ازدواج، انواع و صُور آن در ایلات ایران
به دلیلِ اهمیتِ خاصِ ازدواج نزدِ عشایرِ ایران و عمومیّتِ آن در ایلات، در واحدهایِ عشایری زمینههایِ تجلّی انواع گوناگونی از ازدواج را شاهدیم؛ ازدواجهایی که با سازمانِ اجتماعی هر ایل آمیختگی بسیار دارند. با این حال در میانِ این انواع، دو نوع زیر، بیشتر به چشم میخورد: ازدواج مبادلهای، و ازدواج تنظیم شده.
ازدواج مبادلهای
نزدِ عشایرِ ایران، از آنجا که دختر نیرویِ کار بسیار مهمی در خانواده است، دادن او به خانواده داماد در پی ازدواج، همواره به عنوانِ مسیلهای دشوار تلقّی میشود. اگر در نظر بگیریم در خانواده عشایری این زن است که میتواند شیر بدوشد،کره و مواد لبنی را تهیه کند و در کارِ تهیه بلوط و نانِ آن شرکت داشته باشد، علّتِ این اهمیّت را بهتر درمییابیم. افزون بر این از بُعد ارزشِ اقتصادیِ زن در خانواده عشایری، باید بدانیم که به نگاه عشایر، زن موجودی است بالقوه بارورکه میتواند با آوردنِ فرزندانی چند، در کارِ تولیدِ ایلی، تأثیری بس مهم داشته باشد؛ و به همین دلیل رفتنِ او از خانواده والدینش، خلاء خاصی را بر جای مینهد که به زودی، یعنی لااقل تا گرفتنِ دختر از یک خانواده دیگر برایِ پسر خانواده، جبران نخواهد شد. اگر در میانِ عشایر، میبینیم که خانواده عروس، داماد و خانوادهاش را به مثابه یک رقیب مینگرند، با در نظر گرفتن نکات فوقالذکر، نباید تعجب کنیم. درواقع این نگاه تا بدانجا در میانِ عشایر جا افتاده است که در مواردی در عمل تجلّی میکند. چنانکه در ایلِ باصری، هنگامی که پدر عروس و عروسِ سوار بر اسب نزدیک چادرِ داماد میرسند، مردها میکوشند به داماد، به محض خارج شدن از چادر، حمله کنند.[۱]
جامعه ایلی، به قصدِ جبرانِ خسارت از دست رفتنِ دختر، شیوههایی را ابداع کرده است که از مهمترینِ آنها پرداختِ شیربها از جانبِ داماد و خانوادهاش به خانواده عروس میباشد. این شیوهای است که تقریباً تمام محققانِ مسایلٍ عشایر در ایران از آن یاد کردهاند. به نوشته امان اللهی بهاروند، در بسیاری از ایلات:
«مبلغ شیربها، برحسب دام معیّن میشود و مبلغ معمولی برایِ افرادی که قبلاً ازدواج نکردهاند، برابر با ده مال است. منظور از مال یک حیوانِ بزرگ نظیرِ شتر، اسب، مادیان و یاگاو است. اغلب، شیربها را معادلِ ده شتر میخوانند».[۲]
بارت نیز در توصیفِ چگونگی شیربها در ایل باصری مینویسد:
«صرفنظر از توقع و انتظاریکه پدر دختر در مورد استردادِ بخشی از حیواناتِ مأخوذه به نام عروس از دامادِ خود دارد، هیچگونه دیونِ معوقهای بین دو خویشاوند وجود ندارد».[۳]
ذکر این نکته نیز ضروری است که پرداختِ شیربها به عنوانِ پدیدهای اجتماعی، در میانِ عشایر به اشکال و صورِ بسیار دیگری افزون بر پرداختِ مال، مشاهده میشود. برای مثال، نزدِ بامدیها، شاهدِ بسطِ افزارهایِ اقتصادی دیگری همچون پولِ نقد هستیم که به شکلِ باشلق یا شیربها از جانبِ داماد یا خانوادهاش به خانواده عروس داده میشود؛ و به نوشته محققان:
«شیرینی اشکنون، مراسمی است که طی آن در مورد پولی که باید خانواده داماد به پدر عروس بپردازد به مشورت مینشینند و زمینه یک مبادله را فراهم میآورند. به این پول باشلق گفته میشود. این مبلغ به صورت پول پرداخت میشود و داماد میتواند به جای پول حَشَّم نیز بپردازد».[۴]
گذشته از این شکل، ارایه مابازاء در برابرِ فقدانِ دختر در خانوادهاش، میتواند در قالبٍ انجام کار نیز صورت پذیرد. ارایه کار به جایِ باشلق یا شیربها از آنجا قابلقبول است که در جامعه عشایری، انرژی اساسی از نیرویکار انسانی تشکیل میشود و بنابراین «کار» فینفسه یک ارزش محسوب میشود. شایان ذکر است که ارایه کار در واحدهایِ عشایری به دو صورتِ رایج انجام میپذیرد که عبارتند از:
کارِ رایگانِ داماد
در این شکل، داماد تعهد میکند که در ازایِ دختری که به خانه خود میبرد، برای مدتی معین به انجام کار یا کارهایی خاص برایِ خانه پدرزن بپردازد. در ایل بهمیی، به نوشته افشار نادری، هنگامی که پسری پول یا دام کافی ندارد، پرداختِ شیربها اینگونه است که داماد به خانه همسرش رفته و به میزانِ شیربهایِ تعیین شده، به مدت یک یا چند سال به رایگان کار میکند. این پدیده به و یژه در خانوادههایی مشاهده میشود که پدرِ دختر به نیروی انسانی احتیاج دارد.[۵]در مواردی نیز مشاهده شده که افرادِ بیبضاعت، به جایِ پرداختِ شیربها، مدتی پیش از عروسی برایِ خانواده دختر کار کردهاند.[۶]
کارِ رایگانِ دختر
از اَنجا که نیرویِ کارِ زن پس از ازدواج، از آن همسرش محسوب میشود، در مواردی، دختر که به خانه شوهر میرود نیز میتواند نیرویِ کارِ خود را به جایِ شیربها یا باشلق به خانواده خویش عرضه دارد. در چنین حالتی، نیرویکارِ او، جایگزینِ کار یا کالا یا پولِ همسرش محسوب شده و در قبالِ مدتِ این کار تعهدی میانِ طرفین بسته میشود.
ازدواج تنظیم شده
پیشتر گفتیم که در ایلاتِ ایران، ازدواج پدیدهای صرفاً فردی نیست و اهمیتِ ابعادِ اجتماعی آن در مواردِ بیشماری، بر ابعادِ فردیاش میچربد. از این رو است که میبینیم نزدِ عشایرِ ایران، در مواردی، ازدواج به شکل افزاری برایِ حلّ بسیاری از مشکلاتِ اجتماعی متجلّی میشود؛ چنانکه به هنگام قتلِ یک نفر از یک طایفه، طایفه مقابل با ارایه یک دختر درعوضِ مقتول به ایشان، از دست یازیدن به انتقامهایِ متقابلِ توسطِ آنها جلوگیری میکند؛ یا در مواردی ازدواج موجبِ جلوگیری از خُرد شدنِ مایملکِ یک خانواده میشود. درواقع، با توجه به چنین کارکردهایی است که نزدِ عشایر، ازدواج زیرِ نظرِ دقیقِ خانواده قرار داشته و با کوششِ نمایندگانِ آن انجام میپذیرد. درعینِحال، گفتنی است که نمایندگانِ جامعه عشایری در این مورد عبارتند از بزرگترها، ریشسفیدها و مخصوصاً والدین؛ البته از یک واحدِ عشایری تا واحدِ دیگر، از اهمیّتِ برخی از آنها کاسته شده و اهمیتِ برخی دیگر فزونی مییابد. چنانکه برای مثال، در ایلِ باصری، به نوشته بارت:
«اجازه عقد و قرارداد ازدواج در مورد اعضای یک خانواده به دست رییس آن خانواده است».[۷]
در موردِ ایل بامدی نیز، همین قاعده به عنوانِ اصلیترین قاعده زوجیت دیده میشود. به نوشته محققان:
«در بامدی، شرطِ اصلی ازدواج دختر رضایت و موافقت پدر است؛ همانطور که در مورد پسر نیز چنین است».[۸]
وضع دیگر واحدهایِ عشایری نیز بر همین منوال است. درواقع، نزدِ عشایرِ ایران، والدینِ طرفینِ عروس و داماد، نه تنها کارِ ارزیابی آنها را به انجام میرسانند، بلکه خود نیز در اتخاذ تصمیم نهایی اصلیترین و موثرترین عاملند و تقبّل سایرِ امورِ مربوط به ازدواج نیز برعهده آنهاست؛ و میتوان هم رای با بارت، آنها را افرادی تامالاختیار در انتخابِ همسر دانست.[۹] درعینحال، بهرغم آنکه نزدِ عشایر، انجام کلیّه امورِ مربوط به ازدواج برعهده والدین عروس و داماد است، امّا در غیابِ آنها، ردههایگوناگونی از خویشاوندان از حق تصمیمگیری در این زمینه برخوردارند؛ ازجمله عمو و برادرِ بزرگ. برایِ مثال در نمونه ایل باصری:
«ازدواج کلیّه زنان و پسرانِ مجرّد موکول به اجازه ولی یا قیّم متأهّل است که رییسِ خانوارِ آنها میباشد، درغیر این صورت یک برادر یا عمو».[۱۰]
در چنین وضعیتی، طبیعی است کهگزینشِ همسر، به ازدواج آنهایی میانجامد که بسیارشان حتی به سن بلوغ هم نرسیدهاند. چرا که والدین، یا بزرگترها، با در نظر گرفتنِ ازدواج به عنوانِ افزاری در جهتِ حلّ مشکلاتٍ اجتماعی، بسا که قولِ نامزدی فرزندانِ خود را از همان آغازِ تولدش میدهند. چنانکه در ایل باصری چنین وضعیتی را شاهدیم؛ در این ایل:
«والدین ممکن است قولِ نامزدی را مدتها قبل از رسیدنِ موقع مناسبِ نامزدی بدهند، ولی بیشترِ آنها مایلند در همین مورد تعهدی بسپارند».[۹]
درواقع میتوان گفت که ازدواج تنظیم شده از رواجی چشمگیر در ایلاتِ ایران برخوردار است و حتی در مواردی چند، تنها صورتِ رسمی و پذیرفته شده زوجیّت بهشمار میآید. در این نوع ازدواج، کارِگزینشِ همسر به صورتی غیرمستقیم انجام میگیرد و این امر به سن و سالِ فرد و حتی ازدواج مجددِ او ربطی ندارد. چنانکه در ایل باصری، افرادِ بزرگسالی مانند بیوهها نیز، هرگز درباره ازدواج مجددِ خود صحبت نکرده و از طریق یک خویشاوندِ ارشد اقدام میکنند. گفتنی است که از بارزترین نتایج این نوع ازدواج، نه تنها عدمِ شناخت زوجین از یکدیگر پیش از دورانِ نامزدی است، بلکه تفوقِ مطلتِ مرد در خانواده را نیز میتوان شاهد بود. همچنین قابل ذکر است که انجام ازدواج در سنینِ پایین، از دیگر شاخصهایِ این نوع ازدواج میباشد. بررسی تکنگارانه، و دقیقِ افشار نادری درباره ایلِ بهمیی نیز بهترین تأیید درباره ویژگیها و نتایج این نوع ازدواج است. به نوشته او در سال ۱۳۴۷ شمسی:
«۱۳۷۲ پرسشنامه که در ایل بهمیی درباره زنان بهطورِ تصادفی پر شده است، نشان میدهد که ۲۸۲ نفر از آنها در سنینِ ده تا چهارده سالگی ازدواج کردهاند؛ ازدواج دخترانِ هشت یا نه ساله نیز کم نیست».[۱۱]
درعینحال، باید دانست که ازدواج زودرس در میانِ ایلات، بیش از همه بر دختران موثر واقع میشود؛ چرا که شکافِ سنّی در گزینشِ همسر را در زمینه جامعه عشایری موجب میگردد. گزارش افشار نادری نیز بیآنکه صراحتاً بر این نکته تأکیدی داشته باشد،گوشهای از این واقعیت را برمینماید؛ او مینویسد:
«هرچند دخترانِ ایلی در سنینِ کم ازدواج میکنند، امّا مردان (همواره) اینگونه نیستند و معمولاً بین ۱۸ تا ۲۸ سالگی ازدواج میکنند».[۱۱]
گونههایِ دیگرِ ازدواج
علاوه بر «ازدواج مبادلهای» و «ازدواج تنظیم شده» به عنوانِ گونههایِ رایج و غالب در میانِ عشایرِ ایران،گاه شیوههایِ دیگری مانندِ ربایشِ همسر را نیز میتوان در شماری از ایلات مشاهده کرد. در جستجویِ چرایی این نوع ازدواج، بایستی بر تأکیدِ جامعه عشایریِ ایران بر حرکاتِ نظامی در طولِ تاریخ حیاتِ این جامعه توجه داشت. چرا که جامعه عشایری بدینترتیب بر تقویتِ روحیه رزمی جوانانش میکوشیده و بر آن بوده است که در برابرِ رفاهزدگیِ ساکنانِ شهری، جامعهای پر تحرّک، فعّال در فنونِ نظامی، و غالب در صحنههایِ نبرد را به معرضِ نمایش بگذارد. بدیهی است که در چنین جامعهای،گزینشِ همسر از طریقِ ربایشِ او، نه تنها نشاندهنده رشادتِ مردِ جوان و پیروزی وی بر رقبا خواهد بود، بلکه روزنههایِ تجلّیِ ارزشهایِ نظامیِ موردِنظر به حساب میآید. رسم فوقالذکر را به ویژه میتوان در ایل قرهپایاق ساکن در اطرافِ شهرِ نقده مشاهده کرد؛ ناگفته نماند که چگونگی انجام این رسم درحالِ حاضر، آشکار میکند که:
ازدواج ربایشی
در متنِ جامعه عشایریِ امروزِ ایران جایگاهِ چندانی ندارد و وجدانِ جمعی، اعمال چنین شیوهای را تحریم کرده است. در اهمیتِ این تحریم همان بس که بارت از دو مورد آدمکشی در اثر بروز چنین واقعهای در ایل باصری خبر داده است.[۹] بنابراین، ازدواج ربایشی را باید پدیدهای سپرده به تاریخ دانست. به جایِ این نوع ازدواج، شیوههای شبه ربایشی نزدِ عشایر به وفور به چشم میخورد؛ که این مطلب از کوششی خبر میدهد که جامعه عشایریِ ایران با هدف نگاهداشتن میراث سنّتی خود، درعین انطباق آن با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جدید از خود نشان میدهد.
نیز نگاه کنید به
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در ایران معاصر
- خانواده و ازدواج از دیدگاه اسلام
- خانواده در دورانگذار
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در حماسهها و اسطورههای ایرانی
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در ایران پس از اسلام
- خانواده، ازدواج و خویشاوندی در ایلات
- خویشاوندی بنمایه سازمان و روابط ایلی
- ساخت خانواده و انواع آن در ایلات ایران
مآخذ
- ↑ درباره ایل باصری ر.ک. به: فردریک بارت، ایل باصری، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۳، ص 229.
- ↑ اسکندر اماناللهی بهاروند، کوچنشینی در ایران، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰، ص ۱۰۷.
- ↑ درباره ایل باصری ر.ک. به: فردریک بارت، ایل باصری، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۳، ص 57.
- ↑ رخش و دیگران، بامدی، طایفهای از بختیاری، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۴، صص ۱۲۸ - ۱۲۶.
- ↑ نادر افشارنادری، مونوگرافی ایل بهمیی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۷، ص 78.
- ↑ اسکندر اماناللهی بهاروند، کوچنشینی در ایران، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰، ص 108.
- ↑ درباره ایل باصری ر.ک. به: فردریک بارت، ایل باصری، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۳، ص 555.
- ↑ رخش و دیگران، بامدی، طایفهای از بختیاری، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۴، ص 118.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ درباره ایل باصری ر.ک. به: فردریک بارت، ایل باصری، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۳، ص 225.
- ↑ درباره ایل باصری ر.ک. به: فردریک بارت، ایل باصری، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۳، ص 56.
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ نادر افشارنادری، مونوگرافی ایل بهمیی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۷، ص 77.
منبع اصلی
فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.
نویسنده مقاله
هوشنگ فرخجسته