کرمانشاهی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''کرمانشاهی''' / kermanšahi/، (← کردی) از گویشهای جنوبی زبان | '''کرمانشاهی''' / kermanšahi/، (← [[کردی]]) از گویشهای جنوبی [[کردی|زبان کردی]]، یکی از [[زبان های ایرانی|زبانهای ایرانی]] شمال غربی<ref>رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای ایرانی». '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص548.</ref><ref>Grimes, Barbara. (cd) Ethnologue (Languages of the world), 12<sup>th</sup> edition. Texas: Summer institiute, 1992, P. 641 </ref><ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.</ref><ref name=":0">Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 479</ref>. زبان اهالی کرمانشاهان [[کردی]] است و گویشهای مختلف [[کردی]] در این نواحی مشاهده میشود. (کردی کلهری، اورامی، سورانی «جافی») در بعضی نواحی [[لکی]] و [[فارسی]] کرمانشاهی نیز رواج دارد<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270- 265.</ref>. کرمانشاهی سابقاً تنها گویش ایل کلهر و زنگنه بوده است؛ شعب فرعی این گویش عبارت است از گویش سنجابی، کلهر، صحنه و هرسین<ref>طبیبی، حشمتالله. '''''مبانی جامعهشناسی و مردمشناسی ایلات و عشایر'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.</ref><ref>سنندجی، میرزا شکرالله. '''''تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان'''''. تهران: امیرکبیر، 1375، ص22و 23و 24.</ref>. | ||
«کرماشان» تلفظ صحیح و قدیمی و بومی و | «کرماشان» تلفظ صحیح و قدیمی و بومی و «[[کرمانشاه]]» یا «کرمانشاهان» تلفظ دولتمردان قرنهای اخیر و مردم غیرمحلی است. نام این ناحیه «کرماچان» یا «کرماجان» یعنی «شهر رعایا» بوده است<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص60.</ref>. | ||
براساس سرشماری 1375، جمعیت استان کرمانشاه 596/778/1 نفر بوده است<ref>گنجی، محمدحسین. جغرافیای انسانی ایران»، ''''' | براساس سرشماری 1375، جمعیت [[استان کرمانشاه]] 596/778/1 نفر بوده است<ref>گنجی، محمدحسین. جغرافیای انسانی ایران»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص510.</ref>. امروز عشایر گوران، سنجابی، کلهر و سایر طوایف بین کنگاور تا قصر شیرین و از روانسر تا [[ایلام]] و بخشی از کردهای [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87 سوریه] نیز به گویش [[کردی]] کرمانشاهی تکلم میکنند.<ref>طبیبی، حشمتالله. '''''مبانی جامعهشناسی و مردمشناسی ایلات و عشایر'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.</ref> تلفظ و لغات مردم کلهر دستنخوردهتر بازمانده، در حالی که کلمات گویش مردم سایر نقاط به مقتضای همجواری با ایلات و طوایفی، که گویشهای دیگری دارند، تغییر یافته و در گویش بعضی نواحی نیز لغاتی از کرمانجی و سورانی وارد شده است<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص266.</ref>. در عین حال گویش کرمانشاهی از [[فارسی]] نیز تأثیر پذیرفته و لغات فارسی فراوان وام گرفته است. (/gosne/ «گرسنه»؛ /češ/ «چشم»)<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270.</ref>. | ||
نظام واجی زبان کردی از یک گویش به گویش دیگر تغییر چندانی نمیکند<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.</ref>. همخوانهای کردی جنوبی تقریباً مشابه همخوانهای کردی مرکزی است و در نظام واجی آن آوای کناری /t/ و نرمکامی ـ خیشومی /ŋ/ نیز وجود دارد،<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص545.</ref> | نظام واجی زبان [[کردی]] از یک گویش به گویش دیگر تغییر چندانی نمیکند<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.</ref>. همخوانهای [[کردی]] جنوبی تقریباً مشابه همخوانهای [[کردی]] مرکزی است و در نظام واجی آن آوای کناری /t/ و نرمکامی ـ خیشومی /ŋ/ نیز وجود دارد،<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص545.</ref> در[[کردی]] مرکزی و جنوبی تمایز میان v و w از بین رفته است و صورت غالب w است<ref name=":0" />. کلمات فارسی از قبیل «نان، جان، دانه و شانه»، به همین صورت در گویش کرمانشاهی تلفظ میشود و مانند [[فارسی]] و بعضی لهجههای دیگر به «نون، جون، دونه و شونه» تبدیل نمیشود<ref>Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5,P. 479.</ref>. | ||
جنس و حالت در گویشهای جنوبی کردی از بین رفته است<ref name=":1">Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 480</ref>. نشانه معرفه در لهجه کرمانشاهی «-ka و | جنس و حالت در گویشهای جنوبی [[کردی]] از بین رفته است<ref name=":1">Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 480</ref>. نشانه معرفه در لهجه کرمانشاهی «-ka و-aka» است که به اسم یا صفت اضافه میشود. (مانند: xânaka «خانه»). نشانه نکره در منابع مختلف "-I" (معمولاً yay «یک» نیز پیش از کلمه اضافه میشود: yay mardī «مردی»)؛<ref>درویشان، علی اشرف. '''''فرهنگ کردی کرمانشاهی، کردی ـ فارسی'''''. تهران: نشر مهند، 1375، ص27.</ref> "-eg"<ref>بلو، جویس. «کردی» '''''راهنمای زبانهای ایرانی.''''' ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص546.</ref> و "-ek"<ref name=":1" /> آمده است. | ||
برای نگارش [[کردی]] در [[کشور ایران|ایران]] و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] از الفبایی مبتنی بر الفبای عربی استفاده میشود<ref>ارانسکی، یوسیف. م. '''''کتاب زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، ص127.</ref>. بهترین نمونه [[کردی]] کلهری کرمانشاهی درعرصه شعر و ادب اشعار «شامی کرمانشاهی» و غزلیات شاعرانی چون بهزاد، پرتو، ارفع و ... میباشد. در عین حال آثاری نیز به [[فارسی]] کرمانشاهی موجود است. شاعران [[نهضت مشروطه|دوره مشروطیت]] آثاری به [[فارسی]] کرمانشاهی از خود به یادگار گذاشتهاند. [[فارسی]] کرمانشاهی از لحاظ ضربالمثل و ترانه نیز غنی است<ref>سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص268و 270.</ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* | * [[زبان های ایرانی]] | ||
* [[کردی]] | |||
* | |||
* | * [[سنندجی]] | ||
* | * [[هورامی]] | ||
* | * [[گیلکی]] | ||
* | * [[لری]] | ||
* | * [[ممسنی]] | ||
* | * [[بختیاری]] | ||
* | * [[لکی]] | ||
* | * [[مازندرانی]] | ||
== '''مآخذ''' == | == '''مآخذ''' == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۳
کرمانشاهی / kermanšahi/، (← کردی) از گویشهای جنوبی زبان کردی، یکی از زبانهای ایرانی شمال غربی[۱][۲][۳][۴]. زبان اهالی کرمانشاهان کردی است و گویشهای مختلف کردی در این نواحی مشاهده میشود. (کردی کلهری، اورامی، سورانی «جافی») در بعضی نواحی لکی و فارسی کرمانشاهی نیز رواج دارد[۵]. کرمانشاهی سابقاً تنها گویش ایل کلهر و زنگنه بوده است؛ شعب فرعی این گویش عبارت است از گویش سنجابی، کلهر، صحنه و هرسین[۶][۷].
«کرماشان» تلفظ صحیح و قدیمی و بومی و «کرمانشاه» یا «کرمانشاهان» تلفظ دولتمردان قرنهای اخیر و مردم غیرمحلی است. نام این ناحیه «کرماچان» یا «کرماجان» یعنی «شهر رعایا» بوده است[۸].
براساس سرشماری 1375، جمعیت استان کرمانشاه 596/778/1 نفر بوده است[۹]. امروز عشایر گوران، سنجابی، کلهر و سایر طوایف بین کنگاور تا قصر شیرین و از روانسر تا ایلام و بخشی از کردهای عراق و سوریه نیز به گویش کردی کرمانشاهی تکلم میکنند.[۱۰] تلفظ و لغات مردم کلهر دستنخوردهتر بازمانده، در حالی که کلمات گویش مردم سایر نقاط به مقتضای همجواری با ایلات و طوایفی، که گویشهای دیگری دارند، تغییر یافته و در گویش بعضی نواحی نیز لغاتی از کرمانجی و سورانی وارد شده است[۱۱]. در عین حال گویش کرمانشاهی از فارسی نیز تأثیر پذیرفته و لغات فارسی فراوان وام گرفته است. (/gosne/ «گرسنه»؛ /češ/ «چشم»)[۱۲].
نظام واجی زبان کردی از یک گویش به گویش دیگر تغییر چندانی نمیکند[۱۳]. همخوانهای کردی جنوبی تقریباً مشابه همخوانهای کردی مرکزی است و در نظام واجی آن آوای کناری /t/ و نرمکامی ـ خیشومی /ŋ/ نیز وجود دارد،[۱۴] درکردی مرکزی و جنوبی تمایز میان v و w از بین رفته است و صورت غالب w است[۴]. کلمات فارسی از قبیل «نان، جان، دانه و شانه»، به همین صورت در گویش کرمانشاهی تلفظ میشود و مانند فارسی و بعضی لهجههای دیگر به «نون، جون، دونه و شونه» تبدیل نمیشود[۱۵].
جنس و حالت در گویشهای جنوبی کردی از بین رفته است[۱۶]. نشانه معرفه در لهجه کرمانشاهی «-ka و-aka» است که به اسم یا صفت اضافه میشود. (مانند: xânaka «خانه»). نشانه نکره در منابع مختلف "-I" (معمولاً yay «یک» نیز پیش از کلمه اضافه میشود: yay mardī «مردی»)؛[۱۷] "-eg"[۱۸] و "-ek"[۱۶] آمده است.
برای نگارش کردی در ایران و عراق از الفبایی مبتنی بر الفبای عربی استفاده میشود[۱۹]. بهترین نمونه کردی کلهری کرمانشاهی درعرصه شعر و ادب اشعار «شامی کرمانشاهی» و غزلیات شاعرانی چون بهزاد، پرتو، ارفع و ... میباشد. در عین حال آثاری نیز به فارسی کرمانشاهی موجود است. شاعران دوره مشروطیت آثاری به فارسی کرمانشاهی از خود به یادگار گذاشتهاند. فارسی کرمانشاهی از لحاظ ضربالمثل و ترانه نیز غنی است[۲۰].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای ایرانی». دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص548.
- ↑ Grimes, Barbara. (cd) Ethnologue (Languages of the world), 12th edition. Texas: Summer institiute, 1992, P. 641
- ↑ بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 479
- ↑ سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270- 265.
- ↑ طبیبی، حشمتالله. مبانی جامعهشناسی و مردمشناسی ایلات و عشایر. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.
- ↑ سنندجی، میرزا شکرالله. تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان. تهران: امیرکبیر، 1375، ص22و 23و 24.
- ↑ سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص60.
- ↑ گنجی، محمدحسین. جغرافیای انسانی ایران»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص510.
- ↑ طبیبی، حشمتالله. مبانی جامعهشناسی و مردمشناسی ایلات و عشایر. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241.
- ↑ سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص266.
- ↑ سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270.
- ↑ بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.
- ↑ بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص545.
- ↑ Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5,P. 479.
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 480
- ↑ درویشان، علی اشرف. فرهنگ کردی کرمانشاهی، کردی ـ فارسی. تهران: نشر مهند، 1375، ص27.
- ↑ بلو، جویس. «کردی» راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص546.
- ↑ ارانسکی، یوسیف. م. کتاب زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، ص127.
- ↑ سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص268و 270.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
آتوسا رستم شاهی