پرش به محتوا

هنر زند و قاجار

از ویکی ایران

پس از کشتن نادرشاه، چندی نوه‌ی او، شاهرخ، بر خراسان حکومت کرد؛ لیکن دوباره آشوب سراسر ایران را فرا گرفت و شاهرخ قادر به فرو نشاندن آشوب‌ها نبود. در این هنگام مردی از طوایف لر، به نام کریم‌خان، سر برافراشت و با تلاشی تحسین برانگیز آشوب‌ها را فرو نشاند و حکومت ایران را در دست گرفت (۱۱۲۹هش) او عنوان پادشاهی را رها کرد و خود را «وکیل‌الرعایا» نامید و نخست تهران و سپس شیراز را پایتخت خود قرار داد. او در آغاز به امنیت کشور کوشید و پس از آرام کردن آن با همسایگان از در آشتی درآمد و سپس مالیات ۲۰ سال را بر مردم بخشید. مدت پادشاهی او ۴۹ سال بود. پس از او لطفعلی‌خان زمام امور را در دست‌ گرفت و، به‌رغم اینکه مردی دلیر و کاردان بود، به دلیل خیانت همراهان و فرماندار شیراز، از آغا محمد خان قاجار، که دست پرورده‌ی دربار کریم‌ خان بود، شکست خورد. از این پس آغا محمد خان پادشاهی را در دست گرفت. پس از او برادر زاده‌اش فتحعلی‌ شاه و سپس نوه‌ی فتحعلی، محمد شاه قاجار، حکومت کردند. پس از او فرزندش، ناصرالدین (۵۰ سال) و سپس مظفرالدین (۱۰ سال) پادشاهی کردند. در زمان مظفرالدین شاه انقلاب مشروطیت پیش آمد. محمدعلی شاه زمانی اندک و فرزندش احمد شاه نیز چند سالی پادشاهی کردند. تا آن‌که رضاخان میرپنج، سردار سپه، نخست به عنوان نخست‌وزیر حکومت کرده و بعد احمد شاه را از پادشاهی خلع و خود به نام رضا شاه زمام امور کشور را در دست‌ گرفت. او و فرزندش محمدرضا مدت ۵۰ سال در ایران فرمان راندند و بالاخره، به دلیل خوی ضد اسلامی آنان، و ظلم و جور و حکومت سلطه‌جویانه‌شان، انقلاب اسلامی ایران، به رهبری مرجع تقلید زمان حضرت امام خمینی رحمةالله علیه، آغاز و در سال ۱۳۵۷هش به پیروزی انجامید و مردم در یک همه‌ پرسی شکوهمند؛ در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، به جمهوری‌اسلامی ایران رأی دادند.

تحول هنر در دوران زند و قاجار

میراث هنری صفویان

دوره‌ی افشار، دوره‌ای بود پر از نشیب و فراز و تشتت. نادرشاه بیشتر اوقات خود را در لشکرکشی و جهانگشایی گذراند. هرچند وحدت ایران را تضمین کرد، ولیکن به دلیل نداشتن جانشینی شایسته، پس از مرگش، دوباره ایران دچار تزلزل و بی‌ثباتی شد. بنابراین آثار چشمگیری در دوران حکومت او و نوه‌اش، شاهرخ، پدید نیامد. اگر اثری هنری خلق شد، ادامه‌ی منطقی سنت صفوی در هنر بود. تنها در زمینه‌ی نقاشی، بعضی آثار تصویری به تقلید از شیوه‌های غربی آفریده شد که اغلب آن‌ها به سفارش خود او یا درباریانش بودند. از هنرمندان مشهور زمان او ابوالحسن نامی را باید برشمرد که اغلب آثارش از نادر و یا درباریان می‌باشد و شیوه‌اش واقعی‌گرا و «شبیه‌سازی» به روال هنر غرب است.

دوران زندیه، که دوران آرامش و آسایش مردم ایران بود، زمان بازسازی هنر و مرحله‌ی انتقالی میان صفویان و قاجاریان است. از نظر معماری، ادامه‌ی معماری صفویه است، لیکن در مواردی نوآوری‌هایی در آن‌ها دیده می‌شود. ساختمان ارگ کریم‌خانی در شیراز سابقه‌ای در عهد صفویان ندارد، ولیکن تقسیمات درونی آن تداوم سنت چندین هزار ساله‌ی معماری درون‌گرای، ایرانی است. مسجد وکیل در شیراز، مسجدی است ایوانی با شبستانی بدون ایوان و رواق‌های، خاوری و باختری بدون ایوان. درواقع می‌توان گفت یک طرح استثنایی تک ایوانی با یک گلدسته در میان نمای ایوان. ستون‌های این مسجد از سنگ یک‌پارچه و به صورت مارپیچ تراشیده شده است و نمای رواق‌ها در صحن از ازاره‌های سنگی بزرگ در پایین و کاشی‌کاری ۷ رنگ، که ویژه‌ی شیراز و نواحی جنوب است، در بالا، پوشیده شده است. در اطراف مسجد، مدرسه‌ی وکیل، مشهور به مدرسه‌ی باباخان، و حمام و زورخانه‌ی وکیل و در کنار مدرسه، بازار وکیل است که مرکز شهر را به بیرون شهر در جهت شمالی می‌پیوندد. بخش‌هایی از ساختمان‌های زندیه در دوران پهلوی ویران شده و به جای آن ساختمان بانک ملی، ساختمان آموزش و پرورش استان، ساختمان دبیرستان شاپور ساخته شده است.

در دوران پهلوی ارگ کریمخانی به زندان شهربانی تبدیل شد. تالارها و ایوان‌های آن را دو طبقه (از درون) کردند و آن‌ها را به اتاقک‌های کوچک زندان تبدیل کردند و تمام تزیینات آن را ضایع ساختند و در بیرون آن ساختمان شهربانی استان را برپا نمودند. در عهد جمهوری اسلامی، ساختمان شهربانی ویران‌ گردید و ارگ مرمت شده و برای بازدید همگان آماده شد. از بناهای دیگر این شهر ساختمان‌های ارباب‌ نشینی است که برخی از آن‌ها در عهد پهلوی به ساختمان اداری تبدیل شدند و هم‌اکنون تخلیه و رها شده‌اند. می‌توان ساختمان پست خانه‌ی مرکزی را برای نمونه نام برد.

از آثار عهد قاجاریه ساختمان‌های بیشتری در این شهر وجود دارد که باید ساختمان و باغ ارم و دلگشا، باغ عفیف‌ آباد (که هم‌اکنون به‌گنجینه‌ی ارتش مبدل شده است) و ساختمان آن، مسجد نصیرالملک و مجموعه‌ی مسجد و حسینیه‌ی مشیرالملک را نام برد. آنچه که در معماری زند و قاجار درخور توجه است گچ‌بری‌های درون بنا و نقاشی روی آن‌هاست. در واقع تزیینات درونی بنا نقاشی مناسب با گچ‌بری و در مرحله‌ی بعدی، آیینه‌کاری است؛ یعنی تزیین با آیینه‌های رنگین. این دو هنر در عهد قاجار به کمالی دست می‌یازد که می‌توان بهترین نمونه‌های آن را در آستان‌های مقدسه‌ی حضرت امام رضا(ع)، حضرت معصومه(س) در قم و در شاه‌چراغ در شیراز و دیگر مشاهد مقدسه‌ی این شهر دید. نقش کاشی و کاشی‌کاری نیز در این زمان رونق خاصی یافت که ادامه‌ی کاشی‌کاری صفوی بود و ما از آن بعداً سخن خواهیم گفت.

بیشتر آثار معماری زندیه در فارس و کرمان است و با همه‌ی تنوع و زیبایی به عظمت آثار صفوی نمی‌رسد. شاید علت آن صرفه‌جویی در مخارج ساختمانی بوده است و آن هم به آن دلیل است که کریمخان مالیات بیست ساله را به مردم بخشیده بود.

شکل ۱۳۷. مجموعه بناهای اجتماعی گنجعلیخان کرمان، برگرفته از کتاب آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

اساس معماری زندیه در بناهای شخصی و مسکونی و کاخ‌های‌ کوچک، ساختمان با ایوان دو ستونی با شاه‌نشین و اتاق‌های جانبی است. این اتاق‌های جانبی شاه‌نشین معمولاً در دو طبقه ساخته می‌شدند و این سنت در ایوان مساجد و مدارس نیز به کارگرفته می‌شد. نمونه‌ی صفوی این گونه بنا را می‌توان ایوان دو ستونی واقع در انتهای غربی ایوان بزرگ چهلستون اصفهان دانست. از آثار زیبای دیگر زندیه، مجموعه‌ی ساختمان‌های گنجعلی‌ خان در کرمان است، که هرچند ساخت آن از عهد صفویان آغاز شده است ولی ویژگی‌های زندی در آن برتری دارد. این مجموعه مشتمل بر مسجد، میدان، بازار، حمام و کاروانسر است.(شکل ۱۳۷) نیز مجموعه‌ی ساختمانی ابراهیم‌خان مشتمل بر مدرسه، بازار و حمام، در کرمان را باید نام برد.

در مدرسه و حمام ابراهیم‌خان زیباترین مقرنس‌های گچین را می‌توان دید. مجموعه‌ی‌ کریمخانی شیراز نیز، همچنان‌که گفته شد، شامل بازار، حمام، مدرسه، زورخانه، آب انبار، ارگ دولتی، کوشک مسکونی -که محل دیدارهای شخصی کریم‌خان بوده است و هم‌اکنون به گنجینه‌ی آثار باستانی تبدیل شده است - و میدان وکیل را باید نام برد. میدان وکیل‌ کلی ویران شده و به جای آن بانک ملی و دبیرستان و سایر بناهای تجاری ساخته شده است.

معماری دوران قاجار

معماری دوران قاجار را باید در دو قسمت مجزا بررسی کرد. بخشی که از آغاز تا دوران ناصرالدین شاه است، که ادامه‌ی معماری زند و صفوی با اندک تغییراتی در بنا و تزیینات است. نمونه‌های اندک موجود که از بلای ویران‌گری پهلوی محفوظ مانده است این موضوع را به اثبات می‌رساند. مقایسه‌ای میان تالار اشرف در اصفهان (صفوی) و بای قدیمی پستخانه‌ی شیراز (زندیه) و ایوان تخت مرمر (زندیه و قاجار) و خانه‌ی قدیمی قوام‌الدوله (از سال ۱۲۲۴هش) بخوبی نشان می‌دهد که، چه در معماری و چه در تزیینات، همانندی‌ها و وجوه مشترک زیادی، میان آن‌ها وجود دارد. در این دوران عناصر ایرانی بر معماری مسلط هستند و می‌توان گفت که نفوذ بیگانه هم اگر باشد و آن هم در اوایل پادشاهی ناصرالدین شاه - بسیار ناچیز است. بنابر اعتقاد سید محمدتقی مصطفی، در دوران قاجار اثر معماری مهمی که اهمیت و امتیاز ویژه‌ای، داشته باشد ساخته شد. مساجد بزرگ دوران فتحعلی‌شاه، مانند مسجد شاه در تهران و قزوین و سمنان و بروجرد و مسجد سید در زنجان و مدرسه‌ی سلطانی در کاشان، نیز به همان شیوه و اسلوب ساختمان‌های دوران صفویان ساخته شده، ولی ارزش هنری آن‌ها بسیار کمتر است. این وضع دنباله‌روی از صفویان تا اواسط پادشاهی ناصرالدین شاه ادامه می‌یابد.

در دوران پادشاهی دراز مدت ناصرالدین شاه، ایران، پس از کریمخان‌زند، دوباره به یک آرامش نسبی دست یافت و هنر معماری و دیگر هنرهای وابسته به آن مانند کاشی‌کاری، گچ‌بری، آیینه‌کاری، حجاری و نقاشی رونق پیداکرد. ارتباط ایران با کشورهای اروپایی، بویژه روسیه، نیز رو به فزونی گذاشت، از این‌رو تأثیر بیگانه در ایران زیاد شد و در عین حفظ سنت‌های هنری، گذشته، اقتباس‌های نسبتاً پسندیده‌ای در آثار رواج یافت. احداث زیرزمین‌های خوش طرح با پوشش‌های ضربی آجری معروف به خوانچه‌ای و ایجاد حوضخانه‌های سرپوشیده و متداول شدن بادگیرها و ترتیب تالارهای بزرگ با شاه‌نشین‌ها و گوشواره‌ها و غرفه‌ها، صفه‌ها و ایوان‌ها و دیگر عناصر معماری ایرانی با اندک تغییر و تصرف به تناسب وضع زمین و سلیقه و روحیات و شرایط مالی صاحبان‌کار و نیز درجه‌ی مهارت استادان معمار، کم‌ و بیش شبیه و همانند هم به وجود آمدند.

طاق‌های تیزه‌دار ایرانی در دوران قاجاریه اغلب جای خود را به تاق‌های نیم دایره‌ای دادند و چه بسیار که در درون این تاق‌ها که حالت یک ایوان کوچک را داشت، سه دهانه تاق باریک و بازهم با بخش بالایی نیم دایره‌ای تعبیه می‌شد؛ به ویژه در دو گوشواره‌ی جانبی ایوان‌های بزرگ مساجد و مدارس علمیه. ساختمان‌های مذهبی، مانند مساجد و مدارس دینی، تکیه‌ها و حسینیه‌ها، با همان تغییرات اندک، سنت کهن مساجد چهار ایوانی ایرانی را ادامه می‌دادند. از تأثیر بیگانه که در معماری این عصر به وفور دیده می‌شود، سرسراهای وروی با پلکان‌های، خوش‌ طرحی است که از وسط دهلیز و مدخل ورودی به بالا می‌رود و از پاگردهای دو طرف، در دو قسمت و در جهت مخالف، با قسمت اول پلکان به بالای سرسرا می‌رسد. این سنت معماری معمول روسیه در آن زمان بود که در ساختمان‌های اواسط پادشاهی ناصرالدین شاه باب روز شده و رواج یافت، و با آذین‌گری‌های ایرانی، مانند آیینه‌کاری و ازاره‌های کاشی‌کاری شده و گچ‌بری‌های نقاشی شده رنگ و بوی ایرانی گرفت.

ساختمان‌های دو ستونی، یعنی اتاق بزرگ در وسط و ایوان دو ستونی در جلو و اتاق‌های ساده‌ی جانبی در دو طبقه (گوشواره)، و یا با وصفی مفصل‌تر و مرکب از ایوان‌ها و ستون‌های مختلف و اتاق‌های متعدد و راهروها و غرفه‌ها و بالاخانه‌ها در طرفین بنا که از معماری کهن نشأت می‌گرفت، شیوه‌ی ساختمانی مناسبی بود که با ابتکارهای نیکویی ترکیب و تکامل یافته و آذین شده بود.

همچنین ایجاد ساختمان‌های بزرگ با ایوان‌های سراسری و تالارها و زیرزمین‌های مختلف و حوضخانه‌های چهار ستونی یا دارای شاه‌نشین‌ها و صفه‌ها با آذین‌های گوناگون کاشی‌کاری و آیینه‌کاری و گچ‌بری و سنگ مرمر، به شیوه‌ی کوشک‌های کهن در وسط باغ‌های بزرگ با حوض‌ها و نهرها و فواره‌های آب، ادامه‌ی طرح‌های معماری اصیل ایرانی بود که به فراخور وضع زمان و توانایی‌های مالی صاحب کار، مراحل تحول و پیشرفت را می‌پیمود.

از نیمه‌ی دوم پادشاهی ناصرالدین شاه و دوران فرزندش مظفرالدین و نوه‌اش محمدعلی شاه، تأثیر بیگانه در هنر ایران رو به فزونی‌ گذاشت؛ به طوری‌که در بسیاری از بناها، مانند منزل قوام‌الملک در شیراز مشهور به نارنجستان، و خانه‌ی مسکونی او مشهور به خانه‌ی مادر قوام، و کاخ عفیف‌آباد در میان باغ بزرگ و زمین چمن وسیع و آب‌نمای آن، و خانه‌ی قدیمی جمالی در اصفهان واقع در محله‌ی مسجد نو، و خانه‌ی خانم عفت ارسطو در قصر منشی در اصفهان، و نیز ساختمان باغ دلگشا در شیراز، و مانند آن به شیوه‌ی باروک و روکوکوی سده‌ی هیجدهم اروپا، چنان از آذین‌ها و تزیینات‌ گوناگون پوشیده شده است که سرشت ساختمان را پنهان کرده و هرگز معلوم نمی‌کند که بنا با چه مصالحی ساخته شده است. با این حال، ویژگی‌های ایرانی در این‌گونه پوشش‌های تزیینی بر بنا مسلط است.

بخش دوم معماری دوران قاجار، که از اواخر عهد ناصرالدین شاه آغاز می‌شود، تلفیقی موفق از معماری ایرانی با معماری باختر زمین است. هرچند تأثیر باختر زمینی گاهی فراتر از عناصر اصیل ایرانی در معماری می‌شود، لیکن ذوق سلیم معماران ایرانی از آمیزش آن‌ها مجموعه‌های دلپسندی ساخته که هم با مقتضیات آب‌ و هوایی و جغرافیایی ایران هماهنگ بوده و هم ضامن رفاه و آسایش آن زمان بوده است. برای نمونه می‌توان بناهای مشهور دولتی (شاهی) تهران، چون کاخ صاحبقرانیه در نیاوران، تالار بزرگ کاخ گلستان، تالار الماس، عمارت بادگیر در ضلع جنوبی باغ‌ گلستان را نام برد.

کاخ صاحبقرانیه از ساختمان‌هایی است که در آن تلفیق معماری ایرانی و باختری به خوبی دیده می‌شود: تالار بزرگ آن تقلیدی است از ساختمان زندیه مشهور به‌ کلاه فرنگی که یک «کاخ کوشک» می‌باشد و هم‌اکنون به موزه‌ی آثار هنری باستانی شیراز تبدیل شده است. یعنی، تالاری، با محوطه‌ی مرکزی و چهار شاه‌نشین بزرگ، ولی بزرگ‌تر و مجلل‌تر از کوشک زندی شیراز، با آیینه‌کاری -که هنر برتر دوران قاجار است - و آذین‌های عالی دیگر. لیکن تغییرات اندکی در آن ایجاد شده است، مثلاً، پوشش ضربی گنبدی دوران زندیه، در صاحبقرانیه به شیروانی که مناسب نواحی کوهستانی است و در دوران ناصرالدین شاه رایج بوده، تبدیل شده است. اشکوب زیرین تالار، حوضخانه‌ی بزرگی به همان طرح و نقشه و مناسب با کاخ‌های ییلاقی است و قسمت‌های دیگر کاخ، که از معماری باختر زمین تقلید شده و به‌خوبی به کوشک پیوند خورده است، مشتمل بر اتاق‌ها، راهروها و تالارهای شیوه‌ی باختری است که بر طبق نیازهای دربار ناصری ساخته شده‌اند.

تالار بزرگ کاخ گلستان، که محل انجام مراسم سلام بوده، و تخت‌های زرین جواهرنشان به انام تخت‌طاووس و تخت نادری دوران فتحعلی‌شاه، در شاه‌نشین بزرگ منتهی‌الیه باختری آن قرار دارد. این تالار، در طرح و نقشه‌ی کلی همانند کاخ ساسانی دامغان است که بقایای دیوارها و پایه‌های آن در کاوش‌های باستان‌شناسی ۱۱ - ۱۳۱۰هش پدیدار گردید. در زمان محمدرضا پهلوی، به هنگام تاجگذاری او؛ دیوارهای الحاقی و تصرفاتی را که در آن انجام شده بود از میان برداشتند و با تغییرهایی اساسی به صورت نخستین آن برگرداندند، به این ترتیب، شباهت کامل این کاخ با کاخ ساسانی دامغان (در تپه حصار) آشکار شد. این امر گواه بر تداوم سنت‌های معماری ایران از دوران کهن تاکنون می‌باشد که سینه‌به‌سینه به دست استادان معمار و بنّا باقی مانده و منتقل شده است.

اشکوب زیرین تالار کاخ گلستان نیز مشتمل بر حوضخانه‌ی مستطیل شکل با ۴ شاه‌نشین بزرگ است که آن هم درعهد ساسانیان رایج بوده است. تالارهای بزرگ دیگر: تالار آیینه، تالار اعاج، تالار سفره‌خانه، تالار برلیان، سرسرای بزرگ و سایر بناهای ضلع شمالی باغ گلستان که مجاور یا متصل به تالار بزرگ کاخ (گنجینه‌ی کاخ گلستان امروزی) است از معماری کشورهای باختری اروپایی همان زمان تقلید شده‌اند، که فراخور نیازهای دربار ساخته و ترکیب شده است. تالار الماس، که در ضلع جنوبی باغ‌گلستان قرار دارد، تالار بزرگی است‌که نمای اصلی آن رو به باغ است و در دو طرف آن پلکان، پاگرد، دهلیز و کفش‌ کن را افزوده‌اند و در اشکوب زیرین، آن هم زیرزمین تعبیه شده است. این تالار نیز تقلیدی از معماری دوران زندیان و صفویان است، با این تفاوت که به فراخور موقعیت تهران زیرزمینی به آن افزوده‌اند.

شکل ۱۳۸. اواخر قرن ۱۲ تا اواسط قرن ۱۳ق.، برگرفته از کتاب آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

عمارت بادگیر، زیرزمین فراخ و گودی بوده که تالار اصلی کاخ روی آن افراشته شده و مزین به آیینه‌کاری و نقاشی‌های بسیار زیباست. بادگیرهای آن کاشی‌کاری شده و با قبّه‌های‌گوی زرین در گوشه‌های کاخ، برای تهویه‌ی اشکوب زیرزمینی کاخ، افراشته شده است.

در باب بنای تخت مرمر،(شکل ۱۳۸) باید گفت که بنای ساختمان از آغاز پادشاهی‌ کریم‌خان‌ زند شروع شد و سپس به دست آغامحمدخان قاجار و سپس شاهان بعدی او تکمیل گردید. این تنها ساختمانی، است که از اواخر سده‌ی دوازدهم شروع شده و در اواسط سده‌ی سیزدهم هجری شمسی پایان یافته است. طرح نقشه بی‌شباهت به طرح نقشه‌ی ایوان مدائن نیست. با این تفاوت که ایوان تخت مرمر، از نوع ایوان‌های دوستونی است که از عهد صفویه رواج یافته است.

در خور توجه است که معماری دوران قاجاریه میانی، تنها به کاخ‌ها و خانه‌های اشراف و ثروتمندان محدود نمی‌شود. باید بسیاری از مراکز تجاری مانند تیمچه‌ها را نیز به آن افزود. این تیمچه‌ها با پوشش‌های ضربی بزرگ ماهرانه را می‌توان از آثار هنری برجسته‌ی سده‌ی سیزدهم هجری دانست، مانند تیمچه‌های حاجب‌الدوله، صدراعظم، مهدیه، کتابفروشان، علاء الدوله، حاج میرزا لطف‌الله، امین اقدس، و قیصریه در تهران و تیمچه‌ی صدراعظم در قم، و مهم‌تر و زیباتر از همه، تیمچه سرای امین‌الدوله در کاشان که از لحاظ وسعت دهانه‌ی طاق و تزیینات کاشی و آجر و دیگر نکات هنر معماری و تناسبات هر قسمت درخور توجه و دقت و ستایش است.

این شیوه‌ی معماری تا پایان دوران قاجار، و یا بهتر بگوییم تا پایان جنگ جهانی اول، رواج داشت؛ ولیکن تحول چندانی در آن پدیدار نشد. در ساختمان‌هایی غیر از کاخ‌های شاهی، دوام بنا بسیار کم بود؛ زیرا در این دوره عموماً اشکوب زیرزمینی را با آجر می‌ساختند و بقیه‌ی بنا را که در بسیاری موارد شامل تالارهای باشکوه و آیینه‌کاری شده و ایوان‌ها و سرسراها و اتاق‌های بزرگ و راهروها و سایر ملحقات معماری می‌شد، از خشت خام می‌ساختند. ساختمان‌ها و کاخ‌هایی که طبقه‌ی بالایی آن هم از آجر باشد، مانند ساختمان کاخ مسعودیه‌ی تهران (محل مرکزی وزارت آموزش و پرورش در خیابان اکباتان) بسیار نادر و استثنایی بود. در بناهای اطراف کویر، در شهرهای یزد و کاشان و ابرقو و طبس و غیره، تاق‌های خوانچه‌ای از خشت و گل بالای تالارهای بزرگ می‌زدند و یا پوشش‌های‌گنبدی مشبک با خشت احداث می‌کردند، که بهترین نمونه‌های این قبیل ساختمان خانه‌های خانواده‌ی امیدسالار در ابرقو و خانه‌های خاندان شیبانی در طبس و خانه‌ی بروجردی در کاشان و غیره می‌باشند. متأسفانه نگهداری و تعمیر این‌گونه بناها بسیار دشوار است و پس از زمانی رها می‌شوند.

دیگر هنرهای زند و قاجار

همه‌ی هنرهای دوران زند و قاجار نیز، همانند معماری، ادامه‌ی منطقی تحول هنری دوران صفویه است. مرحله‌ی انتقالی افشاریه به زندیه بسیار کوتاه بوده، و از سوی دیگر، نادرشاه غالباً در جنگ و درحال سرکوب همسایگان طاغی و تضمین وحدت سیاسی و اقتصادی ایران بود؛ همین امر سبب شده که در زمینه‌ی هنر کار چندان چشمگیری انجام نگیرد، یا لااقل اثری برجا نمانده است مگر یک پرده‌ی نقاشی بزرگ (1/60 * 3/00 متر) که به شیوه‌ی غربی یا واقعی‌گرایی از نادرشاه، هنگامی که تاج محمدشاه گورکانی را به او باز پس می‌دهد، نقاشی شده است و شیوه‌ی آن همان شیوه‌ای است که پس از بازگشت محمد زمان به ایران رواج یافته است. نقاشی‌هایی که از دوران‌ کمتر از نیم سده حکومت زندیان برجا مانده است، و اغلب کار یکی دو نقاش دربار کریمخان است، باز شیوه‌ی واقعی‌گرایی را، تا حدودی، مراعات کرده است. در این نقاشی‌ها عملاً کوشیده شده است رفاه دوران زندیان را بازتاب کنند. این پرده نقاشی‌ها، که عموماً با رنگ‌های روغنی ساخته شده‌اند، در رنگ‌های غالب گروه سرخ‌ها و کمی هم از سبز به منزله‌ی مکمل رنگی استفاده شده و اغلب نقش‌های خالی از پادشاهان باستانی ایران یا از بزرگان دربار زند است. پس از انتقال شاهی به قاجاریه، نقاشان دوران زند به دربار آغا محمدخان و فتحعلیشاه راه یافته، از شاهزادگان قاجار و درباریان نقاشی می‌کنند. این نقاشی‌های قاجاری را باید به چندگروه تقسیم کرد:

گروه نخست، چهره‌های شاهزادگان و درباریان، مرد یا زن، با لباس‌های فاخر؛ گروه دوم، صحنه‌های درباری شامل حضور سفیران و نمایندگان سیاسی یا مردمی به حضور شاه و غیره؛ گروه سوم نقاشی‌های تفننی درباری مانند رقص و حرکات بندبازی و یا غیره که عموماً زنان انجام می‌دادند و زینت‌ بخش خانواده‌های مرفه بوده است؛ گروه چهارم، که تداوم آن به جمهوری‌ اسلامی نیز کشیده شده است، نقاشی‌های حماسی مذهبی و ملی است و به خیالی نگاری یا نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای مشهور شده‌اند. این نقاشان کمی هم سنت‌های کهن نگارگری را دنبال می‌کردند، که متأسفانه از آن‌ها آثار زیادی برجا نمانده است. تک چهره‌سازی از مردان علم و دانش و عرفان نیز رواج ویژه داشته است.

نقاشی دوران زند و قاجار را می‌توان تحولی برای تکوین یک مکتب هنری کاملاً ایرانی، دانست که ریشه‌های خود را از سویی در سنت‌های نگارگری، و از سوی دیگر در رهاوردهای هنری خاوری استحاله شده استوار کرده است. در این آثار، مگر در چند مورد استثنایی که هنرمند اجباراً منظره‌های طبیعی را هم نقاشی کرده است، رنگ‌های خانواده‌ی گرم، یعنی سرخ‌ها و نارنجی‌ها و زردها غالب و مسلط هستند و کمی هم سبز و گاهی آبی به کار رفته است. ترکیب‌ بندی آثار زندیان مشابه آثار نقاشان گروه محمد زمان است، یعنی چهره‌هایی که جلو پنجره‌ای هستند که نیمی از آن را پرده‌ای ضخیم پوشانده و در نیم دیگر بخشی از یک منظره‌ی خیالی به شیوه‌ی پس زمینه‌های نقاشی‌های دوران باززایش هنری ایتالیا دیده می‌شود. در دوران قاجار در آغاز همین سنت زندی به کار می‌رود، ولی بزودی پس زمینه‌ی اثر با یک تارمی‌گره چینی شده، که اغلب در مقطع مربع ضلع کوچک‌تر نقاشی شده است، و نقش فرش بر زمین کامل می‌گردد.گونه‌ای نقاشی مشهور به گل و مرغ نیز در زمان زندیه رواج یافته و در دوران قاجار نیز به زندگی خود ادامه می‌دهد. از این قسم نقاشی بیشتر برای تزیین سقف‌ها، درها، و پشت جلدها یا حتی قلمدان‌ها استفاده می‌شده است. نقاشان مشهور این دوران، که نام آن‌ها برجا مانده است، عبارتند از: میرزابابا، سید میرزا و محمدصادق (یا آقا صادق). این هنرمندان پس از کوچیدن به تهران در دربار قاجار، بنیان‌ گذاران مکتب قاجاری در نقاشی به‌شمار می‌آیند. نقاشان مشهور دوران قاجار، آنان که تک چهره‌ساز یا «شبیه‌ساز» بودند، عبارتند از مهرعلی اصفهانی، که نقاش چهره‌ی فتحعلی‌شاه بوده است، عبدالله خان، که نقاش عباس میرزاست، محمدحسن، که چهره‌هایی از بهرام میرزا و برخی دیگر از شاهزادگان قاجار را رقم زده است.

انقاشانی که تصاویر زنانی چون رقاصه‌ها، نوازنده‌ها، و بندبازها را نقاشی می‌کردند و کارهایشان بیشتر جنبه تخیّلی داشت تا واقعیت، بیشتر کارهای خود را امضاء نکرده‌اند. این امر شاید به دلیل موهن بودن آثارشان در دید عقاید روز جامعه، و یا پرهیز از بی‌احترامی یا هتک حرمت خود، بوده است. تصویر عالمان، عارفان و شاعران مشهور را بیشتر رجبعلی نامی می‌کشیده، که نام خود را معمولاً در یک مصراع یا یک بیت شعری می‌آورده است. تعداد زیادی آثار مذهبی با موضوع‌هایی مانند داستان حضرت یوسف و صحنه‌های مختلف زندگی او از کودکی تا آمدن به مصر و بازگشت او به پیش پدر نیز به همان شیوه‌ی درباری نقاشی شده‌اند که عموماً امضاء ندارند.

آثاری با ویژگی‌های تازه و ابتکاری نیز در دوران قاجار به وجود آمده‌اند، که هرچند تعداد آنها کم است ولی ارزش‌های تصویری والایی دارند. این آثار یا منظره‌اند (از مهدی مهدی‌الحسینی) یا تصاویری از حضرت علی(ع) و حسنین و سلمان و قنبر (از ابراهیم نقاشباشی) که این‌گونه نقاشی‌ها از زمان زندیان رواج یافته است؛ نقاشی‌هایی از بزرگان عرفان، مانند نورعلیشاه که راقم اسماعیل جلایر است، و نقاشی‌هایی از صحنه‌های اندرونی، مانند زنان قالی‌ باف‌ کار موسی، یا منظره‌هایی از تهران، کار محمودخان ملک‌الشعرای صبا. از میان آثار نقاشی شده‌ی این زمان واقعی‌گراتر و پیشرفته‌تر از همه، که می‌تواند با کارهای غربی همترازی‌کند، آثار علی‌اکبر مزین‌الدوله است (شخم‌زنی)، که به احتمال زیاد مطالعه‌ی زیادی در نقاشی‌های غربی داشته است. آقا بزرگ نقاشباشی نیز معاصر همین هنرمندان است ولی آثار بسیار کمی از او باقی مانده است.

دیگر از نقاشان نامدار این دوره محمد غفاری، مشهور به کمال‌الملک، نقاش دربار ناصری و مظفری است و تا زمان رضاشاه پهلوی هم می‌زیسته است. او در آغاز منظره‌هایی شبیه آثار مهدی مهدی‌الحسینی می‌سازد و سپس به سوی واقعی‌گرایی دقیق می‌رود و در زمان مظفرالدین شاه به اروپا رفته و به مطالعه و نسخه‌ برداری از آثار نقاشان کهن‌گرای اروپا می‌پردازد و سپس به ایران بازگشته و نتیجه‌ی کارهای خود را به شاگردان خود می‌آموزد. او واقعی‌گرایی و طبیعت‌سازی را در ایران رواج می‌دهد. شیوه‌ی رنگ‌آمیزی او ویژگی‌های ایرانی قاجاری را از دست داده و همرنگ آثار کهن اروپا شده است. ازکارهای مشهور او فال‌گیر بغدادی، باغ و حوض کاخ گلستان، تالار آیینه، حوضخانه‌ی صاحبقرانیه، رمّال و غیره می‌باشد. گرایش او به آثار باختری و تبلیغی که برای آموزش آن شیوه داشت سبب رکود و توقف جریان هنری دوران قاجار گردید و هنرمندان ایران را به تبعیت از باخترگرایی فرا خواند.

از نقاشانی که به خیالی‌نگاری (نقاشی‌های قهوه‌خانه!) روی آوردند، حسین قوللر آقاسی، محمد مدبر، عباس بکوکی‌فر، محمد حمیدی، حسین همدانی، حسن اسماعیل‌زاده چلیپا، میرزا مهدی شیرازی را باید نام برد. این نقاشان همگی در دوران پهلوی شکوفا شده‌اند ولیکن شیوه‌ی کار آنان قاجاری است.

هنرهای دیگری که در دوران قاجار رونق فراوانی یافت آیینه‌کاری و گچ‌بری و پنجره شیشه‌های رنگین گره‌چینی شده است. شاید در هیچ عصری آیینه‌کاری به رونق و زیبایی دوران قاجار نبوده است.کاشی‌کاری نیز رواج خوبی داشته است. هرچند از نظر طرح و نقش به پای آثار صفوی نمی‌رسد، ولی با استفاده از ۷ رنگ طیف خورشید درکاشی‌های مشهور به «هفت رنگ» زیبایی و ابتکار تازه‌ای در کاشی به وجود آمده است و تحول نقش به سوی‌ گل‌های طبیعی و بیشتر خانواده‌ی‌ گل سرخ رفته است. بهترین این آثار را در نواحی جنوبی کشور، فارس و کرمان، می‌توان مشاهده کرد.

نگارگری هم در این زمان به زندگی کند خود ادامه می‌دهد ولیکن هنرمندانی که بتوانند با نقاشان نگارگر دوران صفوی هم‌ترازی‌کنند، عملاً وجود ندارد. فلزکاری، نقره‌کاری و آثاری از این قبیل هم به تقلید از آثار صفوی ساخته می‌شود و چیز تازه‌ای که ویژه‌ی عصر قاجار باشد بسیار نادر است. صنعت قالی‌بافی و دیگر بافتنی‌ها، مانند زری‌بافی، ترمه و غیره نیز رونق خود را از دست نداده‌اند اما اینها نیز ادامه‌ی کارهای دوران صفوی و تقلید و یا نسخه‌برداری از آنهاست. هنر سنگ نیز در دوران قاجار رونق نسبی خوبی داشته است. شیرهای سنگی، پنجره‌های سنگی بزرگ یک‌پارچه گاهی در ابعاد۲*4 متر، به مثابه‌ی نورگیر زیرزمین‌ها و نقش برجسته‌ها رواج زیادی دارند. شیوه‌ی قاجار در سنگ‌تراشی، در برجا گذاردن اثر قلم بر سنگ مشخص می‌گردد.

از هنرهایی که در دوران قاجار به نوعی تجدید حیات دست می‌یازد هنر تزیین بنا با آجر است. لیکن آجرهایی که به صورت برجسته‌کاری با نقش‌های تکرارپذیر از قالب درآمده و پخته می‌شوند. نمونه‌ی خوب این آثار را در تهران و یزد هنوز هم می‌توان مشاهده کرد. این یک هنر أصیل و بسیار کهن ایرانی است که مدت‌ها به فراموشی سپرده شده بود. شباهت میان این نقش‌ها و نقش‌های اجری جنوب اسپانیا یکی از ویژگی‌هایی است که در خور مطالعه و بررسی بیشتر و جدی می‌باشد.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی