پرش به محتوا

نوروز در عصر قاجاریه

از ویکی ایران

با عروج آقامحمدخان بر اریکه اقتدار، دوران تازه‌ای از عمر ملت ایران هم آغاز شد که بیش از آنکه متوجه به عرصه‌رسیدن دسته‌ای خاص از ترکمنان بی‌هویت و خویشتن طلب و عاری از حمیت ملکداری و ایرانبانی‌باشد، معلول دو اتفاق بزرگ جهانی بود که در اروپا حادث شده بود و با جهانی‌شدن هر دو واقعه، خود به خود پای ملّت و کشور ایران را نیز به صحنه پیشآمدهای بین‌المللی باز کرد. این دو سانحه مهم، یکی وقوع انقلاب کبیر فرانسه بود و اعلام شعارهای آزادی، برادری و برابری که به زودی از مرزهای‌کشور فرانسه‌گذشت و در سطح عالم پخش شد و دیگری ظهور ناپلئون بناپارت، که با تکیه بر همان شعارها، سوداهای جهانگیرانه در سر می‌پرورد و در معارضه با رقیب عمده سیاسی - نظامی خود، انگلیس، نظر به شرق دوخت و فتحعلی شاه قاجار بی‌خبر از تحولات مهم گیتی را غافلگیر ساخت.

از مشخصات مهم دوران یکصد و چهل ساله استیلای قاجاریان (۱۳۴۴-۱۲۰۴ ه.ق)، آشنایی ایرانیان با رسم و راههای غربیان و تا حدودی هم تأثیرپذیری از آنان است. فتحعلی شاه (۱۲۴۹ - ۱۲۱۲ ه.ق) ناخواسته وارد دو سلسله جنگهای شوم با روسها شد که به معاهده‌های ننگین گلستان (۱۲۲۸ ه.ق) و ترکمانچای (۱۲۴۳ ه.ق) منجر گردید و قفقازیه را به کل از تصرف ایران بیرون برد. نواده و جانشین او هم به نام محمد شاه (۱۲۶۴-۱۲۴۹ ه.ق) بر سر قضایای هرات با انگلیس‌ها درگیر شد و همان ذلت و خفت و حقارت جد خویش را متحمل گشت.

در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی به تعبیر سپهر مؤلف ناسخ التواریخ، دوران جهانگشائیهای ناصرالدین شاه، (۱۳۱۳-۱۲۶۴ ه.ق) فرا رسید که در طی چندین واقعه اسف‌انگیز، هرات به کلی از ایران جدا شد و استقلال بخشهای شرقی، در طی معاهده پاریس (۱۲۷۳ هق) به رسمیت شناخته شد و پس آنگاه به جهت تأمین مطامع استعمار انگلیس، قسمتهای زرخیز و مهمّ و استراتژیک سیستان و بلوچستان منتزع گشت و با سرازیرشدن سیل کالاهای روسی و انگلیسی و... بازارهای مصون تجارت داخلی به دست اروپائیان افتاد و استقلال اقتصادی کشور نیز لطمات فراوان دید.

با این همه، با وجود آنکه در این دوران کثیری از ایرانیان متنعم و مرفه به کشورهای اروپایی رفتند و جمع کثیری از اروپائیان نیز با عناوین مختلف، سیاسی، نظامی، جهانگرد، پزشک، پژوهشگر و غیره به ایران آمدند و حتی ناصرالدین شاه و پسر و جانشینش مظفرالدین شاه (۱۳۲۴-۱۳۱۳ ه.ق) هر کدام سه بار به اروپا سفر کردند و در معیت خود جمع معتنابهی از درباریان و زنان و خواجه‌سرایان را به غرب کشانیدند و واقعه‌ای به عظمت انقلاب مشروطیت نیز در کشور به وقوع پیوست، باز استخوان‌بندی سنّتی جامعه ایرانی بر سر جای خود استوار بود و خرد و بزرگ، همه خود را درگیر مسائل آداب و رسوم اجتماعی می‌دانستند. داستان نوروز نیز به عنوان بزرگترین و مهمترین پیشآمد هر سال، در کتب و منابع نویسندگان و وقایع نگاران داخلی و خارجی منعکس است و بیش و کم با همان تشریفاتی که در زمان صفویان رایج بود انجام می‌شد، بی‌شک شرح همه جریانها و وقایع نوروزی در این دوره، کتابی قطور می‌طلبد و ما من باب ذکر نمونه، به فقراتی چند از رویدادهای درباری در دو دوره مشخص و طولانی این عصر، که دوران فتحعلی شاهی و عصر ناصری باشد، بسنده می‌کنیم.

جلوس بر تخت در سلام عام و خاص و تشریفات مربوط

فتحعلی شاه مرد نادان و سبکسر و مغروری بود که فطانت او را در امور سیاسی و نظامی و حوادث عالمگیر روزگار برابر با فهم و درک یک رئیس قبیله شمرده‌اند. در این سخن، به هیچوجه جای مبالغه و تحقیری در کار نیست، ولی این پادشاه به ظواهر سلطنت بسیار اعتقاد داشت، خود را وارث ملک کیان می‌دانست و از همه القابی نیز که شاهان سلف، بجا یا نابجا استفاده می‌کردند، سود برمی‌گرفت. از امتیازات مهم سلطنت بر کشوری چنان وسیع، این را بیش از همه حق خود می‌شمرد که حرمسرایی بزرگ داشته باشد و زیباترین زنان قلمرو فرمانروایی خود را به دربار فراخواند. تعداد زنان وی را بیش از پانصد کس دانسته‌اند و ناسخ التواریخ نام و نشان یکصد و چهل هشت تن از آنها را که تعینی داشته‌اند ضبط کرده است.

چنین کسی البته، از تشریفات مخصوص پادشاهی چشم نمی‌پوشد و بلکه دقیقه‌ای از تجمل خواهی و عیش و عشرت‌جویی را هم تلف نمی‌کند. این سلطان بن سلطان و خاقان بن خاقان مراسم ویژه‌ای را در نوروز تدارک می‌دید. شاه معمولاً تاج کیانی را بر سر می‌نهاد و بازوبندهای دریای نور و تاجماه را بر بازو می‌بست. آویختن حمایل‌های مروارید درشت و بستن کمربند شرابه‌دار سلطنتی و شمشیر و خنجر جواهرنشان و در دست گرفتن گرز مرصع هم جزء تشریفات ناگزیر بود، سایر وصله‌های مرصع و جواهرنشان سلطنتی را نیز پسرها و جهانگیر خان گرجی و ابراهیم خان گرجی دامادهای شاه به قامت وی راست می‌کردند سپر مرصع مخصوص سپهدار بودکه در دست می‌گرفت و همه اینها به طور نیم دایره در دور تخت شاه در جای مخصوص خود می‌ایستادند. پیشخدمت باشی سلام، میرزا اسمعیل، قلیان مرصع مخصوص سلام را در پهلوی تخت در دست می‌گرفت و نی پیچ آنرا به دست شاه می‌داد که گاهی پکی به آن بزند. این قلیان که به (قلیان سلام) معروف بود از طلا ساخته شده بود و تمام قسمت‌های آن با گوهرهای مختلف و الوان ترصیع شده بود. شکل میانه قلیان بر خلاف قلیانهای امروزی بسیار کوتاه بود و از یک سمت سر قلیان آن دو زائده پَر مانند بیرون آمده بود که بر نوک آنها آویز جواهرنشان نصب شده بود. سر نی قلیان یعنی قسمتی که چوب با لوله نی‌پیچ باید در آن قرارگیرد به صورت سر اژدها ساخته شده بود که از فک پایین وزیرگلوی آن دو شرابه یاقوت درشت آویزان بود. شرکت دادن این قلیان در مراسم سلام عام نوروزی یک امر تخطی ناپذیر می‌نمود. به طوری‌که در دوره‌های بعد که استعمال قلیان در اینگونه مراسم کم‌کم رو به منسوخ شدن نهاد و شاه فقط نی‌پیچ آن را در دست می‌گرفت باز هم پیشخدمت باشی سلام در جای مخصوص خود قلیان بدست می‌ایستاد و تشریفات بیهوده و بی‌معنی مزبور را تا پایان مراسم حفظ می‌کرد[۱].

مراسم نوروزی در دوران ناصرالدین شاه

خانم کارلاسرنای ایتالیایی در یادداشتهای خود از جشن نوروزی سال ۱۸۷۸ (عصر ناصری) بدین‌گونه یاد می‌کند:

«حسب المعمول به خاطر عید نوروز، مقدمات سلام را در دربار فراهم کرده بودند بسیاری از خرافات در چگونگی برگذاری برخی از مراسم در ایران دخیل است. اگر در این روز حادثه‌ای ناگوار پیش آید نشانه‌ای از شومی و بداختری در سراسر سال خواهد بود. چون در مشرق زمین جشن‌ها پس از غروب آفتاب آغاز می‌گردد، در این سال بسیاری از مقامات عالی درباری روزی پیش از سال نو برای عرض تبریک به حضور شاه در کاخ بار یافته بودند که بدانها خبر داده شد فردا سلام برقرار نخواهد بود. چون در کاخ شاهی هیچ اقدامی بدون مشورت قبلی و صلاحدید منجمان به عمل نمی‌آمد، شاه عصر روز پیش از عید از منجم دانای خود فرمان اختران را جویا شده بود. چون پاسخ منجمان مساعد نبود تشریفات سلام به حکم ستارگان به روز دوم سال نو که روزی سعد بود موکول شد. تهرانی‌ها ابتدا از اینکه عید به عقب افتاده بود ابراز انزجار کردند، اما چون در روز اول سال باران سیل‌آسا بارید، از عقب افتادن آن خشنود شدند. در حقیقت این بار منجم، کذاب در نیامده بود. این پیش‌بینی موجب شد که گروهی بیش از پیش به منجمان معتقد شوند.» «روز بیست و دوم مارس ۱۸۷۸ واقعاً روز بهاری بود. از من دعوت شده بود در جایگاهی که وزیر خارجه برای سیاستگزاران خارجی و اروپائیان اختصاص داده بود در سلام شرکت کنم. راه منتهی به کاخ بسیار شلوغ و انبوه جمعیت موجب اختلال در حرکت بود. هرکس بهترین لباس خود را پوشیده بود. بیشتر حاضران لباس کاملاً نو بر تن داشتند زیرا معتقدند که پوشیدن لباس نو در نوروز خوشبختی می‌آورد. گروهی از مردان کلاه‌هایی بر سر داشتند که برای همین تشریفات خریده بودند. نمایندگان هیأت‌های سیاسی خارجی در لباس تمام رسمی و باشکوه تمام برای شرکت در سلام در حرکت بودند. معمولاً شاه پیش از آنکه در تختگاه به سلام عام بنشیند، وزیران را در تالار شمس‌العماره به حضور می‌پذیرد. سفیران و دیگر نمایندگان دول خارجی به نام دولت‌های متبوع خود وسیله مترجمان عید نوروز را به حضور شاه تبریک می‌گویند و وی نیز از همان طریقِ بدان‌ها پاسخ می‌دهد. سربازان شاه در حالی که دسته موزیک در جلو آن‌ها حرکت می‌کرد و آهنگ‌های شاد می‌نواخت رژه می‌رفتند. در میدان توپخانه، توپچی‌ها با فاصله هرم‌هایی که از گلوله‌های توپ به روی هم چیده بودند و از تمیزی و سایش می‌درخشید ترتیب داده بودند. از همه محله‌های مسلمان‌نشین شهر، مقامات دولتی و افسران ارشد و رؤسای ادارات و روحانیون و مورخان و شاعران در بار و گروهی از شخصیت‌های دیگر سر می‌رسیدند تا مراتب تهنیت را به پیشگاه فرمانروای مطلق خویش عرضه دارند و با وی تجدید میثاق‌کنند. فراش‌ها با سینی‌هایی پر از شیرینی که بر سر داشتند و روی آنها با روپوش‌های زرد و زی و شرابه‌دار پوشیده شده بود از هر طرف در حرکت بودند. گروهی زن پوشیده در چادرهای نو و مزین به الیاف زرین بی‌سر و صدا عبور می‌کردند. کفش‌های بی‌پاشنه قرمز و زرد یا سبزشان از دور می‌درخشید و می‌نمود که برای اولین بار آنها را به پا کرده‌اند. موهای قرمز و دست‌ها و ناخن‌های حناگرفته اطفال حاکی از آن بود که آنان نیز با دقت برای شرکت در جشن، آرایش و آماده شده‌اند.»

«در میان انبوه پیادگان، معدودی سوار نیز با موکبی از فراشان و جلوداران خویش برای تقدیم تهنیت نوروزی به شخصیت‌های معتبر مملکتی در حرکت بودند، زیرا در ایران نیز هم چون اروبا، دید و بازدید آغاز سال دقیقاً رعایت می‌شود.گروه سواران‌گاه صفی از ارابه‌های از مد افتاده بزرگان محلی و گاه کالسکه‌های شکوهمند و مجلل مد روز سفیران خارجی بود. سرانجام به درگاه قصر رسیدم. از راهی تو در تو و درها و خیابان‌های بسیار مرا به قسمتی از محل اقامت شاه که آن را دیوان خانه می‌نامند وکاخ پذیرایی معنی می‌دهد هدایت‌کردند. این تالار پذیرایی در انتهای حیاطی وسیع و سنگ فرش و مشجر و مزین به حوضی فواره‌دار واقع شده است... هنگام ورود به حیاط دو صف از حضار را مشاهده کردم که به سبب جشن آغاز سال، سر تا پا لباس نو بر تن داشتند. در طرف راست آب نمای بزرگ، در جلو تالار وزیر خارجه ایستاده بود، (حاج میرزا حسین خان سپهسالار که وزارت جنگ را نیز برعهده داشت) او لباس رسمی سرخ رنگی به تن داشت که حمایلی به سبک عثمانی‌ها بر آن انداخته بود. هیأت‌های سیاسی خارجی و همراهان آنها، همچنین گروهی اروپایی دورش حلقه زده بودند. در طرف دیگر وزیر داخله و مالیه با کارمندان اداراتشان، از جمله اعضای دیوان محاسبات و عدلیه و فراشان وابسته بدانها صف کشیده بودند. در برابر تالار، گروه شاعران ایستاده بودند که یکی از آنها قصیده‌ای در منقبت شاه قرائت خواهد کرد و سرانجام روحانیون به طور دسته‌جمعی حضور یافته بودند..هیچ زن ایرانی، هر چه هم مقام عالی داشته باشد در سلام شرکت نمی‌کند... وقتی شاه وارد شد و بر تخت نشست، صدایی مهیب از فوج نگهبانی که در صفه جلو تالار ایستاده بودند در همه جا پیچید. این صدا از آهنگ شیپورهایی بود که به وسیله سربازانی که در بام‌های خانه‌ها و یا در محله‌های مختلف موضع گرفته بودند تقلید و تکرار می‌شد. بلافاصله چند تیر توپ و موزیک ایرانی و فرنگی به آهنگ شیپورها پاسخ دادند. در همین لحظات جنب و جوش زیادی در میان جمعیت خارج از قصر حکمفرما شد. قلیانچی برای شاه قلیانی آورد و در پای تخت در انتظار ماند تا قلیان کشیدن شاه تمام شود و بعد از بازگرفتن قلیان تعظیم کرد و عقب‌عقب بازگشت. این فراش خلوت خلعتی کشمیری بر تن و عمامه‌ای بر سر و جوراب‌هایی سرخ‌رنگ برپا داشت. بعد از قلیان، به وسیله پیش خدمت دیگری‌که همان‌گونه لباس بر تن داشت قهوه به حضور شاه برده شد و سپس در میان سکوت حاضرین خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های دیگر و در فاصله آنها باز هم قلیان تقدیم حضور شد. «سرانجام شاه به سخن درآمد و در تمامی مدتی که سخنان وی ادامه داشت همگان به حال تعظیم سر فرود آورده بودند. شاه در پایان سخنان خود سالی خوش را برای ملت خویش آرزو کرد. در این موقع وزیر خارجه و دیگر مقامات عالی کشور در تالار حضور یافتند و هر یک تبریک گفتند. رئیس روحانیون برای سلامت شاه دعا کرد. شاعری قصیده‌ای اغراق‌آمیز در مدح شاه قرائت کرد. سپس اعلیحضرت گشاده‌دستی به خرج داده بدون استثناء به هر یک از حاضران سکه‌ای نقره با بهای نازل که ویژه نوروز ضرب شده بود عیدی داد. همه با میل سعی می‌کردند از این سکه‌ها به دست آورند چون معتقد بودند که خوش بختی و برکت می‌آورد و سال نو را با رونق و شادمانی می‌گذارند. در این هنگام لیوان‌های شربت میان جمعیت به تعارف پخش شد. چون بر اساس یک رسم باستانی، بویژه در جشن نوروز هیچ کس نمی‌تواند بدون تقدیم پیش‌کشی به حضور شاه بار یابد، این عید برای اعلیحضرت فرصتی مناسب است تا از گروه کثیری که به خاطر کسب فلان یا بهمان مزیت درخواست‌هایی دارند، هدایایی گران‌بها دریافت کند چنان که اغلب اوقات تقدیم این هدایا نتیجه‌بخش است.»

«بعد از خاتمه آئین سلام، شادمانی عمومی آغاز می‌گردد. در میدان جلو کاخ شاهی بندبازان و رقاصان عمومی، چالاکی و هنرخویش را عرضه می‌کنند و کشتی‌گیران نیمه‌عریان به شیوه باستانی به ستیز با یکدیگر برمی‌خیزند. دستمزد همه این معرکه‌گیریها و بازیگران از طرف دولت پرداخت می‌شود. اغلب بازیگران در مواقع عادی مشاغلی دیگر دارند، مثلاً یک رقاص، قهوه‌چی، یک کشتی‌گیر کاتب یا منشی و یک کشتی‌گیر دیگر خیاط است. معمولاً پسران جوان نقش رقاصه‌ها را بازی می‌کنند و هنگامی که لباس زنانه بر تن دارند تشخیص جنسیت آنها دشوار است. اینان دامنی کوتاه و بسیار گشاد و ژاکتی بر تن و کلاهی زردوز بر سر دارند و موهای سرشان بلند است. غرفه آرایش آنها همان میدان عمومی است.

این جشن تا غروب آفتاب ادامه می‌یابد. سپس هر یک برای خواندن نماز و خوردن شام به خانه می‌روند و در هر حال خوردن شیرینی را که در این ایام شگون دارد فراموش نمی‌کنند. شب هنگام شهر چراغانی است. در خیابان‌هایی که به قصر شاهی منتهی می‌شود در عین آنکه رقاصگان و بازیگران هنرنمایی می‌کنند، مراسم آتش‌بازی به عمل می‌آید. در فاصله آتش‌بازی، رقص‌ها و بازی‌ها همراه سرودهای ملی که با آهنگ سازهایی از نوع گیتار و ویلون‌های‌کوچک (کمانچه) خوانده می‌شود، ادامه می‌یابد. در سراسر اوقات جشن موزیک نظامی مرکب از آلات موسیقی اروپایی و ارکستر ایرانی متناوباً نواخته می‌شود و جمعیت بی‌حرکت و جدی و با سکوت به تماشای مقلدانی می‌ایستد که با های و هوی برای اجرای نقش‌های خویش به بهترین وجه تلاش می‌کنند.

در ایام نوروز همسران شخصیت‌های معتبر دولتی از انیس الدوله دیدار می‌کنند. در این ایام خانم‌ها طبق معمول درخواست‌های خود را همراه با شیرینی و مربا و نان‌های قندی که در لابلای آنها جواهرات قیمتی و کیسه‌های زیبای پر از پول می‌گذارند به حضور سوگلی شاه عرضه می‌کنند. بعد از تعارفات خانم‌ها با آزادی کامل با یکدیگر گفتگو می‌کنند و آنها که تقاضایی دارند مبلغی را که باید برای برآوردن حاجت نمی‌آید[۲]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، چاپخانه سپهر تهران، مهر ماه ۱۳۵۶، ص281.
  2. رضی، هاشم، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، انتشارات بهجت، تهران: 1371، ص452.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی