پرش به محتوا

بی بی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
'''[[بی بی]]'''، به معنای بانو، كدبانو و خاتون خانه نشانه‌ای برای احترام به زنانی بوده كه در جامعه از پایگاه اجتماعی و فرهنگی والایی برخوردار بوده و هستند. اصل این كلمه تركی شرقی است<ref>   استرابادی، مهدی. '''''(سنگلاخ)، روشن خیاوی'''''. 1374، ذیل بی بی.</ref> كه به زبان‌های پارسی و هندی در امده است<ref>Schimmel, Islamic. Names, Edinburg, 1989, P. 49.</ref>. بی بی در ادبیات فارسی وارد شده و از سده 5ق / 11م به صورت پیشنام و عنوان برخی زنان صاحب جاه و كمال به کار گرفته است<ref>رجبی، محمدحسن. '''''مشاهیر زبان پارسی گوی از اغاز تا مشروطه'''''. تهران: 1374، ص 37-38.</ref>.  مانند بی بی منجمّه (د 670 ق)، ستاره‌شناس که فرزند او به سبب شهرت مادر به ابن بی بی مشهور شد<ref>  مشكور، محمدجواد. '''''ابن بی بی، اخبار سلاجقه روم'''''. تهران: 1350، ص 17-19.</ref>. همچنین زمانی هم كه به تصوّف گروید به بی بی معروف شدند<ref>    نوشاهی، شریف احمد. '''''شریف التواریخ'''''. گجرات: 1403ق / 1983م، 3 (11)، ص 372-397.</ref>.  
'''[[بی بی]]'''، به معنای بانو، كدبانو و خاتون خانه نشانه‌ای برای احترام به زنانی بوده كه در جامعه از پایگاه اجتماعی و فرهنگی والایی برخوردار بوده و هستند. اصل این كلمه تركی شرقی است<ref>   استرابادی، مهدی. '''''(سنگلاخ)، روشن خیاوی'''''. 1374، ذیل بی بی.</ref> كه به زبان‌های پارسی و هندی در آمده است<ref>Schimmel, Islamic. Names, Edinburg, 1989, P. 49.</ref>. بی بی در ادبیات فارسی وارد شده و از سده 5ق / 11م به صورت پیشنام و عنوان برخی زنان صاحب جاه و كمال به کار گرفته است<ref>رجبی، محمدحسن. '''''مشاهیر زبان پارسی گوی از اغاز تا مشروطه'''''. تهران: 1374، ص 37-38.</ref>.  مانند بی بی منجمّه (د 670 ق)، ستاره‌شناس که فرزند او به سبب شهرت مادر به ابن بی بی مشهور شد<ref>  مشكور، محمدجواد. '''''ابن بی بی، اخبار سلاجقه روم'''''. تهران: 1350، ص 17-19.</ref>. همچنین زمانی هم كه به [[تصوف|تصوّف]] گروید به بی بی معروف شدند<ref>    نوشاهی، شریف احمد. '''''شریف التواریخ'''''. گجرات: 1403ق / 1983م، 3 (11)، ص 372-397.</ref>.  


در زبان‌ها و گویش‌های مختلف ایران و برخی ایلات و عشایر عنوان بی بی راه یافته و برای همسران و دختران خان‌ها به کار می‌رفته است. «بی بی بَف» (بی بی باف) نام نفیس‌ترین قالی بختیاری است كه در گذشته فقط بی بی‌ها می‌توانستند ان را ببافند<ref>قاضیانی، فرحناز. '''''بختیاری‌ها، بافته‌ها و نقوش'''''. تهران: 1376، ص 85-86. </ref>. امروزه بافت ان همچون گذشته معمول نیست. اصطلاح بی‌بی در ترانه‌ها، مثل‌ها و قصه‌های وارد شده<ref>شاملو، احمد. '''''كتاب كوچه'''''. تهران: 1377، 3/1984-2025.</ref> و با باورهای مذهبی مردم درامیخته و برخی اش‌های نذری با نام بی‌بی همراه‌اند، مانند اش بی‌بی سه‌شنبه یا اش بی‌بی حور و بی‌بی نور<ref>  شكورزاده، ابراهیم. '''''عقاید و رسوم مردم خراسان'''''. تهران: 1363، ص 40.</ref>. پایگاهی یافته است.
در زبان‌ها و گویش‌های مختلف [[کشور ایران|ایران]] و برخی [[ایلات و عشایر]] عنوان بی بی راه یافته و برای همسران و دختران خان‌ها به کار می‌رفته است. «بی بی بَف» (بی بی باف) نام نفیس‌ترین قالی [[ایل بختیاری|بختیاری]] است كه در گذشته فقط بی بی‌ها می‌توانستند ان را ببافند<ref>قاضیانی، فرحناز. '''''بختیاری‌ها، بافته‌ها و نقوش'''''. تهران: 1376، ص 85-86. </ref>. امروزه بافت ان همچون گذشته معمول نیست. اصطلاح بی‌بی در ترانه‌ها، مثل‌ها و قصه‌های وارد شده<ref>شاملو، احمد. '''''كتاب كوچه'''''. تهران: 1377، 3/1984-2025.</ref> و با باورهای مذهبی مردم درامیخته و برخی اش‌های نذری با نام بی‌بی همراه‌اند، مانند [[آش]] بی‌بی سه‌شنبه یا [[آش]] بی‌بی حور و بی‌بی نور<ref>  شكورزاده، ابراهیم. '''''عقاید و رسوم مردم خراسان'''''. تهران: 1363، ص 40.</ref>. پایگاهی یافته است.


زیارتگاه‌ها، قلعه‌ها، بناها و روستاهایی به نام بی بی یا خاتون شهرت دارند، مانند بی بی شهربانو در شهرری تهران بی‌بی خاتون در بوشهر و در بهبان<ref>باستانی پاریزی، محمدابراهیم. '''''خاتون هفت قلعه'''''. تهران: 1344، ص 268، 271-272.</ref>  بی بی شهربانوی تهران به اعتقاد مردم ایران ارامگاه شهربانو دختر یزدگرد سوم اخرین پادشاه ساسانی و همسر امام حسین (ع) است.   
زیارتگاه‌ها، قلعه‌ها، بناها و روستاهایی به نام بی بی یا خاتون شهرت دارند، مانند بی بی شهربانو در شهرری [[استان تهران|تهران]] بی‌بی خاتون در [[بوشهر]] و در بهبان<ref>باستانی پاریزی، محمدابراهیم. '''''خاتون هفت قلعه'''''. تهران: 1344، ص 268، 271-272.</ref>  بی بی شهربانوی تهران به اعتقاد مردم ایران ارامگاه شهربانو دختر یزدگرد سوم اخرین پادشاه [[ساسانیان|ساسانی]] و همسر [[امام حسین بن علی(ع)|امام حسین (ع)]] است.   


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


== ماخذ ==
* [[کشور ایران]]
* [[ایلات و عشایر]]
* [[آش]]
 
== مآخذ ==
<references />
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
مریم میرفخرائی
مریم میرفخرائی
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۵۰

بی بی، به معنای بانو، كدبانو و خاتون خانه نشانه‌ای برای احترام به زنانی بوده كه در جامعه از پایگاه اجتماعی و فرهنگی والایی برخوردار بوده و هستند. اصل این كلمه تركی شرقی است[۱] كه به زبان‌های پارسی و هندی در آمده است[۲]. بی بی در ادبیات فارسی وارد شده و از سده 5ق / 11م به صورت پیشنام و عنوان برخی زنان صاحب جاه و كمال به کار گرفته است[۳]. مانند بی بی منجمّه (د 670 ق)، ستاره‌شناس که فرزند او به سبب شهرت مادر به ابن بی بی مشهور شد[۴]. همچنین زمانی هم كه به تصوّف گروید به بی بی معروف شدند[۵].

در زبان‌ها و گویش‌های مختلف ایران و برخی ایلات و عشایر عنوان بی بی راه یافته و برای همسران و دختران خان‌ها به کار می‌رفته است. «بی بی بَف» (بی بی باف) نام نفیس‌ترین قالی بختیاری است كه در گذشته فقط بی بی‌ها می‌توانستند ان را ببافند[۶]. امروزه بافت ان همچون گذشته معمول نیست. اصطلاح بی‌بی در ترانه‌ها، مثل‌ها و قصه‌های وارد شده[۷] و با باورهای مذهبی مردم درامیخته و برخی اش‌های نذری با نام بی‌بی همراه‌اند، مانند آش بی‌بی سه‌شنبه یا آش بی‌بی حور و بی‌بی نور[۸]. پایگاهی یافته است.

زیارتگاه‌ها، قلعه‌ها، بناها و روستاهایی به نام بی بی یا خاتون شهرت دارند، مانند بی بی شهربانو در شهرری تهران بی‌بی خاتون در بوشهر و در بهبان[۹]  بی بی شهربانوی تهران به اعتقاد مردم ایران ارامگاه شهربانو دختر یزدگرد سوم اخرین پادشاه ساسانی و همسر امام حسین (ع) است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.    استرابادی، مهدی. (سنگلاخ)، روشن خیاوی. 1374، ذیل بی بی.
  2. Schimmel, Islamic. Names, Edinburg, 1989, P. 49.
  3. رجبی، محمدحسن. مشاهیر زبان پارسی گوی از اغاز تا مشروطه. تهران: 1374، ص 37-38.
  4.   مشكور، محمدجواد. ابن بی بی، اخبار سلاجقه روم. تهران: 1350، ص 17-19.
  5.     نوشاهی، شریف احمد. شریف التواریخ. گجرات: 1403ق / 1983م، 3 (11)، ص 372-397.
  6. قاضیانی، فرحناز. بختیاری‌ها، بافته‌ها و نقوش. تهران: 1376، ص 85-86.
  7. شاملو، احمد. كتاب كوچه. تهران: 1377، 3/1984-2025.
  8.   شكورزاده، ابراهیم. عقاید و رسوم مردم خراسان. تهران: 1363، ص 40.
  9. باستانی پاریزی، محمدابراهیم. خاتون هفت قلعه. تهران: 1344، ص 268، 271-272.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

مریم میرفخرائی