پرش به محتوا

زره

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۰ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
زره ، قابل بازیابی از https://negarestock.ir/

زره، تن پوشی که جنگیان در روزگاران قدیم بر تن می‌کردند. جنس آن اغلب فلزی و از حلقه‌های ریز در هم بافته شده و یا از پولک‌هایی ساخته می‌شد که مانند فلس ماهی بر هم قرار گرفته و میخ می‌شدند. جُبه، درع، جوشن، چهارآینه، نام‌های تاریخی و انواع دیگر زره هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند[۱].

ایران باستان

بر تن جنگیان ایلام باستان زره‌های پولکی آستین کوتاهی بود که تا کمر می‌رسید، و البته ادامه آن از کمر به پایین، به جای پولک، ردیفی از ورقه‌های فلزی و چرمی کنار هم چیده شده بود[۲][۳].از زره‌هایی که بخشی از دست، ساعدها، پشت بازو، و بخش‌هایی از پاها، به ویژه ساق‌ها را فرا می‌گرفت، نیز استفاده می‌شد[۴][۵].گاه زره‌ها را از قطعات مربع شکلی می‌ساختند که با میخ پرچ به هم متصل شده بودند[۶].اما به هر حال در اغلب موارد غیر از قطعات و حلقه‌های فلزی، نوارها و قطعات چرمی ضخیم و مانند آن هم به کار می‌رفت[۷]. در دوره اشکانی اغلب، آستین‌های زره‌ها بافتی دیگر، شاید نوعی منسوخ بافته شده متراکم داشت یعنی به صورت نوارها و حلقه‌های افقی متصل به هم، تهیه می‌شد. شلوار این نوع زره نیز وجود داشت[۸]. نوع کوتاه این شلوارها تا زانوان می‌رسید[۹][۱۰].

ابتدای اسلام تا مغول

پیامبر در جنگ‌ها اغلب، مغفر یعنی زره سر را، در زیر کلاهخود فلزی (سبوغ) برسر می‌گذاشتند[۱۱][۱۲].یکی از زره‌های معروف آن حضرت زره ذات‌الفضول بود، که بلندی آن تا حدود زانوان می‌رسید و در کمر حلقه‌هایی برای گذراندن کمربند داشت[1][۱۳][۱۴]. غیر از زره‌های فلزی از نوع کتانی آن نیز استفاده می‌کردند که به همراه موی بز بافته شده و «دلاص» نام داشت[۱۵][۱۶]. زره‌ها هم نوع کوتاه داشت و هم نوع بلند، برخی آستین‌های کوتاه داشت و برخی آستین‌های بلند[۱۷].تعدادی از آن‌ها، زرهی نیز (غیر از کلاهخود) برای سر داشتند[۱۸].گاه در هنگام جنگ، زمانی که زره بلند بر تن داشتند، برای راحتی بیشتر، دامن زره خود را بالا آورده و در شال یا کمربند و یا دگمه‌های دور کمر زره محکم می‌کردند[۱۹]. از زره‌های دو حلقه‌ای «حلق المضاعفه»[2][۲۰][۲۱] و همچنین از ساعد بندها و ساق پوش‌های فلزی نیز استفاده می‌کردند[۲۲][۲۳].

شاهان و بزرگان اغلب زیر زره خود غلاله یا خفتانی به تن می‌کردند تا زبری زره، بدنشان را آزار نرساند. استفاده دیگر و مهم‌تر این خفتان‌ها این بود که چون از لایه‌ها و تکه‌های ابریشمی تهیه شده بود، و به این خاطر به قزآگند نیز معروف بود[۲۴]،خود نوعی زره به حساب می‌آمد[۲۵][۲۶].17 زره‌های سپاهیان علوی طبرستان، کوتاه و اغلب تنها روی سینه و شکم را می‌پوشاند[۲۷][۲۸].نواحی غور و بامیان و فرغانه و خوارزم به کار ساختن زره و جوشن مشغول بودند[۲۹].

مغول تا عصر حاضر

به جز زره تن، به کلاهخودهای جنگیان، زرهی متصل بود که روی گوش‌ها، شانه‌ها و سینه را می‌پوشاند[۳۰][۳۱]، از نوعی زره غیرفلزی که مانند قبایی بلند و آستین کوتاه بود، و از نوارهای افقی متصل شده به هم تشکیل شده بود، نیز استفاده می‌شد[۳۲]. از دیگر زره‌های غیرفلزی، باید به زره‌های مویینی که بافتی متراکم داشتند یا زره‌هایی که از قطعات چرم سیاه ساخته شده بود، اشاره کرد[۳۳][۳۴]. اما زره اصلی همان زره فلزی بود، که تا ساق پاها می‌رسید و آستین‌هایی کوتاه داشت، از کمر به پایین جلو باز بود و رنگ آن بسته به نوع فلز جگری، طلایی، و یا نقره ای بود. گاه این زره ها، به صورت پولک‌های روی هم قرار گرفته شده بود[۳۵]. این زره‌ها اغلب با ساعد بندها، دست‌پوش‌ها، زانوبندها، ساق‌پوش‌ها، و صفحه‌های مدوری روی سینه و پشت شانه‌ها همراه بود[۳۶].

ارزش یک زره، برابر با یک اسب، و یا پنج گوسفند بود[۳۷]. زره‌های تیموریان گاه چرمی و آستین کوتاه و اغلب فلزی با بافتی حلقه حلقه‌ای بود. جلوی آن‌ها از کمر به پایین باز بود. همچنین بر روی سینه یا پشت و میان کتف‌ها، گاه صفحه‌هایی مدور و فلزی به کار می‌رفت (بخشی از چهارآینه، نام نوعی جوشن). در این زمان شیراز به ساخت زره‌های طرازدار زرکش صیقلی معروف بود[۳۸][۳۹][۴۰][۴۱]. زره‌های صفوی نیز اغلب با ساعد بندهای فلزی و ران پوش‌ها و ران پاهای فلزی- چرمی و یا بافته‌های متراکم ساقه‌های گیاهی، و بازوبندها، همراه بود[۴۲][۴۳]، که یا آستین کوتاه و تا حد زانوان و جلو بسته، و یا کوتاه‌تر و تا حد ران‌ها بود. زره‌های بلندتر، اغلب از کمر به پایین جلو باز بود تا دست و پا گیر نباشد. گاهی صفحه‌هایی گرد و فلزی را در محل سینه و روی زره اضافه می‌کردند(جوشن)[۴۴][۴۵]. زره‌هایی که تنها دور گردن و سینه و شانه‌ها را می‌پوشاند، نیز مورد استفاده بود[۴۶].

نوعی از این زره‌ها کاملاً جلو بسته بود و آن را از عقب پوشیده و دگمه‌هایش را پشت بدن می‌بستند[۴۷]. برای محافظت دست‌ها، از ساعد بندهای فلزی و لولاداری استفاده می‌شد، که در محل مچ دست، محکم شده، در بیشتر مواقع تنها پشت دست‌ها را می‌پوشاند و روی دست‌ها (به جز مچ دست) همیشه خالی و بی‌حفاظ می‌ماند[۲۸]. پوششی فلزی و یا چرمی و شاید هم بافته شده از الیاف متراکم گیاهی نیز، به پا می‌کردند، که از روی ران‌ها تا ساق پا را فرا می‌گرفت. این پاپوش نیز که تنها روی پا را در قسمت جلو می‌پوشاند، با بندینک‌هایی به پا بسته می‌شد و بدین ترتیب همیشه قسمت عقبی پاها آزاد می‌ماند[۴۸][۲۸].                                                

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1] - پیامبر دو زره دیگر به نام‌های فضه و صغدیه داشت که اغلب یکی از آن دو را بر روی ذات الفضول می‌پوشید.

[2] - در نبرد قادسیه از زره‌های دو گانه مسلمین یاد شده است.

مآخذ

  1. یادداشت مولف.
  2. Amiet,P.Elam,Paris,1966,Pp.374-377,fig 282-285
  3. Ghirshman,R. Tchoga Zanbil,Paris, 1966,Vol I, Pl.48, 55-56, fig 199, 213, 214, 234, 404
  4. Calmeyer,P.Relief bronzen in Babylonischem stil,Munchen,1973, Pp.48-50,no F3-9
  5. Ghirshman,R.Perse, proto-iraniens, Mèdes, Achéménides,Paris, Gallimard,1963,P.73,fig 95
  6. Porada,E.Tchoga Zanbil la glyptique,Paris,1965,Pp.9,127-128,fig 70-71
  7. Pope,U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Oxford,1938-1939,vol IV,Pl.123,no E.
  8. Ghirshman,R.Iran.Parthes et sassanides,Paris,Gallimard,1962, Pp. 55,125-130,fig 69,163-166.
  9. Ghirshman,R.1962,P.152,fig 195; Herrmann,G.The Iranian revival, Oxford,1977,Pp.77,87
  10. Herzfeld,E.Iran in the ancient east,Oxford, 1941,P.310,fig 403
  11. نویری، شهاب‌الدین احمد بن عبدالوهاب، نهایه الارب فی فنون الادب. قاهره: مطبعه دارالکتب، 1373ق/1955م، ج18، ص288- 298.
  12. ابن هشام، عبدالملک و محمد بن اسحاق. السیره النبویه. طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر: 1936 م ، ترجمه و انشای فارسی، رفیع‌الدین اسحاق بن محمدهمدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران: خوارزمی، 1360، ج2، ص671؛
  13. واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر، المغازی. تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت: 1409ق/1989م، ج1، ص178، 219، 294، ج2، ص653، ج۳، ص897.
  14. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ. بیروت: دارصادر،1960م، ج2، ص72.
  15. طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوک. قاهره: 1939-1957م، ج3، ص34.
  16. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی،اعداد،مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج4، ص547؛
  17. زره‌های مرحب در خیبر. واقدی، ج2، ص656 و یا سعد بن معاذ در خندق. همانجا. ج2، ص469؛ ابن هشام، ج2، ص741.
  18. بیشتر با نام مغفر از آن یاد شده است. واقدی، ج1، ص279.
  19. واقدی، ج1، ص279؛ طبری، ج3، ص 416-430 . به زره‌های تکمه‌دار «ذات الازمه» می‌گفتند. طبری، ج3، ص 115-116.
  20. بلاذری، ابی‌العباس احمد بن یحیی. فتوح البلدان. حققه و شرح و حواشیه عبدالله انیس الطباع، عمرانیس الطباع. دارالنشرللجامعین، 1377ق/1957م، ص362.
  21. ابن خلدون، عبدالرحمن. مقدمه،ترجمه محمد پروین گنابادی،تهران: علمی و فرهنگی، 1369، ج1، ص530؛
  22. حریش در شعری (در خراسان سال 65ق) به رخت و سروال آهنین اشاره می‌کند. همانجا. ج4، ص 209-210.   
  23. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/1965م، ج5، ص 81-82؛  
  24. لباسی که با ریزه های ابریشم پُر شده بود. تبریزی، برهان قاطع. ذیل این واژه.  
  25. Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp.319-323.          
  26. مسعودی، ابی‌الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. به تحقیق محمدمحیی‌الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص202؛ ابن اثیر، ج7، ص128؛
  27. Supuler,B. Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,P.492.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ابن اسفندیار، بهاءالدین محمد بن حسن. تاریخ طبرستان. چاپ عباس اقبال، تهران: 1320، ص145.
  29. حدود العالم من المشرق الی المغرب. مؤلف ناشناخته، مقدمه بارتولد،تعلیقات مینورسکی. ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372،ص319.
  30. Gray,B; La peinture Persane,Genève,1977,p.29,34
  31. نسخه شاهنامه دموت، تبریز. کمبریج ، موزه هنر فاگ 167. 1955 ؛ نسخه شاهنامه، تبریز، توپکاپی استانبول، عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی. بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی،1999م، باب الثالث، ص157-158، لوحه 153رنگی.
  32. Ibid,Pp.29,34.
  33. Carpini.Histoire des Mongols,tr,ed,D.J.Becquet,L.Hambis,Paris,1965,P. 201
  34. ورقی از شاهنامه، توپکاپی استانبول، رقم-2153، ورقه a157 ، لصراف، شهاب. الفروسیه،الریاض.المکتبه العربیه السعودیه، 1421ق، ج2، ص242، لوحه198.
  35. ورقی از نسخه شاهنامه، تبریز: و ورقی از نسخه‌ای دیگر، هر دو  برلین،Diez , A.fol  7o,s.2,19 . لصراف، ج2، ص76- 77، لوحه 63- 64؛ نسخه جامع التواریخ، توپکاپی استانبول: عکاشه، باب الثالث، لوحه 138رنگی.
  36. Gray,B; La peinture Persane,Genève,1977,p.47-52
  37. ولادیمیرتسف، ب، نظام اجتماعی مغولان، فئودالیسم خانه بدوشی. ترجمه شیرین بیانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345،ص 272.
  38. سفرنامه‌های  ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، ص 76،147،293؛ حافظ ابرو، ج1، ص493،554.
  39. حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله‌هروی، زبده التواریخ. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سیدجوادی، تهران: نشر نی،1372، ج1، ص38، 161، 521، ج2، ص739
  40. Gray,B; La peinture Persane,Genève,1977,p.106-67-66
  41. ولادیمیرتسف، ب، نظام اجتماعی مغولان، فئودالیسم خانه بدوشی. ترجمه شیرین بیانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345،ص 272.
  42. Robinson,H.R; Oriental armour,New York,1967,P.38
  43. Maddison,F;E.S.Smith; Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XII,1997,P.178,no 117
  44. شاهنامه موزه هنرهای تزیینی، ش232 ، ص265، مجلس هیجدهم.
  45. شاهنامه موزه رضا عباسی. ش 68-596، ص790 ، مجلس نوزدهم؛
  46. عالم آرای صفوی. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات،1363، ص136.  
  47. شاهنامه کاخ گلستان. ش1946، ص39، مجلس دوم.
  48. Maddison-Smith,Pp.28-29

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

محمدرضا چیت ساز