ناهمواری های ایران
بخشی از ناهمواری های ایران براثر حرکات کوهزائی اواخر دوران سوم زمین شناسی، ایجاد گردیده است که میتوان آن را همزمان با بوجود آمدن کوههای جوان جنوب اروپا و آسیا (اوراسیا) دانست. ناهمواری های ایران اگر چه در اجزاء با یکدیگر اختلاف دارند ولی مجموعاً دارای حالت اعتدال بوده و متعلق به یک سیستم چینخوردگی هستند که ارتفاع آنها نسبتاً زیاد میباشد. اگر ناهمواری های ایران را از غرب به شرق مورد بررسی قرار دهیم، وضعیتی اینچنین مشاهده خواهد شد: در غرب کشور، ارتفاعات بیشتر و بهم فشردهتر و متراکمترند ولی هر چه به طرف شرق برویم، جلگهها و دشتهای کم ارتفاع و زمینهای هموار وسعت یافته و فاصله ارتفاعات از یکدیگر بیشتر و از بلندی آنها کاسته میشود و تبدیل به سرزمینهای وسیع و مسطحی نظیر کویرها و نمک زارها میگردند. این وضع پستی و بلندی، باعث تنوع آب و هوایی گشته و در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی تأثیر مستقیم گذاشته است؛ به طوری که غرب و شمال کشور که ارتفاعات بلندتر و بارندگی زیادتر است، جمعیت بیشتری را به خود جذب کرده و در نتیجه، فعالیتهای اقتصادی بیشتری در آن نواحی به چشم میخورد و هر چه بطرف شرق و جنوب کشور پیش رویم با کم شدن ارتفاعات، مراکز جمعیت از یکدیگر فاصله میگیرند، به طوری که در حواشی کویرهای معروف ایران، کویر «لوت» و «نمک»، جمعیت نسبی خیلی کم بوده و فقط شهرکهایی وجود دارد که از نظر اداری رابط بخشها و روستاهای پراکنده این نواحی میباشند.
بر این اساس موقعیت جغرافیایی ایران، از دیر باز نظیر پلی ارتباطی بین شرق و غرب بوده است. طرز قرار گرفتن کوهها، درهها و دشتها در ادوارگذشته، نقش مهمی در مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران ایفا نموده است. بطور مثال رشته کوههای خراسان با درههای وسیع، ارتباط ایران را با نواحی شمالشرق ایران به آسانی فراهم میساخته است. همین امر، یعنی سهولت دسترسی از سمت شرق و شمالشرق ایران به داخل فلات ایران از طریق درههای وسیع خراسان، بروز وقایع مهمی را در گذشته ایران موجب شده است. در حالی که کوههای شمال و غرب ایران مشکل بزرگی در راه ارتباط با نواحی غربی بویژه اروپا بوده است[۱]. در پیدایش نهایی کوههای ایران که در نتیجه حرکات کوهزایی دوران سوم زمین شناسی است دو عامل مؤثر بوده است که عبارتند از:
- فشارهای شدیدی که از سوی شرق به طرف جنوب وارد آمد و زمین را در منطقه بالا آورده است و موجب پیدایشکوههایی چون آلپ، کارپات، قفقاز، البرز، هندوکش و هیمالیا شده است؛
- عامل دوم آتشفشانها میباشند که فعالیت آنها همزمان با حرکات کوهزایی و یا بعد از آن بوده است. بدین طریق خروج گدازههای درونی زمین از راه منافذ یا از طریق شکافها ناشی از گسلهها، صورت گرفته است. این عامل بیشتر محلی و محدود است و نمونه آن را میتوان در اَذربایجان، البرز و نواحی مرکزی ایران مشاهده نمود.
اشکال ناهمواری های ایران
ناهمواری های ایران را بصورت زیر میتوان تقسیمبندی کرد:
رشتهکوه البرز
این رشته کوه در سرتاسر شمال ایرانکشیده شده است و از آذربایجان تا خراسان ادامه دارد. در جنوب دریایخزر این رشته کوه انحنایی به سمت داخل کشور پیدا کرده است که ناشی از فشار هسته مقاوم سیبری است. عرض تقریبی آن ۱۰۰ کیلومتر است و دارای ارتفاعات و گردنههای بلند و درههای تنگ و عمیق میباشد. ارتفاع متوسط این رشته کوه ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ متر و مهمترین ارتفاع آن قله دماوند است. این رشته کوهها که در جهت شمال میباشند - به ویژه در منطقه گیلان قطع گردیده و اغلب راههای طبیعی و گذرگاههایی که دشت تهران و قزوین را به گیلان متصل میسازند از آنها عبور میکنند.
رشته کوه زاگرس
این رشته کوه، دارای جهت شمالغربی - جنوبشرقی است و تا تنگه هرمز امتداد دارد. طول آن در حدود ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض آن تا ۶۰۰ کیلومتر است. ارتفاع متوسط رشته کوه زاگرس در حدود ۳۵۰۰ متر است و بزرگترین قله آن دنا و درحدود ۵۰۰۰ متر ارتفاع دارد.
کوهستانهای شرق ایران
این کوهستانها در امتداد شمالشرقی به جنوبشرقی کشیده شدهاند و طول آنها درحدود ۲۸۰۰ کیلومتر میباشد و از دره رود جام در شمال خراسان شروع و تا فلات سرحد، جنوبشرقی بلوچستان امتداد دارد و شامل کوههای جام، رشته کوههای جبال، تون و پلنگان است.
میان کوههای ایران
از شمال تنگه هرمز به کوههای جنوبی زاگرس متصل میشوند. همچنین این کوهها به کوههای شرقی ایران از ناحیه بلوچستان متصل گشته و امتداد آن به کوههای پاکستان میرسد.
حوضههای فرو رفته داخلی
این منطقه شامل کویر لوت و دشت نمک و حوضههای مسدود و دریاچهها و باتلاقها است.
جلگهها و دشتها
شامل جلگههای مغان، گیلان، مازندران، گرگان در کرانههای دریای خزر و جلگه وسیع خوزستان در کنار خلیج فارس[۲] و دشتهای ناز، ارژن، لالی، قلعهتل، چالدران و ... میباشند. پاره ای ازاین دشتها صحنههای نبرد تاریخی در طول تاریخ بودهاند. نظیر دشت چالدران که شاهد نبرد شاه اسماعیل و عثمانیها بوده است.
دماوند؛ سمبل پایداری ایران
در کوهستان البرز، دماوند با ساختمان مخروطی و منظم و با ارتفاع ۵۷۷۱ متر قرار دارد که در حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متر از سایر کوههای اطراف خود مرتفعتر است.کوه دماوند همواره در طول تاریخ به عنوان سمبل پایداری و مقاومت ایرانیان بشمار میرود و در ادبیات فارسی نیز جایگاه ویژهای دارد. دماوند را در مواقع غیر ابری میتوان از فواصل خیلی دور مشاهده کرد. دهانه مرکزی، آتشفشان تقریباً در ۲۰ کیلومتری شمال حد تقسیم آبهای کوههای امامزادههاشم واقع شده است. بزرگترین گسترش گدازههای دماوند درحدود ۲۸ کیلوهتر در امتداد خط پلور-نوتال است و گدازههای دماوند مساحتی وسیع را پوشانیده است. دماوند امروز در مرحله فعالیت فومرولی است. در مواقع غیر ابری میتوان از فواصل خیلی دور بخاراتی را که از تحتالرأس آن خارج میشود مشاهده نمود.
بخارات مانند ابر در بالای کوه جلوه میکند. محل دقیق این حلقه ذر ۵۰۰ یا ۶۰۰ متری، زیر قله قرار دارد. زردی اطراف قله مربوط به گوگردی است که در نتیجه ترکیب H2S حاصل میشود. این اکسید، روی سنگهای اطراف قله اثر داشته آنها را بشدت تجزیه و متلاشی کرده است. به غیر از بخارات گوگردی که از منافذ زمین متصاعد میشود چندین رشته آب معدنی از اطراف دماوند جاریست که مهمترین آنها لاریجان، آبهای قلیایی تورا و آب معدنی محمدآباد و عمارت واسک میباشند که دارای ترکیبات گوگردی و منیزی میباشند.
نرسیده به اسک به علت فعالیت چشمههای بیکربنات و رسوب سریع تراورتن رودخانه هراز انحراف کامل پیدا کرده، ماندر زیبایی را ساخته است. این چشمههای آبگرم غالباً در دامنه شرقی دماوند واقع هستند و این مسأله اهمیت گسل تشکیل دره هراز را کاملاً نشان میدهد. بطور خلاصه میتوان گفت که ماگمای دماوند کاملاً سرد شده و فعالیت آن در حد فومرولی است و وجود چشمههای آب معدنی دارای H2S و CO2 نتیجه بارز این فعالیتهاست. قله دماوند از خاکستر، لاپیلی (Lappili) و خرده سنگهای آتشفشانی تشکیل یافته و فاز آتشفشانی از نوع انفجاری در قله آن قابل تشخیص است. دهانه تقریباً بیضی در آن دیده میشود و آن را آتشفشان مختلط معرفی کردهاند[۳].

سهند
آتشفشان سهند در جنوب شهر تبریز قرار گرفته است و از تعداد زیادیکوه آتشفشانی، بزرگ تشکیل گردیده است که بلندی ۱۷ قله آن از ۳۰۰۰ متر متجاوز است و بلندترین قله دارای ۳۷۰۰ متر ارتفاع میباشد[۴]. حد شرقی آن از محال سراسکند (هشترود) و قرهچمن گذشته تا حدود قافلان کوه پیشرفته است. این مجموعه آتشفشانی در مرکز حوضه تهنشسته دریاچه ارومیه و جلگه تبریز و جلگه پست میاندواب که ساختمان آنها به کلی جدا از تحول آتشفشان مزبور است قرار گرفته است. این مجموعه، آتشفشان خاموشی است که ارتفاع قابل ملاحظه آن مولود تراکم سعیر و توفهای آتشفشانی میباشد که از زمانهای خیلی قدیم از دل اینکوه بیرون ریخته است. چهره کوه سهند با کوههای غربی ایران فرق دارد و عمل فرسایش در این توده زیاد و ویرانی قلل آن طوری است که مخروط دهانه آتشفشان معلوم نیست و به جای یک قله منفرد و برآمده و مخروطی شکل مثل دماوند و سبلان، سه قله مرتفع در روی خطی به طول ده تا دوازده کیلومتر دور از هم ادامه یافته است. بلندترین قله آن جام یا هرم داغ است که ارتفاع آن به ۳۷۲۲ متر میرسد و دو قله دیگر دمیرداغی و شیرهزار نام دارند. این قلل از برف پوشیده شده است و ذخیره قابل توجهی برای تغذیه منظم رگههای متعدد آب ایجاد میکند که از اطرافکوه سرازیر و به رودخانههای درههای مجاور میپیوندد. با اینکهکوه سهند تقریباً محدود است و محیط آن به ۲۵۰ کیلومتر میرسد ولی شیب جنوب و جنوب غربی آن که به طرف مراغه، عجبشیر و بناب متوجه میشود، ملایمتر ازشیب شمال شرقی است و دارای مراتع بسیار عالی میباشد. هر چند در ادوار تاریخی نزدیک، فوران آتشفشانی در سهند دیده نشده است ولی حرارت درونی به صورت چشمههای املاح معدنی و آبگرم و خروج گازکربنیک از منافذ زمینی در حوالی سهند دیده میشود و اغلب غارهایی و جود دارد که گازهای سمی از آنها متصاعد و دخول به داخل آنها را مشکل میسازد.
دامنههای سهند از ۲۵۰۰ متر به پایین مستور از چمن و مراتع طبیعی است و بالاتر از آن حدود برفهای دائمی و فاقد عوامل مساعد برای گسترش حیات نباتی است. دامنه سهند از سمت شمال تا محدوده شهر تبریز گسترده شده و در جنوب این شهر ارتفاعات گل تپه (۱۱۹۵ متر) کوههای زنجناب (۲۴۳۱ متر) و در جنوب این ارتفاعات کوههای لیقوان (۲۳۱۶ متر) و سپس کوههای کندوان (۳۱۰۷ متر) تا قله سهند ادامه دارند. شیب سهند به طرف غرب و آذرشهر ملایمتر و در غرب این شهر کوهستان چیچکو (۲۱۸۹ متر) قرار دارد که تا حدود دریاچه ارومیه پیش رفته است[۵].
مقدار بارندگی سالیانه منطقه سهند را ۶۰۰ میلیمتر گزارش کردهاند[۶]. بیشترین مقدار بارندگی در فصول پاییز و زمستان صورت میگیرد و به طور عمده تحت تأثیر جریانهای هوای مرطوب دریای مدیترانه میباشد. اثر هوای مرطوب دریاچه ارومیه و بخارات دریای خزر در میزان بارندگی این ناحیه بسیار محدود و گاهی ناچیز است. آب رودهای، دائمی منطقه سهند از ذوب برفها و از چشمهها تأمین میشود و غالباً بعد از مشروب کردن اراضی نهرها و آبادیها به دریاچه ارومیه یا به دریای خزر میریزد[۷].
غیر از رودهای منطقه غالباً سیلابهای فراوانی دراین منطقه به وجود میآید که به جلگهها یا رودها میریزد. سطح تمام منطقه به جز قلّه کوهها پوشیده ازگیاه و چمن بوده و مرتع بسیار خوبی برای نگهداری احشام و عشایر منطقه بشمار میرود. پنیر معروف «لیقوان» محصول این منطقه میباشد. رستنیهای ارتفاعات از نوع پونه، کاکوتی،گل ماهور و ورک و در دامنهها و آبرفتها، درختان زردآلو، بادام ،گردو، زرشک و گلسرخ است.
سبلان
توده آتشفشانی سبلان از لحاظ حالت عمومی کوهستان و تضاد توپوگرافی با نواحی، تهنشسته اطراف، شبیه به کوهستان سهند است. با این تفاوت که جرم سهند تقریباً مدور است، در حالیکه سبلان رشته ممتدی در جهت شرقی غربی است که به وسیله کوه قوشهداغ از توده قرهداغ جدا شده و به دره قرهسو ختم میشود. ارتفاع سبلان در بلندترین قله آن ۴۸۴۰ متر میباشد و خصوصیات آتشفشانی آن مشابه سهند است.
آبهای گرم معدنی در حوالی اردبیل و دیگر نقاط اطراف این کوه نظیر آبگرم سرعین، قوتورسویی و... نشانی از فعالیت درونی زمین میباشد. سالانه گروههای زیادی برای استفاده از این آبگرمها که گفته میشود، خواص درمانی دارند و استفاده از هوای پاک و سالم کوهستان و مناظر بدیع و چشمنواز و استفاده از لبنیات و عسل این منطقه به این سامان سفر میکنند. قله سبلان به شکل مخروط بوده و در دامنههای آن شیارهای پهن تقریباً مستقیمی وجود دارد. در بلندترین قله سبلان برکه آبی وجود دارد که شاید دهانه آتشفشان باشد که به مرور آبهای اطراف در آن جمع شدهاند. ارتفاعات سبلان با برفهای دایمی پوشیده شده و بر اثر ارتفاع زیاد و استفاده از رطوبت دریای خزر منبع رطوبت آن وسیعتر و پردوامتر از سایر کوهستانها میباشد. دامنه شمالی سبلان با شیب تند به طرف جلگه قرهسو و رود اهر فرود میآید و ارتفاع نسبی در این منطقه ۳۴۰۰ متر میباشد ولی دامنه جنوبی به فلاتی که حد فاصل بین سهند و سبلان بوده و بستر علیای تلخهرود آنجاست، شیب ملایم دارد. سبلان یکی از منابع مهم اقتصادی کشور است، زیرا در تابستان محل ییلاق اکثر طوایف ایلسون و ایلات و عشایر اطراف، در این کوهستان میباشد[۸].
تفتان
کوه تفتان در جنوب شرقی ایران در بلوچستان، در ۵۰ کیلومتری شمال به شمال غرب خاش واقع شده است. ارتفاع این کوه آتشفشانی از سطح دریا حدود ۴۰۰۰ متر میباشد{1}. این کوه دارای قلل متعدد بوده و بلندترین قله آن «چهل تن» نام دارد که دارای دو برجستگی است. برجستگی بلندتر، در جنوب شرق قله به نام مادهکوه و برجستگی کوتاهتر، در شمال غرب قله به نام نرکوه معروف است.
نامگذاری تفتان به سبب بخاراتی است که از دهانه آن خارج میشود و به منظره سوختن چیزی میماند. در محل، قله این کوه را زیارت مینامند. دو برجستگی ماده کوه و نر کوه شباهت کاملی به زین اسب دارد. قله نرکوه در واقع بقایای دهانه وسیع یک آتشفشان است که به علت فرسایش و دگرسانی از بین رفته و نسبت به ماده کوه که امروزه فعال میباشد کوتاهتر است. جنس این قله از گدازههای غلیظ آندهزیت تشکیل یافته است. قله ماده کوه که از نظر ریختشناسی به شکل مخروط دیده میشود شباهت کاملی به بالای شمعی دارد که لبه آن در اثر حرارت ذوب شده و پائین آمده باشد. این قسمت که لبه جنوبی قله به حساب میآید بر اثر انفجار شدید از بین رفته است و به صورت دره عمیق و پرشیبی دیده میشود. سرتاسر قله به ضخامت چندین متر از گوگرد پوشیده شده است که سابقاً استخراج و برای مصارف مختلف برای پاکستان و یا داخل کشور حمل میشده است. تفتان دارای قلههای آتشفشانی اصلی و فرعی است. قله چهل تن با دو دهانه آتشفشانی قله اصلی بشمار میرود. دهانه قدیمی روی نرکوه و دهانه جدید که فعال است روی ماده کوه قرار دارد.
گازهایی که از این کوه آتشفشان خارج میشود، بخار آب و گازهای ،H2SO, ح HaS ، SO و چ CO است. مجموعه گازهای مذکور که اصطلاحاً در محل «دود» گفته میشود از حوالی خاش دیده میشود. جهت حرکت آنها بستگی به جهت باد دارد و غالباً از غرب به شرق است. خروج گازهای H2SO4 و HaS گاهی آنچنان شدید است که باعث پوسیدگی کفش اشخاصی که از روی منفذ رد میشوند، میگردد. علاوه بر منافذ از شکافها و شکستگیهای سنگها، گازهائی خارج میشوند که نامریی بوده و بو و سوزش چشم وجود آنها را نشان میدهد. رنگ فومرولها (گازها) سفید متمایل به زرد بوده و به جهت داشتن بخار آب زیاد، شباهت زیادی به ابر دارد. بوی آنها گوگردی و ئیدروژن سولفوره شدید بوده و از فاصله چند کیلومتری به مشام میرسد. غالباً گرم و سوزان و با فشار زیاد از دهانه و منافذ خارج میشود. صدای خروج فومرولها از منافذ کاملاً مشخص بوده و شبیه بال پرندگان است. نزدیک شدن به قله، چنانکه در خلاف جهت وزش باد صورت گیرد موجب سردرد، سرگیجه، تنگینفس، سرفه، جاری شدن اشک و بالاخره سوزش چشم خواهد بود.
علاوه بر رسوب گوگرد در دهانه آتشفشان، در نتیجه فعالیت چشمههای آب گرم در ترشاب و سنگان و حوالی گوشه، رسوبات گوگردی و سولفاته (زاج)، در اطراف تفتان دیده میشود. فعالیت چشمهها در مناطق شرق و جنوب بسیار قابل ملاحظه است. وجود آبهای ترش و تلخ که با گازهای گوگردی همراه است در سایر مناطق آتشفشانی ایران کمتر دیده شده است[۹].
نیز نگاه کنید به
- موقعیت جغرافیایی ایران
- سابقه تاریخی نام ایران
- ایران در خاورمیانه
- زمین شناسی و معادن ایران
- دوران زمین شناسی سرزمین ایران
- معادن ایران
پاورقی
{1}. درباره ارتفاع تفتان نیز در منابع گوناکون آمار گوناگون (۳۹۲۰ متر تا ۴۰۴۲ متر) نقل شده است.
مآخذ
- ↑ فرجی، عبدالوف، جغرافیای کامل جهان، تهران ۱۳۶۶.
- ↑ ۱- جغرافیای ناحیهای ایران، دکتر لطفالله یزدانی، تهران، ۱۳۶۴.
- ↑ ۱-امین سبحانی، ابراهیم، دانشگاه تربیت معلم، تهران ۱۳۶۵.
- ↑ ۱- نظریان، علیاصغر، جغرافیای ناحیهای ایران، تهران، ۱۳۶۳ -۱۳۶۲. در منابع مختلف ارتفاع سهند را از ۳۶۹۵ متر (نقشه یک پنجاه هزارم سازمان جغرافیائی کشور ۴۹-۱۳۵۰)، تا ۳۷۴۴ منر (کتاب کلیات جغرافیای ابران/۱۳۵۰) ذکر کردهاند.
- ↑ ۱- هویدا، رحیم، جغرافیای طبیعی آذربایجان، انتشارات دانشگاه تبریز.
- ↑ ۲- ارزیابی وضع موجود و امکانات توسعه منابع آب منطقه آذربایجان، سازمان برنامه، مهرماه ۱۳۵۱.
- ↑ ۱- آمار جریان آب رودخانههای ابران، قسمت سوم، نشریه وزارت آب و برق تا سال ۱۳۵۴.
- ↑ ۱- نظریان، علیاصفر، جغرافیای ناحیهای ایران، تهران، ۱۳۶۲.
- ↑ ۱-امین سبحانی، ابراهیم، مسائل ژئومرفولوژی ایران، تهران، ۱۳۶۳.
منبع اصلی
کیانی هفت لنگ، کیانوش (1379). کتاب ایران: گذری بر جغرافیای ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
کیانوش کیانی هفت لنگ