پرش به محتوا

سقّایی

از ویکی ایران

سقّایی، عمل و شغل کسی که به مردم آب نوشاند یا فروشد.

«سِقایت» یا «سِقایه» واژه‌ای عربی به معنی «آب دادن و سیراب کردن»، «پیمانه آب و ظرفی که در آن آب خورند» و جای آب دادن[۱][۲] «آبیاری کردن مزارع»[۳] است.

به سقّا آبکش و آب فروش نیز می‌گفتند[۴]. در مکه صد سال قبل از اسلام، سقایی وجود داشته و آن به سبب سرزمین خشک و گرم عربستان بوده است[۵]. بعدها اصطلاح سقایه‌الحاج به کسانی که به حاجیان آشامیدنی می‌دادند، متداول شد[۱].

سقایت هم زمان با اسلام به ایران وارد شد و در دوره آل بویه در قران چهارم و پنجم هجری قمری گسترش یافت. در دوره صفویان، سقایی از مناصب درباری به شمار می‌رفت و تامین آب و قهوه، آشامیدنی‌های خنک، شربت‌ها و عرقیات با ظروف طلایی و نقره‌ای از وظایف صاحب این شغل[۶]  و بیهقی نیز کار سقایی را درباری دانسته است[۷].

در دوره قاجار، سقایان تهران آب گوارای قابل خوردن را نیز با مشک به مردم و منازل می‌رساندند. با گذشت زمان و احداث خط‌های لوله‌کشی آب به محله‌های شهر تهران کم کم این حرفه منسوخ شد و امروز گروه کوچکی سقا فقط در کنار امام‌زاده‌ها و در مراسم عزاداری ایام عاشورا مشاهده می‌شوند.

ابزار و وسایل سقایان عبارت بود از مشک که از پوست گوسفند یا بز تهیه می‌شد[۸]، پیشبند سقایی، دَلوچه، کوزه سقایی، کیسه یخ و جام ساقی[۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

1-    دهخدا، علی اکبر. لغت‌نامه، تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377 9/ ذیل سقایه؛ انوری، حسن. فرهنگ بزرگ سخن. تهران: انتشارات سخن، 1381، 5/ ذیل سقایت و سقایه.

2-    بابن، سی.؛ فردریک هوسه. سفرنامه جنوب ایران، ترجمه محمد حسن‌خان اعتماد‌السلطنه، به کوشش میرهاشم محدّث، تهران: دنیای کتاب، 1363، ص 37.

3-    قاسمی، رضا. بیشه‌وران در ایران، متن دستنویس.

4-    جوادی‌پور، محمد. مجموعه اطلاعات در باره ایران و ایرانیان، تهران: انتشارات شرق، 1363. ص، 33.

5-    دهخدا، همانجا.

6-    میرزا سمیعا. تذکره‌الملوک، سازمان اداری یا حکومت صفوی، با تعلیقات مینورسکی بر تذکره‌الملوک، به کوشش سید محمد دبیرسیاقی، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1368 ص، 129.

7-    بیهقی، ابوالفضل محمدبن حسین کاتب. تاریخ بیهقی، به کوشش سعید نفیسی، جلد اول، تهران: انتشارات کتابخانه سنایی، بی‌تا (تاریخ مقدمه، 1319) ص، 267.

8-    ابن اخوه، محمدبی احمد [قریشی]، آیین شهرداری در قرن هفتم، ترجمه جعفر شعار، تهران: انتشارات بنگاه ترجمه و نثر کتاب، چاپ دوم، 1360، ص، 222.

9-    شهری، جعفر. تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1368. 5/ 564- 565.


سیامک امینی

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ دهخدا، علی اکبر. لغت‌نامه، تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377، جلد 9، ذیل سقایه.
  2. انوری، حسن. فرهنگ بزرگ سخن. تهران: انتشارات سخن، 1381، جلد 5، ذیل سقایت و سقایه.
  3. بابن، سی.، فردریک هوسه. سفرنامه جنوب ایران، ترجمه محمد حسن‌خان اعتماد‌السلطنه، به کوشش میرهاشم محدّث، تهران: دنیای کتاب، 1363، ص 37.
  4. قاسمی، رضا. بیشه‌وران در ایران، متن دستنویس.
  5. جوادی‌پور، محمد. مجموعه اطلاعات در باره ایران و ایرانیان، تهران: انتشارات شرق، 1363. ص، 33.
  6. میرزا سمیعا. تذکره‌الملوک، سازمان اداری یا حکومت صفوی، با تعلیقات مینورسکی بر تذکره‌الملوک، به کوشش سید محمد دبیرسیاقی، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1368 ص، 129.
  7. بیهقی، ابوالفضل محمدبن حسین کاتب. تاریخ بیهقی، به کوشش سعید نفیسی، جلد اول، تهران: انتشارات کتابخانه سنایی، بی‌تا (تاریخ مقدمه، 1319) ص، 267.
  8. ابن اخوه، محمدبی احمد [قریشی]، آیین شهرداری در قرن هفتم، ترجمه جعفر شعار، تهران: انتشارات بنگاه ترجمه و نثر کتاب، چاپ دوم، 1360، ص، 222.
  9. شهری، جعفر. تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1368، جلد 5، ص. 564-565.