پرش به محتوا

لکی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
    
    
[[لکی|لكی]]læki/ / از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی و مرتبط با زبان‌های كردی، گیلكی، گورانی، طالشی، سمنانی. زبان‌های ایرانی شمال غربی از لهجه‌های باستانی كه در سرزمین ماد و پارت (بخش شمال غربی ایران) رایج بوده‌اند، ریشه می‌گیرند<ref>مان‌اللهی بهاروند، اسكندر. ''قوم لر'' (پژوهشی درباره پیوستگی قومی و پراكندگی جغرافیایی لرها در ایران). تهران: مؤسسه انتشاراتاگاه، 1370، ص51.
[[لکی]]læki/ / از [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] شاخه شمال غربی و مرتبط با زبان‌های [[کردی]]، [[گیلکی]]، گورانی، طالشی، سمنانی. [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] شمال غربی از لهجه‌های باستانی که در سرزمین [[ماد]] و [[پارتیان|پارت]] (بخش شمال غربی ایران) رایج بوده‌اند، ریشه می‌گیرند<ref>مان‌اللهی بهاروند، اسكندر. ''قوم لر'' (پژوهشی درباره پیوستگی قومی و پراكندگی جغرافیایی لرها در ایران). تهران: مؤسسه انتشاراتاگاه، 1370، ص51.</ref><ref>برگرفته از https://www.ethnologue.com</ref>. زبان لکی با [[کردی]] کرمانشاهی شباهت فراوان دارد<ref>دولتیاری، روح‌الدین. '''''لرستان (سرزمین كهن)'''''. خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.</ref> و حتی در بعضی منابع به عنوان یکی از گویش‌های [[کردی]] معرفی شده است<ref>Mackenzie, D.N. "'''''kurd, kurdestān'''''"  ''Encyclopeadia of Islam'', LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 479.</ref>. در عین حال از آن‌جا که این زبان در [[استان لرستان|لرستان]] نیز رواج دارد در بعضی منابع به همراه [[لری]] یکی از [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] شاخه جنوب غربی به شمار آمده است<ref name=":0">ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص40.</ref>. اهالی هرسین و طوایف کاکاوند، بالاوند، جلالوند و عثمانوند که در مسیر مرز بین اکراد کلهر و زنگنه و [[استان لرستان|لرستان]] واقع شده‌اند نیز به لکی تکلم می‌کنند<ref name=":1">سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270. </ref>.  


- و نیز نك:                  .Com/ show- language. asp, Available. Onlinehttp://www.ethnologue  </ref>. زبان لكی با كردی كرمانشاهی شباهت فراوان دارد<ref>دولتیاری، روح‌الدین. ''لرستان'' (سرزمین كهن). خرم‌آباد: انتشارات افلاك، 1375، ص104</ref> و حتی در بعضی منابع به عنوان یكی از گویش‌های كردی معرفی شده است<ref>Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān"  ''Encyclopeadia of Islam'', LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 479.</ref>. در عین حال ازان‌جا كه این زبان در لرستان نیز رواج دارد در بعضی منابع به همراه لری یكی از زبان‌های ایرانی شاخه جنوب غربی به شمارامده است<ref>ایزدپناه، حمید. ''فرهنگ لكی''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص40.</ref>. اهالی هرسین و طوایف كاكاوند، بالاوند، جلالوند و عثمانوند كه در مسیر مرز بین اكراد كلهر و زنگنه و لرستان واقع شده‌اند نیز به لكی تكلم می‌كنند<ref>سلطانی، محمدعلی. ''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270 </ref>. لك‌های لرستان در اصل در سه بخش به نام‌های هرو /horru/ یا چقلوندی، سله سله یا الشتر و دلفان ساكن بوده‌اند. سپس به برخی مناطق دیگر مهاجرت كرده‌اند، مانند لك‌های دلفان و خواجه‌وند كه به كلاردشت مازندران یا دشت و كوهستان كجور رفته و با همین نام دران‌جا زندگی می‌كنند و لك‌های كرمان، صحنه، بوشهر و نقاط دیگر ایران<ref>ایزدپناه، ص170.</ref>. نواحی كه لك‌ها دران سكونت دارند از جمله لرستان شمالی و شمال غربی، گاهی لكستان نامیده می‌شود<ref>Minorsky, V. "lak"  ''Encyclopeadia of Islam'', LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 616.</ref>. لك‌ها ازان جهت اهمیت دارند كه خاندان زند از میانان‌ها برخاسته‌اند<ref>مصاحب، غلامحسین. «لك». ''دایرهالمعارف فارسی.'' تهران: امیركبیر، 1380، جلد2، 2498؛ </ref>. امروزه احتمالاً حدود 000/000/1 نفر به این زبان سخن می‌گویند كه از این تعداد 000/150 نفر تك زبانه لك می‌باشند<ref>Gordon, Raymond. G., Jr. (ed) 2005.                                          
لک های [[استان لرستان|لرستان]] در اصل در سه بخش به نام‌های هرو /horru/ یا چقلوندی، سله سله یا الشتر و دلفان ساکن بوده‌اند. سپس به برخی مناطق دیگر مهاجرت کرده‌اند، مانند لکهای دلفان و خواجه‌وند که به کلاردشت [[استان مازندران|مازندران]] یا دشت و کوهستان کجور رفته و با همین نام دران‌جا زندگی می‌کنند و لکهای کرمان، صحنه، بوشهر و نقاط دیگر ایران<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص170.</ref>. نواحی که لک ها درآن سکونت دارند از جمله [[استان لرستان|لرستان]] شمالی و شمال غربی، گاهی لکستان نامیده می‌شود<ref>Minorsky, V. "lak"  '''''Encyclopeadia of Islam''''', LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 616.</ref>. لکها ازان جهت اهمیت دارند که خاندان زند از میانان‌ها برخاسته‌اند<ref>مصاحب، غلامحسین. «لک». '''''دایره المعارف فارسی'''.'' تهران: امیركبیر، 1380، جلد2، ص 2498. </ref>. امروزه احتمالاً حدود1/000/000 نفر به این زبان سخن می‌گویند که از این تعداد 150/000 نفر تک زبانه لک می‌باشند<ref>Gordon, Raymond. G., Jr. (ed) 2005. Ethenologue. '''''Languages of the world''''', 15<sup>th</sup> Edition. Dallas, Tex: sil International</ref>. لکی امیخته‌ای از واژگان [[کردی]] کلهری و [[لری]] می‌باشد به انضمام لغاتی از گویش اورامی که به سبب شیوع مسلک اهل [[حق]] و حضور مبلغانان طی قرن‌ها بینان‌ها رواج یافته است<ref name=":1" />. لکی از [[فارسی]] نیز تأثیر پذیرفته است. تعدادی از کلمات لکی کاربرد خود را از دست داده‌اند و جای خود را به کلمات فارسی داده‌اند: /Čam/ (رودخانه)، /čerika/ (فریاد)<ref name=":2" /> از ویژگی‌های اوایی خاص زبان لکی به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:


Ethenologue. Languages of the world, 15<sup>th</sup> Edition. Dallas, Tex: sil International. به نقل از:</ref>. لكی امیخته‌ای از واژگان كردی كلهری و لری می‌باشد به انضمام لغاتی از گویش اورامی كه به سبب شیوع مسلك اهل حق و حضور مبلغانان طی قرن‌ها بینان‌ها رواج یافته است<ref>سلطانی، ص270.</ref>. لكی از فارسی نیز تأثیر پذیرفته است. تعدادی از كلمات لكی كاربرد خود را از دست داده‌اند و جای خود را به كلمات فارسی داده‌اند: /Čam/ (رودخانه)، /čerika/ (فریاد)<ref><nowiki>http://www.lakestan.com</nowiki>. Online. Fr / article. Php3pid- article = 0141</ref> از ویژگی‌هایاوایی خاص زبان لكی به موارد زیر می‌توان اشاره كرد:
در بسیاری کلمات /x/ در تقابل با /G/ [[فارسی]] قرار می‌گیرد: /merx/ «مرغ» و /xam/ «غم» و /h/ در جایگاهاغاز واژه در تقابل با /x/ [[فارسی]] است: /hovârdan/ «خوردن». در بعضی کلمات لکی /ž/ در تقابل با /z/ فارسی است: /Žan/ «زن»؛ در بسیاری از کلمات /ân/ پایان کلمات [[فارسی]]، در لکی به صورت /o/ مشاهده می‌شود، مانند /no/ «نان» و /?o/ «جان»؛ /v/ و /z/ اوستایی هنوز در لکی باقی است، مانند // «باد» و /zomâ/ «داماد»<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص46.</ref>.


در بسیاری كلمات /x/ در تقابل با /G/ فارسی قرار می‌گیرد: /merx/ «مرغ» و /xam/ «غم» و /h/ در جایگاهاغاز واژه در تقابل با /x/ فارسی است: /hovârdan/ «خوردن». در بعضی كلمات لكی /ž/ در تقابل با /z/ فارسی است: /Žan/ «زن»؛ در بسیاری از كلمات /ân/ پایان كلمات فارسی، در لكی به صورت /o/ مشاهده می‌شود، مانند /no/ «نان» و /?o/ «جان»؛ /v/ و /z/ اوستایی هنوز در لكی باقی است، مانند // «باد» و /zomâ/ «داماد»<ref>ایزدپناه، ص46.</ref>.  
در لکی نشانه‌های جمع [[عربی]] وجود ندارد و نشانه جمع /-ay/ است، مانند /kâray/ «کارها»؛ نشانه نکره در لکی /-ey/ است، مثل /kârey/ «کاری»<ref>عالی‌پور خرم‌آبادی، كامین. '''''دستور زبان لكی، ضرب‌المثل‌ها و واژه‌نامه'''''. خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105.</ref>. صرف فعل و قواعد مربوط بهان در زبان لکی، در بیشتر موارد شبیه فارسی است (به عنوان مثال همانند فارسی، لکی نیز در سوم شخص مفرد شناسه ندارد) و تفاوت‌های احتمالی در شکل تلفظ است، مثلاً درگویش لکی در بعضی موارد شناسه‌ها هنگام صرف فعل دران ادغام می‌شوند و یا در بعضی مواقع حذف می‌گردند، به گونه‌ای که در بعضی افعال تشخیص شناسه از بن فعل دشوار است. (/me:m/ «می‌دهم» از مصدر /dâ- yen/ «دادن»<ref>عالی‌پور خرم‌آبادی، كامین. '''''دستور زبان لكی، ضرب‌المثل‌ها و واژه‌نامه'''''. خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105-ص28.</ref>. لکی از نظر واژه غنی است، به عنوان مثال برای گاو کلمات مختلفی دارد که موقعیت سنی، کاری و جنس گاو را مشخص می‌کند:<ref name=":2">برگرفته از [https://satellites.pro/ https://satellites.pro/Lakestan_map]</ref> نوکل /nukal/ گاو ماده سه ساله)؛ کلگا /kalgâ/ (گاو نر)؛ جیل /jeyal/ (گاو نری که تازه کاری شده است) و غیره<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص134، 104 و 36.</ref>. همچنین در لکی برای صداهای موجود در طبیعت و صدای حیوانات نیز واژه خاصی وجود دارد:<ref name=":2" /> صدای غرش خرس /bulbal/، زوزه سگ و روباه /loila/، صدای تندر /gerem hor/، صدای افتادن چیزی درآب /šelpa/<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص15، 122، 113 و 84.</ref> نحو و کلمات لکی تحت تأثیر [[لری]] که از [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] جنوب غربی است تغییر فراوانی پیدا کرده است. با این حال دستور و نظام پایه فعل لکی و شباهتان به کردی حاکی از تعلق این زبان به شاخه [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] شمال غربی است<ref>برگرفته از [https://www.lexilogos.com/ https://www.lexilogos.com/english/kurdish_dictionary.htm]</ref>. لکی زبان شعر و بیان حال، عشق، اعتقاد و حماسه بوده است<ref name=":0" />. از ویژگی‌های منحصر به فرد لکی وجود هوره است. هوره در واقع راهی برای بیان احساسات درونی است که همزمان در بطن خویشاهنگ شعر و موسیقی را به همراه دارد<ref>برگرفته از [https://satellites.pro/ https://satellites.pro/Lakestan_map] به نقل از: سیدجلال رحیمی. «'''''ارتباط گویش لكی با زبان‌های فارسی قدیم'''''».</ref>. اثار لکی مکتوب فراوان است. مانندآثار ملامنوچهر کولیوند که به منوچهر لک مشهور است. دستنویس‌هایی هم از داستان‌هایی از شاهنامه فردوسی به لکی موجود است<ref name=":1" />.  


در لكی نشانه‌های جمع عربی وجود ندارد و نشانه جمع /-ay/ است، مانند /kâray/ «كارها»؛ نشانه نكره در لكی /-ey/ است، مثل /kârey/ «كاری»<ref>عالی‌پور خرم‌آبادی، كامین. ''دستور زبان لكی، ضرب‌المثل‌ها و واژه‌نامه''. خرم‌آباد: انتشارات افلاك، 1383، ص 105</ref>. صرف فعل و قواعد مربوط بهان در زبان لكی، در بیشتر موارد شبیه فارسی است (به عنوان مثال همانند فارسی، لكی نیز در سوم شخص مفرد شناسه ندارد) و تفاوت‌های احتمالی در شكل تلفظ است، مثلاً درگویش لكی در بعضی موارد شناسه‌ها هنگام صرف فعل دران ادغام می‌شوند و یا در بعضی مواقع حذف می‌گردند، به گونه‌ای كه در بعضی افعال تشخیص شناسه از بن فعل دشوار است. (/me:m/ «می‌دهم» از مصدر /dâ- yen/ «دادن»<ref>عالی‌پور خرم‌آبادی، كامین. ''دستور زبان لكی، ضرب‌المثل‌ها و واژه‌نامه''. خرم‌آباد: انتشارات افلاك، 1383، ص 105 ص28.</ref>. لكی از نظر واژه غنی است، به عنوان مثال برای گاو كلمات مختلفی دارد كه موقعیت سنی، كاری و جنس گاو را مشخص می‌كند:<ref><nowiki>http://www.lakestan.com</nowiki>. Online. Fr, Available. Online.</ref> نوكل /nukal/ گاو ماده سه ساله)؛ كلگا /kalgâ/ (گاو نر)؛ جیل /jeyal/ (گاو نری كه تازه كاری شده است) و غیره<ref>ایزدپناه، ص134، 104 و 36.</ref>. همچنین در لكی برای صداهای موجود در طبیعت و صدای حیوانات نیز واژه خاصی وجود دارد:<ref><nowiki>http://www.lakestan.com</nowiki>. Online. Fr, Available. Online.</ref> صدای غرش خرس /bulbal/، زوزه سگ و روباه /loila/، صدای تندر /gerem hor/، صدای افتادن چیزی دراب /šelpa/<ref>ایزدپناه، ص15، 122، 113 و 84.</ref> نحو و كلمات لكی تحت تأثیر لری كه از زبان‌های ایرانی جنوب غربی است تغییر فراوانی پیدا كرده است. با این حال دستور و نظام پایه فعل لكی و شباهتان به كردی حاكی از تعلق این زبان به شاخه زبان‌های ایرانی شمال غربی است<ref>htpp://www.kordishacademy. org/ English/ language/ laki – htmi, Available. Online.</ref>. لكی زبان شعر و بیان حال، عشق، اعتقاد و حماسه بوده است<ref>ایزدپناه، ص40.</ref>. از ویژگی‌های منحصر به فرد لكی وجود هوره است. هوره در واقع راهی برای بیان احساسات درونی است كه همزمان در بطن خویشاهنگ شعر و موسیقی را به همراه دارد<ref><nowiki>http://www.lakestan.com</nowiki>. Online. Fr, Available. Online.
== نیز نگاه کنید به ==


به نقل از: سیدجلال رحیمی. «ارتباط گویش لكی با زبان‌های فارسی قدیم».</ref>. اثار لكی مكتوب فراوان است. ماننداثار ملامنوچهر كولیوند كه به منوچهر لك مشهور است. دستنویس‌هایی هم از داستان‌هایی از شاهنامه فردوسی به لكی موجود است<ref>سلطانی، ص270.</ref>.
* [[زبان های ایرانی]]
* [[کردی]]


== نیز نگاه کنید به ==
* [[سنندجی]]
 
* [[مهابادی]]
 
* [[کرمانشاهی]]
 
* [[لری]]
* [[استان لرستان]]


== ماخذ ==
== مآخذ ==
<references />
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
اتوسا رستم بیک
آتوسا رستم بیک
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:زبان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۲۶

لکیlæki/ / از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی و مرتبط با زبان‌های کردی، گیلکی، گورانی، طالشی، سمنانی. زبان‌های ایرانی شمال غربی از لهجه‌های باستانی که در سرزمین ماد و پارت (بخش شمال غربی ایران) رایج بوده‌اند، ریشه می‌گیرند[۱][۲]. زبان لکی با کردی کرمانشاهی شباهت فراوان دارد[۳] و حتی در بعضی منابع به عنوان یکی از گویش‌های کردی معرفی شده است[۴]. در عین حال از آن‌جا که این زبان در لرستان نیز رواج دارد در بعضی منابع به همراه لری یکی از زبان‌های ایرانی شاخه جنوب غربی به شمار آمده است[۵]. اهالی هرسین و طوایف کاکاوند، بالاوند، جلالوند و عثمانوند که در مسیر مرز بین اکراد کلهر و زنگنه و لرستان واقع شده‌اند نیز به لکی تکلم می‌کنند[۶].

لک های لرستان در اصل در سه بخش به نام‌های هرو /horru/ یا چقلوندی، سله سله یا الشتر و دلفان ساکن بوده‌اند. سپس به برخی مناطق دیگر مهاجرت کرده‌اند، مانند لکهای دلفان و خواجه‌وند که به کلاردشت مازندران یا دشت و کوهستان کجور رفته و با همین نام دران‌جا زندگی می‌کنند و لکهای کرمان، صحنه، بوشهر و نقاط دیگر ایران[۷]. نواحی که لک ها درآن سکونت دارند از جمله لرستان شمالی و شمال غربی، گاهی لکستان نامیده می‌شود[۸]. لکها ازان جهت اهمیت دارند که خاندان زند از میانان‌ها برخاسته‌اند[۹]. امروزه احتمالاً حدود1/000/000 نفر به این زبان سخن می‌گویند که از این تعداد 150/000 نفر تک زبانه لک می‌باشند[۱۰]. لکی امیخته‌ای از واژگان کردی کلهری و لری می‌باشد به انضمام لغاتی از گویش اورامی که به سبب شیوع مسلک اهل حق و حضور مبلغانان طی قرن‌ها بینان‌ها رواج یافته است[۶]. لکی از فارسی نیز تأثیر پذیرفته است. تعدادی از کلمات لکی کاربرد خود را از دست داده‌اند و جای خود را به کلمات فارسی داده‌اند: /Čam/ (رودخانه)، /čerika/ (فریاد)[۱۱] از ویژگی‌های اوایی خاص زبان لکی به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

در بسیاری کلمات /x/ در تقابل با /G/ فارسی قرار می‌گیرد: /merx/ «مرغ» و /xam/ «غم» و /h/ در جایگاهاغاز واژه در تقابل با /x/ فارسی است: /hovârdan/ «خوردن». در بعضی کلمات لکی /ž/ در تقابل با /z/ فارسی است: /Žan/ «زن»؛ در بسیاری از کلمات /ân/ پایان کلمات فارسی، در لکی به صورت /o/ مشاهده می‌شود، مانند /no/ «نان» و /?o/ «جان»؛ /v/ و /z/ اوستایی هنوز در لکی باقی است، مانند /vâ/ «باد» و /zomâ/ «داماد»[۱۲].

در لکی نشانه‌های جمع عربی وجود ندارد و نشانه جمع /-ay/ است، مانند /kâray/ «کارها»؛ نشانه نکره در لکی /-ey/ است، مثل /kârey/ «کاری»[۱۳]. صرف فعل و قواعد مربوط بهان در زبان لکی، در بیشتر موارد شبیه فارسی است (به عنوان مثال همانند فارسی، لکی نیز در سوم شخص مفرد شناسه ندارد) و تفاوت‌های احتمالی در شکل تلفظ است، مثلاً درگویش لکی در بعضی موارد شناسه‌ها هنگام صرف فعل دران ادغام می‌شوند و یا در بعضی مواقع حذف می‌گردند، به گونه‌ای که در بعضی افعال تشخیص شناسه از بن فعل دشوار است. (/me:m/ «می‌دهم» از مصدر /dâ- yen/ «دادن»[۱۴]. لکی از نظر واژه غنی است، به عنوان مثال برای گاو کلمات مختلفی دارد که موقعیت سنی، کاری و جنس گاو را مشخص می‌کند:[۱۱] نوکل /nukal/ گاو ماده سه ساله)؛ کلگا /kalgâ/ (گاو نر)؛ جیل /jeyal/ (گاو نری که تازه کاری شده است) و غیره[۱۵]. همچنین در لکی برای صداهای موجود در طبیعت و صدای حیوانات نیز واژه خاصی وجود دارد:[۱۱] صدای غرش خرس /bulbal/، زوزه سگ و روباه /loila/، صدای تندر /gerem hor/، صدای افتادن چیزی درآب /šelpa/[۱۶] نحو و کلمات لکی تحت تأثیر لری که از زبان‌های ایرانی جنوب غربی است تغییر فراوانی پیدا کرده است. با این حال دستور و نظام پایه فعل لکی و شباهتان به کردی حاکی از تعلق این زبان به شاخه زبان‌های ایرانی شمال غربی است[۱۷]. لکی زبان شعر و بیان حال، عشق، اعتقاد و حماسه بوده است[۵]. از ویژگی‌های منحصر به فرد لکی وجود هوره است. هوره در واقع راهی برای بیان احساسات درونی است که همزمان در بطن خویشاهنگ شعر و موسیقی را به همراه دارد[۱۸]. اثار لکی مکتوب فراوان است. مانندآثار ملامنوچهر کولیوند که به منوچهر لک مشهور است. دستنویس‌هایی هم از داستان‌هایی از شاهنامه فردوسی به لکی موجود است[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مان‌اللهی بهاروند، اسكندر. قوم لر (پژوهشی درباره پیوستگی قومی و پراكندگی جغرافیایی لرها در ایران). تهران: مؤسسه انتشاراتاگاه، 1370، ص51.
  2. برگرفته از https://www.ethnologue.com
  3. دولتیاری، روح‌الدین. لرستان (سرزمین كهن). خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.
  4. Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestānEncyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 479.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص40.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270.
  7. ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص170.
  8. Minorsky, V. "lak"  Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 616.
  9. مصاحب، غلامحسین. «لک». دایره المعارف فارسی. تهران: امیركبیر، 1380، جلد2، ص 2498.
  10. Gordon, Raymond. G., Jr. (ed) 2005. Ethenologue. Languages of the world, 15th Edition. Dallas, Tex: sil International
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ برگرفته از https://satellites.pro/Lakestan_map
  12. ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص46.
  13. عالی‌پور خرم‌آبادی، كامین. دستور زبان لكی، ضرب‌المثل‌ها و واژه‌نامه. خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105.
  14. عالی‌پور خرم‌آبادی، كامین. دستور زبان لكی، ضرب‌المثل‌ها و واژه‌نامه. خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105-ص28.
  15. ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص134، 104 و 36.
  16. ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص15، 122، 113 و 84.
  17. برگرفته از https://www.lexilogos.com/english/kurdish_dictionary.htm
  18. برگرفته از https://satellites.pro/Lakestan_map به نقل از: سیدجلال رحیمی. «ارتباط گویش لكی با زبان‌های فارسی قدیم».

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

آتوسا رستم بیک