پرش به محتوا

آرش کمانگیر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''آرشِ كمانگير،''' از پهلوانان باستاني ايران در داستان‌هاي ملي و از تيراندازان ماهر و افسانه‌اي ريشة اسطوره‌اي حماسة آرش، گاو معجزه آميزي بوده كه مرز بين ايران و توران را نمايان مي‌كرده و پس از مرگ، ‌روان او از تنش بيرون مي‌آمده و به بارگاه...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''آرشِ كمانگير،''' از پهلوانان باستاني ايران در داستان‌هاي ملي و از تيراندازان ماهر و افسانه‌اي ريشة اسطوره‌اي حماسة آرش، گاو معجزه آميزي بوده كه مرز بين ايران و توران را نمايان مي‌كرده و پس از مرگ، ‌روان او از تنش بيرون مي‌آمده و به بارگاه اهورايي راه برده است.<sup>1</sup> كهن‌ترين مأخذ دربارة اين قهرمان، ‌يشت<sup>*</sup> هشتم از كتاب اوستا<sup>*</sup> است كه در آن از تيري كه آرش از كوه اِيْرخْشَئُوتَه به كوه خْوَنْوَنْت انداخته، ‌به تمثيل سخن رفته است. صورت اوستايي نام آرش را رخْشَه ضبط كرده‌اند. در ادبيات پهلوي آگاهي چنداني از آرش در دست نيست.<sup>2</sup> در ادبيات دورة اسلامي اطلاعات بيشتري دربارة او وجود دارد. در آن ميان، روايات ابوريحان بيروني (م 440ق / ؟م) در ''آثارالباقيه''، ابوحنيفه دينوري (م 281 يا 282ق / ؟م) در ''اخبار الطوال'' است. طبق اين روايات، در صلح ميان افراسياب و منوچهر، ‌قرار بر اين شد كه افراسياب به اندازة يك تير پرتاپ از سرزمين ايران را به منوچهر واگذار كند. پس اين مهم به آرش سپرده شد و او با چنان قدرتي تير را از كمان رها كرد كه بدنش از آسيب آن پاره گرديد. اما به فرمان خداوند، باد آن تير را ببرد و پس از پيمايش هزار فرسنگ به درخت گرودي بزرگي اصابت كرد. پرتاب اين تير در 13 تيرماه يعني تير روز اتفاق افتاد.<sup>3</sup> آرش يا ارخش همان آرش شِواتير (دارندة تير تيزرو) (صورت فارسي واژة اوستايي خْشْوِيوي اِيِشْو) است كه در ادبيات فارسي افزون بر صفت شواتير به كمانگير نيز شهرت دارد.<sup>4</sup> مورخاني چون بلعمي در ''ترجمة تاريخ طبري'' يا ''تاريخ بلعمي''، ثعالبي در ''شاهنامه'' و ديگران به داستان آرش اشارت دارند. فخرالدين اسعد گرگاني (سدة 4ق / ؟م) نيز در منظومة ''ويس و رامين'' از وي ياد كرده است.<sup>5</sup> سياووش كسرايي<sup>*</sup> (1304ش ـ ) منظومة ''آرش كمانگير'' (تهران، مرواريد، 1338) و مهرداد اوستا (م 1370ش) منظومة ''حماسة آرش كمانگير'' (تهران، توس، 1344) را سروده‌اند.<sup>6</sup>
'''آرشِ کمانگیر،''' از پهلوانان باستانی [[ایران]] در داستان‌های ملی و از تیراندازان ماهر و افسانه‌ای ریشه اسطوره‌ای حماسه آرش، گاو معجزه آمیزی بوده که مرز بین [[ایران]] و توران را نمایان می‌کرده و پس از مرگ، ‌روان او از تنش بیرون می‌آمده و به بارگاه اهورایی راه برده است<ref>اکبری، ‌مفاخر. صفدر. «آرش کمانگیر؛‌مژده آورباران»، '''''مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ‌دانشگاه فردوسی'' مشهد'''. س 37، ش 4 (زمستان 1383)، ‌مسلسل 147، ص 63.</ref>. کهن‌ترین مأخذ درباره این قهرمان، ‌[[یشت ها|یشت]]<sup>*</sup> هشتم از کتاب [[اوستا]]<sup>*</sup> است که در آن از تیری که آرش از کوه اِیْرخْشَئُوتَه به کوه خْوَنْوَنْت انداخته، ‌به تمثیل سخن رفته است. صورت اوستایی نام آرش را رخْشَه ضبط کرده‌اند. در ادبیات پهلوی آگاهی چندانی از آرش در دست نیست<ref>تفضّلی، ‌احمد. «آرش»، '''''‌دانشنامه ایران و اسلام'''''. ‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‌2536 (1356)، ‌ج 1، ص 77ـ 78.</ref>.  


===== مآخذ: =====
در ادبیات دوره اسلامی اطلاعات بیشتری درباره او وجود دارد. در آن میان، روایات ابوریحان بیرونی (م 440ق / ؟م) در ''آثارالباقیه''، ابوحنیفه دینوری (م 281 یا 282ق / ؟م) در ''اخبار الطوال'' است. طبق این روایات، در صلح میان افراسیاب و منوچهر، ‌قرار بر این شد که افراسیاب به اندازه یک تیر پرتاپ از [[ایران|سرزمین ایران]] را به منوچهر واگذار کند. پس این مهم به آرش سپرده شد و او با چنان قدرتی تیر را از کمان رها کرد که بدنش از آسیب آن پاره گردید. اما به فرمان خداوند، باد آن تیر را ببرد و پس از پیمایش هزار فرسنگ به درخت گرودی بزرگی اصابت کرد. پرتاب این تیر در 13 تیرماه یعنی تیر روز اتفاق افتاد<ref name=":0">صفا، ‌ذبیح الله. '''''حماسه‌سرایی در ایران'''''. ‌تهران: امیرکبیر، چ 3، 1352، ‌ص 588ـ 589.</ref>. آرش یا ارخش همان آرش شِواتیر (دارنده تیر تیزرو) (صورت فارسی واژه اوستایی خْشْوِیوی اِیِشْو) است که در ادبیات فارسی افزون بر صفت شواتیر به کمانگیر نیز شهرت دارد<ref>یاحقی، محمدجعفر. '''''فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی'''''. ‌تهران: سروش ـ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه علوم انسانی )، ‌ج 1، 1369، ص 42.</ref>. مورخانی چون بلعمی در ''ترجمه تاریخ طبری'' یا ''تاریخ بلعمی''، ثعالبی در ''شاهنامه'' و دیگران به داستان آرش اشارت دارند. فخرالدین اسعد گرگانی (سده 4ق / ؟م) نیز در منظومه ''ویس و رامین'' از وی یاد کرده است<ref>رستگار فسایی، ‌منصور. '''''فرهنگ نام‌های شاهنامه'''.'' ‌تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ‌چ 2، 1379، ص 9ـ 11</ref><ref name=":0" />. سیاووش کسرایی<sup>*</sup> (1304ش ـ ) منظومه ''آرش کمانگیر'' (تهران، مروارید، 1338) و مهرداد اوستا (م 1370ش) منظومه ''حماسه آرش کمانگیر'' ([[استان تهران|تهران]]، توس، 1344) را سروده‌اند<ref>رزمجو، حسین. '''''قلمرو ادبیات حماسی ایران'''''. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، چ 1، 1381، ج 1، ص 351، 354 و 387.</ref><ref>عادل، ‌محمدرضا. '''''فرهنگ جامع نام‌های شاهنامه'''''. ‌تهران: نشر صدوق، ‌چ 1، 1372، ص 17.</ref>.


# اكبري، ‌مفاخر. صفدر. «آرش كمانگير؛‌مژده آورباران»، '''''مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني، ‌دانشگاه فردوسي'' مشهد'''. س 37، ش 4 (زمستان 1383)، ‌مسلسل 147، ص 63.
== نیز نگاه کنید به ==
# تفضّلي، ‌احمد. «آرش»، '''''‌دانشنامة ايران و اسلام'''''. ‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ‌2536 (1356)، ‌ج 1، ص 77ـ 78.
# صفا، ‌ذبيح الله. '''''حماسه‌سرايي در ايران'''''. ‌تهران: اميركبير، چ 3، 1352، ‌ص 588ـ 589.
# ياحقي، محمدجعفر. '''''فرهنگ اساطير و اشارات داستاني در ادبيات فارسي'''''. ‌تهران: سروش ـ مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه علوم انساني )، ‌چ 1، 1369، ص 42.
# رستگار فسايي، ‌منصور. '''''فرهنگ نام‌هاي شاهنامه'''.'' ‌تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ‌چ 2، 1379، ص 9ـ 11؛ نيز صفا، همانجا.
# رزمجو، حسين. '''''قلمرو ادبيات حماسي ايران'''''. تهران: پژوهشگاه علوم انساني، چ 1، 1381، ج 1، ص 351، 354 و 387؛ و نيز نك: عادل، ‌محمدرضا. '''''فرهنگ جامع نام‌هاي شاهنامه'''''. ‌تهران: نشر صدوق، ‌چ 1، 1372، ص 17.


* [[اوستا]]
* [[ساسانیان]]
== مآخذ ==
# اکبری، ‌مفاخر. صفدر. «آرش کمانگیر؛‌مژده آورباران»، '''''مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ‌دانشگاه فردوسی'' مشهد'''. س 37، ش 4 (زمستان 1383)، ‌مسلسل 147، ص 63.
# تفضّلی، ‌احمد. «آرش»، '''''‌دانشنامه ایران و اسلام'''''. ‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‌2536 (1356)، ‌ج 1، ص 77ـ 78.
# صفا، ‌ذبیح الله. '''''حماسه‌سرایی در ایران'''''. ‌تهران: امیرکبیر، چ 3، 1352، ‌ص 588ـ 589.
# یاحقی، محمدجعفر. '''''فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی'''''. ‌تهران: سروش ـ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه علوم انسانی )، ‌چ 1، 1369، ص 42.
# رستگار فسایی، ‌منصور. '''''فرهنگ نام‌های شاهنامه'''.'' ‌تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ‌چ 2، 1379، ص 9ـ 11؛ نیز صفا، همانجا.
# رزمجو، حسین. '''''قلمرو ادبیات حماسی ایران'''''. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، چ 1، 1381، ج 1، ص 351، 354 و 387؛ و نیز نک: عادل، ‌محمدرضا. '''''فرهنگ جامع نام‌های شاهنامه'''''. ‌تهران: نشر صدوق، ‌چ 1، 1372، ص 17.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۱۴

آرشِ کمانگیر، از پهلوانان باستانی ایران در داستان‌های ملی و از تیراندازان ماهر و افسانه‌ای ریشه اسطوره‌ای حماسه آرش، گاو معجزه آمیزی بوده که مرز بین ایران و توران را نمایان می‌کرده و پس از مرگ، ‌روان او از تنش بیرون می‌آمده و به بارگاه اهورایی راه برده است[۱]. کهن‌ترین مأخذ درباره این قهرمان، ‌یشت* هشتم از کتاب اوستا* است که در آن از تیری که آرش از کوه اِیْرخْشَئُوتَه به کوه خْوَنْوَنْت انداخته، ‌به تمثیل سخن رفته است. صورت اوستایی نام آرش را رخْشَه ضبط کرده‌اند. در ادبیات پهلوی آگاهی چندانی از آرش در دست نیست[۲].

در ادبیات دوره اسلامی اطلاعات بیشتری درباره او وجود دارد. در آن میان، روایات ابوریحان بیرونی (م 440ق / ؟م) در آثارالباقیه، ابوحنیفه دینوری (م 281 یا 282ق / ؟م) در اخبار الطوال است. طبق این روایات، در صلح میان افراسیاب و منوچهر، ‌قرار بر این شد که افراسیاب به اندازه یک تیر پرتاپ از سرزمین ایران را به منوچهر واگذار کند. پس این مهم به آرش سپرده شد و او با چنان قدرتی تیر را از کمان رها کرد که بدنش از آسیب آن پاره گردید. اما به فرمان خداوند، باد آن تیر را ببرد و پس از پیمایش هزار فرسنگ به درخت گرودی بزرگی اصابت کرد. پرتاب این تیر در 13 تیرماه یعنی تیر روز اتفاق افتاد[۳]. آرش یا ارخش همان آرش شِواتیر (دارنده تیر تیزرو) (صورت فارسی واژه اوستایی خْشْوِیوی اِیِشْو) است که در ادبیات فارسی افزون بر صفت شواتیر به کمانگیر نیز شهرت دارد[۴]. مورخانی چون بلعمی در ترجمه تاریخ طبری یا تاریخ بلعمی، ثعالبی در شاهنامه و دیگران به داستان آرش اشارت دارند. فخرالدین اسعد گرگانی (سده 4ق / ؟م) نیز در منظومه ویس و رامین از وی یاد کرده است[۵][۳]. سیاووش کسرایی* (1304ش ـ ) منظومه آرش کمانگیر (تهران، مروارید، 1338) و مهرداد اوستا (م 1370ش) منظومه حماسه آرش کمانگیر (تهران، توس، 1344) را سروده‌اند[۶][۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. اکبری، ‌مفاخر. صفدر. «آرش کمانگیر؛‌مژده آورباران»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ‌دانشگاه فردوسی مشهد. س 37، ش 4 (زمستان 1383)، ‌مسلسل 147، ص 63.
  2. تفضّلی، ‌احمد. «آرش»، ‌دانشنامه ایران و اسلام. ‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‌2536 (1356)، ‌ج 1، ص 77ـ 78.
  3. صفا، ‌ذبیح الله. حماسه‌سرایی در ایران. ‌تهران: امیرکبیر، چ 3، 1352، ‌ص 588ـ 589.
  4. یاحقی، محمدجعفر. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی. ‌تهران: سروش ـ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه علوم انسانی )، ‌چ 1، 1369، ص 42.
  5. رستگار فسایی، ‌منصور. فرهنگ نام‌های شاهنامه. ‌تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ‌چ 2، 1379، ص 9ـ 11؛ نیز صفا، همانجا.
  6. رزمجو، حسین. قلمرو ادبیات حماسی ایران. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، چ 1، 1381، ج 1، ص 351، 354 و 387؛ و نیز نک: عادل، ‌محمدرضا. فرهنگ جامع نام‌های شاهنامه. ‌تهران: نشر صدوق، ‌چ 1، 1372، ص 17.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر

  1. اکبری، ‌مفاخر. صفدر. «آرش کمانگیر؛‌مژده آورباران»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ‌دانشگاه فردوسی مشهد. س 37، ش 4 (زمستان 1383)، ‌مسلسل 147، ص 63.
  2. تفضّلی، ‌احمد. «آرش»، ‌دانشنامه ایران و اسلام. ‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‌2536 (1356)، ‌ج 1، ص 77ـ 78.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ صفا، ‌ذبیح الله. حماسه‌سرایی در ایران. ‌تهران: امیرکبیر، چ 3، 1352، ‌ص 588ـ 589.
  4. یاحقی، محمدجعفر. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی. ‌تهران: سروش ـ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه علوم انسانی )، ‌ج 1، 1369، ص 42.
  5. رستگار فسایی، ‌منصور. فرهنگ نام‌های شاهنامه. ‌تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ‌چ 2، 1379، ص 9ـ 11
  6. رزمجو، حسین. قلمرو ادبیات حماسی ایران. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، چ 1، 1381، ج 1، ص 351، 354 و 387.
  7. عادل، ‌محمدرضا. فرهنگ جامع نام‌های شاهنامه. ‌تهران: نشر صدوق، ‌چ 1، 1372، ص 17.