پرش به محتوا

جلال آل احمد، نویسنده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:Attach show.png|بندانگشتی|جلال آل احمد، قابل بازیابی از https://psri.ir/?id=svlbz6qe]]
آل احمد، جلال (1303 ـ 1348ش) ‌نویسنده، ‌منتقد سیاسی ـ اجتماعی، مترجم.


===== آل احمد، جلال (1303 ـ 1348ش) ‌نویسنده، ‌منتقد سیاسی ـ اجتماعی، مترجم. =====
سیدحسین ملقب به جلال الدین و مشهور به [[جلال آل احمد، روزنامه نگار|جلال آل احمد]] در محله سید نصرالدین [[استان تهران|تهران]] به دنیا آمد. پدرش سید احمد حسینی اورازانی (د 1340ش) افزون بر اداره یک محضر شرعی، در دو مسجد تهران نماز جماعت اقامه می‌کرد و مادرش امینه بیگم اسلامبولچی خواهرزاده آقا بزرگ تهرانی مؤلف ''الذریعه'' بود. جلال تحصیلات ابتدایی را در دبستان‌های کمالیه و ثریا به پایان برد و سپس به اجبار پدر در [[بازار|بازار تهران]] به کار مشغول شد. هم زمان با کار در [[بازار]]، از 1314 تا 1319ش به تحصیل در دبیرستان‌های دانش و تدین پرداخت. پس از آن در دوره شبانه دارالفنون ثبت نام کرد. در 1322ش دیپلم ادبی گرفت. در همین سال از سوی پدر برای تکمیل تحصیلات حوزوی رهسپار نجف اشرف شد. پس از سه ماه به [[کشور ایران|ایران]] بازگشت، ‌در حالی که از برخی عقاید دینی خود دست شسته بود. با ورود به [[کشور ایران|ایران]] تحصیلاتش را در دانشکده ادبیات دانش سرای عالی دنبال کرد و 1325ش از آن مرکز مدرک لیسانس گرفت. در 1330ش دوره دکترای ادبیات فارسی [https://ut.ac.ir/fa دانشگاه تهران] را ناتمام گذاشت. از 1322ش به نویسندگی روی آورد. در 1326ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. از 1340 ال 1343ش مشاور تعلیمات متوسطه در وزارت فرهنگ و بعد تا 1345ش دبیر دانش سرای عالی بود. آنگاه اخراج شد. از پایان اسفند 1346 تا خرداد 1347ش به تدریس در دانشکده علوم تربیتی [https://ut.ac.ir/fa دانشگاه تهران] پرداخت و بعد از سوی [[ساواک]] ممنوع التدریس شد. در 1323ش به [[حزب توده]] پیوست و در 1326ش از آن انشعاب کرد. تا 1329ش از فعالیت سیاسی دست کشید. در 1329ش با سیمین تاج دانشور ازدواج کرد. در قضیه ملی شدن نفت و ظهور [[جبهه ملی]] و [[محمد مصدق|مصدق]]، به فعالیت با احزاب همسو با [[جبهه ملی]] و هدایت نشریات حزبی مختلف پرداخت. در آغاز 1332ش به سبب اختلاف با برخی از رهبران حزب از سیاست کناره گرفت. سپس به داستان نویسی، ‌نگارش مقاله، ترجمه آثار خارجی، سفرهای داخلی و از جمله سفر حج پرداخت و ضمن آن با خلیل ملکی و هواداران او همفکری و همکاری داشت. سرانجام در اسالم [[استان گیلان|گیلان]] درگذشت.
سیدحسین ملقب به جلال الدین و مشهور به جلال آل احمد در محله سید نصرالدین تهران به دنیا آمد. پدرش سید احمد حسینی اورازانی (د 1340ش) افزون بر اداره یک محضر شرعی، در دو مسجد تهران نماز جماعت اقامه می‌کرد و مادرش امینه بیگم اسلامبولچی خواهرزاده آقا بزرگ تهرانی مؤلف ''الذریعه'' بود. جلال تحصیلات ابتدایی را در دبستان‌های کمالیه و ثریا به پایان برد و سپس به اجبار پدر در بازار تهران به کار مشغول شد. هم زمان با کار در بازار، از 1314 تا 1319ش به تحصیل در دبیرستان‌های دانش و تدین پرداخت. پس از آن در دوره شبانه دارالفنون ثبت نام کرد. در 1322ش دیپلم ادبی گرفت. در همین سال از سوی پدر برای تکمیل تحصیلات حوزوی رهسپار نجف اشرف شد. پس از سه ماه به ایران بازگشت، ‌در حالی که از برخی عقاید دینی خود دست شسته بود. با ورود به ایران تحصیلاتش را در دانشکده ادبیات دانش سرای عالی دنبال کرد و 1325ش از آن مرکز مدرک لیسانس گرفت. در 1330ش دوره دکترای ادبیات فارسی دانشگاه تهران را ناتمام گذاشت. از 1322ش به نویسندگی روی آورد. در 1326ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. از 1340 ال 1343ش مشاور تعلیمات متوسطه در وزارت فرهنگ و بعد تا 1345ش دبیر دانش سرای عالی بود. آنگاه اخراج شد. از پایان اسفند 1346 تا خرداد 1347ش به تدریس در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران پرداخت و بعد از سوی ساواک ممنوع التدریس شد. در 1323ش به حزب توده پیوست و در 1326ش از آن انشعاب کرد. تا 1329ش از فعالیت سیاسی دست کشید. در 1329ش با سیمین تاج دانشور ازدواج کرد. در قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و مصدق، به فعالیت با احزاب همسو با جبهه ملی و هدایت نشریات حزبی مختلف پرداخت. در آغاز 1332ش به سبب اختلاف با برخی از رهبران حزب از سیاست کناره گرفت. سپس به داستان نویسی، ‌نگارش مقاله، ترجمه آثار خارجی، سفرهای داخلی و از جمله سفر حج پرداخت و ضمن آن با خلیل ملکی و هواداران او همفکری و همکاری داشت. سرانجام در اسالم گیلان درگذشت.


'''کارنامه ادبی:''' اگرچه سبک آل احمد ویژه‌خود اوست، با این حال اثر آن را در تحول نثر معاصر، نمی‌توان نادیده انگاشت. این بدان معنا نیست که نوشته‌های او از نظر زبانی و سبکی فاقد ایراد و انتقاد نباشد، ‌بلکه برعکس کمتر نویسنده‌ای چون جلال را می‌توان یافت که آثار او به لحاظ مختصات سکبی و ویژگی‌های نثری با داوری‌های متفاوت و گاه کاملاً متناقض رو به رو نباشد. محمود کیانوش می‌نویسد که اگرچه وی در آثارش چندان پایبند رعایت ضوابط نگارشی و قواعد دستوری نیست، ‌در سطر سطر نوشته‌هایش حرف برای گفتن دارد. اسلامی ندوشن نیز ضمن انتقاد از شیوه نویسندگی و سبک آثار جلال، ‌معتقد است که شیوه نگارش او ـ علی رغم تمام ضعف‌ها و نارسایی‌هایش ـ نثری مبتکرانه، ‌پویا و دینامیک است. گروهی نیز آل احمد را در نویسندگی، ‌به ویژه در مقاله نویسی و سفرنامه نگاری و هم در بعضی از داستان‌هایش ستوده‌اند و او را در سبکی که آفریده بود، ‌استاد شمرده‌اند. سپانلو، ‌براهنی و آشوری نیز در این گروه جای دارند. کارنامه قلمی جلال، ‌نمایانگر تنوع موضوعات از جمله سیاست روز، غرب زدگی، ‌اقتصاد، ‌روشنفکری، ‌نفت و بسیاری مسائل مهم دیگر است. در کنار بیان مسائل روز، بخش مهمی از نوشته‌هایش در تشریح و توضیح نکات ریز و درشت فرهنگ بومی کشورمان است. اما مهم تر از همه نوشته‌های ادبی و آثار داستانی اوست که امروزه او را به عنوان نویسنده‌ای متعهد و مردمی معرفی کرده است. آثار جلال به چهار دسته: الف) قصه و داستان، ب) مشاهدات و سفرنامه‌ها، ج) مجموعه مقالات، د) ترجمه‌ها تقسیم می‌شود. از مهم ترین آثار او می‌توان: ''دید و بازدید''، ‌شامل 12 قصه (تهران 1322ش)، ''سه تار''، حاوی 13 داستان (تهران، 1327ش)، ''‌مدیر مدرسه'' (تهران 1337ش)، ''نون و القلم'' (1340ش)، ''‌تات نشین‌های بلوک زهرا'' (تهران، ‌دانش، 1337ش)، ''‌خسی در میقات'' (تهران، ‌1345ش) ''در خدمت و خیانت روشنفکران'' (تهران، ‌رواق، ‌1356ش)، ''‌غرب زدگی'' (تهران، ‌1341ش)، ''‌ارزیابی شتابزده'' (تبریز، ابن سینا، 1344ش)، ترجمه ''بیگانه'' آلبرکامو (با همکاری علی اصغر خبرزاده، ‌تهران، ‌1328ش) ترجمه ''دستهای آلوده'' ژان پل سارتر (تهران، 1331ش)، ‌ترجمه ''کرگدن'' اوژن یونسکو (1345ش)، ‌ترجمه ''مائده‌های زمینی'' آندره ژید (با پرویز داریوش، ‌تهران، ‌بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344ش) و جز آنها را نام برد<ref>تلخیص از: «آل احمد، جلال»، ‌جعفر گلشن روغنی و ابوالقاسم رادفر، '''''فرهنگ ناموران معاصر ایران'''''. تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ‌‌1381، ‌ج 1، صص 300 ـ 313.</ref>.
=== کارنامه ادبی ===
اگرچه سبک [[آل احمد، جلال، نویسنده|آل احمد]] ویژه‌خود اوست، با این حال اثر آن را در تحول نثر معاصر، نمی‌توان نادیده انگاشت. این بدان معنا نیست که نوشته‌های او از نظر زبانی و سبکی فاقد ایراد و انتقاد نباشد، ‌بلکه برعکس کمتر نویسنده‌ای چون جلال را می‌توان یافت که آثار او به لحاظ مختصات سکبی و ویژگی‌های نثری با داوری‌های متفاوت و گاه کاملاً متناقض رو به رو نباشد. محمود کیانوش می‌نویسد که اگرچه وی در آثارش چندان پایبند رعایت ضوابط نگارشی و قواعد دستوری نیست، ‌در سطر سطر نوشته‌هایش حرف برای گفتن دارد. اسلامی ندوشن نیز ضمن انتقاد از شیوه نویسندگی و سبک آثار جلال، ‌معتقد است که شیوه نگارش او ـ علی رغم تمام ضعف‌ها و نارسایی‌هایش ـ نثری مبتکرانه، ‌پویا و دینامیک است. گروهی نیز [[آل احمد، جلال، نویسنده|آل احمد]] را در نویسندگی، ‌به ویژه در مقاله نویسی و سفرنامه نگاری و هم در بعضی از داستان‌هایش ستوده‌اند و او را در سبکی که آفریده بود، ‌استاد شمرده‌اند. سپانلو، ‌براهنی و آشوری نیز در این گروه جای دارند. کارنامه قلمی جلال، ‌نمایانگر تنوع موضوعات از جمله سیاست روز، غرب زدگی، ‌اقتصاد، ‌روشنفکری، ‌نفت و بسیاری مسائل مهم دیگر است. در کنار بیان مسائل روز، بخش مهمی از نوشته‌هایش در تشریح و توضیح نکات ریز و درشت فرهنگ بومی کشورمان است. اما مهم تر از همه نوشته‌های ادبی و آثار داستانی اوست که امروزه او را به عنوان نویسنده‌ای متعهد و مردمی معرفی کرده است. آثار جلال به چهار دسته: الف) قصه و داستان، ب) مشاهدات و سفرنامه‌ها، ج) مجموعه مقالات، د) ترجمه‌ها تقسیم می‌شود. از مهم ترین آثار او می‌توان: ''دید و بازدید''، ‌شامل 12 قصه (تهران 1322ش)، ''سه تار''، حاوی 13 داستان (تهران، 1327ش)، ''‌مدیر مدرسه'' (تهران 1337ش)، ''نون و القلم'' (1340ش)، ''‌تات نشین‌های بلوک زهرا'' (تهران، ‌دانش، 1337ش)، ''‌خسی در میقات'' (تهران، ‌1345ش) ''در خدمت و خیانت روشنفکران'' (تهران، ‌رواق، ‌1356ش)، ''‌غرب زدگی'' (تهران، ‌1341ش)، ''‌ارزیابی شتابزده'' (تبریز، ابن سینا، 1344ش)، ترجمه ''بیگانه'' آلبرکامو (با همکاری علی اصغر خبرزاده، ‌تهران، ‌1328ش) ترجمه ''دستهای آلوده'' ژان پل سارتر (تهران، 1331ش)، ‌ترجمه ''کرگدن'' اوژن یونسکو (1345ش)، ‌ترجمه ''مائده‌های زمینی'' آندره ژید (با پرویز داریوش، ‌تهران، ‌بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344ش) و جز آنها را نام برد<ref>تلخیص از: «آل احمد، جلال»، ‌جعفر گلشن روغنی و ابوالقاسم رادفر، '''''فرهنگ ناموران معاصر ایران'''''. تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ‌‌1381، ‌ج 1، صص 300 ـ 313.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
[[آل احمد، جلال، نویسنده]]
 
