دشت

دشت، سطحی هموار، وسیع با شیب نسبتاً کم و بدون شکستگی و دارای ظاهری صاف و هموار و معمولاً محصور در میان کوهها که تحت تاثیر عوامل گوناگونی در سرزمین ایران پدید آمدهاند.
رشتهکوههای ایران دشتها را به حوزههای متعددی تقسیم کردهاند که وسیعترین آنها در مرکز و مشرق ایران قرار دارد[۱][۲]. از ویژگیهای طبیعی این دشتها حاکمیت آب و هوایی خشک در تمام آنهاست، از اینرو به این گونه دشتها، دشتهای بیابانی میگویند[۲].(دشت کویر).
واژه «دشت» را در فرهنگ جغرافیایی فارسی به معنی «جلگه» نیز به کار میبرند، در حالی که جلگه منطقهای هموار و دارای شیب ملایمی است که از یک سو به کوه و از سوی دیگر به دریا منتهی میشود[۳] (جلگه خزر، خوزستان). از اینرو دشتهای ایران را میتوان به لحاظ وضعیت آب و هوایی و استقرار آنها در مکانهای مختلف به سه گروه دشتهای ساحلی، (یعنی جلگهها)، دشتهای بیابانی و کویری که در سطح وسیعی از داخل ایران گسترده شدهاند و دشتهای حاصلخیز میان ارتفاعات که با وسعت کم و زیاد در سراسر ایران پراکندهاند[۴]. از یکدیگر جدا کرد. عواملهای فرسایش، با هجوم به کوهستانها، مواد حاصل از عمل فرسایش در کوهها را به مناطق پست میبرند و تخلیه میکنند به طوری که در فرآیندی که همچنان ادامه خواهد داشت، بهتدریج از حجم کوهها کاسته و به وسعت دشتها افزوده میشود[۵].
تنوع شرایط آب و هوایی، ارتفاع و جهت رشتهکوههای اصلی، نوع دشتهای ایران را از غرب تا شرق متفاوت کرده است. شرایط مناسبتر آب و هوایی در نیمه غربی ایران، یعنی وجود رطوبت و بارندگی کافی و جریان رودهای پرآب، دشتهایی با وسعت کم اما حاصلخیز به وجود آوردهاند که ماهیدشت کرمانشاه، دشت لُرْدِگان و بُلداجی در استان چهارمحال و بختیاری از آن جملهاند. دشتهای گرم و خشک و بیشتر از نوع بیابانیِ با وسعت بسیار در مرکز و شرق کشور، گستردهاند که دشت لوت، دشت کویر، دشت طبس، دشت جازموریان نمونههایی از آنها هستند[۶].
دشتهای حاصلخیز ایران، به ویژه گونههای وسیع، کم ارتفاع و قابل دسترس آن که بستر رودخانهها و برخوردار از سایر منابع آبی بودهاند، معمولاً، محل تجمع گروههای انسانی برای زیست و جایگاهی برای توسعه کشاورزی، ایجاد مدنیت و رشد فرهنگ شهرنشینی به شمار آمدهاند. از همین رو، در فرهنگ نامهای جغرافیایی ایران، ده ها شهر و روستا و منطقه وجود دارند که اسامی آنها با پیشوند یا پسوند دشت همراه هستند مانند دشت مُغان، دشت آزادگان، دشت چالْدُران، دشت بیاض، دشتستان، مرودشت، کلاردشت، خرمدشت و ... [۷].
در متون جغرافیایی اروپایی واژه عربی صحرا انحصاراً در مورد صحرای بزرگ شمال آفریقا به کار میرود، در حالی که در فرهنگ جغرافیایی فارسی، صحرا گاهی به جای دشت، و نه صرفاً برای معرفی منطقهای خشک و سوزان، به کار میرود، مانند ترکمن صحرا که دشت رسوبی همواری است که در شمال ایران و در نزدیکی مرز کشور ترکمنستان واقع شده و در بین چهار عارضه جغرافیایی رود اترک در شمال، رودخانه گرگان در جنوب، دریای خزر در غرب و کوههای قوچان در شرق محصور و محل زندگی طایفهها ترکمن است[۸]. (ترکمن صحرا).
در نقشه جغرافیای طبیعی ایران واژه دشت علاوه بر مناطق کویری و بیابانی، برای دشت مغان، دشت قزوین و دشت ساحلی (در استان بوشهر)، به عنوان بزرگترین دشتهای ایران به کار رفته، در حالی که طبق تعریف باید جلگه نامیده میشد همان طور که جلگه سرخس که منطقهای به دور از دریاست، و شاید به سبب همجواری با رودخانه تجن و کشف رود، جلگه نامیده شده است.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ علایی طالقانی، محمود. ژئو مرفولوژی ایران. تهران: قومس، 1384 چ3. ص 302.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ شایان، دکتر سیاوش. فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی طبیعی . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامهریزی وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 299.
- ↑ سازمان نقشهبرداری کشور. اطلس ملی ایران (اطلس زمینشناسی). نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشهبرداری کشور. 1382. صص 6 و 7 (نقشه کوه- آبنگاری ایران)
- ↑ شایان، دکتر سیاوش. فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی طبیعی . چ5. تهران:مدرسه (سازمان پژوهش و برنامهریزی وزارت آموزش و پرورش)، 1382، ص 282.
- ↑ سازمان نقشهبرداری کشور. اطلس ملی ایران (اطلس زمینشناسی). نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشهبرداری کشور. 1382. ص 6.
- ↑ برای انواع دشت نک: جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. چ1. ج3: دایرهالمعارف جغرافیایی ایران. تهران: گیتاشناسی، 1379. صص 466، 538- 533 و 1210.
- ↑ جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. چ1. ج3: دایرهالمعارف جغرافیایی ایران. تهران: گیتاشناسی، 1379. ص 290 و 291.
- ↑ گیتاشناسی (واحد پژوهش و تالیف). اطلس گیتاشناسی استانهای ایران. چ3. تهران: گیتاشناسی 1383، ص 44 و 45 0نقشه جغرافیایی طبیعی ایران).
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
غلامحسین تکمیل همایون