میرزا تقی خان امیرکبیر

امیرکبیر، میرزا تقیخان، (1222-1268 ه.ق / 1807-1852م) صدراعظم و اصلاحگر برجسته ایران در آغاز دوره ناصرالدین شاه قاجار. ملقب به عناوین رسمی میرزا، خان، وزیرنظام، امیرنظام، اتابک اعظم و امیرکبیر.
میرزا تقی خان فرزند کربلائی قربان آشپز، زادگاهش هزاوه فراهان اراک بود. به واسطه پدرش و بدون اصالتِ نسب خاندانی، با فراگیریِ سواد در مکتب خاندان قائم مقام به منشیگری و سپس پیشکار مالیه دولتی آذربایجان و وزیر نظام شد.
در دوره محمدشاه قاجار، در روسیه، ایروان (به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد) و عثمانی مأموریت سیاسی داشت. در سفر خسرومیرزا به روسیه برای حل مسئله قتل گریبایدف با او همراه بود و پس از آن در سفر ارزنهالروم (1263-1259ق) برای حل و فصل اختلافات مرزی و ارضی ایران و عثمانی به موفقیت بسیاری دست یافت. میرزا که در جلوس ناصرالدین شاه به تخت شاهی تلاشهای فراوانی انجام داد شخص اول ایران و مسئول همه امور از طرف شاه شد[۱].
او برای بار دوم با خواهر شاه- عزت الدوله- ازدواج کرد. نزدیکی او با شاه دوامی نیافت و در طی دوره صدارت خود با دشمنی روسیه، انگلیس و درباریان مواجه شد[۲]. هرچند گامهایی مؤثر برای اصلاح اوضاع اقتصادی، قضایی، اخلاق مدنی، مالیه، نظامی و ترویج علم و صنعت، برداشت اما نتوانست قدرت ناصرالدین شاه را محدود سازد.
ابعاد تلاشهای امیرکبیر شامل نوآوری در راه نشر فرهنگ و دانش و صنعت جدید، پاسداری از هویت ملی و استقلال سیاسی ایران و اصلاحات سیاسی و مملکتی و مبارزه با فساد اخلاقی بود[۳]. دوره صدارت امیر، نمونهای از «استبداد منور» است که روشی مبتنی بر قانون و عدالت و تربیت ملت و به «نظم میرزا تقی خانی» مشهور بود که با اعمال قدرت به قانون ضمانت اجرائی بخشید. شورشهای حسن خانِ سالار، بابیها[۴]، خالی بودن خزانه، نفوذ و سلطه خارجیان، اقتصاد و تجارت مصرفی و بحرانهای فرهنگی- سیاسی از مسائل مهم دوره او بود.
برایِ رفع بحرانِ مالی به کاهش مواجبِ همه درباریان و حتی شاه و حذف تیولات پرداخت- و مسائل اقتصادی را با اعمال قانون منع صدور طلا، تشکیل مجمع الصنایع و ترغیب و حمایت از اقتصاد ملی عملاً قانون تحمیلی تجارت آزاد منعقده در عهدنامه ترکمنچای و عهدنامه - 1257ه ق / ؟ م انگلیس را نقض میکرد.
اصلاحات قضائی و مدنی را با تأسیس «دیوانخانه عدالت»، آئین دادخواهی اقلیتهای مذهبی، اصلاح محکمه شرع، جلوگیری از رشوهگیری با اعمال قانون اعدام رشوهخوار، حذف عناوین دولتی و مداحی شاعران دنبال کرد[۵]. به منظور جلوگیری از نفوذ روسیه در شمال، پیشرفت انگلیس در جنوب را سد کرد[۶].
در عرصه علم و دانش به تأسیس دارالفنون*، انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه و ترجمه کتب خارجی پرداخت. و اندیشههای اصلاحگرانه خود را در «کتابچه خیالات اتابکی» نگاشت. امیر سزاوارِ عنوانِ «والاترین مخلوق خدا» بود[۷] و قربانی اراده مردانه و انعطافناپذیر خود شد[۸]. سرانجام به امر شاه عزل گردید و به اشتباه خود اقرار کرد که مملکت به جای وزیر عاقل به شاهِ عاقل نیاز دارد[۹] و در تبعیدگاهش در حمام قریه فین کاشان کشته شد (20 محرم 1268). بعدها ناصرالدین شاه از قتل او پشیمان شد[۱۰].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ سپهر، محمد تقی لسانالملک. ناسخ التواریخ. به اهتمام جمشید کیانفر، تهران: اساطیر، چ اول، 1377، ج3، ص 1-1006.
- ↑ آدمیت، فریدون. امیرکبیر و ایران. تهران: خوارزمی، چ سوم، 1348، ص 220-670.
- ↑ روزنامه وقایعاتفاقیه. شماره 50، پنجشنبه، 23ربیعالاول 1268.
- ↑ اعتمادالسلطنه، محمد حسن خان. صدر التواریخ. تصحیح و تحشیه محمد مشیری، تهران: سازمان انتشارات وحید، 1349، ص 196-231.
- ↑ بامداد، مهدری. شرح حال رجال ایران. تهران: زوار، بیتا، ج1، ص 209-221.
- ↑ اقبال آشتیانی، عباس. میرزا تقی خان امیرکبیر. به کوشش ایرج افشار، تهران: توس، چ دوم، 1355، ص 246-265.
- ↑ واتسون، رابرت گرانت. تاریخ ایران دوره قاجاریه. ترجمه وحید مازندرانی، تهران: امیرکبیر، چ دوم، 1348، ص334-337.
- ↑ پولاک، ادوارد یاکوب. سفرنامه پولاک. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، چاپ دوم، 1368،ص 269-299.
- ↑ مکی، حسین. زندگانی میرزا تقی خان امیرکبیر. تهران: ایران، چ ششم، 2535، ص 454-470.
- ↑ مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه. تهران: زوار، چ دوم، بیتا، ج1، ص 66-75 و 101.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
میرحواس احمدزاده