پرش به محتوا

هنر مانایی‌ها(کشور مان)

از ویکی ایران

در هزاره‌ی سوم پیش از میلاد، در نواحی شمالی ایران، یعنی جنوب دریای مازندران، آثار مردمانی که به زبان ایرانی غیرکاسی سخن می‌گفتند دیده شده است. آنان تهاجمی مهاجرت نکردند، بلکه ورود آن‌ها تدریجی بوده و با مردمان بومی ساکن فلات آمیزش کرده و تعاون و همیاری و همزیستی مسالمت‌آمیز را پیش گرفته بودند. در این موقع است که سفال نقاشی شده‌ی کهن از میان می‌رود و به جای آن سفال صاف و صیقل شده رواج پیدا می‌کند. آن‌ها با هوری‌های میان‌دورود شمالی و آناتولی که در سده‌ی سیزدهم در ارمنستان کنونی به نام اورارتو حکومت‌کردند نسبت و پیوند داشتند. اینکه آن‌ها از طریق خراسان و گرگان به فلات آمده بودند و یا از قلمرو اوراتوها و از سرزمین‌های قفقاز بر ما معلوم نیست؛ زیرا این کوچ و مهاجرت در مدتی طولانی انجام‌گرفته است و عدم دست‌یابی به اسناد قانع‌کننده سبب شده که دانشمندان و باستانشناسان نتوانند برای آن تاریخی قطعی تعیین‌ کنند. آنچه که مسلم است آن‌ها در شمال ایران، و به‌ویژه در مازندران و آذربایجان، دولت نیرومندی تشکیل دادند که دولت «مانّ» یا «مانّاییان» نامیده می‌شود و در هزاره‌ی اول جای خود را به «مادها» که آن‌ها نیز ایرانی نژاد و آریایی بودند دادند.

شکل 1. گاومیش - مارلیک، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

هنوز کاوش‌های چندان زیاد برای آگاهی از مانّاییان انجام نگرفته است؛ لیکن چندین تپه که در نقاط مختلف قلمرو آنان، محل دژها و حتی کاخ‌ها بوده از زیر خاک بیرون آورده شده است. به نظر می‌آید که دولت مانّاییان در یک حمله‌ی گسترده به آشور، از آشور شکست خورده و در نتیجه‌ی این شکست، آبادی‌های آنان به آتش کشیده شده بوده است. آثاری که در نقاط مختلف این قلمرو یافت شده است کاملاً از هم متفاوتند.

این آثار، درعین اینکه از اندیشه‌های سومری، ایلامی، بابلی، آشوری و هوری ملهم هستند، لیکن ابتکارات بسیار ارزشمندی دارند که خصیصه‌ی ایرانی در آن آشکار است؛ حتی برخی از داستان‌های مصوّر شده به صورت حکاکی یا برجسته کاری روی طلا یافت شده که هرگز در جای دیگر دیده نشده است.

مهم‌ترین این آثار از ناحیه‌ی مارلیک، زیویه و حسنلو به دست آمده است. در مارلیک، که در درّه‌ی رودگوهر رود و نزدیک رودبار واقع است، در سال ۱۳۴۱ش (۱۹۶۲م) گروهی به سرپرستی عزت‌الله نگهبان پنجاه‌ و سه گور را حفاری کردند.

شکل 2. جام ‌های زرین-مارلیک، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
شکل 3. جام‌های زرین مارلیک، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

این گورها متعلق به شاهزادگان و افراد برجسته‌ی کشوری بودند. اندازه‌ی گور نخست ۶ * ۵ متر بود و از تخته سنگ‌های درشت تراشیده شده بود. گورهای دیگر کوچک‌تر بودند و در اندازه‌های تقریبی ۲ * 1/5 متر ساخته شده بودند. در این گورها انواع سلاح‌ها، مانند شمشیرهایی که معلوم نیست چرا خم شده‌اند و سر پیکان‌های بالداری که ویژه‌ی نواحی فلات بوده است و در هزاره‌ی دوم در سیلک، طالش و حتی قفقاز هم ساخته می‌شده‌اند، و یک قوری نقره‌ای که با طلا ترصیع و نگین نشانی شده است و تعداد زیادی سفال بی‌نقش به شکل گاوهای ساده شده‌ی شیوه‌گرفته، که به گاو املش مشهور شده‌اند، پیدا شده است.(شکل 1)

در سایر گورها، که شکلشان با هم متفاوت بوده است، گنجینه‌های غنی از اشیاء زرین و ظروف سیمین، سلاح‌ها، پیکره‌های کوچک مفرغی و سفال پیدا شدند. بعضی از گورها هم ۳ * ۳ متر بودند و آثار کمتری در آن‌ها دیده می‌شد. جام‌ها و ساغرهای زرین، که از گورهای مارلیک و دژهای حسنلوی آذربایجان و زبویه در کردستان به دست آمده، به گونه‌ای تزیین شده‌اند که می‌توان آن‌ها را حلقه‌های زنجیره‌ی آثار هنری‌ای دانست که از آن پس نیز در هنر هخامنشیان و ساسانیان آشکار می‌گردد.

دو جام زرین یافته شده در مارلیک را می‌توانیم شرح دهیم: نخستین جام که به بلندی ۱۹ سانتی‌متر است، دو گاو بالدار را در هر طرف نشان می‌دهد که برجسته‌کاری شده‌اند و در دو طرف یک درخت نخل بر روی پاها ایستاده‌اند. این گاوها بال‌های بزرگ دارند که بسیار دقیق کار شده‌اند و سر آنها به صورت پیکره از سطح جام بیرون زده و به طرف بیننده‌گردانیده شده است. حالت چهره‌ی گاوها بی‌شباهت به چهره‌ی‌گاوهای تخت‌جمشید نیست.

جام دیگر بلندتر و بدنه‌ی آن کمی فرو رفته است؛ لیکن نقش‌های آن در دو ردیف افقی به دور جام و با برجستگی کمتری با همان ظرافت ساخته شده است. حالت سر و گردن‌گاو به حالت‌گاو جام نخست بسیار شبیه است ولی‌گاوها پشت سر هم درحال حرکتند و فواصل خالی میان آنها راگل‌های چند پر شبیه به گل نسترن یا ختمی پر کرده است. طرح این گاوها با گاوهای ساده شده‌ی تیردانی که از سرخ دم در لرستان به دست آمده است شباهت زیادی دارد.(شکل 2 و ۳)

شکل 4.جام‌زرین کلاردشت، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

از همین دوران، و یا شاید کمی دیرتر، جامی زرین در کلاردشت مازندران به دست آمده است که دو شیر روی بدنه‌ی آن برجسته‌کاری شده و سرهای شیرها جداگانه ساخته شده و روی جام پرچ شده است. طراحی و تزیینات ساده‌تر است و با جام حسنلو مناسبت دارد.(شکل ۴)

این دو جام و جامی که در نگارستان لوور از یکی از همین نواحی یا نزدیک به آنها به دست آمده است به هم شبیه‌اند. جام نگارستان لوور که به «جام شمال باختری ایران» مشهور است دو دیو شیر را نشان می‌دهد که دو غزال را از پا به دستگرفته‌اند. این دیو شیرها دو سر دارند و پاهایشان مانند مار به هم پیچیده شده و چنگال‌های پرنده‌ای دارند.

هرچند که طرح و سبک این جام با جام گاودار مارلیک متفاوت است و بیشتر به سوی تجرید شکل رفته است تا به سوی واقعی‌گرایی، ظرافت‌کار و نقش حاشیه‌ی بالایی جام با جام‌های قبلی قرابت دارد و نشان می‌دهد که تقریباً در همان دوران ساخته شده است. دیو شیر دو سر در آثار ایلام همین دوران نیز دیده شده است، ولی شکل پاها و پنجه‌ها برای نخستین بار است که در هنر ایران آشکار می‌گردد.

شکل5. طرح‌های روی بدنه جام طلای حسنلو، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
شکل 6. طرح‌های روی بدنه جام طلای حسنلو و اجزای آن، قرن دوازده تا پانزدهم پ.م. موزه ایران باستان تهران، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
شکل 7. طرح‌های روی بدنه جام طلای حسنلو و اجزای آن، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی

جام دیگری که درخور توجه است و در همین سبک و شیوه‌ی زنده و داستانی ساخته شده جام حسنلوست که در آذربایجان شرقی کشف شده است. بلندی این جام 20/6 و پهنای آن، یعنی قطر دهنه، ۲۸ سانتیمتر است که در موزه‌ی ایران باستان تهران نگهداری می‌شود. گو یا هنگامی که دژ حسنلو را به آتش کشیده‌اند این جام از دست کسی که آن را با خود می‌برده است به زمین افتاده و از این‌رو شکل آن تغییر کرده است. نقش این جام چندان واقع‌گرایانه نیست و هر چند که بسیار پرکار است، ترکیبی با شکوه ندارد.گیرایی آن در نقش‌های کوچک و جان‌دار و پر توان آن است.

نقش جام در دو ردیف، که با نوارهایی از هم جدا شده‌اند، اجرا شده است. این نقش‌ها داستان‌های افسانه‌ای را مصور کرده‌اند که هنوز اصل اسطوره‌ی آن بر ما معلوم نیست؛ولی رابطه محکمی با هنر هوری‌ها و اورارتویی‌ها دارند. در اینجا جنگجویی کمان را طوری بر پای خود استوار کرده است که ما بعدها در هنر ماد و هخامنشی همان شیوه را می‌یابیم. یک بخش جالب این طرح نقش مردی است که از پشت یک اژدهای سه سر،که نیمه‌ی دوم بدن او به شکل صخره‌هاست، بیرون می‌آید و پهلوانی را به کمک می‌طلبد، و یا عقابی که زنی را به هوا برده است.

در بالاترین قسمت نقش سه خداست که بر ارابه نشستند. دو ارابه با قاطر و سومی با گاو نرکشیده می‌شود. در برابر این گاو کاهنی که سر و روی خود را تراشیده است ایستاده و جام بلندی در دست دارد. مردمی که روی جام نقش شده‌اند ریش و موهای بلند دارند. دو نفر از این مردها پشت سرکاهن دو گوسفند را برای قربانی می‌آورند. این سه خدا، به احتمال، خدای هوا بر ارابه‌ی‌گاودار و خدای زمین،که شاخ بر سر دارد، و خدای خورشید،که گوی خورشیدی بال‌دار را بر سر دارد، می‌باشند.(شکل 5 و6)

نقش طرف دیگر جام مانند آن نقش آشکار نیست. احتمالا این نقش به سبب افتادن کمی، محو و مغشوش شده است. در نقش اصلی عناصری دیده می‌شود که کاملاً ایرانی است، مانند چگونگی گرفتن کمان در دست پهلوان و یا الهه‌ای که بر پشت شیر آینه در دست گرفته است.

روی چهره و کفل این شیر یک صلیب شکسته نقش شده که روی شیر جام کلاردشت هم دیده می‌شود، و همین دلیلی است بر اینکه این آثار در یک قلمرو ساخته شده‌اند. شرح اجزای دیگر این جام چندان لازم به نظر نمی‌رسد. از این‌رو، اشاره‌ای هم به ظرف‌های سفالین و مفرغ‌های جانوری شکل می‌کنیم.

سفال‌ها بیشتر شکل حیوانی دارند و اغلب گاوهای کوهان‌دار و بدون تزیین‌اند. شکل بدن گاوها نشان می‌دهد که از چند بخش تشکیل شده‌اند و هر بخش با چرخ سفال‌گری ساخته شده و سپس به هم وصل شده‌اند. رنگ این سفال‌ها سرخ و یا تیره است. نسبت‌های اجزای این گاوها طوری است که گویی سازندگان آنها از یک دانش بسیار پیشرفته‌ی تقارن استفاده کرده‌اند.

علاوه بر این سفال‌های جانوری شکل، پیکره‌های سفالین زن‌های برهنه‌ای هم در اندازه‌های کوچک به دست آمده است که بی‌شباهت به پیکره‌های دوران نو سنگی نیستند، اما بسیار زنده و گویا می‌باشند. اغراقی که در بدن آنها شده است نشان می‌دهد که از همان دوران گاوهای مارلیک و املش هستند.(شکل 7 تا 9)

شکل8. طرح‌های روی بدنه جام طلای حسنلو، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی

گنجینه‌ی دیگری، که به احتمال زیاد از مانایی‌هاست و اگر از آن‌ها نباشد از الیپی‌های همسایه‌ی آنان است، گنجینه‌ی زیدیه است. مانّایی‌ها، الّیپی‌ها، کاسی‌ها، لولوبی‌ها و گوتی‌های هزاره‌ی سوم همه همسایه و ساکنان غرب و مرکز ایران بوده‌اند و با ساکنان جنوب باختری یعنی، شوشیان و ایلام و ایرانیان فارس و کرمان رابطه داشته‌اند و این تأثیرگذاری‌ها و تأثیرپذیری‌ها سبب تنوع بسیار زیاد آثارگنجینه‌ی زیویه در کردستان شده است. از سوی دیگر تأثیر میان‌دورود آشوری و میان‌دورود شمالی هیتی و اورارتوها را هم باید در نظر داشت.

زیویه، شهر کوچکی در ۴۰ کیلومتری خاور شهرستان سقّز که دومین شهر بزرگ کردستان است، قرار دارد و در سال کشف گنجینه‌ی زیویه، یعنی در ۱۳۲۶ (۱۹۴۷) دهی از دهات کردستان بود. این‌گنجینه در زیر دیواری از دیوارهای دژ مدفون شده بوده است. دیوارهایی که تا 7/5 متر، در بعضی جاها،کلفتی دارد و از آجرهایی به اندازه‌ی 34/9 * ۳۴ سانتیمتر ساخته شده است.

این دژ سه طبقه داشته که طبقه‌ی سوم آن مرتفع‌تر است. به دلیل تنوع آثارگنجینه در اشیا و در نقش‌ها و شیوه‌های نقش زنی، احتمال می‌دهند که در هنگام یورش دشمن به دژ - که می‌توانند آشوری‌ها، مادها و یا سکاها باشند - آن‌ها را برای حفظ و نگهداری در زیر دیوار دفن کرده‌اند.

این دژ یک ساختمان اصلی، که ویژگی‌های کاخ‌های ایلامی را دارد، داشته است. ایوانی از آن باقی‌مانده که ۳ پایه‌ی سنگی برای حمل ستون‌های چوبی که روی آنها اندود و سپس نقش آرایی شده بوده، دارد این‌گونه ایوان در نقش برجسته‌ها و مهرهای استوانه‌ای ایلام هزاره‌ی سوم و دوم پ.م، برای معابد، آمده است. این کاخ با کاشی‌های لعاب‌دار آبی، سفید و یا زرد تزیین شده بود که در کاخ‌های ایلامی و آشوری در نینوا نیز دیده شده است.

شکل 9.طرح‌های روی بدنه جام طلای حسنلو، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی

گفتیم که این دژ احتمالاً از آثار مانایی‌هاست. زیرا این ناحیه در هزاره‌ی اول، بویژه در سده‌های هشتم و هفتم، که تاریخ بیشتر آثار یافته شده در دژ است، جزو قلمرو مانایی‌ها بوده است. سفال‌های پیدا شده به مقدار زیاد، سفال‌های نخودی جدید می‌باشد که در سرزمین‌های مادی رواج داشته است.

گونه‌ای سفال سرخابی رنگ یاگلی رنگ نقش‌دار نیز یافت شده است که گاو نری را در مقابل‌گیاهی زانو زده و به شکل تکراری نشان می‌دهد.گاو نر هرچند شکلی تقریباً آشوری دارد ولی گردن‌بند آن آشوری نیست و شکل‌گیاه نیز در هیچ جای میان‌دورود یا آسیای صغیر و یا ایلام دیده نشده است.

شکل 10. نقش حاشیه‌ی لاوک گنجینه‌ی زیویه، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی

بیشتر آثار این گنجینه در لاوک یا تغارهای بزرگی، گنجانیده شده بود که لبه‌های پهن دارند و روی لبه‌ی پهن آن ردیفی از افسران آشوری که از لباس‌هایشان پیداست، نقش شده‌اند. این افسران عده‌ای از مردم بومی را با کلاه‌هایی که نوک آن به عقب برگشته و درحال تواضع هدایایی می‌آورند، هدایت می‌کنند. در پهلوهای لاوک نوارهای عمودی مفرغی، وجود دارد که با غزال‌ها و گلچه‌ها (نسترن‌ها) نقش‌آرایی شده است. این تغارها در ساختمانی که به خزانه‌ی‌گرمابه شبیه است تعبیه شده بودند.(شکل 10)

این لاوک‌ها برای نگه‌داری باج‌ها و خراج‌ها ساخته شده بود، و احتمال اینکه برای تابوت باشد بسیار کم است؛ زیرا هیچ کجای خاور نزدیک تابوت‌هایی به این شکل دیده نشده است. نقش خراج‌دهندگان هم مادی یا سکایی است و اگر به شکل کلاه آنها بیشتر تکیه کنیم می‌توانیم آنها را سکاهای خاور ایران بدانیم که زیر نفوذ مادها یا حتی مانّایی‌ها بوده‌اند. همین سکاها بودند که به مادها در سده‌ی هفتم کمک کردند تا حکومت آشور را براندازند و مدت ۲۸ سال با خشونت در آنجا حکمرانی‌کنند.

از آثار درخور توجه دیگر پیکره‌ای از عاج از یک افسر یا فرمانده در لباس اشوری است که با ظرافت و دقت زیاد ساخته شده؛ لیکن هرچند ریش و موهای او به شیوه‌ی تقریباً اَشوری آرایش شده و لباس کاملاً آشوری است، چهره‌ی او، پیشانی، چشم، لب و دهان و بینی آشوری نیست و به ایرانی‌ها شباهت دارد. احتمالاً این پیکره‌ی ۲۰ سانتی‌متری (نگارستان سین سینایی) یک مانّایی در لباس آشوری و حتماً حاکم دژ بوده است.

پشت این پیکره آثار سوختگی دارد؛ اگر چه هیچ‌گونه نشانه‌ای از آتش‌سوزی در دژ دیده نشده است. از عاج، برگینه‌های تزیین و حکاکی شده‌ی دیگری نیز یافت شده است که افسران و سربازان آشوری را درحال رژه و در کتیبه‌هایی نشان می‌دهد. در یک ردیف دیگر از کتیبه‌های همین برگینه‌های عاج که در بالای ردیف سربازان است پهلوانانی که با شیران و حیوانات افسانه‌ای درحال جدالند نقش شده‌اند. پهلوان سپر کوچکی را که به «پنجه بوکس» شبیه است در دهان شیر قرار داده و درحال زدن نیزه به قلب او است. نقش این گونه سر نیزه در نقوش آشوری دیده نشده و این نشان می‌دهد که ساخت مانّایی‌ها است.

مانّایی‌ها، که سده‌های متوالی، برای در امان بودن از آشوری‌ها تحت‌الحمایگی او را پذیرفته بودند، اغلب نقش‌های آشوری را با ابتکارات مانّایی به کار می‌بردند. و شایدهم این آگاهانه و برای بهتر به فروش رساندن آثارشان به آشوری‌ها بوده است.(شکل 11) برگینه‌ی عاج دیگر نقش دو بزکوهی در دو طرف یک درخت مقدس را نشان می‌دهد که درخت آن دقیقاً اورارتویی است.

نخلی است که با پیچک‌های غنچه‌دار به صورت مشبکی، درآمده است و در انتها گل‌هایی شبیه گلچه‌های نیلوفر و یا نسترن' دارد. ارتباط نقش‌های آثار زیویه با آثار دژ حسنلو در آذربایجان زیاد است. اما به نظر می‌آید که آثار حسنلو بسیار کهن‌تر باشد زیرا ظرافت کار در آن‌ها بیشتر است.

شکل11. زیویه، بر کتیبه عاج، رزم پهلوان و شیر، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی
شکل 12. انتهای سینه ریز حسنلو، برگرفته از آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی

یک گردن آویز طلایی که از زیویه اواخر قرن هشتم تا هفتم پ.م در نگارستان ایران باستان وجود دارد که نقش مرد -گاوهای حامل قرص بالدار مهر و گاو شیرها و شیر - عقاب‌ها بر آن برجسته کاری شده است. در دو انتهای باریک این‌گردن آویز جانوری هیولایی نقش شده است که مسلماً یک نقش سکایی است و همین امر گویای آن است که اوایل هزاره‌ی اول در سرزمین مانّایی‌ها سکایی‌ها و مادها هم زندگی کرده و نفوذ داشته‌اند.(شکل 12)

دستبند زیبایی از طلا در نگارستان متروپولیتن نیویورک درخور توجه است. دو سر این دستبند را دو سر شیر تشکیل می‌دهند که یکی از آنها ثابت و دیگری متغیر است. قطر این دستبند ۹ سانتی‌متر است و بدنه‌ی آن نقش شیرهای خفته دارد.

مجموعه‌ی آثار کشف شده در زیویه بیش از دویست قطعه است که چندتایی از آن‌ها را که تصاویرشان در بیشتر کتاب‌ها و سالنامه‌های باستان‌شناسی چاپ شده، به اجمال، توضیح دادیم.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی