میرزا ملکم خان(ناظم الدوله)
میرزا ملکمخان (1326ـ1249ق / ؟ م)، سیاستمدار، نویسنده و نمایشنامه نویس. ملقب به ناظمالملک[۱] (ناظمالدوله)، متولد جلفای اصفهان، فرزند میرزا یعقوب از ارامنه جدیدالاسلام[۲]. ملکم در سن ده سالگی به فرانسه رفت و پس از آنکه تحصیلات دبستانی و دبیرستانی را به پایان رساند، وارد مدرسه پلیتکنیک شد و در رشته حکمت طبیعی و مهندسی فارغالتحصیل گردید و در ضمن تحصیل با مسائل روز جهان آشنا گردید. در 1268ق / ؟ م به ایران بازگشت[۳]؛ یعنی زمانی که تازه میرزا تقیخان امیرکبیر از صدارت عزل و کار صدارت به میرزا آقا خان نوری واگذار شده و مدرسه تازه ساخته شده دارالفنون در آستانه افتتاح و معلمان اتریشی به تهران رسیده بودند؛ و بلافاصله میرزا ملکمخان به عنوان مترجم در کنار استادانی قرار گرفت که دروس جغرافیا و علوم مقدماتی را تدریس میکردند[۴]. ملکم، دستگاه تلگرافی بین دارالفنون و کاخ شاهی را نصب کرد. به عنوان مترجم، همراه با نمایندگان ایران برای حل اختلاف ایران و بریتانیا به انگلستان رفت[۱].
در 1274ق که سال آخر صدارت میرزا آقا خان نوری بود[۳]، فراموشخانه (فراماسون) را تأسیس کرد[۱]. فعالیتهای سیاسی ملکمخان در فراموشخانه، او را در مظان اتهام تبلیغ افکار جمهوری خواهی قرار داد، و به همین دلیل روز پنجشنبه 12 ربیعالثانی 1278ق به فعالیتهای فراموشخانه پایان دادند[۵]. در 1280ق به عثمانی تبعید شد و در آنجا ازدواج کرد و به خاطر تمایل همسرش مجدداً مسیحی شد. در 1295ق وزیر مختار ایران در کنگره برلین شد و به مناسبت خدماتش لقب حضرت اشرف را به او دادند. در سفر ناصرالدین شاه به فرنگ، امتیاز تأسیس «لاتاری» را از شاه گرفت، ولی به علت فروختن این امتیاز به یک انگلیسی مورد غضب شاه قرار گرفت و از کار برکنار شد[۱]. در 29 جمادیالثانی 1307ق (20 فوریه 1890م) روزنامه «قانون» را با مدیریت خودش در لندن انتشار داد[۶]. در دوران حکومت مظفرالدین شاه، وزیر مختار ایران در رم شد و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند.
ملکمخان تحت تأثیر میرزا فتحعلی آخوندزاده و به تقلید از نمایشنامههای او، نمایشنامههائی نوشت که عبارت است از:
«سرگذشت احمدخان حاکم عربستان»، «کربلا رفتن شاه قلیمیرزا»[۱].
در نمایشنامه «کربلا رفتن شاه قلی میرزا»، شلوار شخصیت اصلی نمایش با اغوای حاکم کرمانشاه توسط یک زن فاحشه، ربوده میشود و او ناچار به مستراح پناهنده میشود و برای اینکه رسوایی بیشتری به بار نیاید با کمک نوکرش با لباس زنانه از شهر خارج میشود. در نمایشنامه «سرگذشت اشرفخان حاکم عربستان»، دو شخصیت داستان بر پشت اسب با هم مکالمه میکنند. این نمایشنامه از ضعفهای فراوانی برخوردار است، از جمله اینکه در صحنهها از ضرورتهای اجرایی صحبت نشده است. این نمایشنامه در 1908م به صورت پاورقی در مجله دو هفتگی «اتحاد» به چاپ رسید که از نشریات ارگان «انجمن اتحاد» یکی از انجمنهای مشروطهخواه تبریز بود[۷].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی، تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، جلد دوم، ص2851.
- ↑ حکیمیان، ابوالفتح (1357). فهرست مشاهیر ایران. تهران: انتشارات دانشگاه ملی، جلد دوم، ص 566.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ آرینپور، یحیی (150). از صبا تا نیما. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، جلد اول، ص 314.
- ↑ محیط طباطبائی، محمد (1327). مجموعه آثار میرزا ملکمخان. تهران: کتابخانه دانش، ص ب.
- ↑ آرینپور، یحیی (150). از صبا تا نیما. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، جلد اول، ص 315.
- ↑ آرینپور، یحیی (150). از صبا تا نیما. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، جلد اول، ص 421.
- ↑ الگار، حامد (1369). میرزا ملکمخان. ترجمه جهانگیر عظیما و مجید تفرشی، تهران: شرکت سهامی انتشار با همکاری انتشارات مدرس، ص277.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمود عزیزی