آسیای آبی

آسیای آبی، یا آسیاب، آسیایی که با نیروی آب گردد و در برخی شهرها و روستاهای ایران ان را به لفظ عربی طاحون و طاحونه نیز نامند.
رکن اصلی آسیاب یک چرخ چوبی است که به صورت افقی یا عمودی در گذر آب قرار دارد و مستقیماً یا با واسطه به سنگ زبرین آسیا وصل است. چرخاب افقی در زیر سنگهای آسیا و چرخاب قائم یا عمودی در کنار سنگهای آسیا کار گذاشته میشوند. چرخاب افقی با میلهای که از میان سنگ زیرین میگذرد به گلوی سنگِ گَردانِ آسیا وصل است. چرخاب عمودی با یک چرخ دنده چوبی به محور عمودی زیر سنگها میپیوندد و با واسطه به سنگِ گَردان متصل میشود[۱].
از قدیم سه نوع آسیای آبگرد و تنورهای، ناوی و چرخی در ایران کار میکردهاند:
- آسیای تنورهای که چرخاب آن با فشار نیروی ابِ انباشته شده در چال یا تنوره آسیاب میچرخد[۲]. آسیابهای تنورهای بیشتر در جاهای کم آب ساخته میشدهاند، مانند آسیاب بیده و آسیاب دوسنگه در دهات یزد که با آب قنات،[۳] و آسیابهای فین کاشان که با آب چشمه کار میکردند[۴].
- آسیاب ناوی که چرخاب آن با فشار نیروی آب جاری در یک ناو یا ناودان که با شیب تند کار گذاشتهاند، میچرخد. آسیاب ناوی معمولاً در مناطق کوهستانی ایران به کار گرفته میشوند.
- آسیاب چرخی، که چرخاب آن به طور قائم کار گذاشته شده و با فشار نیروی آب جاری از آبراهی با شیب بسیار تند در مسیر رودخانه یا نهر میچرخد. آسیای چرخی در ایران کاربرد بسیار داشت. مقدسی (سده 4ق/ 11م) در اهواز و در محلی به نام کارشنان چنین آسیابهایی را دیده بوده است[۵].
آسیابهای قدیم دزفول در رودخانه دز و آسیابهای نهر شاهجرد اهواز نمونههایی از آسیای چرخی بودهاند. کاربرد آسیای آبی در ایران به دوره و زمانی باز میگردد که اقوام ایرانی در کنار چشمهها و رودخانهها سکونت گزیده و به زراعت مشغول بودهاند. بنابر یک افسانه ایرانی نخستین بار همای چهرازاد، دختر بهمن، پادشاه کیانی، حدود سه هزار سال پیش رسم «آبْ آسیا» را در ایران، که پیش از آن دست آسیا رسم بود، رواج داد[۶]. قدیمترین اشاره تاریخی به آب آسیا در ایران، اشاره استرابون، جغرافیدان یونانی، به آسیابی است که داروسازان دوره اشکانی در سال 65 پ م ساخته بودند. این آسیاب کوچک میلهای قائم و تعدادی تیغه یا پرّه ملاقه شکل داشته است[۷]. آسیای آبی در دوره ساسانی در شهرها و روستاهایی که آب کافی داشتند، رایج بوده است. امروزه نیز آثار ویرانه آسیابهایی از این دوره بازمانده است، مانند دو آسیابخانه سنگی معروف به «اَسییُ گُوْری» [Asīyo gowrī ](اسیای گبری)، در پیرامون شهر خرمآباد لرستان و آسیا سنگی وِرازْرَ [Veraz ra](گُراز راه) در اَلِشْتَر لرستان،[۸] آسیابهای اطراف سد گَرگَر، یا بند ترازو در شوشتر، آسیابهای سَرْبَند رودخانه دز در دزفول، و خرابههای سه آسیاب سنگی در پای پل سیاه اهواز[۹]. جغرافیدانان و تاریخنگاران اسلامی نیز به تداول آسیابهای آبی در سدههای آغازین اسلامی اشاره کردهاند. نویسنده تاریخ قم (سده 4 ق) به 51 آسیاب با نام آنها در مسیر رود و نهرهای قم اشاره میکند[۱۰]. بنابر نوشته حمدالله مستوفی (سده 8ق/ 14م) ، نیشابوریان 40 آسیاب در مسیر آب رودخانه شهر ساخته بودند[۱۱]. مقدسی در وصف شگفتیهای دیدنی فارس از بندِ امیر، (احتمالاً از 365ق/ 975م)، رودخانه کُر و 10 آسیاب پای آن یاد میکند[۱۲][۱۳].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ یادداشتهای مؤلف.
- ↑ یادداشتهای مؤلف.
- ↑ پاپلییزدی، محمدحسین. «اسیابهایی که با اب قنات کار میکنند»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی. س 18، ش 1، مشهد: 1364، ص 12 و 15.
- ↑ ضرابی، عبدالرحیم. تاریخ کاشان. به کوشش ایرج افشار، تهران: امیرکبیر، 1341، ص 73.
- ↑ مقدسی، محمدبن احمد. احسن التقاسیم. ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1361، 2/615.
- ↑ گردیزی، ابوسعید عبدالحی بن ضحاک. زینالاخبار. به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1347، ص 15.
- ↑ Wulf, Hans E. The Traditional Crafts of Persia. U.S.A: The Massachusetts Institute of Technology, 1966, P. 280.
- ↑ ایزدپناه، حمید. اثار باستانی و تاریخی لرستان. تهران: انجمن اثار ملی، 1355، 1/ 104 و 108، 3/ 283-284.
- ↑ پژوهشهای میدانی مؤلف.
- ↑ قمی، حسن بن محمد. تاریخ قم. ترجمه حسن بن علی بن حسن عبدالملک قمی، به کوشش جلالالدین تهرانی، تهران: مطبعه مجلس، 1313، ص 53-56.
- ↑ مستوفی، حمدالله. نزهه القلوب. به کوشش گای لسترنج، لیدن: 1915 م، ص 148.
- ↑ تلخیص: بلوکباشی، علی. «آسیا»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. 1367، 1/373-374.
- ↑ مقدسی، محمدبن احمد. احسن التقاسیم. ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1361، جلد 2، ص. 661.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی