استضعاف، مستضعف: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
استضعاف | استضعاف یعنی، ضعیف نگه داشتن دیگران و ناتوان شمردن آنها از طرف استکبار. واژهی استضعاف واژهای سهل ممتنع و دارای معانی متعددی است از جمله، زبون کردن و زبون داشتن آدمی و آدمیان از راه سلب حقوق مدنی یا سیاسی آنها. ضرورتی ندارد که مستضعف از مردم حقیر و کوچک باشد، چنانکه هارون و موسی مورد استضعافِ فرعونیان واقع شدند.<ref>جعفری لنگرودی، محمّدجعفر، مبسوط در ترمينولوژی حقوق، تهران، انتشارات گنج دانش، جلد اول، چاپ اول، 1378، ص334.</ref> استضعاف یک معنی ایجابی و پسندیده نیز دارد که دارای ارزش اجتماعی است و آن قانونپذیری و اطاعت از قانون است، بنابراین تحکیم اساسی جامعه و حاکمیت قانون اساسی مبتنی بر چنین استضعافی در افراد جامعه است.<ref>مهدوی، اصغر، استكبار از ديدگاه قرآن و عترت، پاياننامه كارشناسی ارشد، دانشگاه امام صادق (ع)، 1369، ص23.</ref> مستضعف، کسی است که بر اثر ستمهای دیگران ضعیف شده است و فرقی نمیکند که این استضعاف فکری و فرهنگی باشد یا اجتماعی سیاسی. فرد مستضعف، به خودیِ خود ضعیف نیست و ضعیف کسی است که ناتوان است ولی مستضعف ناتوان نیست بلکه در اثر استضعافِ مستکبران، تضعیف گردیده است.<ref>قريب، محمّد، فرهنگ لغات قرآن، ج 1، تهران، انتشارات بنياد، چاپ اول، 1366، ص673.</ref> در طولِ تاریخ پرفراز و نشیب بشر، همواره دو جبههی مستضعفان و مستکبران و اهل حق و اهل باطل وجود داشتهاند. اگر در غرب باستان عدهای از افراد جامعه حق رأی نداشتند و همواره برده بودند، در قرون وسطی نیز هر مخالفتی با فکر و رأی کشیشان به شدت سرکوب میشد همانطور که در غرب مدرن نیز استضعاف ادامه دارد گرچه استضعاف جدید، از نوعِ تسلطِ کمیت و سلطهی ابزار و وسایل بر انسانِ مدرن است. تمدن سرمایهداری غرب مدرن که متکی بر اومانیسم است، فکر بشر جدید را مشغولِ ابزار و وسایل مدرن کرده به گونهای که به جایِ اینکه همهچیز در اختیار انسان باشد که یکی از شعارهای مهم لیبرالیسم است، بشر در اختیار ابزار قرار گرفته است. به وجود آمدن مکاتب انتقادی مانند پستمدرنها و اصحاب مکتب فرانفکورت و پدید آمدن آثاری نظیر انسانِ تکساحتی هربرت مارکوزی و موج سوم تافلرو... دالّ بر این مهم است که بشر مدرن نیز دچار استضعاف شده است. دین اسلام در عین حال که استضعاف فکری و سیاسی را رد میکند و مستضعفان را به قیام علیه مستکبران دعوت میکند<ref name=":0">'''''قرآن کریم'''''، سوره نساء، آیه 75.</ref>، اطاعت و خضوع در برابر خدایِ یگانه را به عنوان یکی از اصول بنیادین خود، معرفی میکند. منطق [[اسلام]] نفی ظلم و نفی سلطهپذیری است «لایَظْلِمون و لایُظلمون»<ref>'''''قرآن کریم'''''، سوره بقره، آیه 279.</ref>، در دین اسلام وجه اثباتیِ استضعاف پذیرفته شده و آن اشاره به اقلیتِ محدود مؤمن دارد که در آیات زیادی غلبهی آن اقلیت بر اکثریت به عنوان یکی از نشانههای محکم الهی، آمده است گرچه پیروزی ظاهری را آن اقلیت محدود به دست نیاورند ولی پیروزی نهایی بنا بر وعدههای الهی از آنِ همین اقلیت محدودِ مستضعف است.<ref>'''''قرآن کریم'''''، سوره قصص، آیه 5.</ref><ref>'''''قرآن کریم'''''، سوره نور، آیه 55.</ref><ref>'''''قرآن کریم'''''، سوره بقره، آیه 249.</ref>، علامه طباطبایی ذیل آیهی 97 نساء روایتی از کتب معتبر به نقل از امام صادق (ع) بیان میکند که حضرت فرمود:<blockquote>مستضعفین (در این آیه) کسانی هستند که روزه میگیرند، نماز میخوانند، شکم و دامانِ خود را حفظ میکنند و معتقد هم نیستند که حق در غیر ماست (ولایت ما را قبول دارند).<ref>[علامه] طباطبايی، محمّدحسين، الميزان، ترجمه سيد محمّد خامنه، ترجمه تفسير الميزان، ج 9، مؤسسه انتشارات دارالعلم، چاپ دوم، 1350، ص93.</ref></blockquote>در [[کشور ایران|ایران]] و در یکصد سالهی اخیر، زمزمههای استکبارستیزی و مبارزه با استبداد و رهایی از استضعاف در آراء اندیشمندانِ مختلفی مانند سید جمال، علامه نائینی، [[آخوند خراسانی]] از طیف مشروطهخواه و [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضلالله نوری]] از طیف مشروعهخواه منجر به صدور فرمانِ مشروطه در سال 1324 ه. ق شد. پس از انحراف جریان مشروطه و بر دار رفتن [[شیخ فضل الله نوری|شیخ شهید فضلالله نوری]]، زمینهی استبداد رضاخانی با پشتوانهی استعمار انگلیس فراهم شد. در عهد [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] اقشار مختلفی از مردم و روحانیت مورد استضعاف قرار گرفتند، خلع لباس روحانیت، برخورد اهانتآمیز [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] با روحانیت، از جمله شیخ محمّدتقی بافقی در حرم مطهر حضرت معصومه (س) و قانونِ نظامِ اجباری، علما را به ستوه درآورد که منجر به قیام حاجآقا نورالله اصفهانی در سال 1306 ش علیه [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] و سیاستهای استبدادیاش شد.<ref>نجفی، موسی، تعامل ديانت و سياست در ايران، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، بنياد مستضعفان و جانبازان، چاپ اول، 1378، ص164.</ref> پس از فرار [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] در سال 1320 ش فرزندش [[محمدرضا شاه پهلوی|محمّدرضا]] به پادشاهی رسید، در دوران [[محمدرضا شاه پهلوی|محمّدرضا]] گرچه فضا اندکی باز شده بود لکن روحانیت همچنان در انزوا بودند، از طرف دیگر سرنگونی دولت ملی- مردمی در این روزگار صورت گرفت، توهین به مقام روحانی امام در تاریخ 17 دی 1356 ش در روزنامه اطلاعات طی مقالهای که توسط دربار تهیه شده بود، قیام خونین مردم مظلوم قم را به همراه داشت. حوادث خونین 15 خرداد و حادثهی مدرسهی فیضیه و حادثهی خونین 17 شهریور از لکههای ننگین تاریخ عهد پهلوی دوم میباشد، در چنین فضای پیچیده و پر اختناقی خورشید [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] دمید و مردم مظلوم [[کشور ایران|ایران]] پس از سالها شکنجه و تحمل سختی با پیروی از رهبر مظلوم و هجرانکشیده که سالهای زیادی در دیار غربت به سر میبردند، در 22 بهمن 1357 ش به پیروزی رسیدند. [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، استکبار پهلوی، را از بین برد لکن استکبار شرق و غرب همچنان به استضعاف ملتها میپرداختند. در واقع [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] زمینهای برای مستضعفان فراهم کرد تا بتوانند علیه مستکبران قیام کنند و از حق خود دفاع کنند. [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] هنمیهی پوشالی غرب را به جهانیان نمایان ساخت و نامه امام به گورباچف در واقع زمینهای برای فروپاشی استکبار شرق شد. پس از فروپاشی شوروی، استکبار غرب همچنان خود را یکهتاز صحنه یافت و به استعمار کشورهای ضعیف پرداخت. تجاوز آمریکا به کشورهای آفریقایی و اخیراً به عراق و افغانستان ناشی از همین خوی استبدادی است. [[امام خمینی]] (ره) با دعوت مستضعفانِ جهان به قیام علیه مستکبران، شعائر انقلاب اسلامی را در سطح جهان مطرح کردند که سیاستِ صدور انقلاب ایشان، مبتنی بر این بود که [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، انقلابی ایدئولوژیک و عقیدهای است که فرامرزی است و به جغرافیای خاصی منحصر نمیشود. چراکه رسالتِ [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] طنین لااِلهاِلاالله و محمّد رسولالله بر کل عرصهی خاکی است. یکی از نتایج صدور انقلاب، به وجود آمدن جوانانی مؤمن و شجاع در خط مقدم جهان اسلام، یعنی حزبالله لبنان است، سپاهی کوچک که در نبرد 33 روزه علیرغم تجهیزات پیشرفتهی دشمن صهیونیستی، در مقابل آن مقاومت کردند و دشمن را عزتمندانه از خاک خود بیرون کردند. پیروزی حزبالله لبنان در مقابل دشمن صهیونیستی، تحقق یکی از وعدههای الهی است که از مؤمنان خواسته که استقامت کنند تا خداوند ملائله و جنود الهی را به کمک آنها بفرستد و این وعده الهی است که:<blockquote>(کم من فئـﺔٍ قلیلـﺔٍ غَلَبَت بها کثیرﺓً باذن الله) چه بسا گروهی کم به اذن خدا بر گروه کثیری پیروز شوند.<ref name=":0" /></blockquote>در عصر [[جمهوری اسلامی]]، تحریمهای اقتصادی متوالی از طرف آمریکا، یکی از مظاهر استضعاف میباشد که بحمدالله تاکنون نظام [[جمهوری اسلامی]] توانسته روی پای خود بایستد و به استکبار نه بگوید. پس از انقلاب، در خصوص حمایت مالی از مستضعفین مالی و اقتصادی نهادهای مختلفی مانند [[کمیته امداد امام خمینی|کمیته امداد امام خمینی (ره)]] بنیاد مستضعفان و جانبازان و بهزیستی تشکیل شده و در وصیتنامه سیاسی الهی امام توجه دولت و مجلس به این قشر آسیبپذیر که امام از آنان به عنوانِ ولینعمتان یاد میکنند، مدّنظر قرار گرفته است، مستضعفان برای مقابله با مستکبران باید: اولاً توکل بر خدا کنند و بر ناملایمات و سختیها صبر کنند و در مقابل آنها قیام کنند. اگر به این تکلیف الهی عمل کردند خداوند رحمت و نصرتش را بر آنها میفرستد. همچنین باید سعی کنند منافع مستکبران را به خطر اندازند و وحدت کلمهی خود را در مقابل مستکبران حفظ کنند تا مستکبران نتوانند با تهدید یا تطمیع در درون آنها رخنه کنند. بر مستضعفان است که لحظهای در مقابل ظلم و زورگویی ساکت ننشینند و جلوی زیادهخواهیهای مستکبران را بگیرند. | ||
فهرست منابع و مآخذ''':''' | فهرست منابع و مآخذ''':''' | ||
1- اسماعیلی جمکرانی، علیرضا، وصیتنامه امام، تهران، عروج، چاپ دوازدهم، 1382 | |||
3- [امام] خمینی، روحالله، صحیفه نور، ج 6، تهران، شرکت سهامی چاپخانه وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1361 | |||
4- [امام] خمینی، روحالله، صحیفه امام، ج 6، 5، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ سوم، 1379 | |||
5- خرمشاهی، بهاءالدین، فرهنگ اصلاحات علوم و تمدن اسلامی (فارسی- انگلیسی)، بنیاد پژوهشگران آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1370 | |||
6- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1371 | |||
7- زرشناس، شهریار، فرهنگ واژگان فرهنگی سیاسی، کتاب صبح، چاپ اول، 1382 | |||
8- رهبر، محمّدتقی، استکبار و استضعاف از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1362 | |||
11- قاضیزاده، کاظم، اندیشه فقهی- سیاسی امام خمینی، تهران، دفتر تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری، چاپ اول، 1377 | |||
14- استضعاف و استکبار از دیدگاه امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1381 | |||
15- حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم، 1364 | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[انقلاب اسلامی ایران]] | |||
* [[جمهوری اسلامی]] | |||
* [[امام خمینی|امام خمینی (ره)]] | |||
* [[اسلام]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]. | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]. | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
سیروس خندان | |||
[[رده:انقلاب اسلامی]] | [[رده:انقلاب اسلامی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۲
استضعاف یعنی، ضعیف نگه داشتن دیگران و ناتوان شمردن آنها از طرف استکبار. واژهی استضعاف واژهای سهل ممتنع و دارای معانی متعددی است از جمله، زبون کردن و زبون داشتن آدمی و آدمیان از راه سلب حقوق مدنی یا سیاسی آنها. ضرورتی ندارد که مستضعف از مردم حقیر و کوچک باشد، چنانکه هارون و موسی مورد استضعافِ فرعونیان واقع شدند.[۱] استضعاف یک معنی ایجابی و پسندیده نیز دارد که دارای ارزش اجتماعی است و آن قانونپذیری و اطاعت از قانون است، بنابراین تحکیم اساسی جامعه و حاکمیت قانون اساسی مبتنی بر چنین استضعافی در افراد جامعه است.[۲] مستضعف، کسی است که بر اثر ستمهای دیگران ضعیف شده است و فرقی نمیکند که این استضعاف فکری و فرهنگی باشد یا اجتماعی سیاسی. فرد مستضعف، به خودیِ خود ضعیف نیست و ضعیف کسی است که ناتوان است ولی مستضعف ناتوان نیست بلکه در اثر استضعافِ مستکبران، تضعیف گردیده است.[۳] در طولِ تاریخ پرفراز و نشیب بشر، همواره دو جبههی مستضعفان و مستکبران و اهل حق و اهل باطل وجود داشتهاند. اگر در غرب باستان عدهای از افراد جامعه حق رأی نداشتند و همواره برده بودند، در قرون وسطی نیز هر مخالفتی با فکر و رأی کشیشان به شدت سرکوب میشد همانطور که در غرب مدرن نیز استضعاف ادامه دارد گرچه استضعاف جدید، از نوعِ تسلطِ کمیت و سلطهی ابزار و وسایل بر انسانِ مدرن است. تمدن سرمایهداری غرب مدرن که متکی بر اومانیسم است، فکر بشر جدید را مشغولِ ابزار و وسایل مدرن کرده به گونهای که به جایِ اینکه همهچیز در اختیار انسان باشد که یکی از شعارهای مهم لیبرالیسم است، بشر در اختیار ابزار قرار گرفته است. به وجود آمدن مکاتب انتقادی مانند پستمدرنها و اصحاب مکتب فرانفکورت و پدید آمدن آثاری نظیر انسانِ تکساحتی هربرت مارکوزی و موج سوم تافلرو... دالّ بر این مهم است که بشر مدرن نیز دچار استضعاف شده است. دین اسلام در عین حال که استضعاف فکری و سیاسی را رد میکند و مستضعفان را به قیام علیه مستکبران دعوت میکند[۴]، اطاعت و خضوع در برابر خدایِ یگانه را به عنوان یکی از اصول بنیادین خود، معرفی میکند. منطق اسلام نفی ظلم و نفی سلطهپذیری است «لایَظْلِمون و لایُظلمون»[۵]، در دین اسلام وجه اثباتیِ استضعاف پذیرفته شده و آن اشاره به اقلیتِ محدود مؤمن دارد که در آیات زیادی غلبهی آن اقلیت بر اکثریت به عنوان یکی از نشانههای محکم الهی، آمده است گرچه پیروزی ظاهری را آن اقلیت محدود به دست نیاورند ولی پیروزی نهایی بنا بر وعدههای الهی از آنِ همین اقلیت محدودِ مستضعف است.[۶][۷][۸]، علامه طباطبایی ذیل آیهی 97 نساء روایتی از کتب معتبر به نقل از امام صادق (ع) بیان میکند که حضرت فرمود:
مستضعفین (در این آیه) کسانی هستند که روزه میگیرند، نماز میخوانند، شکم و دامانِ خود را حفظ میکنند و معتقد هم نیستند که حق در غیر ماست (ولایت ما را قبول دارند).[۹]
در ایران و در یکصد سالهی اخیر، زمزمههای استکبارستیزی و مبارزه با استبداد و رهایی از استضعاف در آراء اندیشمندانِ مختلفی مانند سید جمال، علامه نائینی، آخوند خراسانی از طیف مشروطهخواه و شیخ فضلالله نوری از طیف مشروعهخواه منجر به صدور فرمانِ مشروطه در سال 1324 ه. ق شد. پس از انحراف جریان مشروطه و بر دار رفتن شیخ شهید فضلالله نوری، زمینهی استبداد رضاخانی با پشتوانهی استعمار انگلیس فراهم شد. در عهد رضاخان اقشار مختلفی از مردم و روحانیت مورد استضعاف قرار گرفتند، خلع لباس روحانیت، برخورد اهانتآمیز رضاخان با روحانیت، از جمله شیخ محمّدتقی بافقی در حرم مطهر حضرت معصومه (س) و قانونِ نظامِ اجباری، علما را به ستوه درآورد که منجر به قیام حاجآقا نورالله اصفهانی در سال 1306 ش علیه رضاخان و سیاستهای استبدادیاش شد.[۱۰] پس از فرار رضاشاه در سال 1320 ش فرزندش محمّدرضا به پادشاهی رسید، در دوران محمّدرضا گرچه فضا اندکی باز شده بود لکن روحانیت همچنان در انزوا بودند، از طرف دیگر سرنگونی دولت ملی- مردمی در این روزگار صورت گرفت، توهین به مقام روحانی امام در تاریخ 17 دی 1356 ش در روزنامه اطلاعات طی مقالهای که توسط دربار تهیه شده بود، قیام خونین مردم مظلوم قم را به همراه داشت. حوادث خونین 15 خرداد و حادثهی مدرسهی فیضیه و حادثهی خونین 17 شهریور از لکههای ننگین تاریخ عهد پهلوی دوم میباشد، در چنین فضای پیچیده و پر اختناقی خورشید انقلاب اسلامی دمید و مردم مظلوم ایران پس از سالها شکنجه و تحمل سختی با پیروی از رهبر مظلوم و هجرانکشیده که سالهای زیادی در دیار غربت به سر میبردند، در 22 بهمن 1357 ش به پیروزی رسیدند. انقلاب اسلامی، استکبار پهلوی، را از بین برد لکن استکبار شرق و غرب همچنان به استضعاف ملتها میپرداختند. در واقع انقلاب اسلامی زمینهای برای مستضعفان فراهم کرد تا بتوانند علیه مستکبران قیام کنند و از حق خود دفاع کنند. انقلاب اسلامی هنمیهی پوشالی غرب را به جهانیان نمایان ساخت و نامه امام به گورباچف در واقع زمینهای برای فروپاشی استکبار شرق شد. پس از فروپاشی شوروی، استکبار غرب همچنان خود را یکهتاز صحنه یافت و به استعمار کشورهای ضعیف پرداخت. تجاوز آمریکا به کشورهای آفریقایی و اخیراً به عراق و افغانستان ناشی از همین خوی استبدادی است. امام خمینی (ره) با دعوت مستضعفانِ جهان به قیام علیه مستکبران، شعائر انقلاب اسلامی را در سطح جهان مطرح کردند که سیاستِ صدور انقلاب ایشان، مبتنی بر این بود که انقلاب اسلامی، انقلابی ایدئولوژیک و عقیدهای است که فرامرزی است و به جغرافیای خاصی منحصر نمیشود. چراکه رسالتِ انقلاب اسلامی طنین لااِلهاِلاالله و محمّد رسولالله بر کل عرصهی خاکی است. یکی از نتایج صدور انقلاب، به وجود آمدن جوانانی مؤمن و شجاع در خط مقدم جهان اسلام، یعنی حزبالله لبنان است، سپاهی کوچک که در نبرد 33 روزه علیرغم تجهیزات پیشرفتهی دشمن صهیونیستی، در مقابل آن مقاومت کردند و دشمن را عزتمندانه از خاک خود بیرون کردند. پیروزی حزبالله لبنان در مقابل دشمن صهیونیستی، تحقق یکی از وعدههای الهی است که از مؤمنان خواسته که استقامت کنند تا خداوند ملائله و جنود الهی را به کمک آنها بفرستد و این وعده الهی است که:
(کم من فئـﺔٍ قلیلـﺔٍ غَلَبَت بها کثیرﺓً باذن الله) چه بسا گروهی کم به اذن خدا بر گروه کثیری پیروز شوند.[۴]
در عصر جمهوری اسلامی، تحریمهای اقتصادی متوالی از طرف آمریکا، یکی از مظاهر استضعاف میباشد که بحمدالله تاکنون نظام جمهوری اسلامی توانسته روی پای خود بایستد و به استکبار نه بگوید. پس از انقلاب، در خصوص حمایت مالی از مستضعفین مالی و اقتصادی نهادهای مختلفی مانند کمیته امداد امام خمینی (ره) بنیاد مستضعفان و جانبازان و بهزیستی تشکیل شده و در وصیتنامه سیاسی الهی امام توجه دولت و مجلس به این قشر آسیبپذیر که امام از آنان به عنوانِ ولینعمتان یاد میکنند، مدّنظر قرار گرفته است، مستضعفان برای مقابله با مستکبران باید: اولاً توکل بر خدا کنند و بر ناملایمات و سختیها صبر کنند و در مقابل آنها قیام کنند. اگر به این تکلیف الهی عمل کردند خداوند رحمت و نصرتش را بر آنها میفرستد. همچنین باید سعی کنند منافع مستکبران را به خطر اندازند و وحدت کلمهی خود را در مقابل مستکبران حفظ کنند تا مستکبران نتوانند با تهدید یا تطمیع در درون آنها رخنه کنند. بر مستضعفان است که لحظهای در مقابل ظلم و زورگویی ساکت ننشینند و جلوی زیادهخواهیهای مستکبران را بگیرند.
فهرست منابع و مآخذ:
1- اسماعیلی جمکرانی، علیرضا، وصیتنامه امام، تهران، عروج، چاپ دوازدهم، 1382
3- [امام] خمینی، روحالله، صحیفه نور، ج 6، تهران، شرکت سهامی چاپخانه وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1361
4- [امام] خمینی، روحالله، صحیفه امام، ج 6، 5، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ سوم، 1379
5- خرمشاهی، بهاءالدین، فرهنگ اصلاحات علوم و تمدن اسلامی (فارسی- انگلیسی)، بنیاد پژوهشگران آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1370
6- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1371
7- زرشناس، شهریار، فرهنگ واژگان فرهنگی سیاسی، کتاب صبح، چاپ اول، 1382
8- رهبر، محمّدتقی، استکبار و استضعاف از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1362
11- قاضیزاده، کاظم، اندیشه فقهی- سیاسی امام خمینی، تهران، دفتر تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری، چاپ اول، 1377
14- استضعاف و استکبار از دیدگاه امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1381
15- حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم، 1364
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ جعفری لنگرودی، محمّدجعفر، مبسوط در ترمينولوژی حقوق، تهران، انتشارات گنج دانش، جلد اول، چاپ اول، 1378، ص334.
- ↑ مهدوی، اصغر، استكبار از ديدگاه قرآن و عترت، پاياننامه كارشناسی ارشد، دانشگاه امام صادق (ع)، 1369، ص23.
- ↑ قريب، محمّد، فرهنگ لغات قرآن، ج 1، تهران، انتشارات بنياد، چاپ اول، 1366، ص673.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ قرآن کریم، سوره نساء، آیه 75.
- ↑ قرآن کریم، سوره بقره، آیه 279.
- ↑ قرآن کریم، سوره قصص، آیه 5.
- ↑ قرآن کریم، سوره نور، آیه 55.
- ↑ قرآن کریم، سوره بقره، آیه 249.
- ↑ [علامه] طباطبايی، محمّدحسين، الميزان، ترجمه سيد محمّد خامنه، ترجمه تفسير الميزان، ج 9، مؤسسه انتشارات دارالعلم، چاپ دوم، 1350، ص93.
- ↑ نجفی، موسی، تعامل ديانت و سياست در ايران، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، بنياد مستضعفان و جانبازان، چاپ اول، 1378، ص164.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
سیروس خندان