پرش به محتوا

دشت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''دشت'''، سطحي هموار، وسيع با شيب نسبتاً كم و بدون شكستگي و داراي ظاهري صاف و هموار و معمولاً محصور در ميان كوه‌ها كه تحت تاثير عوامل گوناگوني در سرزمين ايران پديد آمده‌اند. رشته‌كوه‌هاي ايران دشت‌ها را به حوزه‌‌هاي متعددي تقسيم كرده‌اند...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''دشت'''، سطحي هموار، وسيع با شيب نسبتاً كم و بدون شكستگي و داراي ظاهري صاف و هموار و معمولاً محصور در ميان كوه‌ها كه تحت تاثير عوامل گوناگوني در سرزمين ايران پديد آمده‌اند.
[[پرونده:دشت گل‌ها در جاده اسالم به خلخال.jpg|بندانگشتی|دشت گل‌ها در جاده اسالم به خلخال، قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.tasnimnews.com/]]
دشت، سطحی هموار، وسیع با شیب نسبتاً کم و بدون شکستگی و دارای ظاهری صاف و هموار و معمولاً محصور در میان کوه‌ها که تحت تاثیر عوامل گوناگونی در سرزمین ایران پدید آمده‌اند.


رشته‌كوه‌هاي ايران دشت‌ها را به حوزه‌‌هاي متعددي تقسيم كرده‌اند كه وسيع‌ترين آنها در مركز و مشرق ايران قرار دارد.<sup>1-2</sup> از ويژگي‌هاي طبيعي اين دشت‌ها حاكميت آب و هوايي خشك در تمام آنهاست، از اين‌رو به اين گونه‌ دشت‌ها، دشت‌هاي بياباني مي‌گويند.<sup>3</sup> (        دشت كوير).
رشته‌کوه‌های [[کشور ایران|ایران]] دشت‌ها را به حوزه‌‌های متعددی تقسیم کرده‌اند که وسیع‌ترین آنها در مرکز و مشرق [[کشور ایران|ایران]] قرار دارد<ref>علایی طالقانی، محمود. '''''ژئو مرفولوژی ایران'''''. تهران: قومس، 1384 چ3. ص 302.</ref><ref name=":0">  شایان، دکتر سیاوش. '''''فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی طبیعی''''' . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 299.</ref>. از ویژگی‌های طبیعی این دشت‌ها حاکمیت آب و هوایی خشک در تمام آنهاست، از این‌رو به این گونه‌ دشت‌ها، دشت‌های بیابانی می‌گویند<ref name=":0" />.([[دشت کویر]]).


واژة «دشت» را در فرهنگ جغرافيايي فارسي به معني «جلگه» نيز به كار مي‌برند، در حالي كه جلگه منطقه‌اي هموار و داراي شيب ملايمي است كه از يك سو به كوه و از سوي ديگر به دريا منتهي مي‌شود<sup>4</sup> (        جلگه خزر، خوزستان). از اينرو دشت‌هاي ايران را مي‌توان به لحاظ وضعيت آب و هوايي و استقرار آنها در مكان‌هاي مختلف به سه گروه دشت‌هاي ساحلي، (يعني جلگه‌ها)، دشت‌هاي بياباني و كويري كه در سطح وسيعي از داخل ايران گسترده شده‌اند و دشت‌هاي حاصلخيز ميان ارتفاعات كه با وسعت كم و زياد در سراسر ايران پراكنده‌اند.<sup>5</sup> از يكديگر جدا كرد. عوامل‌هاي فرسايش، با هجوم به كوهستان‌ها، مواد حاصل از عمل فرسايش در كوه‌ها را به مناطق پست مي‌برند و تخليه مي‌كنند به طوري كه در فرآيندي كه همچنان ادامه خواهد داشت، به‌تدريج از حجم كوه‌ها كاسته و به وسعت دشت‌ها افزوده مي‌شود.<sup>6</sup>  
واژه «دشت» را در فرهنگ جغرافیایی [[فارسی]] به معنی «جلگه» نیز به کار می‌برند، در حالی که جلگه منطقه‌ای هموار و دارای شیب ملایمی است که از یک سو به کوه و از سوی دیگر به دریا منتهی می‌شود<ref>سازمان نقشه‌برداری کشور. '''''اطلس ملی ایران (اطلس زمین‌شناسی)'''''. نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشه‌برداری کشور. 1382. صص 6 و 7 (نقشه کوه- آبنگاری ایران)</ref> ([[جلگه خزر]]، [[جلگه خوزستان|خوزستان]]). از اینرو دشت‌های [[کشور ایران|ایران]] را می‌توان به لحاظ وضعیت آب و هوایی و استقرار آنها در مکان‌های مختلف به سه گروه دشت‌های ساحلی، (یعنی جلگه‌ها)، دشت‌های بیابانی و کویری که در سطح وسیعی از داخل [[کشور ایران|ایران]] گسترده شده‌اند و دشت‌های حاصلخیز میان ارتفاعات که با وسعت کم و زیاد در سراسر ایران پراکنده‌اند<ref> شایان، دکتر سیاوش. '''''فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی طبیعی''''' . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 282.</ref>. از یکدیگر جدا کرد. عوامل‌های فرسایش، با هجوم به کوهستان‌ها، مواد حاصل از عمل فرسایش در کوه‌ها را به مناطق پست می‌برند و تخلیه می‌کنند به طوری که در فرآیندی که همچنان ادامه خواهد داشت، به‌تدریج از حجم کوه‌ها کاسته و به وسعت دشت‌ها افزوده می‌شود<ref>سازمان نقشه‌برداری کشور. '''''اطلس ملی ایران (اطلس زمین‌شناسی)'''''. نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشه‌برداری کشور. 1382. ص 6.</ref>.


تنوع شرايط آب و هوايي، ارتفاع و جهت رشته‌كوه‌هاي اصلي، نوع دشت‌هاي ايران را از غرب تا شرق متفاوت كرده است. شرايط مناسب‌تر آب و هوايي در نيمة غربي ايران، يعني وجود رطوبت و بارندگي كافي و جريان رودهاي پرآب، دشت‌هايي با وسعت كم اما حاصلخيز به وجود آورده‌اند كه ماهي‌دشت كرمانشاه، دشت لُرْدِگان و بُلداجي در استان چهارمحال و بختياري از آن جمله‌اند. دشت‌هاي گرم و خشك و بيشتر از نوع بيابانيِ با وسعت بسيار در مركز و شرق كشور، گسترده‌اند كه دشت لوت، دشت كوير، دشت طبس، دشت جازموريان نمونه‌هايي از آنها هستند.<sup>7</sup>
تنوع شرایط آب و هوایی، ارتفاع و جهت رشته‌کوه‌های اصلی، نوع دشت‌های ایران را از غرب تا شرق متفاوت کرده است. شرایط مناسب‌تر آب و هوایی در نیمه غربی ایران، یعنی وجود رطوبت و بارندگی کافی و جریان رودهای پرآب، دشت‌هایی با وسعت کم اما حاصلخیز به وجود آورده‌اند که ماهی‌دشت کرمانشاه، دشت لُرْدِگان و بُلداجی در [[استان چهارمحال و بختیاری]] از آن جمله‌اند. دشت‌های گرم و خشک و بیشتر از نوع بیابانیِ با وسعت بسیار در مرکز و شرق کشور، گسترده‌اند که دشت لوت، دشت کویر، دشت طبس، دشت جازموریان نمونه‌هایی از آنها هستند<ref> برای انواع دشت نک: جعفری، عباس. '''''گیتاشناسی ایران'''''. چ1. ج3: دایره‌المعارف جغرافیایی ایران. تهران: گیتاشناسی، 1379. صص 466، 538- 533 و 1210.</ref>.


دشت‌‌هاي حاصلخيز ايران، به ويژه گونه‌هاي وسيع، كم ارتفاع و قابل دسترس آن كه بستر رودخانه‌ها و برخوردار از ساير منابع آبي بوده‌اند، معمولاً، محل تجمع گروه‌هاي انساني براي زيست و جايگاهي براي توسعه كشاورزي، ايجاد مدنيت و رشد فرهنگ شهرنشيني به شمار آمده‌اند. از همين رو، در فرهنگ نام‌هاي جغرافيايي ايران، دهها شهر و روستا و منطقه وجود دارند كه اسامي آنها با پيشوند يا پسوند دشت همراه هستند مانند دشت مُغان، دشت آزادگان، دشت چالْدُران، دشت بياض، دشتستان، مرودشت، كلاردشت، خرم‌دشت و ... .<sup>8</sup>
دشت‌‌های حاصلخیز [[کشور ایران|ایران]]، به ویژه گونه‌های وسیع، کم ارتفاع و قابل دسترس آن که بستر رودخانه‌ها و برخوردار از سایر منابع آبی بوده‌اند، معمولاً، محل تجمع گروه‌های انسانی برای زیست و جایگاهی برای توسعه کشاورزی، ایجاد مدنیت و رشد فرهنگ شهرنشینی به شمار آمده‌اند. از همین رو، در فرهنگ نام‌های جغرافیایی ایران، ده ها شهر و روستا و منطقه وجود دارند که اسامی آنها با پیشوند یا پسوند دشت همراه هستند مانند دشت مُغان، دشت آزادگان، دشت چالْدُران، دشت بیاض، دشتستان، مرودشت، کلاردشت، خرم‌دشت و ... <ref>جعفری، عباس. '''''گیتاشناسی ایران'''''. چ1. ج3: دایره‌المعارف جغرافیایی ایران. تهران: گیتاشناسی، 1379. ص 290 و 291.</ref>.


در متون جغرافيايي اروپايي واژة عربي صحرا انحصاراً در مورد صحراي بزرگ شمال آفريقا به كار مي‌رود، در حالي كه در فرهنگ جغرافيايي فارسي، صحرا گاهي به جاي دشت، و نه صرفاً براي معرفي منطقه‌اي خشك و سوزان، به كار مي‌رود، مانند تركمن صحرا كه دشت رسوبي همواري است كه در شمال ايران و در نزديكي مرز كشور تركمنستان واقع شده و در بين چهار عارضة جغرافيايي رود اترك در شمال، رودخانة گرگان در جنوب، درياي خزر در غرب و كوه‌هاي قوچان در شرق محصور و محل زندگي طايفه‌ها تركمن است.<sup>9</sup> (         تركمن صحرا).
در متون جغرافیایی اروپایی واژه عربی صحرا انحصاراً در مورد صحرای بزرگ شمال آفریقا به کار می‌رود، در حالی که در فرهنگ جغرافیایی فارسی، صحرا گاهی به جای دشت، و نه صرفاً برای معرفی منطقه‌ای خشک و سوزان، به کار می‌رود، مانند ترکمن صحرا که دشت رسوبی همواری است که در شمال ایران و در نزدیکی مرز کشور ترکمنستان واقع شده و در بین چهار عارضه جغرافیایی رود اترک در شمال، رودخانه [[گرگان]] در جنوب، [[دریاچه خزر|دریای خزر]] در غرب و کوه‌های قوچان در شرق محصور و محل زندگی طایفه‌ها [[ترکمن]] است<ref>  گیتاشناسی (واحد پژوهش و تالیف). '''''اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران'''''. چ3. تهران: گیتاشناسی 1383، ص 44 و 45 0نقشه جغرافیایی طبیعی ایران).</ref>. ([[ترکمن صحرا]]).


در نقشة جغرافياي طبيعي ايران واژة دشت علاوه بر مناطق كويري و بياباني، براي دشت مغان، دشت قزوين و دشت ساحلي (در استان بوشهر)، به عنوان بزرگترين دشت‌هاي ايران به كار رفته، در حالي كه طبق تعريف ‌بايد جلگه ناميده مي‌شد همان طور كه جلگه سرخس كه منطقه‌اي به دور از درياست، و شايد به سبب همجواري با رودخانه تجن و كشف رود، جلگه ناميده شده است.<sup>10</sup> 
در نقشه جغرافیای طبیعی ایران واژه دشت علاوه بر مناطق کویری و بیابانی، برای دشت [[مغان]]، دشت قزوین و دشت ساحلی (در استان [[بوشهر]])، به عنوان بزرگترین دشت‌های ایران به کار رفته، در حالی که طبق تعریف ‌باید جلگه نامیده می‌شد همان طور که جلگه سرخس که منطقه‌ای به دور از دریاست، و شاید به سبب همجواری با رودخانه تجن و کشف رود، جلگه نامیده شده است.


'''''مآخذ:'''''
== نیز نگاه کنید به ==


1-         شايان، دكتر سياوش. فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي طبيعي . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 299.
* [[دشت کویر]]
 
* [[جلگه خزر]]
2-         علايي طالقاني، محمود. '''''ژئو مرفولوژي ايران'''''. تهران: قومس، 1384 چ3. ص 302.
* [[جلگه خوزستان]]
 
* [[ترکمن صحرا]]<br />
3-         مآخذ 3. همان جا.
== مآخذ ==
 
<references />
4-         سازمان نقشه‌برداري كشور. اطلس ملي ايران (اطلس زمين‌شناسي). نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشه‌برداري كشور. 1382. صص 6 و 7 (نقشه كوه- آبنگاري ايران)
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
5-         منبع 2. ص 282.
 
6-         منبع 4. ص 6.
 
7-         براي انواع دشت نك: جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. چ1. ج3: دايره‌المعارف جغرافيايي ايران. تهران: گيتاشناسي، 1379. صص 466، 538- 533 و 1210.
 
8-         همان. صص 290 و 291.
 
9-         گيتاشناسي (واحد پژوهش و تاليف). اطلس گيتاشناسي استان‌هاي ايران. چ3. تهران: گيتاشناسي 1383، ص 44 و 45 0نقشه جغرافيايي طبيعي ايران).


== نویسنده مقاله ==
غلامحسین تکمیل همایون
غلامحسین تکمیل همایون
[[رده:جغرافیا]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۵۳

دشت گل‌ها در جاده اسالم به خلخال، قابل بازیابی ازhttps://www.tasnimnews.com/

دشت، سطحی هموار، وسیع با شیب نسبتاً کم و بدون شکستگی و دارای ظاهری صاف و هموار و معمولاً محصور در میان کوه‌ها که تحت تاثیر عوامل گوناگونی در سرزمین ایران پدید آمده‌اند.

رشته‌کوه‌های ایران دشت‌ها را به حوزه‌‌های متعددی تقسیم کرده‌اند که وسیع‌ترین آنها در مرکز و مشرق ایران قرار دارد[۱][۲]. از ویژگی‌های طبیعی این دشت‌ها حاکمیت آب و هوایی خشک در تمام آنهاست، از این‌رو به این گونه‌ دشت‌ها، دشت‌های بیابانی می‌گویند[۲].(دشت کویر).

واژه «دشت» را در فرهنگ جغرافیایی فارسی به معنی «جلگه» نیز به کار می‌برند، در حالی که جلگه منطقه‌ای هموار و دارای شیب ملایمی است که از یک سو به کوه و از سوی دیگر به دریا منتهی می‌شود[۳] (جلگه خزر، خوزستان). از اینرو دشت‌های ایران را می‌توان به لحاظ وضعیت آب و هوایی و استقرار آنها در مکان‌های مختلف به سه گروه دشت‌های ساحلی، (یعنی جلگه‌ها)، دشت‌های بیابانی و کویری که در سطح وسیعی از داخل ایران گسترده شده‌اند و دشت‌های حاصلخیز میان ارتفاعات که با وسعت کم و زیاد در سراسر ایران پراکنده‌اند[۴]. از یکدیگر جدا کرد. عوامل‌های فرسایش، با هجوم به کوهستان‌ها، مواد حاصل از عمل فرسایش در کوه‌ها را به مناطق پست می‌برند و تخلیه می‌کنند به طوری که در فرآیندی که همچنان ادامه خواهد داشت، به‌تدریج از حجم کوه‌ها کاسته و به وسعت دشت‌ها افزوده می‌شود[۵].

تنوع شرایط آب و هوایی، ارتفاع و جهت رشته‌کوه‌های اصلی، نوع دشت‌های ایران را از غرب تا شرق متفاوت کرده است. شرایط مناسب‌تر آب و هوایی در نیمه غربی ایران، یعنی وجود رطوبت و بارندگی کافی و جریان رودهای پرآب، دشت‌هایی با وسعت کم اما حاصلخیز به وجود آورده‌اند که ماهی‌دشت کرمانشاه، دشت لُرْدِگان و بُلداجی در استان چهارمحال و بختیاری از آن جمله‌اند. دشت‌های گرم و خشک و بیشتر از نوع بیابانیِ با وسعت بسیار در مرکز و شرق کشور، گسترده‌اند که دشت لوت، دشت کویر، دشت طبس، دشت جازموریان نمونه‌هایی از آنها هستند[۶].

دشت‌‌های حاصلخیز ایران، به ویژه گونه‌های وسیع، کم ارتفاع و قابل دسترس آن که بستر رودخانه‌ها و برخوردار از سایر منابع آبی بوده‌اند، معمولاً، محل تجمع گروه‌های انسانی برای زیست و جایگاهی برای توسعه کشاورزی، ایجاد مدنیت و رشد فرهنگ شهرنشینی به شمار آمده‌اند. از همین رو، در فرهنگ نام‌های جغرافیایی ایران، ده ها شهر و روستا و منطقه وجود دارند که اسامی آنها با پیشوند یا پسوند دشت همراه هستند مانند دشت مُغان، دشت آزادگان، دشت چالْدُران، دشت بیاض، دشتستان، مرودشت، کلاردشت، خرم‌دشت و ... [۷].

در متون جغرافیایی اروپایی واژه عربی صحرا انحصاراً در مورد صحرای بزرگ شمال آفریقا به کار می‌رود، در حالی که در فرهنگ جغرافیایی فارسی، صحرا گاهی به جای دشت، و نه صرفاً برای معرفی منطقه‌ای خشک و سوزان، به کار می‌رود، مانند ترکمن صحرا که دشت رسوبی همواری است که در شمال ایران و در نزدیکی مرز کشور ترکمنستان واقع شده و در بین چهار عارضه جغرافیایی رود اترک در شمال، رودخانه گرگان در جنوب، دریای خزر در غرب و کوه‌های قوچان در شرق محصور و محل زندگی طایفه‌ها ترکمن است[۸]. (ترکمن صحرا).

در نقشه جغرافیای طبیعی ایران واژه دشت علاوه بر مناطق کویری و بیابانی، برای دشت مغان، دشت قزوین و دشت ساحلی (در استان بوشهر)، به عنوان بزرگترین دشت‌های ایران به کار رفته، در حالی که طبق تعریف ‌باید جلگه نامیده می‌شد همان طور که جلگه سرخس که منطقه‌ای به دور از دریاست، و شاید به سبب همجواری با رودخانه تجن و کشف رود، جلگه نامیده شده است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. علایی طالقانی، محمود. ژئو مرفولوژی ایران. تهران: قومس، 1384 چ3. ص 302.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱   شایان، دکتر سیاوش. فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی طبیعی . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 299.
  3. سازمان نقشه‌برداری کشور. اطلس ملی ایران (اطلس زمین‌شناسی). نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشه‌برداری کشور. 1382. صص 6 و 7 (نقشه کوه- آبنگاری ایران)
  4.  شایان، دکتر سیاوش. فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی طبیعی . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 282.
  5. سازمان نقشه‌برداری کشور. اطلس ملی ایران (اطلس زمین‌شناسی). نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشه‌برداری کشور. 1382. ص 6.
  6.  برای انواع دشت نک: جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. چ1. ج3: دایره‌المعارف جغرافیایی ایران. تهران: گیتاشناسی، 1379. صص 466، 538- 533 و 1210.
  7. جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. چ1. ج3: دایره‌المعارف جغرافیایی ایران. تهران: گیتاشناسی، 1379. ص 290 و 291.
  8.   گیتاشناسی (واحد پژوهش و تالیف). اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران. چ3. تهران: گیتاشناسی 1383، ص 44 و 45 0نقشه جغرافیایی طبیعی ایران).

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

غلامحسین تکمیل همایون