پرش به محتوا

وصال شیرازی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''وصال شيرازي''' (1197ـ 1262 ق) اديب، ‌شاعر، ‌خوشنويس. محمدشفيع ملقب به ميرزا كوچك، متخلص به وصال و مكني به ابواحمد فرزند محمد اسماعيل فرزند محمد شفيع، ‌از شاعران بزرگ ايران در شيراز زاده شد. پدرش از كارگزاران شاهان صفوي در فارس بود.<su...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''وصال شيرازي''' (1197ـ 1262 ق) اديب، ‌شاعر، ‌خوشنويس.
[[پرونده:4444333222111.png|بندانگشتی|قدیمی ترین عکس وصال شیرازی، قابل بازیابی از [https://www.rokna.net/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-118/896514-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C https://www.rokna.net]]]
'''وصال شیرازی''' (1197ـ 1262 ق) ادیب، ‌شاعر، ‌خوشنویس.


محمدشفيع ملقب به ميرزا كوچك، متخلص به وصال و مكني به ابواحمد فرزند محمد اسماعيل فرزند محمد شفيع، ‌از شاعران بزرگ ايران در شيراز زاده شد. پدرش از كارگزاران شاهان صفوي در [[استان فارس|فارس]] بود.<sup>1</sup> در كودكي پدر خود را از دست داد و نياي مادريش ميرزا عبدالرحيم سرپرستي او را به عهده گرفت. پس از دو سال ميرزا عبدالرحيم درگذشت و امر نگهداري از وصال به ميرزا عبدالله دايي او واگذار گرديد.<sup>2</sup> در جواني به تحصيل دانش و هنر پرداخت و ادب، منطق، ‌فقه، ‌فلسفه و خوشنويسي را آموخت.<sup>3</sup> خطوط هفتگانه نسخ و نستعليق ثلث و جز آنها را نيز به خوبي فرا گرفت و 7 جلد قرآن كريم و 700 ادعيه را به پايان رساند.<sup>4</sup> پس از آن به درويشي گراييد و به سلك مريدان ميرزا ابوالقاسم سكوت درآمد.<sup>5</sup> ابتدا تخلصش مهجور بود و سپس به امر ميرزا سكوت، تخلص وصال را برگزيد.<sup>6</sup> با قاآني روابط گرمي داشت. فتحعليشاه، محمدشاه، شجاع السلطنه، فرمانفرما و چند تن از بزرگان فارس را مدح گفت. در اواخر عمر نابينا شد و در زادگاهش درگذشت. از آثارش مي‌توان به: 1ـ ترجمة ''اطواق الذهب'' زمخشري به فارسي، 2ـ ''صبح وصال'' به شيوة ''گلستان''، 3ـ ''ديوان وصال'' شامل مدايح، ‌مراثي، غزل‌ها، مثنوي‌ها و ديگر اقسام شعر، 4ـ مثنوي ''بزم وصال'' در بحر متقارب، 5ـ تكميل ''شيرين و فرهاد'' وحشي بافقي، اشاره كرد.<sup>7</sup> شش فرزند پسر از او به يادگار ماند كه همه چون پدر جز شاعري از حسن خط بهره داشتند.<sup>8</sup> 
محمدشفیع ملقب به میرزا کوچک، متخلص به وصال و مکنی به ابواحمد فرزند محمد اسماعیل فرزند محمد شفیع، ‌از شاعران بزرگ ایران در [[شیراز]] زاده شد. پدرش از کارگزاران شاهان [[صفویان|صفوی]] در [[استان فارس|فارس]] بود<ref>ماهیار نوابی، یحیی. '''''خاندان وصال شیرازی'''''. ‌تهران: بی نا، 1335، ص 5و 6.</ref>. در کودکی پدر خود را از دست داد و نیای مادریش میرزا عبدالرحیم سرپرستی او را به عهده گرفت. پس از دو سال میرزا عبدالرحیم درگذشت و امر نگهداری از وصال به میرزا عبدالله دایی او واگذار گردید<ref name=":0">رکن زاده آدمیت، حسین. '''''دانشمندان و سخن سرایان فارس'''''. تهران: اسلامیه و خیام، 1340، ص 804.</ref>. در جوانی به تحصیل دانش و هنر پرداخت و ادب، منطق، ‌فقه، ‌فلسفه و خوشنویسی را آموخت<ref>صفایی، ابراهیم. '''''نهضت ادبی ایران در عصر قاجار'''''. تهران: ابن سینا، بی تا، ج.2، ص 34.</ref>.  


'''مآخذ:'''
خطوط هفتگانه نسخ و نستعلیق ثلث و جز آنها را نیز به خوبی فرا گرفت و 7 جلد [[قرآن|قرآن کریم]] و 700 ادعیه را به پایان رساند<ref>مدرس، محمدعلی. '''''ریحانه الادب'''''، تهران: خیام، بی تا، ج 6، ج.2، ص 322.</ref>. پس از آن به درویشی گرایید و به سلک مریدان میرزا ابوالقاسم سکوت درآمد<ref name=":0" />. ابتدا تخلصش مهجور بود و سپس به امر میرزا سکوت، تخلص وصال را برگزید<ref>حمیدی، ‌مهدی. '''''شعر در عصر قاجار'''''. تهران: گنج کتاب، ‌1364، ص 90.</ref>. با [[قاآنی]] روابط گرمی داشت. [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی شاه]]، [[محمدشاه قاجار|محمدشاه]]، شجاع السلطنه، فرمانفرما و چند تن از بزرگان [[استان فارس|فارس]] را مدح گفت. در اواخر عمر نابینا شد و در زادگاهش درگذشت. از آثارش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:


1.    ماهيار نوابي، يحيي. '''''خاندان وصال شيرازي'''''. ‌تهران: بي نا، 1335، ص 5و 6.
# ترجمه ''اطواق الذهب'' زمخشری به [[فارسی]]؛
# ''صبح وصال'' به شیوه ''[[گلستان سعدی|گلستان]]؛''
# ''دیوان وصال'' شامل مدایح، ‌مراثی، غزل‌ها، مثنوی‌ها و دیگر اقسام شعر؛
# مثنوی ''بزم وصال'' در بحر متقارب؛
# تکمیل ''شیرین و فرهاد'' [[وحشی بافقی]]<ref>آرین پور، یحیی. '''''از صبا تا نیما'''''. تهران: جیبی، 1351، ج 1، ص 40 و 41.</ref>.


2.     ركن زاده آدميت، حسين. '''''دانشمندان و سخن سرايان فارس'''''. تهران: اسلاميه و خيام، 1340، ص 804.
شش فرزند پسر از او به یادگار ماند که همه چون پدر جز شاعری از حسن خط بهره داشتند<ref>زرین کوب، ‌عبدالحسین''. '''سیری در شعر فارسی'''''. تهران: نوین،  1363، ص 169.</ref>.


3.     صفايي، ابراهيم. '''''نهضت ادبي ايران در عصر قاجار'''''. تهران: ابن سينا، چ 2، بي تا، ص 34.
== نیز نگاه کنید به ==


4.     مدرس، محمدعلي. '''''ريحانةالادب'''''، تهران: خيام. چ 2، بي تا، ج 6، ص 322.
* [[استان فارس]]
* [[شیراز]]
* [[قاآنی]]


5.     ركن زاده آدميت، حسين. '''''همان'''''.
== مآخذ ==
<references />


6.     حميدي، ‌مهدي. '''''شعر در عصر قاجار'''''. تهران: گنج كتاب، ‌1364، ص 90.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
7.     آرين پور، يحيي. '''''از صبا تا نيما'''''. تهران: جيبي، 1351، ج 1، ص 40 و 41.
 
8.     زرين كوب، ‌عبدالحسين''. '''سيري در شعر فارسي'''''. تهران: نوين، چ 1، 1363، ص 169.


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۴۹

قدیمی ترین عکس وصال شیرازی، قابل بازیابی از https://www.rokna.net

وصال شیرازی (1197ـ 1262 ق) ادیب، ‌شاعر، ‌خوشنویس.

محمدشفیع ملقب به میرزا کوچک، متخلص به وصال و مکنی به ابواحمد فرزند محمد اسماعیل فرزند محمد شفیع، ‌از شاعران بزرگ ایران در شیراز زاده شد. پدرش از کارگزاران شاهان صفوی در فارس بود[۱]. در کودکی پدر خود را از دست داد و نیای مادریش میرزا عبدالرحیم سرپرستی او را به عهده گرفت. پس از دو سال میرزا عبدالرحیم درگذشت و امر نگهداری از وصال به میرزا عبدالله دایی او واگذار گردید[۲]. در جوانی به تحصیل دانش و هنر پرداخت و ادب، منطق، ‌فقه، ‌فلسفه و خوشنویسی را آموخت[۳].

خطوط هفتگانه نسخ و نستعلیق ثلث و جز آنها را نیز به خوبی فرا گرفت و 7 جلد قرآن کریم و 700 ادعیه را به پایان رساند[۴]. پس از آن به درویشی گرایید و به سلک مریدان میرزا ابوالقاسم سکوت درآمد[۲]. ابتدا تخلصش مهجور بود و سپس به امر میرزا سکوت، تخلص وصال را برگزید[۵]. با قاآنی روابط گرمی داشت. فتحعلی شاه، محمدشاه، شجاع السلطنه، فرمانفرما و چند تن از بزرگان فارس را مدح گفت. در اواخر عمر نابینا شد و در زادگاهش درگذشت. از آثارش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ترجمه اطواق الذهب زمخشری به فارسی؛
  2. صبح وصال به شیوه گلستان؛
  3. دیوان وصال شامل مدایح، ‌مراثی، غزل‌ها، مثنوی‌ها و دیگر اقسام شعر؛
  4. مثنوی بزم وصال در بحر متقارب؛
  5. تکمیل شیرین و فرهاد وحشی بافقی[۶].

شش فرزند پسر از او به یادگار ماند که همه چون پدر جز شاعری از حسن خط بهره داشتند[۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ماهیار نوابی، یحیی. خاندان وصال شیرازی. ‌تهران: بی نا، 1335، ص 5و 6.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ رکن زاده آدمیت، حسین. دانشمندان و سخن سرایان فارس. تهران: اسلامیه و خیام، 1340، ص 804.
  3. صفایی، ابراهیم. نهضت ادبی ایران در عصر قاجار. تهران: ابن سینا، بی تا، ج.2، ص 34.
  4. مدرس، محمدعلی. ریحانه الادب، تهران: خیام، بی تا، ج 6، ج.2، ص 322.
  5. حمیدی، ‌مهدی. شعر در عصر قاجار. تهران: گنج کتاب، ‌1364، ص 90.
  6. آرین پور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: جیبی، 1351، ج 1، ص 40 و 41.
  7. زرین کوب، ‌عبدالحسین. سیری در شعر فارسی. تهران: نوین، 1363، ص 169.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر