روسری
روسری، پارچهای مستطیل یا مربع و یا مثلثی شکل که زنان آن را بر سر انداخته و اغلب زیر چانه آن را گره میزنند و یا به شکلهای دیگری بر سر و گردن خود میپیچند. چارقد، چادرچه،٭مقنعه، منطقه، لچک، و معجر نامهای تاریخی و انواع دیگر روسری هستند که در شکلها و طرحهای گوناگون در دوره های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفتهاند[۱].
ابتدای اسلام تا مغول
زنان دوره عباسی گاه نوعی مقنعه بر سر میبستند. حتی گاه به زندانیان زن مقنعه داده میشده است[۲][۳][۴]. رواج نوعی از این مقنعهها به حدی بوده که به وسیله زنان اروپایی نیز مورد استفاده قرار گرفته است[۵]. در ایران قرون اولیه اسلام، این مقنعه گاه سرخ و یا سیاه بود[۶]. در سوگواریها اغلب رنگ چارقدها را نیلی میکردند[۷]. قیمت چارقد زنانهای در دوره اموی چهار درهم بوده است[۸][۹]. زنان طبرستان از چارقدهای ابریشمی نازک که کار خود طبرستان بود، استفاده میکردند[۱۰][۱۱]. عسکرمُکرم در جنوب شوشتر مقنعههای ابریشمی تولید میکرد که به بغداد نیز صادر میشد[۱۲]. دشمنان شکست خورده را با پوشانیدن لباسهای زنانه، از جمله مقنعه تحقیر میکردند، چنانکه یعقوب لیث صفاری، دشمن شکست خوردهاش را با سر کردن مقنعه تنبیه کرد[۱۳]. محمود غزنوی نیز برای تنبیه یکی از دشمنان خود، او را مجبور به پوشیدن لچک مانندی به نام منطقه کرد[۱۴] که البته نباید این منطقه را با نوعی کمربند که آن نیز منطقه نام داشته، اشتباه کرد. منطقه در حقیقت نوعی روسری بود که دنباله آن در زیر گلو محکم شده، مابقی آن پشت سر میافتاد[۱۵][۱۶].
مغول تا عصر حاضر
ازجمله روسریهایی که زنان دوره مغول بر سر میگذاشتند، روسریهایی آبی رنگ بود. آنان همچنین از مقنعههای آبی، سفید، و قرمزی که گاه نقوش و تزئیناتی طلایی داشت نیز استفاده میکردند[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]. گاه زنان دوره صفوی٭ دو سوی روسری بلندی را بدون گره زدن، به صورت آویختهای در دو سوی سر رها میکردند، یا اینکه مقنعهای سفید یا خالدار را که تمام سر و گردن و گوشها و زیر چانه را میپوشاند، بر سر میگذاشتند. این روسریها اغلب پیشانی بندی طلایی نیز داشت[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹]. پس از صفویه تا دوران قاجار٭ نیز این رویه ادامه داشت. در این دوره گاه مقنعههای سفید خالدار را که لبهای ریشهدار داشت، بر روی روسری صورتی به سر میکردند[۳۰][۳۱]. استقرار حکومت اسلامی که در پی انقلاب سال 1357ش/ 1979م، صورت گرفت، استفاده از حجاب و بالطبع مقنعه را گسترشی چشمگیر داد، و در پی آن زنان کارمند ادارات دولتی در ایران، ملزم به استفاده از این سرپوش شدهاند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ یادداشت مؤلف.
- ↑ بیهقی، ابراهیم بن محمد. المحاسن و المساوی. تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: مطبعه النهضه، 1961م، ص571.
- ↑ صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم. تحفه الامراء فی تاریخ الوزراء. تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر: داراحیاء الکتب العربی، 1958م، ص21.
- ↑ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج2، ص 165، 187.
- ↑ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/ 1957م، ج 2، ص187.
- ↑ نوع نیشابوری این مقنعهها معروفتر بود. الوشاء، لابی الطیب محمد بن اسحاق. الموشی او الظرف و الظرفاء. تحقیق کمال مصطفی، الطبعه الثانیه، مصر: مکتبه الخانجی، 1373ق/ 1953م، ص184.
- ↑ Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.4-20
- ↑ طبرسی، حسن بن فضل. مکارم الاخلاق. تهران: آخوندی، 1376ق، ج1، ص39.
- ↑ شهیدی، جعفر. زندگانی فاطمه زهرا (س). تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373، ص59.
- ↑ مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص370.
- ↑ Supuler,B. Iran in frǜh-Islamischer zeit, Wiesbadan, 1952, P.381
- ↑ مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م. در جنوب شوشتر، ص416.
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیرکبیر، 1362، ص527.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص187.
- ↑ شبانکارهای، محمد بن علی. مجمع الانساب. به اهتمام میرهاشم محدث، تهران: امیرکبیر، 1363، ص145.
- ↑ Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,.Pp.420-421
- ↑ Gray, B; La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 32-33, 57-58
- ↑ برگی از شاهنامه دموت، تبریز. واشنگتن، گالری فری یر 38.3.
- ↑ ورقی از نسخه شاهنامه (وزیر قوام الدین)، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز،W.477.
- ↑ ابن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص410.
- ↑ Gray, B; La peinture Persane, Genève, 1977. Pp.165-166.
- ↑ عجایب المخلوقات قزوینی، گالری والترز، بالتیمورW.652 ، پشت ورقه 147.
- ↑ عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص234، لوحه 317 ، مینیاتور، پیرپونت مورگان، نیویورک.
- ↑ عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص235 ، لوحه319، تصویر روی دیوار، کاخ چهلستون.
- ↑ عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م،ص306- 307، لوحه 227، خمسه نظامی، موزه ویکتوریا، کلکته.
- ↑ شاهنامه کاخ گلستان، ش2226، ص78، 463، مجالس سوم و نهم.
- ↑ شاهنامه موزه رضا عباسی، ش1227- 1945، ص378 ، مجلس دهم.
- ↑ مجالس خمسه نظامی در Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو: 1983م
- ↑ عالم آرای صفوی، مؤلف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری،تهران: اطلاعات، 1363، ص161، 302.
- ↑ شاهنامه موزه رضا عباسی، داوری- شیرازی، ص 113، مجلس ششم.
- ↑ برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد روسری ، نک: دهخدا، علی اکبر. امثال و حکم. امیرکبیر، 1363، ج2، ص961.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز