پرش به محتوا

ستارخان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''ستارخان،''' معروف به سردار ملي، (1284-1332ق / ؟ م)، از چهره‌هاي پر تحرك و مجاهد انقلاب مشروطيت در دوران استبداد صغير.
[[پرونده:157718736.jpg|بندانگشتی|ستارخان، قابل بازیابی از https://www.irna.ir/news/84110798/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA]]
'''[[ستارخان]]،''' معروف به سردار ملی، (1284-1332ق / ؟ م)، از چهره‌های پر تحرک و مجاهد [[انقلاب مشروطه|انقلاب مشروطیت]] در دوران استبداد صغیر.


ستارخان فرزند حاج حسن بزاز، اگر چه از سواد بي بهره بود اما از جواني شور انقلابي داشت و با حكمران تبريز به ويژه در قحطي 1316ق/ ؟ م زد و خوردهايي داشت. در آن سال او انبارهاي محتكران را به روي مردم گشود كه طي آن كالسكة اهدايي تزار روس به محمدعلي ميرزا ـ  وليعهد ـ  را نيز بردند. ستارخان مدتي در زندان بود و پس از آزادي در راه عتبات به دليل اعتراض به مأموران عثماني زنداني شد كه با شفاعت ميرزاي شيرازي آزاد شد و پس از بازگشت در راه‌آهن قفقاز، معادن نفت باكو و مدتي در شغل اسب‌ فروشي به كار پرداخت<sup>1</sup> و از آن پس در جريان فعاليت‌هاي انقلابي متأثر از مشروطيت قرار گرفت.  
ستارخان فرزند حاج حسن بزاز، اگر چه از سواد بی بهره بود اما از جوانی شور انقلابی داشت و با حکمران [[تبریز]] به ویژه در قحطی 1316ق/ ؟ م زد و خوردهایی داشت. در آن سال او انبارهای محتکران را به روی مردم گشود که طی آن کالسکه اهدایی تزار روس به محمدعلی میرزا ـ  ولیعهد ـ  را نیز بردند. ستارخان مدتی در زندان بود و پس از آزادی در راه عتبات به دلیل اعتراض به مأموران عثمانی زندانی شد که با شفاعت [[آیت الله میرزای شیرازی|میرزای شیرازی]] آزاد شد و پس از بازگشت در راه‌اهن قفقاز، معادن نفت باکو و مدتی در شغل اسب‌ فروشی به کار پرداخت<ref>امیرخیزی، اسماعیل. قیام '''''اذربایجان وستارخان'''''. تهران: 1379، نگاه، ص15-11.</ref> و از ان پس در جریان فعالیت‌های انقلابی متأثر از مشروطیت قرار گرفت.  


پس از بمباران مجلس توسط محمدعلي شاه، در رأس قيام‌كنندگان به همراه باقرخان بَنّا فعاليت انقلابي را با اخراج عُمال دولتي از تبريز آغاز كرد و نيروهاي تحت فرمان عين‌الدوله- صدراعظم- را نيز شكست داد<sup>2</sup> اما تبريز بيش از چهار ماه در محاصره و قحطي بود<sup>3</sup> كه با ورود قشون روس به بهانة حفظ جان اتباع خويش محاصره پايان رفت.<sup>4</sup>
پس از بمباران مجلس توسط [[محمد علی شاه|محمدعلی شاه]]، در رأس قیام‌کنندگان به همراه باقرخان بَنّا فعالیت انقلابی را با اخراج عُمال دولتی از [[تبریز]] آغاز کرد و نیروهای تحت فرمان عین‌الدوله- صدراعظم- را نیز شکست داد<ref>شمیم، علی‌اصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: 1378، مدبّر، ص517-516.</ref> اما [[تبریز]] بیش از چهار ماه در محاصره و قحطی بود<ref>کسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: 1363، امیرکبیر، ص694.</ref> که با ورود قشون روس به بهانه حفظ جان اتباع خویش محاصره پایان رفت<ref>پیتر، اوری. '''''تاریخ معاصر ایران'''''. ترجمه محمد رفیعی‌مهرآبادی، تهران: 1373، عطایی، ج1، ص260.</ref>.


اين قيام از مهم‌ترين شعله‌هاي فروزان دوران استبداد صغير در سراسر ايران بود و ديگران را نيز در مسير فتح تهران و خلع محمدعلي شاه از سلطنت قرار داد. در 1327ق (1909م) زنارسكي[1] با قواي روس به آذربايجان آمد كه نتيجه مستقيم قرارداد 1907م مبني بر تقسيم ايران ميان روس و انگليس بود. همچنين ترك‌هاي جوان عثماني در انقلابي عبدالحميد دوم را خلع كردند و در ايران هيجان مبارزه با استبداد را بيشتر كرد.
این قیام از مهم‌ترین شعله‌های فروزان دوران استبداد صغیر در سراسر [[ایران]] بود و دیگران را نیز در مسیر فتح [[استان تهران|تهران]] و خلع [[محمد علی شاه|محمدعلی شاه]] از سلطنت قرار داد. در 1327ق (1909م) زنارسکی[zonarsky] با قوای روس به [[آذربایجان شرقی|آذربایجان]] آمد که نتیجه مستقیم قرارداد 1907م مبنی بر تقسیم [[ایران]] میان روس و انگلیس بود. همچنین ترک‌های جوان عثمانی در انقلابی عبدالحمید دوم را خلع کردند و در [[ایران]] هیجان مبارزه با استبداد را بیشتر کرد.


ستارخان معتقد بود كه نه از محمدعلي شاه اطاعت مي‌كند و نه زير بيرق روس مي‌رود. قيام او و مردم تبريز بقاي مشروطيت را تضمين كرد.<sup>5</sup> مجلس دوم شواري ملي به رهبران اين قيام ستارخان و باقرخان لقب سردار ملي و سالار ملي اعطا كرد<sup>6</sup> و زماني كه به تهران احضار شده بودند نيروي پليس به فرماندهي يپرم‌خان ارمني براي اين‌كه آنان را خلع سلاح كند با آنان در باغ اتابك درگير شد كه ستارخان زخمي شد و باقرخان به غرب ايران رفت. ستارخان و باقرخان با سران مشروطه هم فكر نبودند<sup>7</sup> و در اواخر به حرفه‌هاي پيشين خود بازگشتند. ستارخان چند سال بعد در تهران درگذشت.
ستارخان معتقد بود که نه از محمدعلی شاه اطاعت می‌کند و نه زیر بیرق روس می‌رود. قیام او و مردم تبریز بقای مشروطیت را تضمین کرد<ref>دولت‌آبادی، یحیی. '''''حیات یحیی'''''. تهران: 1362، فردوس و عطار، ج2.</ref>. [[مجلس شورای ملی|مجلس دوم شواری ملی]] به رهبران این قیام ستارخان و باقرخان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطا کرد<ref>'''''روزنامه''''' '''''مجلس'''''. سال سوم. شماره 37، 9 ذیقعده 1327ق.</ref> و زمانی که به [[استان تهران|تهران]] احضار شده بودند نیروی پلیس به فرماندهی یپرم‌خان ارمنی برای این‌که آنان را خلع سلاح کند با آنان در باغ اتابک درگیر شد که ستارخان زخمی شد و باقرخان به غرب ایران رفت. ستارخان و باقرخان با سران مشروطه هم فکر نبودند<ref>آجودانی، ماشاءالله. '''''مشروطه ایرانی'''''. تهران: 1383، اختران، ص111.</ref> و در اواخر به حرفه‌های پیشین خود بازگشتند. ستارخان چند سال بعد در [[استان تهران|تهران]] درگذشت.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[انقلاب مشروطه]]
* [[ستارخان، سردار ملی]]
* [[آیت الله میرزای شیرازی]]


1.    اميرخيزي، اسماعيل. قيام '''''آذربايجان وستارخان'''''. تهران: 1379، نگاه، ص15-11.
== مآخذ ==
 
<references />
2.    شميم، علي‌اصغر. '''''ايران در دورة سلطنت قاجار'''''. تهران: 1378، مدبّر، ص517-516.
 
3.    كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. تهران: 1363، اميركبير، ص694.
 
4.    پيتر، آوري. '''''تاريخ معاصر ايران'''''. ترجمة محمد رفيعي‌مهرآبادي، تهران: 1373، عطايي، ج1، ص260.
 
5.    دولت‌آبادي، يحيي. '''''حيات يحيي'''''. تهران: 1362، فردوس و عطار، ج2.
 
6.    '''''روزنامة''''' '''''مجلس'''''. سال سوم. شمارة 37، 9 ذيقعده 1327ق.
 
7.    آجوداني، ماشاءالله. '''''مشروطة ايراني'''''. تهران: 1383، اختران، ص111.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
کورش صالحی
کورش صالحی
 
[[رده:تاریخ]]
----[1]. zonarsky
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]
 
 
علوم سیاسی
 
'''ستارخان'''، معروف به «سردار ملي» (1284-1332ق / 1867-1913م)، از رهبران مشروطه‌خواه آذربايجان.
 
ستارخان در ارسباران آذربايجان متولد شد. پدرش حاج حسن قرجه‌داغي، بزّازي دوره‌گرد بود. از كودكي و نوجواني ستارخان اطلاعات كمي در دست است. گويا او هيچگاه به مكتب نرفته و بي‌سواد بوده و به فرّاشي اشتغال داشته و از داش‌ها و لوطيان محلة اميرخيز تبريز بوده است.<sup>1</sup>
 
ستارخان با آغاز جنبش مشروطه در آذربايجان، به سبب برخورداري از روحية آزادمنشانه و نيز قتل برادرش به دستور مظفرالدين ميرزا، وليعهد وقت قاجاريان (ح 1303ق / 1886م)، به مشروطه‌خواهان پيوست و در زمرة مجاهدان انجمن حقيقت و مركز غيبي تبريز در آمد.<sup>2</sup> چندي بعد سردستة فداييان شد و سپس به دستور انجمن به همراه باقرخان (سالار ملي<sup>*</sup>) عهده‌دار امنية تبريز شد. نخستين مأموريت ستارخان دستگيري اكرام‌السلطان بود، او از هواخواهان محمدعلي شاه و طراح نقشة ترور ناكام سران مشروطة تبريز بود.<sup>3</sup> ستارخان در ماجراي حملة قواي دولتي به تبريز و محاصرة 11 ماهة شهر فرماندهي مجاهدان محلّة اميرخيز بر ضد قواي دولتي را بر عهده داشت و تلاش بسيار كرد. و سبب افزايش روحية مقاومت مردم شد.<sup>4</sup> او نه تنها از پذيرفتن حمايت روسيه و نصب پرچم اين كشور بر بالاي خانه‌اش خودداري كرد، بلكه پرچم سفيدي را كه به نشانة تسليم بر بالاي برخي خانه‌ها برافراشته شده بود، به زير كشيد. سرانجام در پي مداخلة قواي روس و خاتمه يافتن محاصرة تبريز، ستارخان و باقرخان در اعتراض به دخالت بيگانگان، تا فتح تهران در كنسولگري عثماني متحصن شدند.<sup>5</sup>
 
در مراسم افتتاح دورة دوم مجلس شوراي ملي، از زحمات ستارخان با نام سردار ملي قدرداني شد.
 
ناكامي ستارخان در انجام مأموريتي در اردبيل، دستاويز مناسبي براي دشمنانش شد از اين رو دولت مشروطه به توصية دولت‌هاي روس و انگليس براي كنترل و منزوي كردن سردار ملي، او را از تبريز به تهران فرا خواند.<sup>6</sup> او (صفر 1327ق / مارس 1909) به اتفاق باقرخان و جمعي از مجاهدان به تهران رفت. در كاخ صاحبقرانيه مستقر و برايش مقرري تعيين گرديد. در پي تصويب و دستور دولت مبني بر خلع سلاح مجاهدان، ستارخان براي جلوگيري از درگيري ميان مجاهدان و نيروهاي دولتي مجاهدان تبريزي را به تحويل سلاح فراخواند اما عملكرد تبعيض‌آميز دولت ميان تفنگداران و تحريك دو تن از كاركنان سفارت عثماني، سبب نزاع ميان مجاهدان و نيروهاي دولتي در پارك اتابك شد، كه در نتيجه تعدادي كشته و زخمي شدند. ستارخان نيز از ناحية مچ پا بر اثر اصابت گلوله مجروح شد.<sup>7</sup> او پس از اين ماجرا مدت‌ها خانه‌نشين شد و حتي دولت با درخواست بازگشت او به تبريز موافقت نكرد. ستارخان سرانجام در 28 ذيحجة 1332ق / 25 آبان 1293ش در تهران درگذشت و پيكرش در باغ طوطيِ شاه عبدالعظيم شهرري به خاك سپرده شد.<sup>8</sup>
 
 
'''مآخذ:'''
 
1-    اميرخيزي، اسماعيل. '''''قيام آذربايجان و ستارخان'''''. تهران: كتابفروشي تهران، 1356، ص 1-20؛ بامداد، مهدي. '''''شرح حال رجال ايران قرن‌هاي 12 و 13 و 14'''''. تهران: زوّار، 1371، ج 2، ص 59-60.
 
2-    اميرخيزي. همان. ص 25-31.
 
3-    كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. تهران: اميركبير، 1369، ص 328.
 
4-    بامداد. همان. ص 60-63.
 
5-    اميرخيزي. همان. ص 436 و 437؛ مجتهدي، كريم. '''''رجال آذربايجان در عصر مشروطيت'''''. به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد، تهران: زرين، ص 155.
 
6-    اميرخيزي. همان. ص 485-512؛ مجتهدي. همان. ص 155.
 
7-    اميرخيزي. همان. ص 599-653؛ بامداد. همان. ص 65.
 
8-    اميرخيزي. همان. ص 667-668؛ بامداد. همان. ص 65.
 
جعفر گلشن

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۳۲

ستارخان، قابل بازیابی از https://www.irna.ir/news/84110798/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA

ستارخان، معروف به سردار ملی، (1284-1332ق / ؟ م)، از چهره‌های پر تحرک و مجاهد انقلاب مشروطیت در دوران استبداد صغیر.

ستارخان فرزند حاج حسن بزاز، اگر چه از سواد بی بهره بود اما از جوانی شور انقلابی داشت و با حکمران تبریز به ویژه در قحطی 1316ق/ ؟ م زد و خوردهایی داشت. در آن سال او انبارهای محتکران را به روی مردم گشود که طی آن کالسکه اهدایی تزار روس به محمدعلی میرزا ـ  ولیعهد ـ  را نیز بردند. ستارخان مدتی در زندان بود و پس از آزادی در راه عتبات به دلیل اعتراض به مأموران عثمانی زندانی شد که با شفاعت میرزای شیرازی آزاد شد و پس از بازگشت در راه‌اهن قفقاز، معادن نفت باکو و مدتی در شغل اسب‌ فروشی به کار پرداخت[۱] و از ان پس در جریان فعالیت‌های انقلابی متأثر از مشروطیت قرار گرفت.

پس از بمباران مجلس توسط محمدعلی شاه، در رأس قیام‌کنندگان به همراه باقرخان بَنّا فعالیت انقلابی را با اخراج عُمال دولتی از تبریز آغاز کرد و نیروهای تحت فرمان عین‌الدوله- صدراعظم- را نیز شکست داد[۲] اما تبریز بیش از چهار ماه در محاصره و قحطی بود[۳] که با ورود قشون روس به بهانه حفظ جان اتباع خویش محاصره پایان رفت[۴].

این قیام از مهم‌ترین شعله‌های فروزان دوران استبداد صغیر در سراسر ایران بود و دیگران را نیز در مسیر فتح تهران و خلع محمدعلی شاه از سلطنت قرار داد. در 1327ق (1909م) زنارسکی[zonarsky] با قوای روس به آذربایجان آمد که نتیجه مستقیم قرارداد 1907م مبنی بر تقسیم ایران میان روس و انگلیس بود. همچنین ترک‌های جوان عثمانی در انقلابی عبدالحمید دوم را خلع کردند و در ایران هیجان مبارزه با استبداد را بیشتر کرد.

ستارخان معتقد بود که نه از محمدعلی شاه اطاعت می‌کند و نه زیر بیرق روس می‌رود. قیام او و مردم تبریز بقای مشروطیت را تضمین کرد[۵]. مجلس دوم شواری ملی به رهبران این قیام ستارخان و باقرخان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطا کرد[۶] و زمانی که به تهران احضار شده بودند نیروی پلیس به فرماندهی یپرم‌خان ارمنی برای این‌که آنان را خلع سلاح کند با آنان در باغ اتابک درگیر شد که ستارخان زخمی شد و باقرخان به غرب ایران رفت. ستارخان و باقرخان با سران مشروطه هم فکر نبودند[۷] و در اواخر به حرفه‌های پیشین خود بازگشتند. ستارخان چند سال بعد در تهران درگذشت.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. امیرخیزی، اسماعیل. قیام اذربایجان وستارخان. تهران: 1379، نگاه، ص15-11.
  2. شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: 1378، مدبّر، ص517-516.
  3. کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: 1363، امیرکبیر، ص694.
  4. پیتر، اوری. تاریخ معاصر ایران. ترجمه محمد رفیعی‌مهرآبادی، تهران: 1373، عطایی، ج1، ص260.
  5. دولت‌آبادی، یحیی. حیات یحیی. تهران: 1362، فردوس و عطار، ج2.
  6. روزنامه مجلس. سال سوم. شماره 37، 9 ذیقعده 1327ق.
  7. آجودانی، ماشاءالله. مشروطه ایرانی. تهران: 1383، اختران، ص111.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

کورش صالحی