پرش به محتوا

استان فارس: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۹: خط ۲۹:
در احسن التقاسیم نیز درباره سرزمین فارس آمده است که: «خاک این سرزمین کان است، کوهستانش جنگل، ...»<ref>'''''حدودالعالم من المشرق الی المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 136 – 130.</ref> و دیگر این که: «فارس سرزمین گرانمایه، پر خیر و مرکز بازرگانی است...»<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم'''''. ترجمه دكتر علینقی منزوی، چ2. تهران: كومش، 1385، ص 629.</ref>.
در احسن التقاسیم نیز درباره سرزمین فارس آمده است که: «خاک این سرزمین کان است، کوهستانش جنگل، ...»<ref>'''''حدودالعالم من المشرق الی المغرب'''''. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 136 – 130.</ref> و دیگر این که: «فارس سرزمین گرانمایه، پر خیر و مرکز بازرگانی است...»<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم'''''. ترجمه دكتر علینقی منزوی، چ2. تهران: كومش، 1385، ص 629.</ref>.


در گذشته‌های دور ایالت فارس موطن پادشاهان هخامنشی و مرکز دولتی بوده است که به تدریج فرمانروایی خود را بر سر تا سر ایران گسترش داد و با اقتدار، مظهر شکوه و عظمت تمدن و فرهنگ ایران شد. یونانیان نیز نام پرسیس (Persis) یعنی پارس را به تمام ایران اطلاق می‌کردند<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم.''''' ترجمه دكتر علینقی منزوی، چ2. تهران: كومش، 1385، ص 630.</ref> و واژه‌های پریشا (Persia)، پرس (Perse)، پرزیین (Persian) و دیگر نام‌های شبیه آن در زبان‌های مختلف اروپایی، برگرفته از همان نام پارس است که امروز نیز کم و بیش رواج دارد.
در گذشته‌های دور ایالت فارس موطن پادشاهان هخامنشی و مرکز دولتی بوده است که به تدریج فرمانروایی خود را بر سر تا سر ایران گسترش داد و با اقتدار، مظهر شکوه و عظمت تمدن و فرهنگ [[ایران]] شد. یونانیان نیز نام پرسیس (Persis) یعنی پارس را به تمام ایران اطلاق می‌کردند<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم.''''' ترجمه دكتر علینقی منزوی، چ2. تهران: كومش، 1385، ص 630.</ref> و واژه‌های پریشا (Persia)، پرس (Perse)، پرزیین (Persian) و دیگر نام‌های شبیه آن در زبان‌های مختلف اروپایی، برگرفته از همان نام پارس است که امروز نیز کم و بیش رواج دارد.


در دوره قاجار، استان فارس با عنوان «حکمرانی فارس» (شامل فارس و بنادر و جزایر و کهگیلویه و بختیاری و خوزستان)، یا با عنوان «ایالت فارس و لارستان» و یا با نام «فارس و بنادر» خوانده می‌شد<ref>لسترنج، گای. '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص267.</ref> تا این که در 1316ش نواحی یزد، فارس، کرمان و هرمزگان، در تقسیمات کشوری، «استان جنوب» نام گرفتند و اندکی بعد در تقسیمات دیگر، استان فارس همراه با بوشهر و قسمتی از خوزستان، «استان هفتم» نامیده شد، اما مجدداً در 1339ش، نام استان‌های شماره گذاری شده از جمله استان هفتم، نام‌های تاریخی خود را باز یافتند<ref>امیراحمدیان، بهرام. '''''تقسیمات كشوری.''''' چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص80، 81، 82.</ref>.
در دوره قاجار، استان فارس با عنوان «حکمرانی فارس» (شامل فارس و بنادر و جزایر و کهگیلویه و بختیاری و خوزستان)، یا با عنوان «ایالت فارس و لارستان» و یا با نام «فارس و بنادر» خوانده می‌شد<ref>لسترنج، گای. '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص267.</ref> تا این که در 1316ش نواحی یزد، فارس، کرمان و هرمزگان، در تقسیمات کشوری، «استان جنوب» نام گرفتند و اندکی بعد در تقسیمات دیگر، استان فارس همراه با بوشهر و قسمتی از خوزستان، «استان هفتم» نامیده شد، اما مجدداً در 1339ش، نام استان‌های شماره گذاری شده از جمله استان هفتم، نام‌های تاریخی خود را باز یافتند<ref>امیراحمدیان، بهرام. '''''تقسیمات كشوری.''''' چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص80، 81، 82.</ref>.


با انتزاع قسمت‌هایی از استان فارس و تأسیس استان‌های جدید بوشهر، هرمزگان، کهگیلویه و بویراحمد و یزد، در نهایت استان فارس در محدوده کوچک شده کنونی آن باقی ماند<ref>امیراحمدیان، بهرام. '''''تقسیمات كشوری.''''' چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص 85، 90 و 98.</ref>.
با انتزاع قسمت‌هایی از استان فارس و تأسیس استان‌های جدید [[بوشهر]]، [[استان هرمزگان|هرمزگان]]، [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه و بویراحمد]] و [[استان یزد|یزد]]، در نهایت استان فارس در محدوده کوچک شده کنونی آن باقی ماند<ref>امیراحمدیان، بهرام. '''''تقسیمات كشوری.''''' چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص 85، 90 و 98.</ref>.


استان فارس در سرشماری 1375، تعداد 3817123 تن جمعیت داشت که طبق برآوردها این تعداد به 4385869 تن در 1384 رسیده است<ref>امیراحمدیان، بهرام. '''''تقسیمات كشوری.''''' چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص 101 – 99.</ref>.  
استان فارس در سرشماری 1375، تعداد 3817123 تن جمعیت داشت که طبق برآوردها این تعداد به 4385869 تن در 1384 رسیده است<ref>امیراحمدیان، بهرام. '''''تقسیمات كشوری.''''' چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص 101 – 99.</ref>.  


استان فارس با بیش از 288 چشم انداز و اثر تاریخی یکی از دیدنی‌ترین استان‌های ایران است. این سرزمین مهد تمدن و فرهنگ ایران چه پیش از و چه پس از اسلام بوده است، [[تخت جمشید]]، [[پاسارگاد]]، [[نقش رستم]]، شهر استخر، تخت ابونصر، بیشابور، غارشاپور، کاخ و آتشکده اردشیر، قلعه ضحاک، مجموعه زندیه و اماکن متبرکه از جمله مرقد حضرت احمد بن موسی(ع)، معروف به شاه‌چراغ و جاذبه‌های طبیعی دیگر، استان فارس را به یکی از مراکز سیاحتی و زیارتی گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کرده است. همچنین استان فارس به سبب تنوع آب و هوا و دیگر موقعیت های مناسب جغرافیایی، یکی از مناطق مهم عشایرنشین کشور است. ایل قشقایی با 60 درصد، ایل خمسه با 22 درصد و ایل ممسنی با 8 درصد  و طوایف مستقل با 10 درصد جمعیت عشایری استان در سال 1377، از ایلات و طوایف مهم استان فارس به شمار می آیند، که در مناطق مختلف غالبا با اقتصاد دامداری زندگی می گذرانند<ref>مركز آمار ایران'''''. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های كشور.''''' تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 135 و 138.</ref>. این مجموعه اجتماعی و فرهنگی نیز از دیرباز برای فعالیت های مردم شناختی و جامعه شناختی پژوهشگران و گردشگران داخلی و خارجی دارای جاذبه بوده است<ref>'''''جغرافیای استان فارس'''''. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 62-50و 15-12.</ref><ref>مجموعه مقاله. '''''ایلات و عشایر.''''' چ1. تهران:آگاه، 1362.ص 265-246،395-392،418و419.</ref>.
استان فارس با بیش از 288 چشم انداز و اثر تاریخی یکی از دیدنی‌ترین استان‌های ایران است. این سرزمین مهد تمدن و فرهنگ [[ایران]] چه پیش از و چه پس از اسلام بوده است، [[تخت جمشید]]، [[پاسارگاد]]، [[نقش رستم]]، شهر استخر، تخت ابونصر، بیشابور، غارشاپور، کاخ و آتشکده اردشیر، قلعه ضحاک، مجموعه زندیه و اماکن متبرکه از جمله مرقد حضرت احمد بن موسی(ع)، معروف به شاه‌چراغ و جاذبه‌های طبیعی دیگر، استان فارس را به یکی از مراکز سیاحتی و زیارتی گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کرده است. همچنین استان فارس به سبب تنوع آب و هوا و دیگر موقعیت های مناسب جغرافیایی، یکی از مناطق مهم عشایرنشین کشور است. ایل قشقایی با 60 درصد، ایل خمسه با 22 درصد و ایل ممسنی با 8 درصد  و طوایف مستقل با 10 درصد جمعیت عشایری استان در سال 1377، از ایلات و طوایف مهم استان فارس به شمار می آیند، که در مناطق مختلف غالبا با اقتصاد دامداری زندگی می گذرانند<ref>مركز آمار ایران'''''. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های كشور.''''' تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 135 و 138.</ref>. این مجموعه اجتماعی و فرهنگی نیز از دیرباز برای فعالیت های مردم شناختی و جامعه شناختی پژوهشگران و گردشگران داخلی و خارجی دارای جاذبه بوده است<ref>'''''جغرافیای استان فارس'''''. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 62-50و 15-12.</ref><ref>مجموعه مقاله. '''''ایلات و عشایر.''''' چ1. تهران:آگاه، 1362.ص 265-246،395-392،418و419.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
خط ۴۳: خط ۴۳:
* [[شیراز]]
* [[شیراز]]
* [[استان اصفهان]]
* [[استان اصفهان]]
* [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه و بویراحمد]]  
* [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه و بویراحمد]]
* [[بوشهر]]
* [[بوشهر]]
* [[استان هرمزگان]]
* [[استان هرمزگان]]
* [[استان کرمان]]
* [[استان کرمان]]
* [[استان یزد]]
* [[استان یزد]]
* [[استان خوزستان|خوزستان]]  
* [[استان خوزستان|خوزستان]]
* [[تخت جمشید]]
* [[تخت جمشید]]
* [[پاسارگاد]]
* [[پاسارگاد]]
خط ۶۱: خط ۶۱:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
غلامحسین تکمیل همایون
غلامحسین تکمیل همایون
[[رده:جغرافیا]]

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۴۵

فارس، نام استانی در جنوب ایران و در فاصله کمی از خلیجی به همین نام (خلیج فارس) و به مرکزیت شهر شیراز است.

استان فارس، قابل بازیابی ازhttps://www.karnaval.ir/travel-guide/fars-province

این استان از شمال با استان اصفهان، از شمال غرب و غرب با استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر، از جنوب و جنوب شرق با استان هرمزگان، از شرق با استان کرمان و از شمال شرق با استان یزد همسایه است[۱].

استان فارس با مختصات جغرافیایی 03َ˚27 تا 31َ˚40 عرض شمالی و 36َ˚50 تا َ35˚55 طول شرقی و وسعت 121825کم، 5/7 درصد از مساحت کشور ایران را در برگرفته است[۲].

این استان براساس آخرین تغییرات در تقسیمات کشوری، دارای 24 شهرستان، 73 بخش، 195 دهستان و 73 شهر است.

شهرستان‌های استان عبارتند از:

ارسنجان، استهبان، اقلید، آباده، بوانات، جهرم، خرم بید (به مرکزیت صفا شهر)، داراب، زرین دشت (به مرکزیت حاجی‌آباد)، سپیدان (به مرکزیت ارکان)، شیراز، فراشبند، فسا، فیروزآباد، قیروکارزین، کازرون، لارستان (به مرکزیت لار)، لامِرد، مرودشت، ممسنی (به مرکزیت نورآباد)، مهر، نی‌ریز، پاسارگاد (به مرکزیت سعادت شهر) و خُنج[۳].

ناهمواری‌های استان فارس دنباله رشته کوه‌های زاگرس است که همچون دیواره‌ای عظیم غرب کشور را فرا گرفته و امتداد آن تا جنوب کشیده شده است. ناهمواری‌های استان فارس را می‌توان به دو قسمت کوه و دشت تقسیم کرد.

کوه‌های استان فارس خود به سه قسمت قابل تقسیم است. کوه‌های شمالی که مرتفع‌‌‌‌‌‌ترین نقاط استان و منشا بیشتر رودهای استان هستند، کوه‌های مرکزی که به واسطه وجود دشت‌های وسیع، مهم ‌‌‌‌‌ترین مناطق روستایی و شهری را در خود جای داده است و بالاخره کوه‌های جنوبی که جهت آن‌ها غربی ـ شرقی و کم ارتفاع تر از بقیه کوه‌های فارس هستند. کوه سفید به ارتفاع 3943م در شمال استان در شهرستان اقلید، خرمن کوه به ارتفاع 3185م و دَلوُ به ارتفاع 3097م در مرکز و کوه‌های مروارید به بلندی 3025م در شهرستان‌های داراب و کوه  فَرّاشْبَند به بلندی 2780م در جنوب و در شهرستان فیروزآباد از مهم‌‌‌‌‌‌ترین ارتفاعات استان هستند[۴].

دشت‌های استان فارس، حوضه‌های رسوبی هستند که در فاصله بین کوه‌های استان واقع شده‌اند. دشت‌های مناطق مرکزی استان دارای وسعت زیاد و محل کشت انواع محصولات کشاورزی است. ارتفاعات برفگیر استان، منشا و سرچشمه بسیاری از رودها و چشمه‌های استان است که در آبیاری مزارع و تأمین آب و مناطق شهری دارای اهمیت بسیار هستند.

استان فارس در دو حوضه آبریز ایران مرکزی و حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان واقع شده است. زیرحوضه مهارلو ـ بختگان (در حوضه ایران مرکزی) و زیرحوضه مُند (در حوضه خلیج فارس و دریای عمان)، بیشتر مساحت استان را در بر گرفته‌اند. در زیر حوضه مهارلو ـ بختگان، رودهای شادکام، سیوند، کُر، دزکُ‍‌رْد و چند جریان آبی دیگر به دریاچه‌های داخلی استان منتهی می گردند. شاپور، دالَکی، رودمند، قره‌آغاج و خشک رود از جریان‌های آبی مهم در زیرحوضه مُند هستند که به خلیج فارس سرازیر می‌شوند[۵].

یکی از پدیده‌های مهم در گستره جغرافیایی استان فارس، وجود دریاچه‌های متعدد داخلی است که درسطح کشور بی نظیرند.

رودهای متعدد، زمین‌های پست در فواصل کوه‌ها و ارتفاعات و نیز وجود گُسَل، شیب طبقاتی زمین و تبخیر کم از جمله شرایط لازم برای تشکیل این دریاچه‌ها بوده‌اند. دریاچه‌های فصلی بختگان با 600 کم و طَشْک با 350 کم، دریاچه‌های دائمی مهارلو با 125 کم و پریشان (فامور) با 11 کم وسعت، دریاچه‌های کوچک و فصلی کافتَر و هَرْم و تالاب ارژن نیز از جمله مناطق انباشت آب در فصول پر آب این استان هستند[۶].

استان فارس تماماً بر روی مناطق زلزله خیز با درجه‌بندی خطر متوسطه، خطر بالا و خطر خیلی بالا واقع شده است[۷]. تنها در یک قرن اخیر بیش از یک‌هزار زمین لرزۀ بزرگ تر از 5/3 ریشتر در این استان رخ داده است. زلزله‌های 1229 ق و 1269ق، شهر شیراز را در سال های آغازین قرن 19م به کلی ویران ساخت. زلزله‌های لار، قیر و کارزین نیز از جمله زلزله‌های ویرانگر پنجاه سال اخیر بوده است که همراه با زلزله‌های دیگر استان تلفات جانی و مالی بسیاری را برجای گذاشته است[۸].

سرزمینی که اکنون استان فارس نامیده می‌شود، از دیرباز به همین نام و در محدوده‌ای گسترده تر از امروز شناخته می‌شد. در حدودالعالم 22 بار از پارس یاد شده[۹] و در شرح آن آمده است: «ناحیتیست کی مشرق وی ناحیت کرمانست  جنوب وی دریای اعظم است و مغرب رود طابست کی میان پارس و خوزستان بگذرد و بعضی از حدود سپاهانست و شمال وی بیابان پارس است و از کرگس (= کرکس) کوه و اندر وی شهرهای بسیارست...»[۱۰].

در احسن التقاسیم نیز درباره سرزمین فارس آمده است که: «خاک این سرزمین کان است، کوهستانش جنگل، ...»[۱۱] و دیگر این که: «فارس سرزمین گرانمایه، پر خیر و مرکز بازرگانی است...»[۱۲].

در گذشته‌های دور ایالت فارس موطن پادشاهان هخامنشی و مرکز دولتی بوده است که به تدریج فرمانروایی خود را بر سر تا سر ایران گسترش داد و با اقتدار، مظهر شکوه و عظمت تمدن و فرهنگ ایران شد. یونانیان نیز نام پرسیس (Persis) یعنی پارس را به تمام ایران اطلاق می‌کردند[۱۳] و واژه‌های پریشا (Persia)، پرس (Perse)، پرزیین (Persian) و دیگر نام‌های شبیه آن در زبان‌های مختلف اروپایی، برگرفته از همان نام پارس است که امروز نیز کم و بیش رواج دارد.

در دوره قاجار، استان فارس با عنوان «حکمرانی فارس» (شامل فارس و بنادر و جزایر و کهگیلویه و بختیاری و خوزستان)، یا با عنوان «ایالت فارس و لارستان» و یا با نام «فارس و بنادر» خوانده می‌شد[۱۴] تا این که در 1316ش نواحی یزد، فارس، کرمان و هرمزگان، در تقسیمات کشوری، «استان جنوب» نام گرفتند و اندکی بعد در تقسیمات دیگر، استان فارس همراه با بوشهر و قسمتی از خوزستان، «استان هفتم» نامیده شد، اما مجدداً در 1339ش، نام استان‌های شماره گذاری شده از جمله استان هفتم، نام‌های تاریخی خود را باز یافتند[۱۵].

با انتزاع قسمت‌هایی از استان فارس و تأسیس استان‌های جدید بوشهر، هرمزگان، کهگیلویه و بویراحمد و یزد، در نهایت استان فارس در محدوده کوچک شده کنونی آن باقی ماند[۱۶].

استان فارس در سرشماری 1375، تعداد 3817123 تن جمعیت داشت که طبق برآوردها این تعداد به 4385869 تن در 1384 رسیده است[۱۷].

