پرش به محتوا

جلال آل احمد، نویسنده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:Attach show.png|بندانگشتی|جلال آل احمد، قابل بازیابی از https://psri.ir/?id=svlbz6qe]]
آل احمد، جلال (1303 ـ 1348ش) ‌نویسنده، ‌منتقد سیاسی ـ اجتماعی، مترجم.


===== آل احمد، جلال (1303 ـ 1348ش) ‌نويسنده، ‌منتقد سياسي ـ اجتماعي، مترجم. =====
سیدحسین ملقب به جلال الدین و مشهور به [[جلال آل احمد، روزنامه نگار|جلال آل احمد]] در محله سید نصرالدین [[استان تهران|تهران]] به دنیا آمد. پدرش سید احمد حسینی اورازانی (د 1340ش) افزون بر اداره یک محضر شرعی، در دو مسجد تهران نماز جماعت اقامه می‌کرد و مادرش امینه بیگم اسلامبولچی خواهرزاده آقا بزرگ تهرانی مؤلف ''الذریعه'' بود. جلال تحصیلات ابتدایی را در دبستان‌های کمالیه و ثریا به پایان برد و سپس به اجبار پدر در [[بازار|بازار تهران]] به کار مشغول شد. هم زمان با کار در [[بازار]]، از 1314 تا 1319ش به تحصیل در دبیرستان‌های دانش و تدین پرداخت. پس از آن در دوره شبانه دارالفنون ثبت نام کرد. در 1322ش دیپلم ادبی گرفت. در همین سال از سوی پدر برای تکمیل تحصیلات حوزوی رهسپار نجف اشرف شد. پس از سه ماه به [[کشور ایران|ایران]] بازگشت، ‌در حالی که از برخی عقاید دینی خود دست شسته بود. با ورود به [[کشور ایران|ایران]] تحصیلاتش را در دانشکده ادبیات دانش سرای عالی دنبال کرد و 1325ش از آن مرکز مدرک لیسانس گرفت. در 1330ش دوره دکترای ادبیات فارسی [https://ut.ac.ir/fa دانشگاه تهران] را ناتمام گذاشت. از 1322ش به نویسندگی روی آورد. در 1326ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. از 1340 ال 1343ش مشاور تعلیمات متوسطه در وزارت فرهنگ و بعد تا 1345ش دبیر دانش سرای عالی بود. آنگاه اخراج شد. از پایان اسفند 1346 تا خرداد 1347ش به تدریس در دانشکده علوم تربیتی [https://ut.ac.ir/fa دانشگاه تهران] پرداخت و بعد از سوی [[ساواک]] ممنوع التدریس شد. در 1323ش به [[حزب توده]] پیوست و در 1326ش از آن انشعاب کرد. تا 1329ش از فعالیت سیاسی دست کشید. در 1329ش با سیمین تاج دانشور ازدواج کرد. در قضیه ملی شدن نفت و ظهور [[جبهه ملی]] و [[محمد مصدق|مصدق]]، به فعالیت با احزاب همسو با [[جبهه ملی]] و هدایت نشریات حزبی مختلف پرداخت. در آغاز 1332ش به سبب اختلاف با برخی از رهبران حزب از سیاست کناره گرفت. سپس به داستان نویسی، ‌نگارش مقاله، ترجمه آثار خارجی، سفرهای داخلی و از جمله سفر حج پرداخت و ضمن آن با خلیل ملکی و هواداران او همفکری و همکاری داشت. سرانجام در اسالم [[استان گیلان|گیلان]] درگذشت.
سيدحسين ملقب به جلال الدين و مشهور به جلال آل احمد در محلة سيد نصرالدين تهران به دنيا آمد. پدرش سيد احمد حسيني اورازاني (د 1340ش) افزون بر ادارة يك محضر شرعي، در دو مسجد تهران نماز جماعت اقامه مي‌كرد و مادرش امينه بيگم اسلامبولچي خواهرزادة آقا بزرگ تهراني مؤلف ''الذريعه'' بود. جلال تحصيلات ابتدايي را در دبستان‌هاي كماليه و ثريا به پايان برد و سپس به اجبار پدر در بازار تهران به كار مشغول شد. هم زمان با كار در بازار، از 1314 تا 1319ش به تحصيل در دبيرستان‌هاي دانش و تدين پرداخت. پس از آن در دورة شبانة دارالفنون ثبت نام كرد. در 1322ش ديپلم ادبي گرفت. در همين سال از سوي پدر براي تكميل تحصيلات حوزوي رهسپار نجف اشرف شد. پس از سه ماه به ايران بازگشت، ‌در حالي كه از برخي عقايد ديني خود دست شسته بود. با ورود به ايران تحصيلاتش را در دانشكدة ادبيات دانش سراي عالي دنبال كرد و 1325ش از آن مركز مدرك ليسانس گرفت. در 1330ش دورة دكتراي ادبيات فارسي دانشگاه تهران را ناتمام گذاشت. از 1322ش به نويسندگي روي آورد. در 1326ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. از 1340 ال 1343ش مشاور تعليمات متوسطه در وزارت فرهنگ و بعد تا 1345ش دبير دانش سراي عالي بود. آنگاه اخراج شد. از پايان اسفند 1346 تا خرداد 1347ش به تدريس در دانشكدة علوم تربيتي دانشگاه تهران پرداخت و بعد از سوي ساواك ممنوع التدريس شد. در 1323ش به حزب توده پيوست و در 1326ش از آن انشعاب كرد. تا 1329ش از فعاليت سياسي دست كشيد. در 1329ش با سيمين تاج دانشور ازدواج كرد. در قضية ملي شدن نفت و ظهور جبهة ملي و مصدق، به فعاليت با احزاب همسو با جبهة ملي و هدايت نشريات حزبي مختلف پرداخت. در آغاز 1332ش به سبب اختلاف با برخي از رهبران حزب از سياست كناره گرفت. سپس به داستان نويسي، ‌نگارش مقاله، ترجمة آثار خارجي، سفرهاي داخلي و از جمله سفر حج پرداخت و ضمن آن با خليل ملكي و هواداران او همفكري و همكاري داشت. سرانجام در اسالم گيلان درگذشت.


'''كارنامة ادبي:''' اگرچه سبك آل احمد ويژة‌خود اوست، با اين حال اثر آن را در تحول نثر معاصر، نمي‌توان ناديده انگاشت. اين بدان معنا نيست كه نوشته‌هاي او از نظر زباني و سبكي فاقد ايراد و انتقاد نباشد، ‌بلكه برعكس كمتر نويسنده‌اي چون جلال را مي‌توان يافت كه آثار او به لحاظ مختصات سكبي و ويژگي‌هاي نثري با داوري‌هاي متفاوت و گاه كاملاً متناقض رو به رو نباشد. محمود كيانوش مي‌نويسد كه اگرچه وي در آثارش چندان پايبند رعايت ضوابط نگارشي و قواعد دستوري نيست، ‌در سطر سطر نوشته‌هايش حرف براي گفتن دارد. اسلامي ندوشن نيز ضمن انتقاد از شيوة نويسندگي و سبك آثار جلال، ‌معتقد است كه شيوة نگارش او ـ علي رغم تمام ضعف‌ها و نارسايي‌هايش ـ نثري مبتكرانه، ‌پويا و ديناميك است. گروهي نيز آل احمد را در نويسندگي، ‌به ويژه در مقاله نويسي و سفرنامه نگاري و هم در بعضي از داستان‌هايش ستوده‌اند و او را در سبكي كه آفريده بود، ‌استاد شمرده‌اند. سپانلو، ‌براهني و آشوري نيز در اين گروه جاي دارند. كارنامة قلمي جلال، ‌نمايانگر تنوع موضوعات از جمله سياست روز، غرب زدگي، ‌اقتصاد، ‌روشنفكري، ‌نفت و بسياري مسائل مهم ديگر است. در كنار بيان مسائل روز، بخش مهمي از نوشته‌هايش در تشريح و توضيح نكات ريز و درشت فرهنگ بومي كشورمان است. اما مهم تر از همة نوشته‌هاي ادبي و آثار داستاني اوست كه امروزه او را به عنوان نويسنده‌اي متعهد و مردمي معرفي كرده است. آثار جلال به چهار دسته: الف) قصه و داستان، ب) مشاهدات و سفرنامه‌ها، ج) مجموعه مقالات، د) ترجمه‌ها تقسيم مي‌شود. از مهم ترين آثار او مي‌توان: ''ديد و بازديد''، ‌شامل 12 قصه (تهران 1322ش)، ''سه تار''، حاوي 13 داستان (تهران، 1327ش)، ''‌مدير مدرسه'' (تهران 1337ش)، ''نون و القلم'' (1340ش)، ''‌تات نشين‌هاي بلوك زهرا'' (تهران، ‌دانش، 1337ش)، ''‌خسي در ميقات'' (تهران، ‌1345ش) ''در خدمت و خيانت روشنفكران'' (تهران، ‌رواق، ‌1356ش)، ''‌غرب زدگي'' (تهران، ‌1341ش)، ''‌ارزيابي شتابزده'' (تبريز، ابن سينا، 1344ش)، ترجمة ''بيگانه'' آلبركامو (با همكاري علي اصغر خبرزاده، ‌تهران، ‌1328ش) ترجمة ''دستهاي آلوده'' ژان پل سارتر (تهران، 1331ش)، ‌ترجمة ''كرگدن'' اوژن يونسكو (1345ش)، ‌ترجمة ''مائده‌هاي زميني'' آندره ژيد (با پرويز داريوش، ‌تهران، ‌بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1344ش) و جز آنها را نام برد.
=== کارنامه ادبی ===
اگرچه سبک [[آل احمد، جلال، نویسنده|آل احمد]] ویژه‌خود اوست، با این حال اثر آن را در تحول نثر معاصر، نمی‌توان نادیده انگاشت. این بدان معنا نیست که نوشته‌های او از نظر زبانی و سبکی فاقد ایراد و انتقاد نباشد، ‌بلکه برعکس کمتر نویسنده‌ای چون جلال را می‌توان یافت که آثار او به لحاظ مختصات سکبی و ویژگی‌های نثری با داوری‌های متفاوت و گاه کاملاً متناقض رو به رو نباشد. محمود کیانوش می‌نویسد که اگرچه وی در آثارش چندان پایبند رعایت ضوابط نگارشی و قواعد دستوری نیست، ‌در سطر سطر نوشته‌هایش حرف برای گفتن دارد. اسلامی ندوشن نیز ضمن انتقاد از شیوه نویسندگی و سبک آثار جلال، ‌معتقد است که شیوه نگارش او ـ علی رغم تمام ضعف‌ها و نارسایی‌هایش ـ نثری مبتکرانه، ‌پویا و دینامیک است. گروهی نیز [[آل احمد، جلال، نویسنده|آل احمد]] را در نویسندگی، ‌به ویژه در مقاله نویسی و سفرنامه نگاری و هم در بعضی از داستان‌هایش ستوده‌اند و او را در سبکی که آفریده بود، ‌استاد شمرده‌اند. سپانلو، ‌براهنی و آشوری نیز در این گروه جای دارند. کارنامه قلمی جلال، ‌نمایانگر تنوع موضوعات از جمله سیاست روز، غرب زدگی، ‌اقتصاد، ‌روشنفکری، ‌نفت و بسیاری مسائل مهم دیگر است. در کنار بیان مسائل روز، بخش مهمی از نوشته‌هایش در تشریح و توضیح نکات ریز و درشت فرهنگ بومی کشورمان است. اما مهم تر از همه نوشته‌های ادبی و آثار داستانی اوست که امروزه او را به عنوان نویسنده‌ای متعهد و مردمی معرفی کرده است. آثار جلال به چهار دسته: الف) قصه و داستان، ب) مشاهدات و سفرنامه‌ها، ج) مجموعه مقالات، د) ترجمه‌ها تقسیم می‌شود. از مهم ترین آثار او می‌توان: ''دید و بازدید''، ‌شامل 12 قصه (تهران 1322ش)، ''سه تار''، حاوی 13 داستان (تهران، 1327ش)، ''‌مدیر مدرسه'' (تهران 1337ش)، ''نون و القلم'' (1340ش)، ''‌تات نشین‌های بلوک زهرا'' (تهران، ‌دانش، 1337ش)، ''‌خسی در میقات'' (تهران، ‌1345ش) ''در خدمت و خیانت روشنفکران'' (تهران، ‌رواق، ‌1356ش)، ''‌غرب زدگی'' (تهران، ‌1341ش)، ''‌ارزیابی شتابزده'' (تبریز، ابن سینا، 1344ش)، ترجمه ''بیگانه'' آلبرکامو (با همکاری علی اصغر خبرزاده، ‌تهران، ‌1328ش) ترجمه ''دستهای آلوده'' ژان پل سارتر (تهران، 1331ش)، ‌ترجمه ''کرگدن'' اوژن یونسکو (1345ش)، ‌ترجمه ''مائده‌های زمینی'' آندره ژید (با پرویز داریوش، ‌تهران، ‌بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344ش) و جز آنها را نام برد<ref>تلخیص از: «آل احمد، جلال»، ‌جعفر گلشن روغنی و ابوالقاسم رادفر، '''''فرهنگ ناموران معاصر ایران'''''. تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ‌‌1381، ‌ج 1، صص 300 ـ 313.</ref>.


تلخيص از: «آل احمد، جلال»، ‌جعفر گلشن روغني و ابوالقاسم رادفر، '''''فرهنگ ناموران معاصر ايران'''''. تهران: دفتر ادبيات انقلاب اسلامي حوزة هنري، ‌‌1381، ‌ج 1، صص 300 ـ 313.
== نیز نگاه کنید به ==


ابوالقاسم رادفر
* [[آل احمد، جلال، نویسنده]]
* [[حزب توده]]
* [[جبهه ملی]]


'''آل‌احمد،''' جلال: [1302-1348ش] نويسنده  و روزنامه‌نگار برجستة معاصر ايران.
== مآخذ ==
<references />


او چند بار به روزنامه‌نگاري و مجله‌نويسي پرداخت. از زندگي‌نامة خود نوشت او برمي‌آيد كه وي در دوران دانش‌آموزي، كار روزنامه‌نگاري را با تهية روزنامة ديواري آغاز كرد [يادنامه ص182]. پس از آن‌كه به حزب‌توده گرويد، مدتي در 1325ش به مديريت چاپخانة «شمله» برگزيده شد. سپس مدير داخلي هفته‌نامة «بشر» ارگان دانشجويان حزب‌توده گرديد و چون در اين زمينه موفق بود مديريت داخلي مجلة ماهانة تئوريك حزب موسوم به «مردم» را به او سپردند. صاحب امتياز اين مجله فريدون كشاورز و سردبير آن احسان طبري بود و تا زمان جدايي آل‌احمد از حزب توده 18 شمارة آن‌ را درآورد. پس از انشعاب از حزب، نشريات آن‌ را نيز به كلي رها كرد.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


از آن پس او شخصاً چند بار از 1327ش به مجله‌نويسي پرداخت اما هيچ‌گاه نتوانست اين كار را براي مدتي طولاني دنبال كند. هيچ يك از مجلاتي كه با همكاري او نشر شده بيش از چند شماره منتشر نشده است [افشار ص334]. در 1329ش مديريت روزنامة شاهد ارگان نيروي سوم  را در دست گرفت. صاحب امتياز اين روزنامه علي زهري و سردبير آن دكتر مظفر بقايي بود. در 1331ش با خليل ملكي در انتشار مجلة نبرد زندگي همكاري داشت، اين همكاري‌ها با نشريات نيروي سوم در مجموع سه سال به طول انجاميد. در اين دوره او عضو كميتة نيروي سوم و گردانندة تبليغاتش بود. نيروي سوم در آن روزگار يكي از اركان جبهة ملي بود اما آل‌احمد از ارديبهشت 1332ش از آن‌جا كناره‌گيري كرد و پس از وقوع كودتاي 28 مرداد 32 تقريباً روزنامه‌نگاري سياسي را رها و به مقاله‌نويسي و داستان‌نويسي روي آورد. اما در 1339ش خليل ملكي كه مجله‌اي به نام علم و زندگي بنياد نهاده بود او را به مديريت مجله انتخاب كرد.
== نویسنده مقاله ==
 
ابوالقاسم رادفر
دو سال بعد در 1341ش روزنامة كيهان بنا به مصالحي نشرية وزيني به نام «كيهان ماه» با مديريت آل‌احمد تأسيس كرد. اما از اين نشريه بيش از دو شماره انتشار نيافت و چون كتاب معروف غرب‌زدگي در آن به چاپ مي‌رسيد از شمارة سوم توقيف گرديد. با اين همه دو شمارة مذكور اثر بزرگي از خود بر جاي نهاد. آخرين فعاليت مطبوعاتي آل‌احمد، همكاري او و يارانش در انتشار مجلة جهان نو بود اما به قول او «جهان نو، چهار شماره بيشتر تحمل ما را نكرد». (ادب و هنر ايران، ج1/26).
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
 
[[رده:ادبیات]]
 
 
'''مأخذ:'''
 
آل‌احمد، جلال. '''''ادب و هنر امروز ايران'''''. به كوشش مصطفي زماني‌نيا، تهران: 1373، نشر سيامك، ج1/26-27، ج2/905؛ افشار، ايرج. '''''سوگ آل‌احمد'''''. مجلة راهنماي كتاب، س12 ش7-8 [مهر- آبان1348]، ص331-335؛ دهباشي، علي. '''''يادنامة جلال آل‌احمد'''''. تهران: 1364، پاسارگاد، ص162و صفحات ديگر.
 
سید علی آل داود

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۴۲

جلال آل احمد، قابل بازیابی از https://psri.ir/?id=svlbz6qe

آل احمد، جلال (1303 ـ 1348ش) ‌نویسنده، ‌منتقد سیاسی ـ اجتماعی، مترجم.

سیدحسین ملقب به جلال الدین و مشهور به جلال آل احمد در محله سید نصرالدین تهران به دنیا آمد. پدرش سید احمد حسینی اورازانی (د 1340ش) افزون بر اداره یک محضر شرعی، در دو مسجد تهران نماز جماعت اقامه می‌کرد و مادرش امینه بیگم اسلامبولچی خواهرزاده آقا بزرگ تهرانی مؤلف الذریعه بود. جلال تحصیلات ابتدایی را در دبستان‌های کمالیه و ثریا به پایان برد و سپس به اجبار پدر در بازار تهران به کار مشغول شد. هم زمان با کار در بازار، از 1314 تا 1319ش به تحصیل در دبیرستان‌های دانش و تدین پرداخت. پس از آن در دوره شبانه دارالفنون ثبت نام کرد. در 1322ش دیپلم ادبی گرفت. در همین سال از سوی پدر برای تکمیل تحصیلات حوزوی رهسپار نجف اشرف شد. پس از سه ماه به ایران بازگشت، ‌در حالی که از برخی عقاید دینی خود دست شسته بود. با ورود به ایران تحصیلاتش را در دانشکده ادبیات دانش سرای عالی دنبال کرد و 1325ش از آن مرکز مدرک لیسانس گرفت. در 1330ش دوره دکترای ادبیات فارسی دانشگاه تهران را ناتمام گذاشت. از 1322ش به نویسندگی روی آورد. در 1326ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. از 1340 ال 1343ش مشاور تعلیمات متوسطه در وزارت فرهنگ و بعد تا 1345ش دبیر دانش سرای عالی بود. آنگاه اخراج شد. از پایان اسفند 1346 تا خرداد 1347ش به تدریس در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران پرداخت و بعد از سوی ساواک ممنوع التدریس شد. در 1323ش به حزب توده پیوست و در 1326ش از آن انشعاب کرد. تا 1329ش از فعالیت سیاسی دست کشید. در 1329ش با سیمین تاج دانشور ازدواج کرد. در قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و مصدق، به فعالیت با احزاب همسو با جبهه ملی و هدایت نشریات حزبی مختلف پرداخت. در آغاز 1332ش به سبب اختلاف با برخی از رهبران حزب از سیاست کناره گرفت. سپس به داستان نویسی، ‌نگارش مقاله، ترجمه آثار خارجی، سفرهای داخلی و از جمله سفر حج پرداخت و ضمن آن با خلیل ملکی و هواداران او همفکری و همکاری داشت. سرانجام در اسالم گیلان درگذشت.

کارنامه ادبی

اگرچه سبک آل احمد ویژه‌خود اوست، با این حال اثر آن را در تحول نثر معاصر، نمی‌توان نادیده انگاشت. این بدان معنا نیست که نوشته‌های او از نظر زبانی و سبکی فاقد ایراد و انتقاد نباشد، ‌بلکه برعکس کمتر نویسنده‌ای چون جلال را می‌توان یافت که آثار او به لحاظ مختصات سکبی و ویژگی‌های نثری با داوری‌های متفاوت و گاه کاملاً متناقض رو به رو نباشد. محمود کیانوش می‌نویسد که اگرچه وی در آثارش چندان پایبند رعایت ضوابط نگارشی و قواعد دستوری نیست، ‌در سطر سطر نوشته‌هایش حرف برای گفتن دارد. اسلامی ندوشن نیز ضمن انتقاد از شیوه نویسندگی و سبک آثار جلال، ‌معتقد است که شیوه نگارش او ـ علی رغم تمام ضعف‌ها و نارسایی‌هایش ـ نثری مبتکرانه، ‌پویا و دینامیک است. گروهی نیز آل احمد را در نویسندگی، ‌به ویژه در مقاله نویسی و سفرنامه نگاری و هم در بعضی از داستان‌هایش ستوده‌اند و او را در سبکی که آفریده بود، ‌استاد شمرده‌اند. سپانلو، ‌براهنی و آشوری نیز در این گروه جای دارند. کارنامه قلمی جلال، ‌نمایانگر تنوع موضوعات از جمله سیاست روز، غرب زدگی، ‌اقتصاد، ‌روشنفکری، ‌نفت و بسیاری مسائل مهم دیگر است. در کنار بیان مسائل روز، بخش مهمی از نوشته‌هایش در تشریح و توضیح نکات ریز و درشت فرهنگ بومی کشورمان است. اما مهم تر از همه نوشته‌های ادبی و آثار داستانی اوست که امروزه او را به عنوان نویسنده‌ای متعهد و مردمی معرفی کرده است. آثار جلال به چهار دسته: الف) قصه و داستان، ب) مشاهدات و سفرنامه‌ها، ج) مجموعه مقالات، د) ترجمه‌ها تقسیم می‌شود. از مهم ترین آثار او می‌توان: دید و بازدید، ‌شامل 12 قصه (تهران 1322ش)، سه تار، حاوی 13 داستان (تهران، 1327ش)، ‌مدیر مدرسه (تهران 1337ش)، نون و القلم (1340ش)، ‌تات نشین‌های بلوک زهرا (تهران، ‌دانش، 1337ش)، ‌خسی در میقات (تهران، ‌1345ش) در خدمت و خیانت روشنفکران (تهران، ‌رواق، ‌1356ش)، ‌غرب زدگی (تهران، ‌1341ش)، ‌ارزیابی شتابزده (تبریز، ابن سینا، 1344ش)، ترجمه بیگانه آلبرکامو (با همکاری علی اصغر خبرزاده، ‌تهران، ‌1328ش) ترجمه دستهای آلوده ژان پل سارتر (تهران، 1331ش)، ‌ترجمه کرگدن اوژن یونسکو (1345ش)، ‌ترجمه مائده‌های زمینی آندره ژید (با پرویز داریوش، ‌تهران، ‌بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344ش) و جز آنها را نام برد[۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. تلخیص از: «آل احمد، جلال»، ‌جعفر گلشن روغنی و ابوالقاسم رادفر، فرهنگ ناموران معاصر ایران. تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ‌‌1381، ‌ج 1، صص 300 ـ 313.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر