پرش به محتوا

ستارخان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۳۲ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (مآخذ)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
ستارخان، قابل بازیابی از https://www.irna.ir/news/84110798/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA

ستارخان، معروف به سردار ملی، (1284-1332ق / ؟ م)، از چهره‌های پر تحرک و مجاهد انقلاب مشروطیت در دوران استبداد صغیر.

ستارخان فرزند حاج حسن بزاز، اگر چه از سواد بی بهره بود اما از جوانی شور انقلابی داشت و با حکمران تبریز به ویژه در قحطی 1316ق/ ؟ م زد و خوردهایی داشت. در آن سال او انبارهای محتکران را به روی مردم گشود که طی آن کالسکه اهدایی تزار روس به محمدعلی میرزا ـ  ولیعهد ـ  را نیز بردند. ستارخان مدتی در زندان بود و پس از آزادی در راه عتبات به دلیل اعتراض به مأموران عثمانی زندانی شد که با شفاعت میرزای شیرازی آزاد شد و پس از بازگشت در راه‌اهن قفقاز، معادن نفت باکو و مدتی در شغل اسب‌ فروشی به کار پرداخت[۱] و از ان پس در جریان فعالیت‌های انقلابی متأثر از مشروطیت قرار گرفت.

پس از بمباران مجلس توسط محمدعلی شاه، در رأس قیام‌کنندگان به همراه باقرخان بَنّا فعالیت انقلابی را با اخراج عُمال دولتی از تبریز آغاز کرد و نیروهای تحت فرمان عین‌الدوله- صدراعظم- را نیز شکست داد[۲] اما تبریز بیش از چهار ماه در محاصره و قحطی بود[۳] که با ورود قشون روس به بهانه حفظ جان اتباع خویش محاصره پایان رفت[۴].

این قیام از مهم‌ترین شعله‌های فروزان دوران استبداد صغیر در سراسر ایران بود و دیگران را نیز در مسیر فتح تهران و خلع محمدعلی شاه از سلطنت قرار داد. در 1327ق (1909م) زنارسکی[zonarsky] با قوای روس به آذربایجان آمد که نتیجه مستقیم قرارداد 1907م مبنی بر تقسیم ایران میان روس و انگلیس بود. همچنین ترک‌های جوان عثمانی در انقلابی عبدالحمید دوم را خلع کردند و در ایران هیجان مبارزه با استبداد را بیشتر کرد.

ستارخان معتقد بود که نه از محمدعلی شاه اطاعت می‌کند و نه زیر بیرق روس می‌رود. قیام او و مردم تبریز بقای مشروطیت را تضمین کرد[۵]. مجلس دوم شواری ملی به رهبران این قیام ستارخان و باقرخان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطا کرد[۶] و زمانی که به تهران احضار شده بودند نیروی پلیس به فرماندهی یپرم‌خان ارمنی برای این‌که آنان را خلع سلاح کند با آنان در باغ اتابک درگیر شد که ستارخان زخمی شد و باقرخان به غرب ایران رفت. ستارخان و باقرخان با سران مشروطه هم فکر نبودند[۷] و در اواخر به حرفه‌های پیشین خود بازگشتند. ستارخان چند سال بعد در تهران درگذشت.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. امیرخیزی، اسماعیل. قیام اذربایجان وستارخان. تهران: 1379، نگاه، ص15-11.
  2. شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: 1378، مدبّر، ص517-516.
  3. کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: 1363، امیرکبیر، ص694.
  4. پیتر، اوری. تاریخ معاصر ایران. ترجمه محمد رفیعی‌مهرآبادی، تهران: 1373، عطایی، ج1، ص260.
  5. دولت‌آبادی، یحیی. حیات یحیی. تهران: 1362، فردوس و عطار، ج2.
  6. روزنامه مجلس. سال سوم. شماره 37، 9 ذیقعده 1327ق.
  7. آجودانی، ماشاءالله. مشروطه ایرانی. تهران: 1383، اختران، ص111.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

کورش صالحی