* [[آل احمد، جلال، نویسنده]]
* [[حزب توده]]
* [[جبهه ملی]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
<references />


تلخیص از: «آل احمد، جلال»، ‌جعفر گلشن روغنی و ابوالقاسم رادفر، '''''فرهنگ ناموران معاصر ایران'''''. تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ‌‌1381، ‌ج 1، صص 300 ـ 313.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۴۲

جلال آل احمد، قابل بازیابی از https://psri.ir/?id=svlbz6qe

آل احمد، جلال (1303 ـ 1348ش) ‌نویسنده، ‌منتقد سیاسی ـ اجتماعی، مترجم.

سیدحسین ملقب به جلال الدین و مشهور به جلال آل احمد در محله سید نصرالدین تهران به دنیا آمد. پدرش سید احمد حسینی اورازانی (د 1340ش) افزون بر اداره یک محضر شرعی، در دو مسجد تهران نماز جماعت اقامه می‌کرد و مادرش امینه بیگم اسلامبولچی خواهرزاده آقا بزرگ تهرانی مؤلف الذریعه بود. جلال تحصیلات ابتدایی را در دبستان‌های کمالیه و ثریا به پایان برد و سپس به اجبار پدر در بازار تهران به کار مشغول شد. هم زمان با کار در بازار، از 1314 تا 1319ش به تحصیل در دبیرستان‌های دانش و تدین پرداخت. پس از آن در دوره شبانه دارالفنون ثبت نام کرد. در 1322ش دیپلم ادبی گرفت. در همین سال از سوی پدر برای تکمیل تحصیلات حوزوی رهسپار نجف اشرف شد. پس از سه ماه به ایران بازگشت، ‌در حالی که از برخی عقاید دینی خود دست شسته بود. با ورود به ایران تحصیلاتش را در دانشکده ادبیات دانش سرای عالی دنبال کرد و 1325ش از آن مرکز مدرک لیسانس گرفت. در 1330ش دوره دکترای ادبیات فارسی دانشگاه تهران را ناتمام گذاشت. از 1322ش به نویسندگی روی آورد. در 1326ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. از 1340 ال 1343ش مشاور تعلیمات متوسطه در وزارت فرهنگ و بعد تا 1345ش دبیر دانش سرای عالی بود. آنگاه اخراج شد. از پایان اسفند 1346 تا خرداد 1347ش به تدریس در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران پرداخت و بعد از سوی ساواک ممنوع التدریس شد. در 1323ش به حزب توده پیوست و در 1326ش از آن انشعاب کرد. تا 1329ش از فعالیت سیاسی دست کشید. در 1329ش با سیمین تاج دانشور ازدواج کرد. در قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و مصدق، به فعالیت با احزاب همسو با جبهه ملی و هدایت نشریات حزبی مختلف پرداخت. در آغاز 1332ش به سبب اختلاف با برخی از رهبران حزب از سیاست کناره گرفت. سپس به داستان نویسی، ‌نگارش مقاله، ترجمه آثار خارجی، سفرهای داخلی و از جمله سفر حج پرداخت و ضمن آن با خلیل ملکی و هواداران او همفکری و همکاری داشت. سرانجام در اسالم گیلان درگذشت.

کارنامه ادبی

اگرچه سبک آل احمد ویژه‌خود اوست، با این حال اثر آن را در تحول نثر معاصر، نمی‌توان نادیده انگاشت. این بدان معنا نیست که نوشته‌های او از نظر زبانی و سبکی فاقد ایراد و انتقاد نباشد، ‌بلکه برعکس کمتر نویسنده‌ای چون جلال را می‌توان یافت که آثار او به لحاظ مختصات سکبی و ویژگی‌های نثری با داوری‌های متفاوت و گاه کاملاً متناقض رو به رو نباشد. محمود کیانوش می‌نویسد که اگرچه وی در آثارش چندان پایبند رعایت ضوابط نگارشی و قواعد دستوری نیست، ‌در سطر سطر نوشته‌هایش حرف برای گفتن دارد. اسلامی ندوشن نیز ضمن انتقاد از شیوه نویسندگی و سبک آثار جلال، ‌معتقد است که شیوه نگارش او ـ علی رغم تمام ضعف‌ها و نارسایی‌هایش ـ نثری مبتکرانه، ‌پویا و دینامیک است. گروهی نیز آل احمد را در نویسندگی، ‌به ویژه در مقاله نویسی و سفرنامه نگاری و هم در بعضی از داستان‌هایش ستوده‌اند و او را در سبکی که آفریده بود، ‌استاد شمرده‌اند. سپانلو، ‌براهنی و آشوری نیز در این گروه جای دارند. کارنامه قلمی جلال، ‌نمایانگر تنوع موضوعات از جمله سیاست روز، غرب زدگی، ‌اقتصاد، ‌روشنفکری، ‌نفت و بسیاری مسائل مهم دیگر است. در کنار بیان مسائل روز، بخش مهمی از نوشته‌هایش در تشریح و توضیح نکات ریز و درشت فرهنگ بومی کشورمان است. اما مهم تر از همه نوشته‌های ادبی و آثار داستانی اوست که امروزه او را به عنوان نویسنده‌ای متعهد و مردمی معرفی کرده است. آثار جلال به چهار دسته: الف) قصه و داستان، ب) مشاهدات و سفرنامه‌ها، ج) مجموعه مقالات، د) ترجمه‌ها تقسیم می‌شود. از مهم ترین آثار او می‌توان: دید و بازدید، ‌شامل 12 قصه (تهران 1322ش)، سه تار، حاوی 13 داستان (تهران، 1327ش)، ‌مدیر مدرسه (تهران 1337ش)، نون و القلم (1340ش)، ‌تات نشین‌های بلوک زهرا (تهران، ‌دانش، 1337ش)، ‌خسی در میقات (تهران، ‌1345ش) در خدمت و خیانت روشنفکران (تهران، ‌رواق، ‌1356ش)، ‌غرب زدگی (تهران، ‌1341ش)، ‌ارزیابی شتابزده (تبریز، ابن سینا، 1344ش)، ترجمه بیگانه آلبرکامو (با همکاری علی اصغر خبرزاده، ‌تهران، ‌1328ش) ترجمه دستهای آلوده ژان پل سارتر (تهران، 1331ش)، ‌ترجمه کرگدن اوژن یونسکو (1345ش)، ‌ترجمه مائده‌های زمینی آندره ژید (با پرویز داریوش، ‌تهران، ‌بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344ش) و جز آنها را نام برد[۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. تلخیص از: «آل احمد، جلال»، ‌جعفر گلشن روغنی و ابوالقاسم رادفر، فرهنگ ناموران معاصر ایران. تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ‌‌1381، ‌ج 1، صص 300 ـ 313.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر