تقسیم خانواده عشایری براساس نوع زندگی و نظام تولید
در انچه تاکنون آمد، اساسِ تقسیم خانواده عشایری بر اَشکالِ رایج ازدواج و همبستگیهایِ درونیِ گروههایِ عشایری قرار داشت. امّا با توجه به مسایلِ متناظر به نوع زندگی و نظام تولیدیِ جامعه عشایریِ ایران و به ویژه با در نظر گرفتنِ مسیله اسکان و کوچ عشایر، خانواده عشایری را میتوان به سه گروهِ ذیل تقسیم کرد:
- خانوادههای کوچرو؛
- خانوادههایِ اسکان یافته؛
- خانوادههایِ اسکان موقت و آماده برایِ کوچ.
بررسیها نشان میدهند که در خانوادههایکوچرو و اسکان یافته، بین امکانِ کوچ یا اسکان و تعدادِ دام خانواده، رابطه مستقیمی وجود دارد؛ امّا امکانِ کوچ یا اسکان در مورد خانوادههایِ گروهِ سوم (= خانوادههای اسکان موقت و آماده برایِ کوچ) بستگی به تعداد دام خانوادههایِ دیگر دارد. چرا که خانوادههایِ گروهِ سوّم، به عنوانِ خانوادههایِ فقیرِ جامعه عشایری، آن هنگام قادر به کوچ خواهند بود که تعدادِ دامِ خانوادههایِ دامدارِ کوچرو از حدّ معینی - درحدودِ ۴۰ راس دامِ مادّه - تجاوزکند و اینگروهِ اوّل به کمکِ خانوادههایِ گروهِ سوّم نیازمند گردد.
افزون بر این عامل، نوع روابطِ خویشاوندی میانِ خانوادهها نیز عاملِ موثرِ دیگری در «کوچ» یا «اسکانِ» آنها است.گستردگیِ شبکه خویشاوندی ازجمله امتیازاتی است که به لحاظٍ اجتماعی و اقتصادی، خانوادههایِ فقیر را بهرغم کمبودِ دام در منطقه و نداشتنِ وسایلِ حملونقل، از اسکانِ موقت رهایی میبخشد؛ درحالی که گسستگیِ همین روابط، آنها را ناگزیر از اسکانِ موقت میسازد.
مهمترین خصیصه خانوادههایِ اسکان یافته نیز برخورداری از رفاهِ اقتصادی است. به همین دلیل است که تعدادِ این نوع خانواده در قیاس با سایرِ انواع خانواده، بسیار اندک میباشد. علّتٍ اصلی اسکانِ آنها نیز برخورداریِ بیشتر از برخی خدمات مانندِ مدرسه و دکتر و... ذکر شده است. هرچند که بهرغم این خدمات، هنوز هم بخشِ عمده ایلاتِ ایران، به کوچروی مایل هستند.
خانواده مرد مکانی یا زن مکانی: خانوادههایِ عشایری را برحسبِ نوع و مکانِ اسکان، به خانوادههایِ مرد مکانی یا زن مکانی تقسیم میکنند. خانواده مرد مکانی، آن نوع خانوادهای است که در آن زن در خانواده شوهرِ خود و همراهِ آنها به سر برد. این خانواده، رایجترین خانواده عشایری است. خانواده زن مکانی، خانوادهای است که در آن مرد در خانه پدرِ همسرش (= پدر زنش) به سر برد و همراهِ آنها زندگی کند. درباره چرایی شکلگیریِ این نوع خانوادهها در بخشِ خویشاوندی و انواع آن به تفصیل توضیح دادهایم. خانواده پدر نسبی و مادر نسبی نیز در همان زمرهاند.
بدینترتیب، آشکار میشود که ساختِ خانواده نیز همچون ساختِ خویشاوندی و ازدواج، در میانِ عشایر بر بنیادِ اقتصادِ سنتی این جامعه شکل میگیرد و بدیهی است که هرگونه تغییری در نظام تولیدِ عشایری، موجبِ تغییر در ساخت، وظایف، و نقش هایِ خانواده و نظام خویشاوندی خواهد بود.
درعینِحال، باید توجه داشت که ارتباطات و پیوندهایِ فرهنگی و جغرافیایی نیز در شکلپذیریِ خانواده عشایریِ ایران عاملی موثر است؛ و دقیقا به همین دلیل است که تطبیقِ مفاهیم رایج در جامعهشناسی غربی و بهرهگیری از طبقهبندیهایِ آن، تنها در شکلِ صوری به کار پژوهشهایِ عشایری میآید و بسا که با واقعیت هایِ موجود در جامعه عشایریِ ایران منطبق نباشد. اشاره به نمونه «خانواده هستهای» این بحث را روشنتر میکند، درحالی که مهمترین خصیصه خانواده هستهای در غرب، استقلالِ خاصِ اقتصادی و اجتماعی آن است، در خانواده هستهایِ عشایری، شاهدیم که درعینِ استقلال، این نوع خانواده، نمیتواند جدا از خانوادههایِ «مالِ» (واحدِ اقتصادی - اجتماعیِ ایلی) خود به سر برد و روابطِ اقتصادی - اجتماعی گسترده و پیچیدهای را که با سایرِ خانوادهها و افرادِ «مالِ» خود دارد، انکار نماید.
نیز نگاه کنید به
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در ایران معاصر
- خانواده و ازدواج از دیدگاه اسلام
- خانواده در دورانگذار
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در حماسهها و اسطورههای ایرانی
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در ایران پس از اسلام
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در ایلات
- خویشاوندی بنمایه سازمان و روابط ایلی
منبع اصلی
فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.
نویسنده مقاله
هوشنگ فرخجسته