پرش به محتوا

معماری در عصر ساسانی

از ویکی ایران

اردشیر، هنگامی که پدرش در استخر رئیس معبد آناهیتا بود و حکومت فارس را برعهده داشت، به فرمانداری فیروزآباد امروزی منصوب شده بود. او نخست قلعه‌ای محکم بر فراز یک تخته سنگ مرتفع ساخت و آن را کاخ خود قرار داد. این کاخ اکنون قلعه دختر نام دارد،(شکل 1) او پس از آن شهری در آن‌جا بنا کرد که نام آن در آغاز غور اردشیر بود و پس از پیروزی او بر اردوان، شهر «شکوه اردشیر» نام گرفت و در میان آن آتشکده‌ای برپا ساخت و نام آن را آتشکده‌ی «ایران را شکوه افزایاد» گذاشت. این شهر دقیقاً براساس طرح‌های اشکانی، یعنی به شکل دایره، ساخته شد. او در بیرون این شهر در کنار چشمه‌ای بزرگ کاخی بنا کرد که آن هم بر اساس معماری اشکانی بود، ولی با تغییراتی که ملهم از تخت جمشید است.

این کاخ با سنگ‌های نتراشیده یا کلوخ - سنگ و با ساروج آهکی ساخته شده و سطح آن را با اندودی از گچ پوشانیده‌اند این‌گونه معماری ریشه و اصلی محلی دارد و هنوز هم در فارس به همین صورت ساخته می‌شود. شاید استفاده از کلوخ سنگ به جای سنگ‌های تراش خورده و یا قالب - سنگ به سبب ضعف مالی اردشیر بوده است. او در آن وقت فرمانداری ساده‌ای از سوی، پدر خود بابک، استاندار و ساتراپ فارس بود و تمکن کافی برای پرداختن هزینه‌ی سنگ‌تراشان و کارگران اضافی نداشت. از سوی دیگر، فیروزآباد ناحیه‌ای‌ گرمسیری است و تابستان‌های گرم دارد و گچ در پوشش ساختمان‌ها سبب خنک شدن و خنک ماندن ساختمان می‌شود و این شیوه هنوز هم در همه‌ی نقاط گرمسیر ایران رایج است. نقشه‌ی کاخ، گرچه در ظاهر اشکانی اسن، ولیکن کوشیده شده است که سنت‌های هخامنشی در معماری آن دنبال شود. این کاخ دو بخش از معماری هخامنشی را به هم پیوند داده است: بخش نخست «آپادانا»ی تخت‌جمشید است که رواق‌های اطراف آن به ایوان اشکانی تبدیل شده و بر تالار چهارگوش آن گنبدی افراشته شده است، بخش دوم محل سکونت اردشیر است، که شامل اتاق‌هایی در اطراف یک حیاط مرکزی است که پشت این آیادانا قرار گرفته است. ایوان ورودی ایوانی است عمیق که از دو طرف به ۴ تالار مستطیلی شکل می‌پیوندد که سقف آنها را تاق‌های لوله‌ای یا نیم استوانه‌ای می‌پوشاند.

پشت این تالارها و ایوان ۳ تالار مربعی شکل که اضلاع آنها با عرض ایوان برابر است قرار گرفته‌اند که با سه گنبد پوشیده شده‌اند. تالار میانی در قسمت پشتی خود به یک ایوان کوچک‌تر که به حیاط باز می‌شود پایان می‌پذیرد. در بال طرف راست این ایوان یک اتاق کوچک است که به پلکانی‌که به طبقه‌ی دوم و پشت‌بام راه دارد وصل می‌شود. روبروی این ایوان، ایوان دیگری با همان عرض و ژرفایی بیشتر دیده می‌شود و اطراف حیاط و دو سوی این ایوان‌ها اتاق‌های مستطیل شکلی که طول آنها تقریباً دو برابر عرض آنهاست قرار گرفته‌اند. عرض کلی بنا ۵۵ و طول آن ۱۰۴ متر بوده و قطر دیوارهای بیرونی تا ۴ متر می‌رسیده است. سطح بیرونی دیوارها را نیم ستون‌هایی چهارگوش که در دیوار فرو رفته بودند از حالت یکنواختی بیرون می‌آوردند و همین حالت در بخش‌های درونی به صورت تاقچه‌هایی در دیوار تغییر شکل داده و دگردیس شده بود. ارتفاع ایوان ورودی و تالارهای کناری آن و تالارهای گنبددار بسیار زیاد است و شاید هم به بلندای دو طبقه‌ی بخش مسکونی بوده است. تاقچه‌های داخلی را، که برخی از آنها قوس‌دار است، با یک پیشانی به صورت گلویی‌های بالای پنجره‌ی کاخ تخت‌جمشید تزیین کرده‌اند؛ ولی این تزیین با گچ است و بخشی از آن هنوز هم باقی است.(شکل 2)

این کاخ الگویی شد برای کاخ‌های دیگر ساسانی که در سروستان، نیشابور، مداین و جاهای دیگر بنا شدند؛ هرچند به مقتضای زمان و اهمیت مکانی تغییراتی در آنها داده شد، لیکن اصل ایوان ورودی و آپادانای آن ثابت ماند.(شکل3) بیشاپور شهری است که شاپور اول، پس از پیروزی بر والرین امپراتور روم شرقی، در فارس، در نزدیکی کازرون، جایی که یاداور منظره‌ی فیروزآباد بود، بنا کرد. نقشه‌ی بیشاپور، برخلاف فیروزآباد، دایره‌ای نیست و مثل شهرهای یونانی - رومی مستطیلی شکل است.

این شهر از یک سو محدود است به باروی محوطه و خندق‌ها و به کوهی تکیه کرده است که یک دژ مستحکم نظامی و یک شبکه‌ی کامل از دیوارها و دژهای کوچک‌تر از آن حفاظت می‌کنند؛ و در سوی دیگر آن، رودخانه جریان دارد. بیشاپور به معنای «شهر زیبای شاپور» است و درواقع یک شهرک شاهی است که مجموعه‌ای از کاخ‌ها و آتشکده‌ها و ساختمان‌های سیاسی و نظامی را در بر می‌گرفته است.

کاخ شاپور در این شهر از یک تالار بزرگ که با قلوه سنگ (کلوخ - سنگ) و اساروج ساخته شده و با طرح ویژه‌ی آن و روشی که در ساختمانش به کار رفته است، دقیقاً براساس سنت‌های معماری ایرانی است. ملحقات این کاخ یک کاخ کوچک‌تر و یک آتشکده‌ی اشاهی و یک تالار مستطیلی جنبی است. یک فضای مربعی شکل که هر ضلع آن ۲۲ متر است، پایه‌ی گنبدی شده که ارتفاع آن ۲۵ متر می‌باشد، و ۴ ایوان سه اتاقی اطراف آن را فرا گرفته‌اند. افضای زیرگنبد تقریباً چلیپایی شکل است و ۶۴ تاق نما دارد که اطراف آن‌ها (قاب تاق نماها) با گچ پوشیده شده و بر روی آن پیچک‌ها و برگ‌های‌ کنگری و نخل خرمایی و با رنگ‌های زنده‌ی سرخ و زرد و سیاه گچ‌بری شده‌اند. به طوری که تمام فضای دیوارهای میان تاق نماها را پر می‌کنند.

احتمال دارد که در ساخت، و به‌ویژه در آذین این‌کاخ، بعضی از هنرمندان یونانی -رومی یا بیزانسی دخالت داشته باشند؛ زیرا همچنان‌که می‌دانیم شاپور در جنگ با روم، امپراتور روم والرین و تعداد بسیار زیادی اسیر رومی را که 70/000 نفر ثبت کرده‌اند با خود به ایران آورد. گروهی از اسیران در ایران ماندگار شدند و در میان آن‌ها هنرمندان و معماران و معرق‌کاران کاشی، نیز وجود داشته است. حتی ممکن است که این هنرمندان جداگانه برای یافتن کار بهتر و پر درآمدتر به ایران آماده باشند.

در شرق این تالار بزرگ یک تالار سه ایوانی مشرف به یک حیاط وسیع وجود دارد که با لوح سنگ‌ها مفروش شده و حاشیه‌ای از قطعات کاشی چینه یا موزاییک (معرق‌کاشی) داشته است. این روش تزیین ممکن است تقلیدی از نقش قالی‌های همان دوران باشد. معرق‌ها یاد آورنده‌ی مجالس بزم و ضیافت است. زن‌های درباری، برخی به نرمی بر بالش تکیه زده، برخی دیگر جامه‌های بلند پوشیده و تاج‌ها و دسته‌های گل پیش می‌آورند و یا در حال بافتن تاج می‌باشند. پوشش این زنان به پوشش رومی‌ها می‌ماند و کاشی چینه (معرق) نیز اصولاً هنری رومی - یونانی است. از سوی دیگر در هنر ایران نقش زن بندرت یافت می‌شود، بویژه هنگامی که مذهب رسمی کشور مذهب زردشتی است.(شکل 4 و 5)

با این همه، هنرمندان ایرانی در این نقش‌ها دخالت‌هایی کرده‌اند هرچند پیش زمینه رومی است مثلاً؛ چگونگی نشستن بانوان کاملاً ایرانی، است و این گونه نشستن هنوز هم در ایران رایج است؛ و یا شکل بادبزن و یا گیسوان بافته در پشت سر نمودار ذوق ایرانی است. همچنین نوع نژادی و طرز آرایش و تغییراتی که در بعضی از لباس‌ها داده شده است ایرانی می‌باشد. چهره‌هایی که «به چانه پایان می‌گیرد» ملهم شده از هنر صورتک‌های سیلک و لرستان است که از فراسوی قشر زمان به نسل‌های پارتی و ساسانی منتقل شده است. این شیوه را پارت‌های اشکانی در فراسوی مرزهای ایران گستردند و کشورهای دیگر از آن اقتباس کردند. بنابراین، می‌توان گفت که هنرمندان سوریایی یا بیزانسی در بیشاپور احتمالاً هنری به وجود آورده‌اند که درعین‌حال رومی و ایرانی است.(شکل 6)

نزدیک این کاخ سه ایوانی کاخ دیگری نیز بوده است که حفاری آن، به سبب مقارن شدن با جنگ دوم جهانی ناتمام مانده است؛ ولی از آن ۲ تاقچه از زیر خاک بیرون آورده شده که با سنت هخامنشی ساخته شده‌اند. این ساختمان‌ها که با قالب سنگ‌های خوش‌تراش ساخته شده‌اند، به سبب شکل مستطیلی خود کاملاً تقلیدی از تاقچه‌های کاخ داریوش و خشایارشا هستند. آثاری از نقش برجسته‌های شکسته و ضایع شده نیز دیده می‌شود که احتمالاً نقش پیروزی شاپور بر والرین بوده است.(شکل7)

کاخ بزرگ چلیپایی نخستین، در مجاورت پرستشگاهی است که احتمالا برای آناهیتا، ایزد آب و باروری و فراوانی، برافراشته شده است. این بنای مربعی شکل که هر ضلع آن ۱۴ متر است، دارای ۴ ورودی است و دور آن را ۴ دالان فراگرفته است که از میان آنها جوی‌های آب در جریان بوده است. برای ورود از کاخ به پرستشگاه باید از پلکانی طویل فرود آمد. ارتفاع دیوار نیز ۱۴ متر است[1] که با تخته سنگ‌های بزرگ که با بست‌های آهنی دم چلچله‌ای و خرده سنگ به هم پیوسته‌اند، ساخته شده است. سقف پرستشگاه بر روی تیرهای چوبی، که بر قسمت سر و سینه‌ی‌گاومیش تکیه داشته، استوار گشته است. این سر و سینه‌ی‌ گاومیش‌ها به تقلید از سر ستون‌های سنگی تخت‌جمشید و از سنگ ساخته شده‌اند، ولیکن ظرافت و دقت آن‌ها را ندارند. یک آتشدان سنگی، که پایه و ستون و پهنه‌ی آن در یک ساختمان دوران اسلامی پیدا شده، متعلق به این پرستشگاه بوده است.

بیشاپور، که یک شهر شاهی بود، محلاتی داشته که محل سکونت بزرگان کشور بوده است. این شهر با ۲ خیابان متقاطع به ۴ بخش بزرگ تقسیم شده بوده است. در سال ۳۵۵پ.ه. فرماندار شهر به افتخار شاپور بنای یادبودی را در آن تقاطع برافراشت که شامل ۳ پایه‌ی ستون است که ۲ پایه به شکل پایه‌های سه پلکانی است و بر روی آنها ۲ ستون سنگی یک‌پارچه افراشته شده است. و پایه‌ی سوم که یک پله بیشتر ندارد، احتمالاً محل نصب پیکره‌ی شاپور بوده است. در دو طرف این پایه دو پایه‌ی کوچک‌تر نصب شده که احتمالاً آتشدان بوده است. این گونه ساختمان‌های دوستونی از ابتکارات رومیان است و شاید طراح و سازنده‌ی این بنای یادبود نیز از رومیان سوریایی بوده باشد؛ زیرا نام و نشانی به خط یونانی هنوز بر تخته سنگ‌های بیشاپور بر جا مانده است. با این همه، نمی‌توان گفت که شهر بیشاپور یک شهر رومی است؛ زیرا خصیصه‌های ایرانی زیادی دارد؛ و یا، به عبارت گیرشمن، مهر ایرانی دارد. مثلاً، کتیبه‌ای که در این بنای یادبود بر روی ستون‌ کنده‌کاری شده است. شاپور اول جریان پیروزی خود بر والرین، امپراتور روم، را بر روی دیواره‌ی کعبه‌ی زردشت به ۳ زبان، پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و یونانی، برای جاودانی کردن آن کنده است و همین متن را در ۵ نقش برجسته‌ی خود بر صخره‌های فارس، ازجمله بیشاپور، نیز حک کرده است تا همیشه مردم را به جنگاوری برانگیزند.

شاپور اول در تیسفون (تسیفون)، که پایتخت اشکانیان بود و اردشیر اول نیز آن را به پایتختی برگزیده بود، کاخی بنا کرد که در عظمت و ارتفاع اعجاب همگان را بر می‌انگیخت. اعراب پس از گشودن این شهر از دیدن آن بسیار حیرت‌زده شده بودند و هنوز نیز این شگفت‌زدگی در چهره‌ی بازدیدکنندگان این کاخ آشکار می‌شود. این کاخ، که به ایوان مداین مشهور است، از سوی درازا گسترش می‌یابد و دارای ۴ طبقه است؛ به طوری‌که ارتفاع طبقه‌ی نخست آن با ارتفاع طبقه‌ی دوم و سوم برابر است. این طبقه‌ها با تاق‌نماهای‌کور و بی‌روزن، که در اطراف آنها نیم ستون‌ها قرار گرفته است، موزون و آذین شده است. طرح این کاخ از کاخ اشکانی در آشور ملهم شده است. ایوان بزرگ، به ابعاد 28/40 متر ارتفاع و 49/75 متر ژرفا و دهانه‌ی ۲۶ متر، دارای عوامل معماری مشابهی چون ایوان‌های کوچک کاخ اشکانی در آشور است، و نمای آن همان‌گونه، به ردیف‌های افقی (که تعدادشان بیشتر از کاخ آشور است) تقسیم شده است و میان تاق نماها را ستون‌های دوقلو آذین کرده است. در حالی که در کاخ‌های اشکانی، اندازه‌ی طبقات برابر است، در تیسفون اندازه‌ی هر ردیف با ردیف دیگر متفاوت است و این کوچک‌تر شدن طبقات از پایین به بالا، ارتفاع ساختمان را بیشتر از آن که هست می‌نمایاند. هرکدام از این ردیف‌ها واحد مستقلی را مانند یک نوار افقی و بدون هیچ ارتباطی با تأکیدهای، عمودی نمای بنا تشکیل می‌دهد. این‌چنین دو ردیف از تاق‌نماها به تاقی پایان می‌پذیرند که بر پایه‌ی یک ستون قرار نمی‌گیرند بلکه بر پایه‌ی‌ کنج دیوار مستقر و ترکیب می‌شوند. این نیز یکی دیگر از ویژگی‌های معماری ساسانی است تا بتوان به ادامه‌ی ساختمان دسترسی داشت. امروز طرف چپ ساختمان پابرجاست و طرف راست آن در سال ۱۲۵۸هش (۱۸۸۰م) بر اثر زمین لرزه‌ای فرو ریخت.

کاخ تیسفون یک مجموعه‌ی متقارن بوده است؛ به این صورت که پشت ایوان بزرگ مجموعه‌ای از اتاق‌ها قرار داشته که هم از ایوان و هم از در ورودی که در نما (تاق دوم از هر طرف) تعبیه شده بود، به آن‌ها دسترسی بوده است. پشت این مجموعه ایوان دیگری قرینه‌ی ایوان نخست وجود داشت که کاربرد آن هنوز مشخص نشده است. این ایوان یا تالار از ایوان بزرگ کمی کوتاه‌تر است ولی پهنای دهانه‌ی آن یکی است. معلوم نیست که تالار نخست‌کدام یک از این دو تالار یا ایوان است؛ لیکن آنچه که تاریخ نویسان دوران کهن نوشته‌اند این است که تالار نخست را تصاویری از صحنه‌های نبرد خسرو اول در جنگ انطاکیه آذین کرده بوده است، و نیز تالار فرش بزرگی داشته که با سنگ‌های ارزشمند و جواهرات تزیین شده و به فرش بهارستان یا «بهار خسرو» مشهور بوده است.(شکل 8) نوشته‌اند که هنگام گشودن تیسفون به دست اعراب، آن فرش را قطعه قطعه کرده و به مثابه‌ی غنیمت جنگی تقسیم کردند و به هر عرب قطعه‌ای از آن رسید. مقداری از آذین‌های این کاخ در حفاری‌های آلمانی‌ها کشف شده است؛ یعنی تعداد زیادی از مکعب‌های معرق بالای دیوارهای کاخ یافت شده که پوشیده از طلا بوده‌اند؛ زیرا قسمت‌های، پایین دیوارها را ازاره‌های مرمرین رنگارنگ، که قطعاتی از آن‌ها به دست آمده، می‌پوشانیده است. نمای بیرونی نیز مانند دیگر کاخ‌های ساسانی و کاخ بیشاپور پوشیده از گچ و آذین‌های‌ گچ‌بری شده بوده و قطعات یافت شده‌ی آن در موزه‌های باختر نگهداری می‌شوند. مسلماً تزیینات درونی اتاق‌ها نیز همانند تزیینات داخلی کاخ بیشاپور بوده است؛ زیرا هر دو کاخ از شاپور اول برجای مانده‌اند.کاخ درخور توجه دیگر، کاخ سروستان است، که مبداء معماری اسلامی ایران است.

کاخ سروستان از آنِ سده‌ی پنجم میلادی (دو قرن پیش از اسلام) است. پیش از تشریح این بنای آجری باید یادآور شد که ساسانیان از پایان سده‌ی سوم میلادی، یا آغاز سده‌ی چهارم دیگر از سنگ‌تراش استفاده نکردند. مصالح معماری آنان در نواحی کوهستانی کلوخ و سنگ خام و در فلات و دشت آجر است. فن تاق و گنبد نیز سبب می‌شود که آنان توانایی‌های فراوانی به دست آورند و به مهارت‌های تازه‌ای دست یابند. این مهارت نه تنها در ایران، بلکه در بیرون از آن هم موفقیت و شهرت بسیار و دیرپایی برای ساسانیان در پی داشت. پس از ویرانی شوش در جنگ‌های ایران و روم، شاپور دوم در ۲۵ کیلومتری شمال شوش و بر ساحل رود کرخه یک شهر جدید شاهی بنا کرد که به نام ایوان کرخه در تاریخ از آن یاد شده است. طرح این شهر نیز، مانند طرح بیشاپور، یک طرح اشکانی نیست و تقلیدی از طرح شهرهای رومی است؛ به شکل مستطیلی که ۴ کیلومتر طول و یک کیلومتر عرض دارد.کاخی که در آن بنا شده یک تالار چهارگوش دارد که گنبدی بر فراز آن افراشته شده است، و یک بال دراز با یک ورودی مستقل، علاوه بر درهایی که از ایوان جلویی و از تالار و حیاط به آن باز می‌شود؛ سقف این ورودی از تاق‌های گهواره‌ای یا لوله‌ای ساخته شده که با تاق‌هایی که از دیواری به دیوار دیگر برای مقاومت بیشتر بنا و تاق‌ گهواره‌ای سقف تخصیص یافته به ۵ بخش تقسیم شده است. یک کوشک ۳ ایوانی در محله‌ی شاهی وجود داشته که گویا دیوارهای آن را نقاشی‌های، خوبی بر روی لایه‌ای از ساروج ویژه می‌پوشانیده است. در زمان شاپور دوم نقاشی دیواری و گچ‌بری ارزش و اعتبار برابر داشتند.

کاخ سروستان فارس بر همین مبنا بنا شده است؛ ولی با اینکه متعلق به سده‌ی پنجم میلادی، است، از سنگ و ساروج است. نمای این کاخ، ۳ ایوان دارد که به بیرون باز می‌شود. ایوان میانی، کمی بلندتر و پهن‌تر است و مستطیلی را تشکیل می‌دهد به ابعاد نیمه مربع و در پشت آن تالار پذیرایی قرار دارد. نمای ۳ ایوانی این کاخ را پس از آن، در همه‌ی ایران تقلید کردند، و حتی در بیرون از ایران نیز رواج یافت؛ چنان‌که در سده‌ی سیزدهم میلادی یکی از عناصر مشخصه‌ی معماری در کلیساهای گوتیک در فرانسه و سایر کشورهای اروپا می‌شود.

تالار پذیرایی مربعی شکل است که از یک سو (باختر آن) به ایوان ورودی نمای اصلی و در نقطه‌ی مقابل آن، به حیاط بخش مسکونی (خاور) و از جهت شمالی به ایوان دیگری‌که از ایوان ورودی اصلی عمیق‌تر و کمی کم عرض‌تر است باز می‌شود؛ درِ جهت مخالف این ایوان، به یک تالار بلند و دراز باز می‌گردد. این تالار دراز نیز خود درِ قسمت جلو، پیش از پیوستن به ایوان نمای اصلی به اتاق تقریباً چهارگوش باز می‌شود که از یک طرف به ایوان اصلی پیشین تالارکاخ و در نقطه‌ی مقابل آن به بیرون راه دارد و در جلو آن نیز ایوان کم عمق جانبی نمای اصلی قرار گرفته است. ایوان بزرگ شمالی تالار پذیرایی کاخ نیز، غیر از در ورودی کاخ، یک در به اتاق چهارگوشی (شبیه چهارتاقی‌های آتشکده) دارد که این اتاق به ایوان کم عمق کناری ایوان اصلی (در نمای اصلی) متصل و به آن نیز دری دارد. یک در دیگر ایوان ژرف بزرگ شمالی به تالار کشیده‌ای راه دارد که جزء بخش‌های مسکونی کاخ است.

تازگی این بنا در تاق‌های معلق تالارهای باریک است که ستون‌های سنگین و کوتاهی برای نگهداری آن‌ها به کار برده شده است؛ به این ترتیب دو راهروی وسیع مرکزی ایجاد شده که به کمک رواق‌های‌کناری، که میان ستون‌ها به وجود آمده و از نیم‌گنبدی‌هایی پوشیده شده است، فراخ‌تر جلوه می‌کند. این شیوه ساختمان در کیش (در میان‌دورود) نیز درکاخ‌های ساسانی مورد استفاده قرار گرفته است. در کاخ دوم کیش، این راهروی مرکزی وسیع گسترده‌تر گشته و به یک صحن سه رواقی منتهی شده که ۶ ستون روی یک خط در مرکز آن برپا شده است. تزیینات داخلی بناهای ساسانی با گچ‌بری و نقاشی است. در بخش هنرهای آذینی از این تزیینات سخن هنر ایران پیش از اسلام خواهیم گفت.

ترکیب کاخ سروستان درحقیقت مانند کاخ فیروزآباد است، لیکن در طرح و اجرای جزییات آزادتر و متنوع‌تر است. تالار پذیرایی بدون در نظر گرفتن فضاهای تالارهای‌کناری کمی تنگ به نظر می‌رسد، ولی تالارهای کناری وسیع و مجلل هستند؛ هرچند که تعدادشان کم است. این تالارها درهای فراوانی دارند که به بیرون باز می‌شوند و همین امر سبب شده است که باستان‌شناسان فکر کنند آن‌جا محل سکونت نبوده است. وسعت این کاخ تقریباً یک چهارم کاخ فیروزآباد است و طبری معتقد است که این کاخ متعلق به «میرنرسه»، وزیر توانمند بهرام گور، بوده که در املاک شخصی خود بنا کرده است.

گنبد این کاخ،که در دوران اسلامی ایران از آن تقلید کرده‌اند، برخلاف گنبد کاخ فیروزآباد، از آجر ساخته شده و مبتنی بر پیش‌آمدگی همه جانبه است و درن تیجه گنبد از همان آغاز شروع کاملاً و دقیقاً گرد و مدور می‌باشد. این‌کاخ، علاوه برگنبد اصلی، دو گنبد کوچک‌تر نیز دارد که یکی بر روی اتاق جلوی زاویه شمالی نمای اصلی و دیگر بر روی اتاقی است که در زاویه مقابل این اتاق در جهت قطری قرار گرفته است.

کاخ‌های دیگری نیز از ساسانیان شناخته شده‌اند که تفاوت‌هایی، در شیوه‌ی ساختمانی، با سروستان و فیروزآباد و یا بیشاپور دارند. از آن جمله کاخ دامغان است که فقط بخشی از آن از زیر خاک بیرون آورده شده است. این قسمت ساختمانی است که ایوان بزرگ ورودی آن با تالار مربعی شکل‌گنبددار اهمیت و شکوهمندی آن را سبب می‌شوند. برخلاف تالار گنبددار فیروزآباد و سروستان که‌با درهایی نسبتاً تنگبه ایوان راه می‌یابند، تالار گنبددار دامغان یک چهارتاقی واقعی است؛ یعنی‌گنبد آن روی چهارپایه قرار گرفته و درگاه‌های پهن از چهار طرف به اطراف آن باز می‌شود. تاق ایوان نیز بر دیوارها متکّی نیست، بلکه بر دو ردیف ستون که به موازات دیوارها افراشته شده‌اند قرار گرفته است. ساختمان این کاخ احتمالاً متعلق به بعد از دوران پادشاهی بهرام گور است.(شکل ۹) یک مجموعه‌ی وسیع از ویرانه‌هایی که به کاخ شیرین، خسروپرویز، مشهور است، در کناره‌ی جاده‌ای که رابطه‌ی جلگه‌ی میان‌دورود و فلات ایران بوده و هست، قرار گرفته است. براساس نوشته‌های مورخین گذشته، بویژه عرب، این مجموعه عبارت بود از حدود ۱۲۰ هکتار از باغ‌ها و کوشک‌های تفرج‌گاه و آب نماها، جنگل‌ها و حتی باغ‌وحش‌ها؛ آب رودخانه‌ی هلوان را نیز با مجرایی به آن‌جا آورده بودند. این مجموعه اکنون به صورت توده‌ای از سنگ و دیوار ویرانه درآمده است.

کاخ وسیع دیگری نیز درخور بررسی و توجه است که به عمارت خسرو مشهور است. این کاخ در میان یک باغستان و بر فراز تپّه‌ای واقع بود و با پلکانی، مانند پلکان‌های تخت‌جمشید، به آنجا رفت‌وآمد می‌شده است. این کاخ ساختمانی به درازای ۳۷۲ متر و پهنای ۱۹۰ متر بوده که ترکیب کلی آن مانند کاخ‌های فیروزآباد و سروستان است و به دست خسرو دوم انوشیروان بنا شده است. ارتفاع صفحه‌ی آن از سطح زمین ۸ متر بوده و در برابر آن جوی آبی به طول ۵۵۰ متر جریان داشته است. ایوان وسیع ستون‌داری، شبیه به ایوان کاخ دامغان، به تالار مربعی راه می‌یافته است که گنبدی به قطر ۱۵ متر آن را می‌پوشانیده و در دو طرف آن تالارهای درازی با سقف‌های استوانه‌ای گاهواره‌یی قرار داشته است. در پشت این بخش حیاطی است که از آنجا به منازل خصوصی و سایر متعلقات کاخ راه داشته است. طرح این ساختمان همان طرح کهن است؛ لیکن عمارات مسکونی در اطراف حیاط قرار نگرفته‌اند. این عمارات و ساختمان‌ها رو به حیاط باز می‌شده‌اند و عمارات و ساختمان‌های چهارگوش متصل به هم نیز در دو ردیف موازی در دو بال مجموعه قرار داشته‌اند که با راهروهایی از دیوار حیاط های وسیع دیگری جدا می‌شده‌اند. این حیاط ها با یک ایوان ستون‌دار به حیاط اصلی که به تالارگنبددار متصل بوده راه داشتند. ایوان اصلی بزرگ این بنا به سوی خاور باز می‌شود و بدین‌ترتیب، مجموعه‌ی ساختمانی خاوری-باختری‌است. در قسمت جنوبی این مجموعه تالار بسیار وسیع و درازی، به درازای هر سه حیاط، وجود داشته است که سقف استوانه‌ای آن، مانند ایوان کاخ دامغان، بر روی دو ردیف ستون جرز مانند، یعنی بیش از ۱۵ ستون در هر ردیف، قرار گرفته بوده است.(شکل 10)

غیر از کاخ‌ها و پرستشگاه‌های بزرگ، مانند شیز یا تخت سلیمان، باید از آتشکده‌های چهار تاقی که برای ستایش در برابر آتش همگان برپا می‌شده و نیز کلیساهای مسیحیان نام برد. از کلیساهای مسیحیان آثاری برجا مانده است؛ ولیکن احتمال وابستگی میان معماری ساسانی و کلیساهای بعدی باختر وجود دارد. ازجمله بعضی از ویژگی‌های معماری ساسانی دگردیس شده در کلیساهای گوتیک است، هرچند که آندره گدار متعصبانه این ویژگی‌ها را نفی می‌کند، لیکن نماهای سه پیشتاقی آن‌ها، که شباهت زیادی به نمای‌کاخ سروستان دارند، قابل انکار نیست. بناهای دیگری که اهمیت چندانی در معماری ندارند، «چهار تاقی» ها هستند. بناهایی ساده مشتمل بر گنبدی‌که بر روی چهارپایه در چهار رأس یک مربع بنا شده است و فضای چهار طرف باز و آزاد است. این چهار تاقی‌ها، که تعداد زیادی از آن‌ها وجود دارد، محل ستایش آتش برای عموم بوده است.

چهارتاقی‌ها، از دیدگاه معماری، چندان باشکوه و با اهمیت نیستند؛ ولیکن به دلیل اینکه در دوران پس از ساسانیان منشاء بسیاری از آثار معماری شکوهمند، و بویژه مذهبی، ایران اسلامی، شده‌اند درخور توجه‌اند. این بناها، یعنی آتشکده‌ها و آتشگاه‌ها را باید با برج‌های دیده‌بانی و غیره در یک ردیف قرار داد. مهم‌ترین این بناها نخست بنای آتشکده‌ی تخت سلیمان است که از بناهای دوره‌ی اشکانی است و تا پایان عصر ساسانیان از آن استفاده‌ی مذهبی می‌شده است. چنان‌که در کتاب‌های تاریخ نوشته‌اند، آتش جاویدان در آن نگهداری می‌شد و با آن آتش‌های سایر آتشکده‌ها نیز افروخته می‌شده است. این بنا در متن‌های کهن به نام آتشکده‌ی آذرگشسب مشهور بوده است.

دو ساختمان کوچک، همانند تخت سلیمان و با همان ویژگی‌ها ولی در مقیاسی کوچک‌تر، وجود داشته که نخستین آن‌ها در فارس نزدیک بیشاپور و به نام امامزاده سیدحسین مشهور است؛ و دیگری نزدیک جره در همان ناحیه واقع است. نخستین، بدون تردید، آتشکده و دومین احتمالاً یک کلیسا بوده است، اما طرح آن چندان تفاوتی با طرح امامزاده حسین نزدیک بیشاپور ندارد. هردوی آن‌ها، همانند معبد تخت سلیمان، شامل یک تالار گنبددار و دالانی است که آن را احاطه کرده و جلو آن منضمات دیگر با همان پوشش وجود دارد.

ساختمان کوچکی نیز، که از منضمات کوه خواجه است، در شمار آتشکده‌ها قرار می‌گیرد؛ زیرا در همان نزدیکی آتشگاهی مرکب از تالار مربعی که دالانی آن را احاطه کرده است یافته‌اند. گفته می‌شود که نام کوه خواجه از نام مردی پارسا و پرهیزکار، از اولاد حضرت ابراهیم، به نام «خواجه سارا سریر» گرفته شده است، و مقبره‌ی او نیز در انتهای شمالی تپه‌ای است که مردم سیستان هنگام نوروز در آن‌جا اجتماع می‌کنند. کاشف این مقبره هرتسفلد است و او آن را از دوران اشکانیان می‌داند؛ زیرا کاخ و آتشکده‌ی‌ کوه خواجه اعضای یک ترکیب معمارانه نبوده‌اند، بلکه دو بنای مجزا بوده‌اند که به هم ارتباط داده شده‌اند. از این‌رو، احتمال می‌رود که هنگام تجدید بنای کاخ اشکانی این آتشکده در نزدیک آن ساخته شده باشد. خود هرتسفلد نیز آن را به سده‌ی سوم میلادی نسبت می‌دهد. با آگاهی‌هایی که از راه قیاس و مطالعات تطبیقی به دست آورده‌ایم، اساس و منشاء آتشکده‌های ساسانی همان آپادانای هخامنشی است؛ و سپس، در دوره‌ی اشکانی، با تغییرات محسوسی در تخت سلیمان آن را مشاهده می‌کنیم؛ و پس از آن، در دوره‌ی ساسانی، در امامزاده حسین نزدیک بیشابور (یا شاپور در گفته‌ی عوام) و در ساختمان کوچک جره در دره‌ی جره. از متون اسلامی برمی‌آید که آتشگاه اصفهان نیز، که در بالای تپه‌ی مجردی قرار گرفته و جز دیوارهای پشتیبان و سکوی اصلی آن چیزی به جا نمانده، آتشکده‌ای بوده و به دست پدر سلمان فارسی اداره می‌شده است؛ و احتمالاً این آتشکده بر تمام آتشگاه‌های، آن ناحیه مسلط بوده و با آتش آن، آن‌ها روشن می‌شده‌اند؛ مانند آتشکده‌ی حسین کوه در فارس که بر تخت‌جمشید مسلط بوده و همه‌ی آتشگاه‌ها را زیر نظر داشته است. از نوشته‌های پوزانیاس یونانی است، که در سده‌ی دوم میلادی از آتشکده‌ها سخن گفته است:

«در آن آتشکده‌ها اتاق ویژه و سرپوشیده‌ای وجود داشته که در آن آتش جاویدان بدون شعله در محرابی بر روی خاکستر می‌سوخته است...».

آتش جاویدان این آتشکده‌ها در محل تاریک و در بسته‌ای از ساختمان‌های مربوط به آن قرار داشته است. برعکس محراب، که در حیاط قرار داشت و اهمیت و وسعت آن افزایش یافت و سپس بر روی سکوی بلندی جای داده شده تا جمعیت بتوانند از دور آن را تقدیس‌کنند. آنگاه زیر سایبانی آتش را قرار دادند که همان چهار تاقی باشد. برخی از این چهار تاقی‌ها هنوز به شکل نیمه ویرانه‌ای در نطنز، کازرون، و فیروزآباد وجود دارند، ولیکن ساختمان‌های اطراف آن‌ها از بین رفته‌اند. در باب آتشکده‌ی فیروزآباد، که مانند قلعه دختر و کاخ فیروزآباد به دست اردشیر اول ساخته شده است تاریخ‌نویسان مسلمان ازجمله استخری، ابن الفقیه، مسعودی و حتی فردوسی آنقدر بحث کرده‌اند که به کمک آن‌ها و آنچه از این بناها برجا مانده است می‌توانیم آن‌ها را مجسم و یا بازسازی کنیم. از اشعار فردوسی برمی‌آید که آتشکده‌ی فیروزآباد «بنای عظیمی بوده است شامل صفّه‌ای، مربعی به بلندای ۲ متر از سطح زمین خارج آن، که در سایه‌ی درختان قرار داشته و در مرکز آن سکوی بلندی بوده است، که خرابه‌های آن هم‌اکنون برجاست؛ روی این سکو چهار تاقی بوده که کانون آتش در آن جای داشته است. در اطراف این ساختمان باغ‌ها و منضمات آتشکده، از قبیل آتشگاه، انبار و محل سکونت متصدیان آتشکده قرار داشته است. در جنوب آن در مرکز هندسی، باروی دایره‌ای شهر کهن غور اردشیر (یا فیروزآباد کنونی) با برج بلندی واقع بوده که در بالای آن در هنگام نماز آتش جاویدان نمایان می‌شده است.

یک مجموعه‌ی ساختمانی با این اوصاف از گذشته باقی نمانده است؛ لیکن از سده‌ی دوازدهم هجری معبدی، مانند آن‌چه که گفته شد، در باکو و یک بنای اسلامی به نام مصلاً در یزد وجود دارد. در مرکز حیاط وسیع معبد باکو، که جایگاه عبادت جماعت مؤمنان بوده است، محل انجام دادن تشریفات آتش در زیر سایبان باشکوهی قرار داشته و منضمات معبد، ازقبیل انبار و خانه‌ی کارکنان، در اطراف آن حیاط بوده است. مصلای یزد براساس همین اصول ساخته شده است.

البته استثناهایی نیز وجود داشته که از ضابطه‌ی چهارتاقی‌ها تبعیت نمی‌کرده است، مانند تخت سلیمان یا آتشکده‌ی آذرگشسب در آذربایجان و مسجد سلیمان در خوزستان و تخت رستم در بخش شهریار تهران. تخت رستم از دو سکو تشکیل شده که یکی در ثلث اول و دیگری در قله‌ی کوهی سنگی است که به تنهایی در جلگه‌ی وسیعی قرار دارد. سکویی که در قُله واقع شده جایگاه آتش بوده است که برای خبر و علامت دادن به‌کار می‌رفته و از تهران، که در ۴۰ کیلومتری آنجا واقع است، و حتی از مسافتی بیش از آن هم دیده می‌شده است. دیگری، که در ثلث اول کوه قرار دارد، جایگاه تشریفات آتش بود و از وسعتی که دارد می‌توان حدس زد که محل گرد آمدن مردم بوده است. البته بخش زیادی از این وسعت غیرطبیعی و ساختگی است. خلوت‌کده‌ی آتش نیز نزدیک آن در ساختمان‌ کوچک چهارتاقی بوده‌ که‌ گنبدی به شیوه‌ی ساسانی آن را می‌پوشانیده است و آتشِ تشریفات از این جایگاه گرفته می‌شده است.

چهارتاقی‌های دیگری نیز بوده‌اند که آتشکده یا آتشگاه نبودند، بلکه پایگاه‌های خبررسانی و مخابراتی بودند؛ زیرا در کنار جاده‌های پرت، که هیچ آثار ساختمانی دیگری در اطراف آن‌ها نیست، قرار داشته‌اند؛ مانند: چهارتاقی فراش‌بند، جره و تون سبز، که هر سه در دره‌ی جره واقعند، و آتش کوه، نزدیک دلیجان، و نیاسر، میان دلیجان و کاشان، که همه چهارتاقی‌های، خالص هستند؛ یعنی‌ گنبدی که بر روی چهارپایه قرار گرفته است. چهار تاقی قلعه دختر در نزدیکی قم با دالان پیچ و خم‌ داری به یک آتشگاه مربوط می‌شود. یک چهار تاقی دیگر در ارتفاع سه هزار متری بالای شهرستانک در کوه‌های البرز واقع است و آن هم قلعه دختر نامیده می‌شود؛ گرچه چهار تاقی نیست، ساختمانی مربعی شامل دو اتاق است که یکی جایگاه آتش بود و دیگری با دالانی به آن راه داشت. این اتاق‌ها گنبد ندارند و مانند دالان‌ها از سقف استوانه‌ای پوشیده شده‌اند. این ساختمان‌های مرتفع، که در کنار شاهراه‌ها بنا شده بودند، هم برای نیایش به کار می‌رفتند، و هم هنگام افروخته شدن آتش راهنمای مسافران بوده‌اند.

سه چهار تاقی دیگر را نیز باید بر این سیاهه بیفزاییم: چهار تاقی ایزد خواست در فارس، که در بالای تپه‌ای واقع بود، و به تدریج در اطراف آن خانه‌هایی ساخته شد. این چهار تاقی با دیواره‌های عمودی از دره‌ی حاصلخیزی که در پایین آن است جدا می‌شده است. سپس این آتشکده به مسجد روستای ایزد خواست تبدیل شد؛ اما اکنون این مجموعه به ویرانه‌ای تبدیل شده و درحال نابودی و فرو ریختن است. این مجموعه تا نیم قرن پیش مسکونی بود، لیکن به سبب زلزله در آن شکاف افتاده و از حالت مسکونی خارج شده است. در آن حمامی است با ستون سنگی که تاریخ سده‌ی یازدهم هجری را دارد. دیگری چهار تاقی خیرآباد در خوزستان است که در ۱۰۰ متری پلی از دوره‌ی ساسانی واقع شده و از دور محل جریان رودخانه را به مسافران، در شب، نشان می‌داده است. سومین چهار تاقی برزو در ناحیه قم، در فاصله‌ی تقریبی ۱۲ کیلومتری رامجرد، در کنار جاده‌ی قم و سلطان‌آباد اراک واقع شده است. همه‌ی این چهار تاقی‌ها از دوره‌ی ساسانی و تقریباً در مرکز و خاور ایران قرار دارند. یک چهار تاقی نیز در شمال شرقی ایران، در خراسان بین راه مشهد به ترتبت حیدریه، به نام «بازهور» وجود دارد که نه می‌توان آن را در ردیف چهار تاقی قرار داد و نه یک بنای مذهبی دانست، بلکه شاید از منضمات دو دژ به نام قلعه پسر و قلعه دختر بوده است که در گذشته‌های کهن از ورودی تنگه‌ای دفاع می‌کرده است. این بناهای ساده و کوشک‌های کوچک، بعدها، در ساختار مساجد ایران نقش مهمی داشته‌اند که در هنر دوران اسلامی از آن‌ها سخن خواهد رفت.

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. نزدیک بودن ابعاد این پرستشگاه با ابعاد کعبه‌ی معظمه در مکه درخور توجه است. ح.ا.

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی