معماری دوران قاجار

معماری دوران قاجار را باید در دو قسمت مجزا بررسی کرد. بخشی که از آغاز تا دوران ناصرالدین شاه است، که ادامهی معماری زند و صفوی با اندک تغییراتی در بنا و تزیینات است. نمونههای اندک موجود که از بلای ویرانگری پهلوی محفوظ مانده است این موضوع را به اثبات میرساند. مقایسهای میان تالار اشرف در اصفهان (صفوی) و بای قدیمی پستخانهی شیراز (زندیه) و ایوان تخت مرمر (زندیه و قاجار) و خانهی قدیمی قوامالدوله (از سال ۱۲۲۴هش) بخوبی نشان میدهد که، چه در معماری و چه در تزیینات، همانندیها و وجوه مشترک زیادی، میان آنها وجود دارد. در این دوران عناصر ایرانی بر معماری مسلط هستند و میتوان گفت که نفوذ بیگانه هم اگر باشد و آن هم در اوایل پادشاهی ناصرالدین شاه - بسیار ناچیز است. بنابر اعتقاد سیدمحمدتقی مصطفی، در دوران قاجار اثر معماری مهمی که اهمیت و امتیاز ویژهای، داشته باشد ساخته شد. مساجد بزرگ دوران فتحعلیشاه، مانند مسجد شاه در تهران و قزوین و سمنان و بروجرد و مسجد سید در زنجان و مدرسهی سلطانی در کاشان، نیز به همان شیوه و اسلوب ساختمانهای دوران صفویان ساخته شده، ولی ارزش هنری آنها بسیار کمتر است. این وضع دنبالهروی از صفویان تا اواسط پادشاهی ناصرالدین شاه ادامه مییابد.
در دوران پادشاهی دراز مدت ناصرالدین شاه، ایران، پس از کریمخانزند، دوباره به یک آرامش نسبی دست یافت و هنر معماری و دیگر هنرهای وابسته به آن مانند کاشیکاری،گچبری، آیینهکاری، حجاری و نقاشی رونق پیداکرد. ارتباط ایران با کشورهای اروپایی، بویژه روسیه، نیز رو به فزونی گذاشت، از اینرو تأثیر بیگانه در ایران زیاد شد و، درعین حفظ سنتهای هنری، گذشته، اقتباسهای نسبتاً پسندیدهای در آثار رواج یافت. احداث زیرزمینهای خوش طرح با پوششهای ضربی آجری معروف به خوانچهای و ایجاد حوضخانههای سرپوشیده و متداول شدن بادگیرها و ترتیب تالارهای بزرگ با شاهنشینها و گوشوارهها و غرفهها، صفهها و ایوانها و دیگر عناصر معماری ایرانی با اندک تغییر و تصرف به تناسب وضع زمین و سلیقه و روحیات و شرایط مالی صاحبانکار و نیز درجهی مهارت استادان معمار، کموبیش شبیه و همانند هم به وجود آمدند.
طاقهای تیزهدار ایرانی در دوران قاجاریه اغلب جای خود را به تاقهای نیم دایرهای دادند و چه بسیار که در درون این تاقها که حالت یک ایوان کوچک را داشت، سه دهانه تاق باریک و بازهم با بخش بالایی نیم دایرهای تعبیه میشد؛ بویژه در دو گوشوارهی جانبی ایوانهای بزرگ مساجد و مدارس علمیه. ساختمانهای مذهبی، مانند مساجد و مدارس دینی، تکیهها و حسینیهها، با همان تغییرات اندک، سنت کهن مساجد چهار ایوانی ایرانی را ادامه میدادند. از تأثیر بیگانه که در معماری این عصر به وفور دیده میشود، سرسراهای وروی با پلکانهای، خوشطرحی است که از وسط دهلیز و مدخل ورودی به بالا میرود و از پاگردهای دو طرف، در دو قسمت و در جهت مخالف، با قسمت اول پلکان به بالای سرسرا میرسد. این سنت معماری معمول روسیه در آن زمان بود که در ساختمانهای اواسط پادشاهی ناصرالدین شاه باب روز شده و رواج یافت، و با آذینگریهای ایرانی، مانند آیینهکاری و ازارههای کاشیکاری شده و گچبریهای نقاشی شده رنگ و بوی ایرانی گرفت.
ساختمانهای دو ستونی، یعنی اتاق بزرگ در وسط و ایوان دو ستونی در جلو و اتاقهای سادهی جانبی در دو طبقه (گوشواره)، و یا با وصفی مفصلتر و مرکب از ایوانها و ستونهای مختلف و اتاقهای متعدد و راهروها و غرفهها و بالاخانهها در طرفین بنا که از معماری کهن نشأت میگرفت، شیوهی ساختمانی مناسبی بود که با ابتکارهای نیکویی ترکیب و تکامل یافته و آذین شده بود. همچنین ایجاد ساختمانهای بزرگ با ایوانهای سراسری و تالارها و زیرزمینهای مختلف و حوضخانههای چهار ستونی یا دارای شاهنشینها و صفهها با آذینهای گوناگون کاشیکاری و آیینهکاری و گچبری و سنگ مرمر، به شیوهی کوشکهای کهن در وسط باغهای بزرگ با حوضها و نهرها و فوارههای آب، ادامهی طرحهای معماری اصیل ایرانی بود که به فراخور وضع زمان و تواناییهای مالی صاحب کار، مراحل تحول و پیشرفت را میپیمود.
از نیمهی دوم پادشاهی ناصرالدین شاه و دوران فرزندش مظفرالدین و نوهاش محمدعلی شاه، تأثیر بیگانه در هنر ایران رو به فزونیگذاشت؛ به طوریکه در بسیاری از بناها، مانند منزل قوامالملک در شیراز مشهور به نارنجستان، و خانهی مسکونی او مشهور به خانهی مادر قوام، و کاخ عفیفآباد در میان باغ بزرگ و زمین چمن وسیع و آبنمای آن، و خانهی قدیمی جمالی در اصفهان واقع در محلهی مسجد نو، و خانهی خانم عفت ارسطو در قصر منشی در اصفهان، و نیز ساختمان باغ دلگشا در شیراز، و مانند آن به شیوهی باروک و روکوکوی سدهی هیجدهم اروپا، چنان از آذینها و تزییناتگوناگون پوشیده شده است که سرشت ساختمان را پنهان کرده و هرگز معلوم نمیکند که بنا با چه مصالحی ساخته شده است. با این حال، ویژگیهای ایرانی در اینگونه پوششهای تزیینی بر بنا مسلط است.
بخش دوم معماری دوران قاجار، که از اواخر عهد ناصرالدین شاه آغاز میشود، تلفیقی موفق از معماری ایرانی با معماری باختر زمین است. هرچند تأثیر باختر زمینی گاهی فراتر از عناصر اصیل ایرانی در معماری میشود، لیکن ذوق سلیم معماران ایرانی از آمیزش آنها مجموعههای دلپسندی ساخته که هم با مقتضیات آبوهوایی و جغرافیایی ایران هماهنگ بوده و هم ضامن رفاه و آسایش آن زمان بوده است. برای نمونه میتوان بناهای مشهور دولتی (شاهی) تهران، چون کاخ صاحبقرانیه در نیاوران، تالار بزرگ کاخ گلستان، تالار الماس، عمارت بادگیر در ضلع جنوبی باغگلستان را نام برد.
کاخ صاحبقرانیه از ساختمانهایی است که در آن تلفیق معماری ایرانی و باختری به خوبی دیده میشود: تالار بزرگ آن تقلیدی است از ساختمان زندیه مشهور بهکلاه فرنگی که یک «کاخ کوشک» میباشد و هماکنون به موزهی آثار هنری باستانی شیراز تبدیل شده است. یعنی، تالاری، با محوطهی مرکزی و چهار شاهنشین بزرگ، ولی بزرگتر و مجللتر از کوشک زندی شیراز، با آیینهکاری -که هنر برتر دوران قاجار است - و آذینهای عالی دیگر. لیکن تغییرات اندکی در آن ایجاد شده است، مثلاً، پوشش ضربی گنبدی دوران زندیه، در صاحبقرانیه به شیروانی که مناسب نواحی کوهستانی است و در دوران ناصرالدین شاه رایج بوده، تبدیل شده است. اشکوب زیرین تالار، حوضخانهی بزرگی به همان طرح و نقشه و مناسب با کاخهای ییلاقی است و قسمتهای دیگر کاخ، که از معماری باخترزمین تقلید شده و بهخوبی به کوشک پیوند خورده است، مشتمل بر اتاقها، راهروها و تالارهای شیوهی باختری است که بر طبق نیازهای دربار ناصری ساخته شدهاند.
تالار بزرگ کاخ گلستان، که محل انجام مراسم سلام بوده، و تختهای زرین جواهرنشان به انام تختطاووس و تخت نادری دوران فتحعلیشاه، در شاهنشین بزرگ منتهیالیه باختری آن قرار دارد. این تالار، در طرح و نقشهی کلی همانند کاخ ساسانی دامغان است که بقایای دیوارها و پایههای آن در کاوشهای باستانشناسی ۱۱ - ۱۳۱۰هش پدیدار گردید. در زمان محمدرضا پهلوی، به هنگام تاجگذاری او؛ دیوارهای الحاقی و تصرفاتی را که در آن انجام شده بود از میان برداشتند و با تغییرهایی اساسی به صورت نخستین آن برگرداندند، به این ترتیب، شباهت کامل این کاخ با کاخ ساسانی دامغان (در تپه حصار) آشکار شد. این امر گواه بر تداوم سنتهای معماری ایران از دوران کهن تاکنون میباشد که سینهبهسینه به دست استادان معمار و بنّا باقی مانده و منتقل شده است.
اشکوب زیرین تالار کاخ گلستان نیز مشتمل بر حوضخانهی مستطیل شکل با ۴ شاهنشین بزرگ است که آن هم درعهد ساسانیان رایج بوده است. تالارهای بزرگ دیگر: تالار آیینه، تالار اعاج، تالار سفرهخانه، تالار برلیان، سرسرای بزرگ و سایر بناهای ضلع شمالی باغ گلستان که مجاور یا متصل به تالار بزرگ کاخ (گنجینهی کاخ گلستان امروزی) است از معماری کشورهای باختری اروپایی همان زمان تقلید شدهاند، که فراخور نیازهای دربار ساخته و ترکیب شده است. تالار الماس، که در ضلع جنوبی باغگلستان قرار دارد، تالار بزرگی استکه نمای اصلی آن رو به باغ است و در دو طرف آن پلکان، پاگرد، دهلیز و کفشکن را افزودهاند و در اشکوب زیرین، آن هم زیرزمین تعبیه شده است. این تالار نیز تقلیدی از معماری دوران زندیان و صفویان است، با این تفاوت که به فراخور موقعیت تهران زیرزمینی به آن افزودهاند.
عمارت بادگیر، زیرزمین فراخ و گودی بوده که تالار اصلی کاخ روی آن افراشته شده و مزین به آیینهکاری و نقاشیهای بسیار زیباست. بادگیرهای آن کاشیکاری شده و با قبّههایگوی زرین در گوشههای کاخ، برای تهویهی اشکوب زیرزمینی کاخ، افراشته شده است.
شکل ۱۳۸. اواخر قرن ۱۲ تا اواسط قرن ۱۳ه
در باب بنای تخت مرمر،(شکل ۱۳۸) باید گفت که بنای ساختمان از آغاز پادشاهیکریمخانزند شروع شد و سپس به دست آغامحمدخان قاجار و سپس شاهان بعدی او تکمیل گردید. این تنها ساختمانی، است که از اواخر سدهی دوازدهم شروع شده و در اواسط سدهی سیزدهم هجری شمسی پایان یافته است. طرح نقشه بیشباهت به طرح نقشهی ایوان مدائن نیست. با این تفاوت که ایوان تخت مرمر، از نوع ایوانهای دوستونی است که از عهد صفویه رواج یافته است.
درخور توجه است که معماری دوران قاجاریه میانی، تنها به کاخها و خانههای اشراف و ثروتمندان محدود نمیشود. باید بسیاری از مراکز تجاری مانند تیمچهها را نیز به آن افزود. این تیمچهها با پوششهای ضربی بزرگ ماهرانه را میتوان از آثار هنری برجستهی سدهی سیزدهم هجری دانست، مانند تیمچههای حاجبالدوله، صدراعظم، مهدیه، کتابفروشان، علاء الدوله، حاج میرزا لطفالله، امین اقدس، و قیصریه در تهران و تیمچهی صدراعظم در قم، و مهمتر و زیباتر از همه، تیمچه سرای امینالدوله در کاشان که از لحاظ وسعت دهانهی طاق و تزیینات کاشی و آجر و دیگر نکات هنر معماری و تناسبات هر قسمت درخور توجه و دقت و ستایش است.
این شیوهی معماری تا پایان دوران قاجار، و یا بهتر بگوییم تا پایان جنگ جهانی اول، رواج داشت؛ ولیکن تحول چندانی در آن پدیدار نشد. در ساختمانهایی غیر از کاخهای شاهی، دوام بنا بسیار کم بود؛ زیرا در این دوره عموماً اشکوب زیرزمینی را با آجر میساختند و بقیهی بنا را که در بسیاری موارد شامل تالارهای باشکوه و آیینهکاری شده و ایوانها و سرسراها و اتاقهای بزرگ و راهروها و سایر ملحقات معماری میشد، از خشت خام میساختند. ساختمانها و کاخهایی که طبقهی بالایی آن هم از آجر باشد، مانند ساختمان کاخ مسعودیهی تهران (محل مرکزی وزارت آموزش و پرورش در خیابان اکباتان) بسیار نادر و استثنایی بود. در بناهای اطراف کویر، در شهرهای یزد و کاشان و ابرقو و طبس و غیره، تاقهای خوانچهای از خشت و گل بالای تالارهای بزرگ میزدند و یا پوششهایگنبدی مشبک با خشت احداث میکردند، که بهترین نمونههای این قبیل ساختمان خانههای خانوادهی امیدسالار در ابرقو و خانههای خاندان شیبانی در طبس و خانهی بروجردی در کاشان و غیره میباشند. متأسفانه نگهداری و تعمیر اینگونه بناها بسیار دشوار است و پس از زمانی رها میشوند.
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حبیب الله آیت اللهی