ترکمن
ترکمن، قومی ترک زبان پراکنده در آسیای میانه، ایران و افغانستان.
این قوم بازمانده ترکمانان غُز/ اُغُز هستند که در قرون اولیه اسلامی در شبه جزیره منقشلاق / منقشلاغ، در ساحل شرقی دریای مازندران و نواحی اطراف آن استقرار یافته بودند.
واژههای ترکمن، ترکمان و تراکمه تا قرن چهارم در منابع فارسی و عربی به کار نرفته است. مجاورت غُزان با اعراب و ایرانیان متضمن رویدادها و تحولاتی بود که نتایج آن در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم آشکار شد. تقریباً از همان زمان اصطلاح ترکمان متداول شد[۱][۲]. اولین بار کاشغری به ترکیب ترک + من اشاره کرده است و ابوریحان بیرونی نیز به ترکانی که مسلمان شده بودند، ترکمان اطلاق میکرد[۳]. قوم ترکمن از اختلاط قبایل گوناگون ترکمان غُز در منقشلاغ و اوست یورت(Ust Urt) (اورت) (فلاتی در مشرق منقشلاق) و رشته کوههای بَلخان و خوارزم و بعضی قبایل بیگانه در قرن هشتم و نهم به وجود آمد[۴]. قرنها پیش از اسلام گروههایی از این قوم، به ویژه غزها به سبب آمیختگی با ایرانیان آسیای میانه و اقوام تُخاری و سُغدی با آنها شباهتهای ظاهری بسیاری یافته بودند[۵]. ترکمنها اکثراَ در جمهوریهای ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان و قزاقستان و مناطقی از آستارخان و استاوروپل(Stauropol) روسیه سکونت دارند. اهالی دشت ترکمن (ترکمن صحرا) در شمال استان گلستان و گروههایی از ساکنان شمال استان خراسان در ایران، همچنین ساکنان بخشی از شمال افغانستان نیز ترکمن هستند. همچنین دهها هزار ترکمن در استان تسن هانِ چین نیز سکونت دارند[۶][۷].
قوم ترکمن از چندین ایل بزرگ به نامهای آتا، آل علی (علی ایلی / آلیلی)، اِرسای (ایرسای، ارزای، ارسالی)، تَکَه، چاودور (چودور)، ساریق (ساریک)، سالور، سقر (ساقار، قره)، یمیرلی (ایمیرلی)، یموت و کوکلان (گوکلان) تشکیل شده است که هر کدام شامل دهها تیره کوچک و بزرگ است[۸][۹]. بعضی از ایلات ترکمن در قرون گذشته، به سبب رشد یکجانشینی و زراعت به دو گروه چمور (چومِر = زارع و دامدار و صیاد و بازرگانِ یکجانشین) و چاروا (دامدار و شترچران کوچرو) تقسیم شده بودند[۱۰].
زبان ترکمنها (← ترکمنی) شعبهای از ترکی اُغُزی است که دو گروه اصلی: گویشهای قبایل بزرگ و گروه گویشهای قبایل کوچک را دربر میگیرد. زبان ادبی جدید ترکمن، ترکیبی از گویشهای اصلی است. ادبیات قومی ترکمن، در قرن دوازدهم با تلاش برخی شاعران ترکمن شکل گرفته است[۱۱].
ترکمنها عمدتاً حنفی مذهباند و طریقت نقشبندیه در میان آنها پیروان فراوانی دارد[۱۲]. ترکمنها از گذشتههای دور، ابریشم بافی و نمدمالی و قالی بافی میکردند و قالی و نمد از تولیدات معروف آنهاست. این قوم از دیرباز در پرورش اسب مهارت فراوان داشتهاند و اسب ترکمن همچنان از نژادهای اصیل اسب در جهان به شمار میآید[۱۳].
قرنها پس از تشکیل قومی با نام ترکمان، قبایل و گروههایی دیگری مانند قپچاق، خلج، آقا جری و مانند آنها به ترکمانان پیوستند و اتحادیه بزرگی را تشکیل دادند[۵]. در زمان سلجوقیان، سلطان مسعود نیروهایی را برای دفع خطر از آنان و سرکوب شرارتهایشان به مناطق اطراف خراسان فرستاد که نهایتاَ در 548ق / 1153م به پیروزی ترکمانان منجر شد. از آن پس ترکمانان به توسعه تصرفات خود پرداختند و تا کنار دریای مدیترانه پیش رفتند و دولتهای کوچک و بزرگی را بنیان نهادند که آخرین آنها امپراتوری عثمانی بود[۱۴]. درگیریهای ترکمنها با دولتهای صفوی، افشار و مهاجمان قزاق و ازبک از سویی و تصرف مناطق ترکمن نشین توسط روسیه از قرن یازدهم به بعد، از سوی دیگر، همچنین دشمنیهای درون قبیلهای و جابهجاییهای بزرگ و جز آن موجب شد که تا قرن اخیر ترکمنها فاقد وحدت و دولت مشخصی باشند[۱۵]. در زمان اتحاد جماهیر شوروی دولت بلشویک ترکمنستان ایجاد شد که در 1336ق / 1918م سرداران ترکمن و نظامیان انگلیسی و منشویکها آنها را برانداختند و دولت وابسته به سازمان نظامی روسهای سفید را روی کار آوردند[۱۶]. در 1338ق این دولت نیز سقوط کرد و در 1303ش/ 1924م جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان تأسیس شد. سرانجام پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1370ش / 1991م کشور ترکمنستان مستقل به وجود آمد[۱۷][۱۸].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
تلخیص از مقاله «ترکمن، قوم»، دانشنامه جهان اسلام
تلخیص کننده: معصومه ابراهیمی
- ↑ ابن حوقل، ص 511.
- ↑ گروسه، رنه. امپراطوری صحرانوردان. ترجمه عبدالحسین میکده، تهران: 1365، ص 247.
- ↑ کاشغری، محمود بن حسین. دیوان لغات الترک. استامبول: 1333-1335ق، ج 1، ص 294.
- ↑ لاگاشووا، بی بی رابعه. ترکمنهای ایران: پژوهشی تاریخی ـ مردمشناسی. ترجمه سیروس ایزدی و حسین تحویلی، تهران: 1359، ص 18.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ رشیدالدین فضلالله. ج 1، 54-55.
- ↑ دوردییف، مراد و شهرت حاجکوویچ قدیروف. ترکمنهای جهان: تحقیقی پیرامون وضعیت تاریخی و جمعیتی ترکمنها. ترجمه امانگلدی ضمیر، تهران: 1379، ش 24.
- ↑ آکینر، شیرین. اقوام مسلمان اتحاد شوروی. ترجمه علی خزاعیفر، مشهد: 1366، ص 380-381 و 387.
- ↑ میرزا ابراهیم. سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش مسعود گلزاری، تهران: 1355، ص 57.
- ↑ سارلی، اراز محمد. تاریخ ترکمنستان. تهران: ؟-1378، ص 10-15.
- ↑ قورخانچی، محمدعلی. نخبه سیفیه: در تاریخ و جغرافیای استرآباد. به کوشش منصوره اتحادیه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان، تهران: 1360، ص 34، 40.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. تهران: 1366، ص 280-281.
- ↑ آکینر، شیرین. اقوام مسلمان اتحاد شوروی. ترجمه علی خزاعیفر، مشهد: 1366، ص 395.
- ↑ لاگاشووا، بی بی رابعه. ترکمنهای ایران: پژوهشی تاریخی ـ مردمشناسی. ترجمه سیروس ایزدی و حسین تحویلی، تهران: 1359، ص 48-53.
- ↑ باسورث، کلیفورد ادموند. سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ترجمه فریدون بدرهای، تهران: 1381، ص 359-365 و 409-412.
- ↑ بوهر، آنت. «ترکمنها» در ملیتهای شوروی: مجموعه 21 مقاله. زیر نظر گراهام اسمیت، تهران: 1375، ص 266-267.
- ↑ لاگاشووا، بی بی رابعه. ترکمنهای ایران: پژوهشی تاریخی ـ مردمشناسی. ترجمه سیروس ایزدی و حسین تحویلی، تهران: 1359، ص 133-136.
- ↑ آکینر، شیرین. اقوام مسلمان اتحاد شوروی. ترجمه علی خزاعیفر، مشهد: 1366، ص 384.
- ↑ بوهر، آنت. «ترکمنها» در ملیتهای شوروی: مجموعه 21 مقاله. زیر نظر گراهام اسمیت، تهران: 1375، ص 269.