لری: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:گویش های زبان لر و دسته بندی آن ها.jpg|بندانگشتی|گویش های زبان لر و دسته بندی آن ها،برگرفته از سایت گلونی، قابل بازیابی از [https://golvani.ir/زبان-و-سرزمین-مردم-لر/ زبان-و-سرزمین-مردم-لر/https://golvani.ir/1395/08/]]] | |||
'''[[لری|لُری]]'''/lori/، از زبانهای ایرانی جنوب غربی است که خود شاخهای از زبانهای هند و ایرانی به شمار میآید<ref>Grimes, Barbara. (ed.) "LUR" '''''Ethnologue/ Languages''''' of the world. 12th edition. Texas: Summer Institute. p. 641.</ref><ref>اماناللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص51.</ref><ref name=":0">لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص563.</ref>. به گفته اُرانسکی، زبانها (و لهجههای) ایرانی جنوب غربی از لهجههای باستانی بخش جنوب غربی فلات (سرزمین پارسه parsa) ریشه میگیرند. در بین زبانهای جنوب غربی ایران، [[لری]] نزدیکترین رابطه را با زبان فارسی دارد؛ هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، از قرن 3 پ م تا قرن 8 و 9م / 1 و 2ق هستند که زبان [[پارتیان]] و [[ساسانیان]] بوده و به تدریج تغییر شکل داده است<ref>اماناللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص53.</ref>. راولینسون خلاف کسانی که گویشهای رایج در مناطق کوهستانی زاگرس را بازمانده زبان پهلوی میدانستند لری را از فارسی باستان مشتق دانسته است<ref>راولینسون، هنری. '''''سفرنامه لرستان، خوزستان ـ بختیاری'''''. ترجمه دکتر سکندر اماناللهی، خرمآباد: امیرکبیر، 2536، ص113.</ref>. زبان لری به گویشهای مختلفی تقسیم میشود که ظاهراً تا حدودی متناسب با تقسیمبندی ایلاتی هستند: گویشهای لُر بزرگ ([[ممسنی|ممسنیای]] و کهگیلویهای)؛ گویش [[بختیاری]]؛ گویش لُر کوچک (گویش فِیلی)<ref name=":0" />. طبق یک تقسیمبندی دیگر، لری را میتوان به دو شعبه باختری و خاوری تقسیم کرد که مرز بین این دو رودخانه دِز است که لرستان و بختیاری را از هم جدا میسازد<ref name=":1">اماناللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص55.</ref>. در مورد زبان لُری هم اکنون در منطقه وسیعی از ایران رایج است و حدود سه میلیون نفر به آن تکلم میکنند،<ref>Asher, R. E. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh." '''''Atlas of the world’s Languages'''''. London: Rout ledge Reference, 1994, p. 205.</ref><ref name=":5">اماناللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص54.</ref> اما در بعضی منابع تعداد گویش وران آن چهار میلیون نفر نیز تخمین زده شده است<ref>برگرفته از [https://www.ethnologue.com/ https://www.ethnologue.com]</ref>. طبق تقسیمبندی اول گویشهای لُر بزرگ در فارس رواج دارند؛ گویش بختیاری در ناحیهای گستردهتر، از غرب اصفهان تا دزفول و شوشتر رواج دارد و مرکز فرهنگی گویش فِیلی، خرمآباد است<ref name=":0" />. طبق تقسیمبندی دوم، قلمرو گویش باختری، منطقه نهاوند، بروجرد، قسمتی از ملایر و تویسرکان، سیلاخور، الیگودرز، لرستان، برخی از نواحی استان ایلام و خوزستان شمالی را در بر میگیرد. فزون بر این چگنیهای منجیل و نواحی قزوین و هُداوندهای مقیم خوار ورامین نیز به این زبان گفتگو میکنند. قلمرو لری خاوری شامل، بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، مناطقی از استانهای فارس، بوشهر، خوزستان و اصفهان است. گروههایی از لُرها در برخی دهات خُمین ساکناند و گروهی از طوایف کرمان در نواحی سیرجان، جیرفت و بافت نیز به این زبان سخن میگویند<ref name=":1" />. گویشهای لُری غیر از بختیاری که چند ویژگی مخصوصی به خود دارد، تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و تحت تأثیر زبان فارسی و گویشهای کردی همجوار قرار گرفتهاند<ref name=":0" />. قبلاً رابطه نزدیکی میان [[لری|لُری]] و [[کردی]] میدانستند و حتی [[لری]] را یکی از گویشهای کردی به حساب میآوردند<ref>ابراهیمپور، محمدتقی. '''''واژهنامه کردی ـ فارسی'''''. تهران: انتشارات ققنوس، 1373، ص15.</ref><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. ص1167.</ref>. اما براساس دادههای جمعآوری شده توسط ژوکفسکی (zhukovski) در 6-1883، اُ. مان (O.Mann) آشکار گردید که کردی و لری کاملاً از یکدیگر جدا هستند<ref name=":2">Minorsky, v. "LUR", The '''''Encyclopeadia of Islam'''''. Leiden – New york: E. J. BRILL, 1986, Vol 5, p 823</ref>. [[لری]] در اکثر لغات و اصطلاحات و تلفظ به فارسی ادبی نزدیک است<ref>دولتیاری، روحالدین. '''''لرستان (سرزمین تاریخ کهن).''''' خرمآباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.</ref>. در عین حال بعضی از واژههای لُری با تلفظ فارسی میانه یا نزدیک به آن به کار میروند، در حالی که در فارسی تلفظ آنها از تلفظ اصلی دور شده است، مانند کلمات /šaš/ «شِش»، /asp/ «اسب»، /sohr/ «سرخ»، /merd/ «مَرد»<ref name=":3">صادقی، علیاشرف. «نقد و معرفی کتاب»، بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه». '''''مجله زبانشناسی.''''' سال چهاردهم، شماره اول و دوم، 1378، ص144- 142.</ref>. لری بعضی از اصطلاحات دوره مغول را نیز حفظ کرده است: /tušāl/ «رئیس قبیله» که در مغولی /tüšümel/ به معنی «رسمی» است<ref name=":2" />. نظام آوایی گویشهای لُری شامل واکههای /a, ā(â), i, Ī, u, ū, ü/ است. واکههای مرکب /ēy/ و /ōw/ معمولاً در نتیجه فرایند تضعیف یا نرمشدگی آوا به /ē/ و /o/ تبدیل میشوند. بیشتر همخوانهای لری مانند همخوانهای فارسی هستند، همخوان /δ/ که گونهای از تلفظ /d/ در جایگاه بعد از واکه است نیز در این زبان وجود دارد<ref name=":4">لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص567.</ref>. این تلفظ همان حرف «ذ» فارسی است<ref name=":3" />. در کلماتی مانند baδ «بد» و bāδ «باد»،<ref>سلامی، عبدالنبی. '''''گنجینه گویششناسی فارسی'''''. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص142، 160.</ref> و نیز همخوان /w/ که با /v/ یا /b/ در تناوب است<ref name=":4" />. (pow «آب»)<ref>مقیمی، افضل. '''''بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه'''''. شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص130.</ref>. گویشهای لُر بزرگ و بختیاری در مقایسه با لر کوچک تفاوتهای بیشتری با فارسی معیار دارند که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: -am در پایان واژه به –om و –um تبدیل میشود<ref name=":2" />. (در بختیاری: (mībīzam/ ībīzom) «اَلک میکنم» و (mīkonam/ īkunum) «میکنم»<ref>لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568- 569.</ref>. در مقابل /ū/ فارسی در مواردی /Ī/ مشاهده میشود: (pūl/ pīl)؛ /h/ لری در بعضی موارد در تقابل با /x/ فارسی است (xāne/ hona). در مقابل ترکیب –ft در واژههای فارسی، در لری –ht قرار میگیرد. (raft→ raht)<ref name=":2" /><ref>مقیمی، افضل. '''''بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه.''''' شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص120.</ref>. در این گویشها برای اسم نه تمایز جنس دستوری وجود دارد و نه حالت صرفی. پسوند نکرهساز /Ī/ است به همراه و یا بدون /ya/، /yak/ «یک»: لری فیلی: sag- ī (ya) (yak) «سگی». در تمام گویشهای لری کسره اضافه (-i و گاهی –ye/ -e) وجود دارد<ref>لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.</ref>. صرف فعل بر پایه دو ماده مضارع و ماضی قرار دارد. صفت مفعولی در ساخت ماضی بعید و مجهول به کار برده میشود. مضارع اخباری: [[بختیاری]]: T- kun- um «میکنم»، ماضی: [[بختیاری]]: kird- om «کردم». ماضی نقلی: بختیاری: kird – im- a «کردهام». ماضی بعید: ممسنی: kirda biδom «کرده بودم»<ref>لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570- 569.</ref> مجهول: ممسنی: xarda vābi «خورده شد»<ref>سلامی، عبدالنبی. '''''گنجینه گویششناسی فارسی'''''. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص205.</ref>. در ستاکهای حال و گذشته [[لری]] غالباً از فارسی تبعیت میکند، با این حال کلمات و ستاکهای غیر فارسی نیز در این زبان دیده میشود، مانند: twanum/ wandum «پرتاب کردن» و tar/ ītarom «قادر بودن»<ref name=":2" />. نحو گویشهای [[لری]] در مجموع همان نحو [[فارسی]] محاورهای است<ref>لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570.</ref>. الگوی غالب ترتیب واژهها همانند فارسی فاعل، فعل، مفعول یعنی sov است. (لری خرمآباد: /e berāro, sare mene qorbone tu/ «ای برادرم سر من قربان تو»<ref>شادابی، سعید. '''''فرهنگ مردم لرستان'''''. انتشارات افلاک، 1377، ص96.</ref>؛ ([[بختیاری]]: /mu hamī dohδar- a īxom/ «من همین دختر را میخواهم»)<ref>لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبانهای ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.</ref>. با آنکه زبان لُری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده اما لُرها کمتر آثار مکتوب به زبان خود دارند و نوشتههای آنها به زبان [[فارسی]] است<ref name=":5" />. | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* '''[[کردی]]''' | |||
* '''[[سنندجی]]''' | |||
* '''[[مهابادی]]''' | |||
* '''[[کرمانشاهی]]''' | |||
* '''[[هورامی]]''' | |||
* '''[[گیلکی]]''' | |||
* [[بختیاری]] | |||
* '''[[ممسنی]]''' | |||
* '''[[لکی]]''' | |||
* '''[[مازندرانی]]''' | |||
== '''مآخذ''' == | == '''مآخذ''' == | ||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
آتوسا رستم بیک تفرشی | آتوسا رستم بیک تفرشی | ||
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]] | |||
[[رده:زبان شناسی]] | |||
نسخهٔ ۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۴۷

لُری/lori/، از زبانهای ایرانی جنوب غربی است که خود شاخهای از زبانهای هند و ایرانی به شمار میآید[۱][۲][۳]. به گفته اُرانسکی، زبانها (و لهجههای) ایرانی جنوب غربی از لهجههای باستانی بخش جنوب غربی فلات (سرزمین پارسه parsa) ریشه میگیرند. در بین زبانهای جنوب غربی ایران، لری نزدیکترین رابطه را با زبان فارسی دارد؛ هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، از قرن 3 پ م تا قرن 8 و 9م / 1 و 2ق هستند که زبان پارتیان و ساسانیان بوده و به تدریج تغییر شکل داده است[۴]. راولینسون خلاف کسانی که گویشهای رایج در مناطق کوهستانی زاگرس را بازمانده زبان پهلوی میدانستند لری را از فارسی باستان مشتق دانسته است[۵]. زبان لری به گویشهای مختلفی تقسیم میشود که ظاهراً تا حدودی متناسب با تقسیمبندی ایلاتی هستند: گویشهای لُر بزرگ (ممسنیای و کهگیلویهای)؛ گویش بختیاری؛ گویش لُر کوچک (گویش فِیلی)[۳]. طبق یک تقسیمبندی دیگر، لری را میتوان به دو شعبه باختری و خاوری تقسیم کرد که مرز بین این دو رودخانه دِز است که لرستان و بختیاری را از هم جدا میسازد[۶]. در مورد زبان لُری هم اکنون در منطقه وسیعی از ایران رایج است و حدود سه میلیون نفر به آن تکلم میکنند،[۷][۸] اما در بعضی منابع تعداد گویش وران آن چهار میلیون نفر نیز تخمین زده شده است[۹]. طبق تقسیمبندی اول گویشهای لُر بزرگ در فارس رواج دارند؛ گویش بختیاری در ناحیهای گستردهتر، از غرب اصفهان تا دزفول و شوشتر رواج دارد و مرکز فرهنگی گویش فِیلی، خرمآباد است[۳]. طبق تقسیمبندی دوم، قلمرو گویش باختری، منطقه نهاوند، بروجرد، قسمتی از ملایر و تویسرکان، سیلاخور، الیگودرز، لرستان، برخی از نواحی استان ایلام و خوزستان شمالی را در بر میگیرد. فزون بر این چگنیهای منجیل و نواحی قزوین و هُداوندهای مقیم خوار ورامین نیز به این زبان گفتگو میکنند. قلمرو لری خاوری شامل، بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، مناطقی از استانهای فارس، بوشهر، خوزستان و اصفهان است. گروههایی از لُرها در برخی دهات خُمین ساکناند و گروهی از طوایف کرمان در نواحی سیرجان، جیرفت و بافت نیز به این زبان سخن میگویند[۶]. گویشهای لُری غیر از بختیاری که چند ویژگی مخصوصی به خود دارد، تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و تحت تأثیر زبان فارسی و گویشهای کردی همجوار قرار گرفتهاند[۳]. قبلاً رابطه نزدیکی میان لُری و کردی میدانستند و حتی لری را یکی از گویشهای کردی به حساب میآوردند[۱۰][۱۱]. اما براساس دادههای جمعآوری شده توسط ژوکفسکی (zhukovski) در 6-1883، اُ. مان (O.Mann) آشکار گردید که کردی و لری کاملاً از یکدیگر جدا هستند[۱۲]. لری در اکثر لغات و اصطلاحات و تلفظ به فارسی ادبی نزدیک است[۱۳]. در عین حال بعضی از واژههای لُری با تلفظ فارسی میانه یا نزدیک به آن به کار میروند، در حالی که در فارسی تلفظ آنها از تلفظ اصلی دور شده است، مانند کلمات /šaš/ «شِش»، /asp/ «اسب»، /sohr/ «سرخ»، /merd/ «مَرد»[۱۴]. لری بعضی از اصطلاحات دوره مغول را نیز حفظ کرده است: /tušāl/ «رئیس قبیله» که در مغولی /tüšümel/ به معنی «رسمی» است[۱۲]. نظام آوایی گویشهای لُری شامل واکههای /a, ā(â), i, Ī, u, ū, ü/ است. واکههای مرکب /ēy/ و /ōw/ معمولاً در نتیجه فرایند تضعیف یا نرمشدگی آوا به /ē/ و /o/ تبدیل میشوند. بیشتر همخوانهای لری مانند همخوانهای فارسی هستند، همخوان /δ/ که گونهای از تلفظ /d/ در جایگاه بعد از واکه است نیز در این زبان وجود دارد[۱۵]. این تلفظ همان حرف «ذ» فارسی است[۱۴]. در کلماتی مانند baδ «بد» و bāδ «باد»،[۱۶] و نیز همخوان /w/ که با /v/ یا /b/ در تناوب است[۱۵]. (pow «آب»)[۱۷]. گویشهای لُر بزرگ و بختیاری در مقایسه با لر کوچک تفاوتهای بیشتری با فارسی معیار دارند که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: -am در پایان واژه به –om و –um تبدیل میشود[۱۲]. (در بختیاری: (mībīzam/ ībīzom) «اَلک میکنم» و (mīkonam/ īkunum) «میکنم»[۱۸]. در مقابل /ū/ فارسی در مواردی /Ī/ مشاهده میشود: (pūl/ pīl)؛ /h/ لری در بعضی موارد در تقابل با /x/ فارسی است (xāne/ hona). در مقابل ترکیب –ft در واژههای فارسی، در لری –ht قرار میگیرد. (raft→ raht)[۱۲][۱۹]. در این گویشها برای اسم نه تمایز جنس دستوری وجود دارد و نه حالت صرفی. پسوند نکرهساز /Ī/ است به همراه و یا بدون /ya/، /yak/ «یک»: لری فیلی: sag- ī (ya) (yak) «سگی». در تمام گویشهای لری کسره اضافه (-i و گاهی –ye/ -e) وجود دارد[۲۰]. صرف فعل بر پایه دو ماده مضارع و ماضی قرار دارد. صفت مفعولی در ساخت ماضی بعید و مجهول به کار برده میشود. مضارع اخباری: بختیاری: T- kun- um «میکنم»، ماضی: بختیاری: kird- om «کردم». ماضی نقلی: بختیاری: kird – im- a «کردهام». ماضی بعید: ممسنی: kirda biδom «کرده بودم»[۲۱] مجهول: ممسنی: xarda vābi «خورده شد»[۲۲]. در ستاکهای حال و گذشته لری غالباً از فارسی تبعیت میکند، با این حال کلمات و ستاکهای غیر فارسی نیز در این زبان دیده میشود، مانند: twanum/ wandum «پرتاب کردن» و tar/ ītarom «قادر بودن»[۱۲]. نحو گویشهای لری در مجموع همان نحو فارسی محاورهای است[۲۳]. الگوی غالب ترتیب واژهها همانند فارسی فاعل، فعل، مفعول یعنی sov است. (لری خرمآباد: /e berāro, sare mene qorbone tu/ «ای برادرم سر من قربان تو»[۲۴]؛ (بختیاری: /mu hamī dohδar- a īxom/ «من همین دختر را میخواهم»)[۲۵]. با آنکه زبان لُری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده اما لُرها کمتر آثار مکتوب به زبان خود دارند و نوشتههای آنها به زبان فارسی است[۸].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ Grimes, Barbara. (ed.) "LUR" Ethnologue/ Languages of the world. 12th edition. Texas: Summer Institute. p. 641.
- ↑ اماناللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص51.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص563.
- ↑ اماناللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص53.
- ↑ راولینسون، هنری. سفرنامه لرستان، خوزستان ـ بختیاری. ترجمه دکتر سکندر اماناللهی، خرمآباد: امیرکبیر، 2536، ص113.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ اماناللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص55.
- ↑ Asher, R. E. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh." Atlas of the world’s Languages. London: Rout ledge Reference, 1994, p. 205.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ اماناللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص54.
- ↑ برگرفته از https://www.ethnologue.com
- ↑ ابراهیمپور، محمدتقی. واژهنامه کردی ـ فارسی. تهران: انتشارات ققنوس، 1373، ص15.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. ص1167.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ Minorsky, v. "LUR", The Encyclopeadia of Islam. Leiden – New york: E. J. BRILL, 1986, Vol 5, p 823
- ↑ دولتیاری، روحالدین. لرستان (سرزمین تاریخ کهن). خرمآباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ صادقی، علیاشرف. «نقد و معرفی کتاب»، بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه». مجله زبانشناسی. سال چهاردهم، شماره اول و دوم، 1378، ص144- 142.
- ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص567.
- ↑ سلامی، عبدالنبی. گنجینه گویششناسی فارسی. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص142، 160.
- ↑ مقیمی، افضل. بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه. شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص130.
- ↑ لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568- 569.
- ↑ مقیمی، افضل. بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه. شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص120.
- ↑ لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.
- ↑ لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570- 569.
- ↑ سلامی، عبدالنبی. گنجینه گویششناسی فارسی. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص205.
- ↑ لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570.
- ↑ شادابی، سعید. فرهنگ مردم لرستان. انتشارات افلاک، 1377، ص96.
- ↑ لکوک، پیر. «گویشهای جنوب غرب ایران»، راهنمای زبانهای ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغبیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
آتوسا رستم بیک تفرشی