پرش به محتوا

آثار و نتایج اجتماعی مرگ

از ویکی ایران

آگاهی که انسان از طریق روبرو شدن با پدیده مرگ به دست آورده، علی‌رغم اینکه او را به قبول واقعیتی اجتناب‌ناپذیر مجبور ساخته اما انسان سعی کرده است که تسلیم آن نشود. به این جهت، به خلاقیتهای رفتاری جدیدی دست زده است تا از این طریق مرگ را در مقابل جاودانگی انسان قرار دهد. تدفین، سوگواری، دعا، جادو و ... هر یک خلاقیتهای رفتاری هستند که در تحقق این هدف انسان را یاری نموده‌اند، زیرا کارکرد این اعمال القاء روحیه امید، ترس، دلتنگی و تسلی است که به نظر ادگار مورن انسان را به یک آگاهی مضاعف درباره مرگ و زندگی می‌رساند.

تدفین مردگان و بی‌خبری از سرنوشت شخص متوفی موجبات حاکمیت اسطوره را در سرنوشت انسان فراهم ساخته است. قبر بیانگر قدرت اسطوره و مراسم تدفین، نمایشی از قدرت جادو است. یعنی زندگان از طریق تدفین خود را از آثار ناشی از مرگ اشخاص متوفی محفوظ می‌نمایند.[۱] اقوام و ملل مختلف برحسب اصول اعتقادات خود تلقی خاصی نسبت به اجساد مردگان خود دارند، ولی عموماً سعی بر آن دارند تا اجساد مردگان را از محیط زندگی خارج کنند. زرتشتیان در ابتدا مردگان خود را به روی بستری از سنگ یا برفراز توده‌ای از آهک یا در تابوتی از سنگ می‌گذاشتند و در آن را محکم می‌بستند تا آن شیء نجس از عناصر آب و خاک دور بماند. براساس کتاب وندیداد، تماس با جسد مردگان سرچشمه آلایش و پلیدی است و هرکس که کالبد مرده را لمس کند بی‌درنگ باید غسل کند و خود را مطهر گرداند. همین نگرش در سایر ادیان وجود دارد. به این دلیل در جریان پیدایش رفتارهای ناشی از مرگ افراد، چهار طریقه برای تدفین مردگان به وجود آمده است:

  1. در خاک نهادن؛
  2. در هوای آزاد و بی‌حفاظ رها کردن؛
  3. مومیایی کردن؛
  4. سوزاندن.

البته چنانکه می‌دانیم صورت اول رواج بیشتری داشته و جنبه عمومی‌تری یافته است. نوع دوم بیشتر در جوامع ابتدایی و غیر متمدن خود را نمایانده و صورت سوم عمدتاً متعلق به گروه‌ها و طبقات خاص جامعه مثل پادشاهان و کاهنان بوده است. نوع چهارم نیز به غیر از هندوان و شماری از پیروان شینتو در ژاپن که از این روش پیروی می‌کنند تقریباً منسوخ شده است.

مراسم تدفین-قابل بازیابی از https://cdn.asriran.com/files/fa/news/1403/3/3/1851085_934.jpg

مراسم تدفین و سوگواری

مراسم تدفین و سوگواری به عنوان یک پدیده عمومی از جوامع ابتدایی تا متمدن به روشهای گوناگون انجام می‌گیرند. بسیاری از اقوام از جمله زنگیان به علت ترس از ارواح، جسد مردگان را با آداب مخصوصی از دهکده خارج و در نقاط دور دست رها می‌کردند.

برخی از زنگیان کنگو گورستانهایی داشتند و اموات خود را با تشریفات خاصی به خاک می‌سپردند. آنها معتقد بودند که مرگ سکون موقت جسمی است که روح از آن خارج می‌شود. در میان یکی از قبایل سودان (آزاندا) برای تدفین و سوگواری مراسمی برگزار می‌کنند که نوعی رقص است و به آن رقص بهیرابودا (Behirabuda) می‌گویند. همه اقوام دور و نزدیک در این مراسم شرکت می‌کنند و در طعام و شراب با یکدیگر هم کاسه می‌شوند[۲].

در کامرون این اعتقاد وجود دارد که روح متوفی با زندگان در جشنها و مراسمی، که به مناسبت فوت او برگزار شده است شرکت می‌کند. مردم شناسان چنین اظهار می‌کنند که مسلط‌ترین احساس بازماندگان متوفی وحشت از پیکر بیجان مرده و ترسی است که از شبح و روح مرده دارند. ویلهلم وونت (Wilhelm Wonot) این هراس را هسته تمام باورها و تجارب مذهبی می‌داند. عشق و علاقه به شخص درگذشته، بیزاری از پیکر بیجان او و دلبستگی عاطفی نسبت به شخصی که هنوز در اطراف جسد پرسه می‌زند و ترس خردکننده از چیز رعب‌آوری که با غلبه مرگ (به صورت جبر) بر جای مانده دو عنصری را تشکیل می‌دهند که به نظر می‌رسد درهم می‌آمیزند و هر یک از آنها بر دیگری اثر می‌گذارد.

این نکته در رفتار ناخودآگاه و در مراسم روحانی، که به هنگام درگذشت زن یا مردی به ظهور می‌رسد، انعکاس می‌یابد، بستگان متوفی از قبیل مادری که سوگ مرگ پسرش را گرفته یا زنی که در اندوه مرگ شوهرش به سوگ نشسته، در مواظبتی که از جسد به عمل می‌آورند، در شیوه‌هایی که برای کفن و دفن به کار می‌برند و در مراسم بعد از کفن و دفن و مجالس ختمی که بر پا می‌کنند، همواره خوف و هراسی آمیخته به عشق و علاقه دیندارانه از خود نشان می‌دهند؛ ولی هرگز در این موارد تنها عناصر منفی خودنمایی نمی‌کنند. تشریفاتی که به مناسبت مرگ اشخاص برپا می‌شود و رویه‌هایی که در پیش می‌گیرند در سراسر جهان شباهت حیرت‌آوری دارد.[۳]

به نظر مالینفسکی رسوم و آیین‌هایی که برای افراد متوفی برگذار می‌شود ریشه در الهامات مذهبی دارد، از این سخن این اصل نتیجه می‌شود که اعتقاد به روح که در مراحل اولیه شمول عام داشته، (آنیمیزم) اساس دیانت را تشکیل داده است زیرا اعتقاد به روح مبنای پذیرش امور فوق‌الطبیعه و دنیایی دیگر و مساعد پاداش و کیفر است. عدم اعتقاد به روح به معنی نفی ما بعدالطبیعه است.[۴]

اقوام و ملل گوناگون، اعم از ابتدایی و متمدن، به ارواح شریر و نجیب معتقدند، آنها بر این باورند که ارواح نجیب در حلقه خدایان قرار گرفته‌اند و ارواح قهرمانان، پهلوانان، رؤسا، بزرگان دین و کاهنان پس از مرگ در حلقه خدایان وارد می‌شوند و روح آنها و روح خدایی حافظ قبیله و منافع مردم و دفع کننده ارواح شریر است. به این دلیل تجلیل از ارواح و به تبع آن ستایش نیاکان و شخصیتهای معتبر اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. تقسیم ارواح به دو گروه

  1. شریر؛
  2. نجیب.

در جامعه، تقسیم نقشهای اجتماعی به دو گروه جادوگر و روحانی را در پی داشت که روحانیون را به عنوان «استاد راهنمای ارواح» و تنظیم کننده روابط بین زندگان و مردگان نبکوکار مورد احترام و تقدیر قرار می‌دادند. نزد ما مسلمانان شیعی مذهب نیز شخصیت‌های مذهبی، بویژه معصومان و امامان، رابط بین زندگان و مردگان و خداوندند از این رو، افراد با آرزوی بر آوردن نیازها و خواسته‌هایشان به اجرای مناسک و مراسم خاصی می‌پردازند.

پرستش گذشتگان برحسب شغل و منزلت اجتماعی، اعتقادی و... که داشته‌اند؛ نزد همه جوامع معمول بوده و به همین دلیل آیین‌ها یا مذاهب خاصی را به وجود آورده است. آیین شینتو نزد ژاپنیها، آیین پرستش گذشتگان است که ژاپنی‌ها به آن آیین «کامی» می‌گویند. به نظر آنان کامیها همیشه رفت و آمد خود را در میان زندگان ادامه می‌دهند، در همه جا می‌توانند باشند، در منازل اولاد و اعقاب خود رفت و آمد می‌کنند. در غم و شادی فرزندان، آیندگان و حتی در حیات و هستی ایشان به طور اسرارآمیزی شرکت می‌کنند. کامیها علاوه بر اینکه در رفاه و آسایش مردم نقش دارند در فرستادن بلاها و مصائب نبز توانا می‌باشند به سخن دیگر به همان اندازه که موجبات رفاه و فراوانی را فراهم می‌کنند؛ در بروز بلایا، قحطی و خشکسالی مؤثرند.

پیروان مذهب شینتو معتقدند که باید برای جلب محبت و رضایت کامیها کوشش کنند تا از شر بلابا در امان باشند. بدین جهت، ابتدا ژاپنیها از طریق تقدیم غذاها، مشروبات، لوازم، اشیاء و هدایا به جلب محبت ارواح می‌پرداختند، سپس در جریان تاریخ، تقدیم هدایای مادی مبدل به حق‌شناسی و تجلیل به طریق اجرای مناسک و رسوم معنوی شد. مناسک و مراسم مذهبی شامل دعاها، اوراد، عبادات، برگزاری مراسم عمومی و ... است که هدف آن جلب محبت ارواح و تجلیل از آنهاست.[۵] به این ترتیب، نزد همه جوامع بشری به روشهای گوناگونی موضوع پرستش و تجلیل از گذشتگان یا نیاکان رواج داشته است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مورن، اِدگار. سرمشق گمشده. ترجمهٔ علی اسدی. تهران: سروش، ۱۳۷۰، ص ۱۰۳-۱۰۰.
  2. رضی، ه‍اشم. مردم‌شناسی اجتماعی. تهران: انتشارات آسیا، ۱۳۵۵، ص ۴۴-۵۴۲.
  3. مالینفسکی، برانیسلاو. مبانی و رشد جامعه‌شناسی (جادو، علم، دین). ترجمه حسین پویان، تهران: چاپخش، ۱۳۶۴، ص ۷۹۵.
  4. رضی، ه‍اشم. مردم‌شناسی اجتماعی. تهران: انتشارات آسیا، ۱۳۵۵، ص ۵۳۷.
  5. ترابی، علی اکبر. مبانی مردم‌شناسی. تبریز: چهر، ۱۳۵۵، ص ۱۵۲.

منبع اصلی

فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

محمد صادق فربد