هنر در آغاز سکونت انسان در فلات ایران
سرزمینی که هماکنون ایران نامیده میشود پیش از این به مرزهای امروزی محدود نبوده است: این سرزمین مرزهای ثابتی نداشته و در طول تاریخ دچار تغییر و تحول بوده است. از نظر موقعیت جغرافیایی، ایران فلاتی است که با سلسله کوههای عظیم احاطه شده است. میتوان این فلات را مثلثی بزرگ فرض کرد که بین درههای سند در مشرق و کوههای زاگرس در مغرب و دریای مازندران و کوههای قفقاز و آمودریا (رود جیحون) در شمال و خلیجفارس یا دریای جنوب و دریای عمان قرار گرفته است.
پستترین بخشهای فلات ایران، نواحی کویری است که ۶۰۹ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و به استثنای شهرهای سواحل دریای مازندران و خلیج فارس، بیشتر شهرها و نواحی آن در ارتفاع فراتر از ۱۰۰۰ متر واقعاند. چنانکه کرمان ۱۶۷۶ متر، مشهد ۱۰۵۴ متر، تبریز ۱۲۰۰ متر و شیراز ۱۶۰۰ متر از سطح دریا تخمین زده شدهاند. وسعت فلات ایران حدود ۲۶۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع است که تقریباً نیمی از آن، یعنی ۱۶۴۸۰۰۰ کیلومتر، شامل ایران کنونی است با مساحتی برابر با مجموع کشورهای فرانسه، سویس، ایتالیا، اسپانیا و انگلستان.
مرزهای طبیعی فلات ایران در مغرب رشته کوه زاگرس است که دیوارههای محکمی ساخته و تا درهی دیاله در عراق و حوالی کرمانشاه کشیده شده است. از آن پس ارتفاع کم میشود و در خوزستان سرزمینهای ایران با سرزمینهای بینالنهرین ارتباط هموار مییابند. رشته کوههای دیگری نیز در داخل خاک ایران، به موازات رشته کوه زاگرس، کشیده شده که به مرکز ایران کنونی نزدیک است و تا جنوب کشور ادامه دارد. در فاصلهی این دو سلسله کوه درههایی حاصلخیز و پر آب وجود دارد؛ به احتمال زیاد نخستین ساکنان این سرزمین در این درهها زندگی میکردهاند. دریای مازندران در شمال ایران واقع است؛ و رشته کوه البرز، در جنوب این دریا، تا شمال شرق ایران کشیده شده، و در شمال شرق از ارتفاع آن درحد تپههای بلند کاسته شده است. بلندترین قلهی این رشته کوه، دماوند است که در ایران جایگاه افسانهای دارد. در فاصلهی دریای مازندران و این سلسله جبال، سرزمینهای سرسبز و حاصلخیز و جنگلهای فراوانی ایجاد شده است. متأسفانه بلندای این دیوارهی کوهستانی سبب شده است که ابر و بخار متصاعد از دریای مازندران کمتر به مرکز ایران برسد؛ و از اینرو، بخش مرکزی فلات ایران را - به استثنای کوهپایهها - سرزمینهای خشک و کمآب تشکیل میدهند.
بسیاری از نواحی خشک و کمتر آباد کنونی ایران در دورههای کهن سرسبز و آباد بوده است. باقیماندهی آبادیها و شهرهای نواحی سیستان و مرکزی ایران گواه بر آبادانی بخش بزرگی از نواحی خشک امروزی است.
فلات ایران، به دلیل تنوع جغرافیایی، نعمتهای فراوانی داشته و دارد. همین امر سبب شده است که از سپیدهدم تاریخ بشری، و حتی پیش از آن، میان ایران و همسایههای غربی آن، بینالنهرین یعنی (میان دو رود)، تجارت و بازرگانی سنگ و چوب و سنگهای قیمتی، ازقبیل لاجورد، لعل، عقیق و فلزاتی مانند مس و قلع رواج و رونق فراوان داشته باشد. این تجارت در آغاز به صورت پایاپای و در ازای غلات، گندم و جو بوده است.
کاسته شدن از ارتفاعات کوهستانی شمال شرقی سبب شده است که از دیرباز ایران مورد هجوم اقوام مختلف آسیای میانه قرارگیرد. این اقوام همیشه، به دلیل ازدیادشان، در پی یافتن مراتع و سرزمینهای بکر تازه بودند. مهمترین تهاجم، هجوم یا کوچ دستههای مختلف نژاد هند و آریایی در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد (هزارهی چهارم و سوم پیش از هجرت) به مرکز و به شمال - غرب و غرب و جنوب ایران بود. آنها ساکنان بعدی این سرزمین شدند و نام آن را نیز از نام قوم خود مشتق ساختند.
ساکنان نخستین ایران چه کسانی بودند؟ آنها که در هزارهی نهم پیش از میلاد مسیح (هزارهی دهم پیش از هجرت) سفالگری با دست را در غرب ایران به وجود آوردند ازکجا آمده بودند و زبانشان چه بود؟ متأسفانه، در اینباره اسناد تاریخی وجود ندارد و، از سوی دیگر، در ایران زمین، چنانکه شاید و باید، حفاری و جستجوهای باستانشناسانه انجام داده نشده است. توجه نکردن مسئولان کشوری در سدههایگذشته، و یا توجه بیش از اندازهی کنکاشگران به بینالنهرین، و شاید بیتوجهی مردم این سرزمین به حفظ و نگهداری آثار گذشتگان سبب شده است که پژوهشگران و کاوشگران همان روال کهن و سنتی را که از سومر به اکاد و از آن به بابل و آشور و ماد و هخامنشی میپیوندد، پیشگیرند و هیچگونه توجهی، و یا لااقل توجه شایستهای به مرکز و شرق و شمال شرق فلات ایران ننمایند. شاید اگر تاریخ افسانهای ایران از ابهام زدوده میشد پرده از بسیاری از رازهای تاریخی این سرزمین پهناور برداشته میشد؛ و همانکاریکه اونکلمن با افسانههای هومر در یونان کرد.
آیا کاسیها که نام خود را بر دریای مازندرانگذاشتند (دریای کاسپین) و حدود سیصد سال نیز بر بینالنهرین حکومتی آرام داشتند، همان ساکنان نخستین و غارنشین هزارههای پانزدهم تا نهم پیش از میلاد کوهستانهای زاگرس بودهاند؟ آیا آنها که به نام ایلامیها در جنوب غرب ایران و شوش، نامشان را در کتیبههای سومری و بابلی به ثبت رساندهاند همان بازماندگان نسلهای هنرمندی بودند که سفالینههای نقشدار هزارهی ششم، پنجم و چهارم پیش از میلاد شوش را آفریدهاند؟ و آیا آنها خود از نژاد کوهنشینان زاگرس و یا دژنشینان سیلک و یا شهرنشینان رباطکریم و چشمه علی نبودهاند؟ آیا گوتیهای نیمهی اول هزارهی سوم پیش از میلاد که از کوهستانهای زاگرس به میاندو رود هجوم آوردند و در یورشی، مشابه با یورش ایلامیها، آکادها را از میان بردند ایرانی بودند؟ و آیا سومریها که در هزارهی چهارم پیش از میلاد از شمال دریای جنوب (خلیجفارس) به جنوب میاندورود کوچ کردند و تشکیل حکومت دادند و افسانه ساختند و سپس تاریخ را به وجود آوردند، ایرانی بودند؟
هنوز بر آنچه که در شهداد از زیر خاک بیرون آورده شد، و علایمیکه در غارهای میرملاس و غیره بر دیوارههاست، و حتی بر نشانههای تجریدی و نیمه تصویری که بر سفالینههای ایرانی منقوش است، بخوبی مطالعه نشده است. بنابراین قاطعانه نمیتوان بر هنر باستانی فلات وسیع ایران اظهارنظر کرد و شاخصهایی را در اختیار پژوهندگانگذاشت. با این همه، چند نکته مسلم شده است و همگان بر آن معترفندکه:
- ظهور سفالینه، یعنی دورههای پیش سفال و سفال و سفال منقوش و سفال با چرخ ساخته شده و سفال لعابدار، در ایران پیش از میاندورود و پیش از چاتال هویوک در ترکیهی امروزین بوده است؛
- چرخ سفالگریِ کند و تند در هزارههای ششم تا چهارم پیش از میلاد در ایران اختراع شد (گنج دره)؛
- کشف فلزات، طلا و نقره و مس و قلع، در غرب ایران و پیش از میاندورود بوده است و کهنترین جسم جوش داده شدهی فلزی از طلا و متعلق به شوشِ هزارهی پنجم تا چهارم پیش از میلاد بوده است؛
- اختراع ارابههای چهار چرخ و پرورش اسب و ظهور آنها در تمدنهای میاندورودی، بویژه در سومر، منسوب به ایرانیها و کاسیهاست.
- اختراع و ابداع برخی از پدیدههای هنری، بویژه در معماری، مانند طاقهای هلالی و گنبد از ایرانیان بوده و به توسط ایلامیها به سومر و از آنجا به دیگر نقاط جهان کهن رواج یافته است[1]؛
- صنعت بافندگی از ابداعات مردمان زاگرس، یعنی ساکنان غرب ایران، بوده است و از آنجا به دیگر نقاط غربی و شرقی فلات و میاندورود و هند و آسیای میانه رفته است.
بدین دلیل است که، میکوشیم آنچه را که در ایران روی داده، از کهنترین دوران، هرچند که ناقص و در پردهی ابهام باشد، آشکار کنیم و سپس از تمدن شهرنشینی ایلام آغاز کنیم و به تمدنهای مادی و پارسی، یعنی آریاییها بپردازیم. بنابراین، پیش از تحلیل نمونه آثار بر جا مانده، یا لااقل تاکنون به دست آمده، شرح موجزی در باب پیش از تاریخ ایران بیان میکنیم و سپس به بررسی برخی از نمونههای منحصر آثار هنری میپردازیم. میکوشیم که، درحد نیاز، از طرحها و تصاویر و شاید نقشههای توجیهکننده برای درک بهتر مطالب استفاده کنیم.
نیز نگاه کنید به
- هنر ایران پیش از اسلام
- هنر زاگرس و بخش مرکزی فلات
- هنر در تمدن ایلامی
- هنر در دوره پس از آغاز ایلامی
- هنر در دوره سومری - ایلامی
- هنر در دوران وزارت بزرگ در ایلام
- هنر دوران ماد
- هنر دوران هخامنشی
- هنر سلوکیان و اشکانیان
- هنر ساسانیان
پاورقی
[1].پییر امیه در هنر خاور نزدیک معترف است که تاریخگذاری با کربن ۱۴ دقیق نیست و پنجاه درصد میتواند درست باشد؛ ننها از راه تطببق آثار است که میتوان تاریخ آثار را مشخص کرد[۱].
مآخذ
- ↑ (نک: Pierre Amiet, L Art de proche orient, (Mazeno, Paris
منبع اصلی
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حبیب الله آیت اللهی