [۷] سال صدارت (1268-1275ق) مشاغل سیاسی و حکومتی را میان خویشان و نزدیکان خود تقسیم کرد برخی شخصیت ها مانند میرزا یوسف مستوفی الممالک و سردار کل عزیزخان را از مرکز دور کرد[۷].
خیانت های میرزا آقاخان نوری در منصب صدارت که در راستای اهداف انگلیسی ها بود سرانجام به جدایی بخش شرقی ایران، یعنی افغانستان و از دست رفتن شهر مهم و تاریخی هرات در طی یورش نیروهای بیگانه به پهنه های آبی جنوب (خارک و بوشهر) و استقلال بدون قید و شرط افغانستان شد و به دنبال تحریکات دست نشاندگان دولت ایران در مسقط [۸] زمینه «عهدنامه پاریس» در 8 رجب 1273ق /4مارس 1857م برای جدایی افعانستان، فراهم آمد.
این عهد نامه به امضاي سفیر انگلستان در فرانسه، چارلز کولی و فرخ خان امین الملک غفاری از وابستگان میرزا آقاخان به عنوان «سفیر کبیر دولت علیه ایران» و میانجی گری ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه، رسید [۹]. اگر چه آقاخان نوری در 20 محرم 1275 ق به دستور ناصرالدین شاه، به دلیل چنین خطاهای جبران ناپذیری از مقام صدارت عظمی برکنار شد و به دنبال او بستگانش نیز برکنار شدند اما، دوران صدارت وی گذشته از جدایی افغانتان از ایران، دوره ای از رکود سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بود که برخلاف اصلاحات زمان امیر کبیر، در این زمان احوال عمومی حیف و میل شد و افراد نالایق مناصب مهم کشوری و لشکری را به دست گرفتند.
میرزا آقاخان نوری پس از برکناری به کرج، یزد، اصفهان، کاشان و قم تبعید شد و پس از وفات در قم (12شوال 1281ق) جنازه او را با اجازه شاه قاجار به کربلا بردند و در جایی که بعدها در اثر توسعه خیابان تخریب شده دفن کردند[۱۰] .
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ بامداد، مهدی، تاریخ رجال ایران، تهران، زوار،134،ج4، ص 364.
- ↑ اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، صدرالتواریخ، به اهتمام محمد مشیری، تهران، وحید، 1349، ص234.
- ↑ هدایت، رضاقلی خان، روضهالصفا(ملحقات)، تهران، خیام، 1339، ج10،ص501-504.
- ↑ خان ملک ساسانی، احمد، سیاستگران دوره قاجار، تهران، هدایت و بابک، 1338،ص13.
- ↑ آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، 1362، ص195-196.
- ↑ حکمی، حسین، امیرکبیر، تهران، بنگاه ترجمه ونشرکتاب، 1390.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ نیری، حمید، زندگی نامه مستوفی الممالک، تهران، وحید، 1369، ص 97.
- ↑ مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری قاجاریه، تهران، زوار،1343، ج1، ص83.
- ↑ امین الدوله غفاری، فرخ خان بن مهدی، سفرنامه فرخ خان امین الدوله (مخزن الوقایع )، نوشته حسین بن عبدالله سرابی، به کوشش کریم اصفهانیان، قدرت الله روشنی، تهران، اساطیر، 1361، ص 151و154.
- ↑ «آقاخان نوری» در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1374، ج1،ص 467.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
حسن باستانیراد