استان فارس با بیش از 288 چشم انداز و اثر تاریخی یکی از دیدنی‌ترین استان‌های ایران است. این سرزمین مهد تمدن و فرهنگ ایران چه پیش از و چه پس از اسلام بوده است، تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم، شهر استخر، تخت ابونصر، بیشابور، غارشاپور، کاخ و آتشکده اردشیر، قلعه ضحاک، مجموعه زندیه و اماکن متبرکه از جمله مرقد حضرت احمد بن موسی(ع)، معروف به شاه‌چراغ و جاذبه‌های طبیعی دیگر، استان فارس را به یکی از مراکز سیاحتی و زیارتی گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کرده است. همچنین استان فارس به سبب تنوع آب و هوا و دیگر موقعیت های مناسب جغرافیایی، یکی از مناطق مهم عشایرنشین کشور است. ایل قشقایی با 60 درصد، ایل خمسه با 22 درصد و ایل ممسنی با 8 درصد  و طوایف مستقل با 10 درصد جمعیت عشایری استان در سال 1377، از ایلات و طوایف مهم استان فارس به شمار می آیند، که در مناطق مختلف غالبا با اقتصاد دامداری زندگی می گذرانند[۱۸]. این مجموعه اجتماعی و فرهنگی نیز از دیرباز برای فعالیت های مردم شناختی و جامعه شناختی پژوهشگران و گردشگران داخلی و خارجی دارای جاذبه بوده است[۱۹][۲۰].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. سازمان نقشه برداری كشور. اطلس نقشه و اطلاعات مكانی (استان فارس). چ1، تهران: سازمان نقشه برداری كشور (سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور)، 1384، ص1.
  2. سازمان جغرافیایی نیرهای مسلح. اطلس راهنمای استان‌های ایران. چ2، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح (وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح)، 1384، ص 35.
  3. دفتر تقسیمات كشوری. نقشه و جدول تقسیمات كشوری. تهران: وزارت كشور، 1384.
  4. الف: سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی. جغرافیای استان فارس. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتاب‌های درسی ایران، 1383، ص3.ب: جعفری، مهندس عباس. گیتاشناسی ایران، ج1: كوه ها و كوه نامه ایران.چ2. تهران: موسسه گیتاشناسی، 1379، ص318.
  5. سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. فرهنگ جغرافیایی رودهای كشور. (حوضه آبریز ایران مركزی). چ1، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح (وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح)، 1383، ص 57، 58، 255، 260، 261 (نقشه‌های شماره 1، 6 و 7)؛ سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح. فرهنگ جغرافیایی رودهای كشور. (حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان). چ1، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح (وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح)، 1384، ص 187، 188، 285، 299 (نقشه‌های شماره 1 و 7)
  6. سازمان نقشه‌برداری كشور. اطلس زمین‌شناسی (اطلس ملی ایران). چ1، تهران: سازمان نقشه‌برداری كشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص12؛ جغرافیای استان فارس. تهران: سازمان نقشه‌برداری كشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 19، 22 و 23.
  7. اطلس زمین‌شناسی. تهران: سازمان نقشه‌برداری كشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 45.
  8. جغرافیای استان فارس. سازمان نقشه‌برداری كشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 37 و 38.
  9. حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 209. (فهرست نام های جغرافیایی، ذیل عنوان: پارس.ص11، 12،15،138،139،195)
  10. حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 130.
  11. حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوری، 1362، ص 136 – 130.
  12. مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم. ترجمه دكتر علینقی منزوی، چ2. تهران: كومش، 1385، ص 629.
  13. مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم. ترجمه دكتر علینقی منزوی، چ2. تهران: كومش، 1385، ص 630.
  14. لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص267.
  15. امیراحمدیان، بهرام. تقسیمات كشوری. چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص80، 81، 82.
  16. امیراحمدیان، بهرام. تقسیمات كشوری. چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص 85، 90 و 98.
  17. امیراحمدیان، بهرام. تقسیمات كشوری. چ1. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383، ص 101 – 99.
  18. مركز آمار ایران. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های كشور. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 135 و 138.
  19. جغرافیای استان فارس. تهران: مركز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور)، 1382، ص 62-50و 15-12.
  20. مجموعه مقاله. ایلات و عشایر. چ1. تهران:آگاه، 1362.ص 265-246،395-392،418و419.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

غلامحسین تکمیل همایون