پرش به محتوا

کاشی چینه یا موزاییک ساسانی

از ویکی ایران

کاشی چینه یا موزاییک (به اصطلاح فرانسوی) یکی از ابداعات هنرمندان دوران باستان برای آذین دیوارها یا کف - فرش‌ها و یا سقف‌ها بوده است. در سومر و در میانْ دورود، همچنان اکه ایلام، از مخروط های کوچکی که سر پهن آنها لعاب داده شده و یا رنگ شده بود تشکیل می‌شد که در دیوار نم‌دار وارد می‌کردند. در یونان باستان و سپس روم از مکعب‌های کوچک رنگی که از گل پخته‌ی رنگ شده، از سنگ‌های رنگین و یا قطعات سفال لعاب‌دار بود، استفاده می‌کردند و همانند نقاشی، تصاویر را مسطح نقش می‌کردند. پس از تهاجم ویران‌گر اسکندر، انوعی کاشی چینه‌ی یونانی جایگزین شیوه‌ی سومری -ایلامی شدکه در زمان اشکانیان نیز رواج کامل داشت؛ هرچند که از این دوره آثار زیادی در دست نیست. در دوران شاپور و در بیشاپور کاشی چینه‌های زیادی در آذین‌کاخ‌ها به کار برده شده بود. چه در تاقچه‌ها یا رف‌ها و چه در کف - فرش تالار، در نوار پهن روی زمین که به دیوار اتصال دارد؛ زیرا در وسط تالار فرش بزرگی، می‌افکندند. احتمال می‌دهند که نقش کاشی چینه‌های کناری نیز متناسب با نقش فرش بوده است.

نقش این قطعات کاشی چینه کناری اغلب زنان درباری است که پوشش آنان ایرانی - رومی، است و هرکدام درحال انجام دادن‌کاری و یا در وضعیت‌های‌گوناگونی هستند: بانویی‌که به نرمی، بر بالشی تکیه زده، و یا برخی دیگر با جامه‌ی بلند و تاج‌ها که دسته‌های‌گل پیش می‌آورند، و یا بانوانی که لمیده‌اند و درحال بافتن سربند یا شال هستند، یا زنان رقاصه و چنگ زن و خنیاگر و اشخاص دیگری که کوشیده شده است چهره‌ی آنان طوری نشان داده شود که از اشراف و نجبا جلوه کنند.(شکل 12)

این گونه کاشی چینه‌سازی ایرانی یا خاوری نیست و طرز کار آن‌ها هم نشان می‌دهد که به دست اسیران رومی در زمان شاپور ساخته شده‌اند، و یا به تقلید از آثار انطاکیه و آنتیوش در افریقا ساخته شده‌اند. به هرحال، اگر ایرانیان ساخته باشند با نظرخواهی و مشارکت هنرمندان رومی بوده است. بویژه اینکه نشان دادن نقش زنان در آثار هنری و در نقاشی‌ها یک سنت ایرانی نیست و یک تأثیر بیگانه است. با این همه، هیچ‌یک از موضوع‌های کاشی چینه‌ها به طور دقیق نسخه‌برداری از آثار انطاکیه و یا آنتیوش نیست. ذوق و سلیقه‌ی ایرانی بر روی آنها دوباره کار کرده است. ویژگی‌های چهره‌ها و نژاد اشخاص، طرز آرایش، شکل بیشتر جامه‌ها و حتی طرز نشستن، که براساس سنت‌های ایرانی و «چهره‌هایی که به چانه پایان می‌پذیرند» همه ایرانی هستند. چهره‌سازی رومی تمام تنه و یا نیم‌تنه است. این کاشی چینه‌ها از تأثیرات پارتی و اشکانی عاری نیستند. همین چهره‌های بدون‌ گردن سنتی است که از صورتک‌های سیلک در هنر دورانهای بعدی، به ویژه اشکانی، اقتباس شده است و تا نواحی مرزی و سرحدهای ایران نیز گسترش یافته‌اند. می‌توان گفت که آثار بیشاپور کار هنرمندان رومی - سوریانی و ایرانی است.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی