عطار نیشابوری
عطار نیشابوری (ح 540- ح 617ق / 1145-1220م)، شاعر، نویسنده و عارف نامآور ایران.
فریدالدین محمد بن ابوبکر ابراهیم عطار کدکنی نیشابوری معروف به شیخ عطار[۱] در قریه کدکن در نزدیکی نیشابور زاده شد و ظاهراً تا پیش از حوادث ترکان غُز در نیشابور زندگی میکرد[۲]. پدر و مادرش تا پایان جوانی وی حیات داشتهاند و هردو تا حدّی اهل زهد و پارسایی بودهاند. خود وی مانند پدر، پیشه عطاری داشت و در داروخانه اش به طبابت مشغول بود. او با آسودگی تمام در کودکی و جوانی با دانش و ادب آشنایی یافت، چنان که نشانه معرفت به قرآن، حدیث، فقه، تفسیر، طبّ، نجوم، کلام و ادب در آثارش مشهود است[۳]. در موسیقی نیز دستی داشت. او مسلمانی معتقد و ظاهراً از اهل سنّت بود. به پیامبر اکرم (ص) ارادت میورزید و خلفای سه گانه را مدح میگفت. با این حال به خاندان رسالت، به ویژه حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) احترام میگذاشت و در فضیلت آنان اشعاری سرود[۴]. او مردی محقق بود و از تاریخ آگاهی داشت، چنان که در مثنویاتش از احوال بزرگان تاریخ ایران مانند سلطان محمود غزنوی* (حک 389-421ق / 999-1030م)، خواجه نظامالملک طوسی* (د 485ق / 1092م)، امیر نصر بن احمد سامانی* (حک 301-331ق / 914-943م)، سنایی* (د 535ق / 1141م)، فردوسی* (د 411 یا 416ق / 1020 یا 1025م) و دیگران حکایتهای فراوانی به دست میدهد[۵]. به رغم آنکه از فیلسوفان بیزار بود و آنان را نقد میکرد، در حکمت طبیعی و الهی قوی دست بود. به تتبّع احوال و جمع اقوال مشایخ صوفیه و گردآوری حکایت این طایفه اشتیاقی وافر داشت[۶]. در میان عرفا و مشایخ صوفیه که در آثارش از آنان به نیکی یاد کرده است، به ابوسعید ابوالخیر* (د 440ق / 1048م) ارادت بیشتری میورزید[۷]. قسمتی از عمرش را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکّه تا فرارود بسیاری از مشایخ را زیارت کرد[۸]. جامی او را از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی (د 607 یا 616ق / 1210 یا 1219م) مشهور به خوارزمی از تربیتیافتگان شیخ نجمالدین کبری* (د 618ق / 1221م) دانسته است[۹]. به قول دولتشاه سمرقندی، عطار در پیری هنگامی که بهاءالدین ولد، پدر جلالالدین بلخی در نیشابور به خدمت او رسید، نسخهای از اسرارنامه خود را به فرزند او که کودکی بیش نبود، هدیه داد[۱۰]. سرانجام به گفته بیشتر تذکرهنویسان به دست یکی از کفّار مغول کشته شد. مزارش در نزدیکی نیشابور باقی است.
کلام او ساده، روان و خالی از هر نوع آرایش و پیرایش است[۱۱]. مهمترین ویژگی عطّار در این است که تمام آثار او به تصوّف اختصاص دارد و در مجموعه آثار شعری او حتی یک بیت نیست که رنگ عرفان نگرفته باشد. زبان شعر عطار در قیاس با سنایی نرمتر و تا حدودی به زبان گفتار نزدیکتر است. صنعت بر شعر او غلبه ندارد[۱۲]. غزلهای او سرشار از شور و شوق است و از این لحاظ مقدمه پیدایش غزلهای مولوی است. آربری[Arberry] بر این اعتقاد است که بسیاری از اشعار دیوان عطّار از اصالت تمام بهره دارد و تأثیر و نفوذ او در غزلسرایی مولوی مسلّم است[۱۳]. از آثار مسلّم عطار میتوان به دیوان قصاید و غزلیات؛ مختارنامه (مجموعه رباعیات)؛ مثنوی اسرارنامه؛ مثنوی مقامات طیور (منطقالطیر)؛ مثنوی خسرونامه، الهینامه؛ مثنوی مصیبتنامه و تذکره الاولیا در نثر را نام برد. جواهرنامه و شرح القلب نیز از آثار مسلم و گمشده عطار هستند که همواره در جستجوی آنها بودهاند[۱۴].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 858.
- ↑ تفضّلی، تقی. منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. تهران: چاپ سکّه، 1345، ص چهار (مقدمه).
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین. با کاروان حلّه. تهران: آریا، 1343، ص 182.
- ↑ تفضّلی، تقی. منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. تهران: چاپ سکّه، 1345، ص شش ـ نه (به اختصار) و هفده (مقدمه).
- ↑ نفیسی، سعید. جستجو در احوال و آثار فریدالدین عطار نیشابوری. تهران: اقبال، 1320، ص 92.
- ↑ فروزانفر، بدیع الزمان. شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. تهران: انجمن آثار ملی، 1339ـ 1340، ص 41 و 50.
- ↑ تفضّلی، تقی. منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. تهران: چاپ سکّه، 1345، ص سیزده (مقدمه).
- ↑ صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 861.
- ↑ مشکور، محمدجواد. مقدمه بر منطق الطیر عطار. تهران: کتابفروشی تهران، 1353، ص هجده (مقدمه).
- ↑ گوهرین، سید صادق. مقدمه بر اسرارنامه عطار. با تصحیح، تهران: بی نا، 1338، ص پنج (مقدمه).
- ↑ صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1336، ج 2، ص 865.
- ↑ شفیعی کدکنی، محمدرضا. مقدمه بر مختارنامه عطار. تهران: توس، 1358، ص بیست و بیست و دو (مقدمه).
- ↑ یوسفی، غلامحسین. چشمه روشن. تهران: علمی، 1362، ص 197.
- ↑ شفیعی کدکنی، محمدرضا. مقدمه بر مختارنامه عطار. تهران: توس، 1358، ص س و شش (مقدمه).
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر