معماری صفوی
پایتخت صفویان، در آغاز قزوین بود و به دست شاه عباس اول به اصفهان منتقل گردید. شاید هیچکدام از شاهان صفوی، پیش از عباس اول، مانند او به معماریهای شکوهمند علاقهمند نبودند. آنچه که هست در تزیینات و هنرهای دیگر از خود ذوق و سلیقهی زیادی نشان دادهاند؛ به ویژه در نقاشی و تصویرگری کتاب، فرش، و تزیینات بنا و غیره.... شاه عباس اول پس از انتقال پایتخت به اصفهان اقدام به ساخت کوشکها، کاخها، مساجد و میدانها و بازارهای، مجلل کرد. همین مطالب را در باب شاه طهماسب، در قزوین، نوشتهاند. ولیکن متأسفانه، به دلیل زلزلههای سخت، هیچکدام از آنها باقی نمانده است. بعضی از آثار نیز در زمان شاه اسماعیل آغاز شد و در زمان شاه طهماسب پایان پذیرفت؛ مانند مسجد شاه قزوین که آن هم در برابر زمین لرزه دوام نیاورد. شاه اسماعیل در اصفهان نیز آثاری از خود برجا گذاشته است، مانند بنای «هارون ولایت» که در سال ۸۹۱ه.ش (۹۱۸ه) بنا گردید.
این ساختمانی است بر قبر مرد مقدسی که ناشناس است، ولیکن مورد احترام همهی ادیان الهی میباشد. این بنا به سبب تزیین کاشیکاری سردر رو به حیاطش اهمیت بسزایی دارد. کاشیهای شفاف و درخشان آن، در هنر کاشیکاری، از بهترین نوع کاشی میباشد. شاید در ترکیب هنری همتراز کاشیکاری «درب امام» نباشد؛ اما در اجرا بر آن برتری و فزونی دارد. آستانهی حضرت معصومه(ع) در قم نیز در زمان شاه اسماعیل ساخته شد، ولیکن ساختمانهای فرعی آن، بعضی از آنها، در زمان قاجاریه بنا شد که در آنها ذوق چندان زیادی به کار نرفته است. البته ساختمانهای جدیدتری نیز به آنها افزوده شده است، مانند ساختمان کتابخانه و نگارستان (موزه)، و در سالهای اخیر مسجد اعظم قم. جبههی شمالی، که از زمان شاه اسماعیل برجا مانده است، آذین بسیار زیبایی است و تاریخ اَن ۸۹۸ه.ش (۵۹۲۵) است، مقرنسهای طلایی ایوان طلا از زمان ناصرالدین شاه قاجار است. ساختمان گنبد دقیقاً معلوم نیست از چه زمان است؛ ولیکن پوشش طلای آن به دست فتحعلیشاه انجام شده است. هرچند، با توضیحی که آندره گدار از کاشیهای برجا مانده زیر پوشش طلایی که او از آنها عکس گرفته است، داده است، چنین برمیآید که کاشیکاری معرق مینایی داشته و از زمان پیش از شاه عباس اول بوده است.(شکل شماره 1)
شاه عباس، برخلاف شاه طهماسب اول، شیفتهی عمران و معماری بود. در زمان او بود که بیشتر بناهای مذهبی ایران پوشش کاشیکاری یافتند. این کاشیکاریها در آغاز به شیوهی معرق بودند و بناهای اولیه زمان شاه عباس، مسجد مقصود بیک، مسجد شیخ لطفالله، سردر قیصریه و سردر مسجد شاه، همه از این گونه است. ولیکن سایر تزیینات مسجد، تقریباً تمام آنها، از کاشیکاریهای مربعی شکل نقشدار درست شدهاند، و این تنها برای صرفهجویی در وقت و مخارج بوده است. این صرفهجوییها به سبب ناتواناییهای مالی شاه عباس نبوده است، بلکه برای تعجیل در کار و دستیابی به حداکثر بناهای زیبا در پایتخت بود. یکی از شرق شناسانی که در زمان شاه عباس از اصفهان دیدن کرده میگوید:
«در سال ۱۶۶۶ (۱۰۴۵هش) اصفهان ۱۶۲ مسجد، ۴۸ مدرسه، ۱۸۲ کاروانسرا، و ۲۷۳ گرمابه داشته است. و به این مجموعه باید بازارها و میدانها و پلها و کوشکها و کاخها را افزود».
مهمترین مجموعهی باقی مانده میدان بزرگ نقش جهان و کوشکها و کاخهای اطراف آن است. آنچه که از این مجموعه برجا مانده است میدان است که محل چوگانبازی و رژهی سربازان و جشنها بوده است. اطراف این ایوان را ردیفی از طاقهای دو طبقه گرفته است که طبقهی اول آنها مغازهها و دکانهای پیشهوران و هنرمندان است، و طبقهی دوم آنها تنها نمایی از طاق است که برای زیبایی افزوده شده است. در کانون این طاقها، جلوخان یا پیشتاق مسجد شاه (مسجد امام کنونی) قرار دارد. در طرف مقابل و در انتهای شمالی میدان کاروانسرا و بازار سلطنتی بنا شده است و دور تا دور میدان و پشت طاقها بازار دیگری با شاخههای فرعی واقع است که به بازار اصلی راه دارد. در میانهی ضلع باختری میدان کاخ عالیقاپو واقع شده است و روبروی آن، در سمت دیگر میدان، مسجد زیبای شیخ لطفالله قرار گرفته است. گفته میشود که از این مسجد به کاخ، راهرویی زیرزمینی برای رفت و آمد زنان دربار به مسجد تعبیه شده بوده است.
آغاز بنای مسجد شاه سال ۹۹۱ه.ش و پایان آن ۱۰۱۷ه.ش میباشد. این بنا، که به شیوهی مساجد چهار ایوانی است، اوج سنت مسجدسازی هزار سالهی ایران است. طرح و نقشهی آن متکامل شدهی نقشههای پیشین، ولی، آرامتر و سادهتر میباشد. عناصر بزرگ ساختمانی و آذینها با چنان شکوه و بزرگی محقق شده است که این مسجد را درشمار بزرگترین شاهکارهای بناهای مذهبی جهان قرار داده است.(شکل 2)
تناسبات بسیار زیبا و شکوهمند آن بر شالودهای وسیع استوار شده است. بلندای قوس نیم گنبد پیشتاق بیرونی آن ۲۷ متر است و بلندی منارهها به ۳۳ متر میرسد و بلندای منارههای بالای شبستان از آنها هم بیشتر است و گنبد نیز ارتفاع فراتر از همهی آنها دارد. پیشتاق بیرونی چنان روحانیتی دارد که بیننده را به درون مسجد و نیایش خداوند فرا میخواند. آذین کاشیکاری معرق و مقرنسهای آن نیز در این روحانیت سهیم هستند. نمای درونی حیاط از دالانها، طاقچهها و مقرنسهای روشن و کتیبههای سفید درخشان آراسته شده است.
مایههای آبی کاشیها بیننده را بیشتر بر متن کتیبهها متوجه میکند. این بنا با کاشیکاریهای زیبا و آبی رنگش برتری ویژهای برکاخ عالیقاپو دارد، و شاید هدف شاه عباس انشان دادن برتری دین بر حکومت بوده است. جلوخان ورودی مسجد، بهتنهایی، شاهکار معماری است. این جلوخان رو به شمال است، که موقعیت میدان است، ولیکن قبله در جهت جنوبغربی است. بنابراین میبایستی این کجی و قناسی برطرف شود. از این رو، از پیشتاق وارد دهلیزی مدور میشویم که هیچ جهت خاصی ندارد. از دست راست دهلیز وارد تاق بلند ایوان اشمالی میشویم و ناگهان از تاریکی به حیاط روشن چشم میگشاییم. این اساس حکمت این معماری است که از ظلمات وارد نور میشویم، و اشارهای است به آیهی سوم «آیة الکرسی»، و از طرف چپ دهلیز بیرون میآییم. روبروی این دهلیز ورودی سردر ایوان بلند شبستان است که آن خود نیز شاهکاری از آذینگری و زیبایی است.
ترکیب عناصر ساختمانی این شبستان با گنبد و منارههایش طوری است که مجال توصیف آن در چند جمله ممکن نیست. حجم شبستان ساده است. رابطهی اجزای آن بسیار آگاهانه تبیین شده است. از گنبد، قاب و چارچوب در، منارهها و از شکلهای متضاد آنها هماهنگی زیبایی ساخته شده؛ مستطیل درگاه، نیمکرهی گنبد را قطع میکند و هر دو با منارههای بلند به صورت عمودی بریده و قطع شدهاند. منحنی تاقنمای سردر تکرار منحنی گنبد است. با حرکت به سمت جلو و عقب در حیاط، این عناصر به حرکت درمیآیند و روابط و تناسبات آنها پیوسته تغییر میکند. این محاسبهی دقیق را میتوان در ایوان غربی بهتر مشاهده کرد. در وسط ایوان تاقی ورودی تعبیه شده است. از نزدیکترین فاصلهی آن، یعنی درست در پایین آن نسبت تاق نسبت طلایی است. از بیرون از ایوان این نسبت به ۷۳ تغییر میکند و در فاصلهی کمی بیشتر نسبت آن نسبت واحد به 1/840 میباشد، و این تمهید کاملاً آگاهانه بوده است.
مسجد شیخ لطفالله در سال ۹۸۰ه.ش آغاز و در سال ۱۰۰۷ پایان پذیرفت. این مسجد براساس چهارتاقی سنتی کهن ساسانی بنیاد شده است. گنبد آن تک پوشهای است و بر روی چهار تاقی بنا شده است. در واقع این مسجد نمازخانهی خصوصی شاهی است. در این مسجد نیز حالت قناس بنا با پیچی ناپیدا و ابتکاری در دالان از میان رفته است. این تغییر جهت از بیرون پیدا نیست. زیرا تنها پیشتاق و گنبد کوتاه آن به قطر ۱۲ متر، از بیرون دیده میشود. دیوارهای حامل گنبد ۱۷۰ سانتیمتر کلفتی دارند، و این استحکام بنا را بسیار زیاد کرده است. اتاق چهارگوش چهارتاقی از همان پایه به هشت گوشی گنبد دار با قابهای بسیار جدی و عناصر اصلی و جنبی متضاد تعدیل شده است. پی چهارگوش بنا با سه کنجیهایی که از زمین تا بالای بنا امتداد دارد به صورت هشت گوش در آمده است. این هشت سه کنجی یا تاقنما با حاشیهای فیروزهای روشن با نوارهای پهنی از کتیبههای سفید خیرهکننده که روی متنی از آبی تیرهی، لاجوردی به خط علیرضا عباسی، بزرگترین خوشنویس دوران صفویه، پوشیده شده است. رنگهای مسلط این مجموعه، که تماماً پوشیده از کاشی است، فیروزهای، سفید شیری، و لاجوردی میباشند. ازاره و تاقنماهای وسط دیوار با کاشیهای ۷ رنگ اطلسی پوشیده شده. نقش درونگنبد، که در نوک آن یک شمسهی بزرگ قرار دارد، از عناصر اسلیمی و زیبای تکراری، که به صورت مارپیچهایی از دو طرف، همانندگل بابونه و آفتابگردان قرار گرفتهاند، تشکیل شده است. این مجموعه به وسیله نوار کتیبهای از پنجرهها و تاقنماهای نورگیر جدا شدهاند، و این پنجرهها نیز توسط یک نوار کتیبهای دیگر به سهکنجیها یا تاقنماهای بلند هشتگانه متصل میگردد. نور آرایی بنا به گونهای است که هرکس وارد آن شود به ناگهان در حالتی از حضور و روحانیت عبادی فرو میرود و کمتر کسی میتواند خلاف این مطلب را مدعی شود.
یکی دیگر از آثار دوران شاه عباس بازسازی مجموعهی مرقد مطهر حضرت رضا(ع) است. شاه عباس، که با پای پیاده به زیارت آن حضرت رفته بود، در سال ۹۷۶هش وارد مشهد شد و بازسازی مدفن آن حضرت در سال ۹۸۰ه ش آغاز گردید. این مجموعه شامل بیش از ۳۰ بناست و معرف بیش از ۵ سده ساختمان سازی و تعمیرات است. ۴ صحن کهن دارد که هرکدام از ۵۰ تا ۱۰۰ متر طول دارند و در جمهوری اسلامی نیز چند صحن تازه به آنها افزوده شده است. علاوه بر آنها، مسجدها، شبستانها، مدرسهها، کتابخانهها، نمازخانهها، کاروانسراها، حمامها، بازار و بازارچهها داشته است که این بناهای اخیر ویران شدهاند تا مجموعه گسترش یابد. همهی صحنها را دو ردیف تاقهای دو طبقه با کاشیهای مینایی احاطه کردهاند و شیوهی ساختمانسازی همان طرح چهار ایوانی مشهور ایرانی است. بخشی از بناهای کهن نزدیک به حرم و یران و به صورت رواقهایی بازسازی شده است تا بتواند سیل جمعیت زائران را، که هر روز بر شمارشان افزوده میشود، پاسخگو باشد. بر این مجموعهی زیبای صفوی، که کتیبهای هم به خط علیرضا عباسی دارد، تالارهای اجتماعات، کتابخانه، غذا خوری همگانی و اختصاصی، بیمارستان، فوریتهای پزشکی و غیره افزوده شده است. این بنا یک گنبد با پوشش طلایی و پایهای بلند و مدور و دو گلدستهی طلایی دارد که یکی بر پیشانی ایوان طلا و دیگری بر پیشانی ایوان مقابل آن است. این مجموعهی بسیار مجلل در میان آثار اسلامی، چه در تأسیسات ساختمانی و پیوستگی بناها و چه در تزیینات و غیره بیمانند است و بررسی، زیباشناسانه و هنری آن در چند صفحه نمیگنجد. صحن طلا از امیر علیشیر نوایی است. رو در روی ایوان طلای آن، ایوان شاه عباسی قرار دارد که ایوانی کور و بسیار ژرف با کاشیهای ۷ رنگ است. عمق ان اَبی رنگ است و با منارهی طلای بالای آن تضاد زیبایی دارد.
ساختمان گنبد روی مرقد و چهارتاقی مرقد، به دست الله وردی خان، همزمان با ساختمان مسجد شیخ لطفالله و به دست امیر اصفهانی معمار ساخته شده است؛ ولیکن سبک اتاق گنبد دار مجاور آن کار استاد تبریزی است. گنبد ۱۰ متر قطر و ۲۰ متر ارتفاع دارد که پایهی آن را دو ردیف تاقنماهای بر روی هم قرار گرفته تشکیل میدهند و درون فضای زیر گنبد آیینه کاری، بسیار باشکوهی دارد. پایهی ساختمان با ازارههای 1/5 متری از مرمر طلایی صیقل خورده پوشیده شده است.
کاخهای شاه عباس در اصفهان، که دوتای آن باقی مانده است، سبک کهن تالار با ایوان ستوندار با سقف مسطح، همانند آپادانای تخت جمشید را زنده کرده است.کاخ چهل ستون، که ۲۰ ستون بیشتر ندارد، و با انعکاس در آب حوض بزرگ آن چهل ستون خواهد شد، زیبایی، ویژهای دارد. این شیوهی معماری سدههای متمادی است که برای کاخ، معبد، مسجد، مقبره یا خانههای بزرگ مورد استفاده قرار گرفته است. ایوان مجلل ستوندار که رواق وسیعی است، و به ساختمان اصلی و اندرونی کاخ پیوسته است، حالت تالار پذیرایی فراخی دارد که نقش و نگار بسیار مجلل آن با قابها و مقرنسهای آینه کاری و سقف معرق الوان کامل شده است. دیوارهای درون کاخ پوشیده از آذینهای نقاشی شده از طرحهای تجریدی و تصویری انسانی و حیوانی است و ترکیب رنگ تند، ولیکن یکنواخت سقف از لاجوردی، ارغوانی، سبز روشن و طلایی است.
عالیقاپو، که به ترکی یعنی آستان عالی، در کنار میدان نقش جهان و روبروی مسجد شیح لطفالله، اقامتگاه و مرکز اصلی حکومت بوده است. تالار پذیرایی این کاخ میتواند بیش از ۲۰۰ تن درباری را در خود جای دهد و، برخلاف تالار پذیرایی چهل ستون، که از سطح زمین چندان ارتفاعی ندارد، بسیار مرتفع است؛ به طوری که از آنجا میتوان مجموعهی شکوهمند میدان و مسجدها و بناهای دیگر شهر را دید. اتاقهای متعدد این کاخ در چندین طبقه، از یک طرف باز است و از طرف دیگر بخاری دیواری دارد و این شیوهای از معماری ایرانی است که برون و درون بنا را به هم میپیوندد. تزیینات داخلی اتاقها متفاوت است و از نقاشیهای، نگارگری تا فضاهای خالی دو پوستهی نازک به شکل ظروف شیشهای تزیینی پوشیده شده است. اتاق موسیقی آن چنان محاسبه شده است که کوچکترین انعکاس صدا در آن ایجاد نمیشود. تناسبات این بنا براساس نسبتهای هماهنگ و زیبای ریاضی است. در عقب این بنا ساختمان خانقاه شاه به نام توحید خانه قرار گرفته است، که شامل حیاط وسیعی با یک ردیف تاقنما و تالارهایی در اطراف و یک ساختمان شانزده پهلوی گنبد دار است که با گنبدهای کوتاه و بدون پایه در وسط حیاط قرار گرفته است و از چهار طرف چهار پیشتاق دارد؛ ولیکن پیشتاق سمت قبله با کاشیهای هفت رنگ پوشیده شده است.
تعدادی مقبرههای گنبد دار زیبا نیز در زمان شاه عباس و پس از او، ساخته شدهاند که مهمترین آنها مقبرهی خواجه ربیع است که در سال ۱۰۰۱ه.ش در باغی در بیرون از مشهد مقدس ساخته شده است. نقشهی آن، همانند مقبرهی الجایتو هشت گوش میباشد، ولیکن چهار ضلع آن را با بریدن گوشههای اضلاع اصلی ایجاد کردهاند. این بنا دارای سرسراهای دو طبقه است و آگاهانندهی معماری تاج محل میباشد که سبکی کاملاً ایرانی است. سراسر این بنا را کاشیکاریهایی با چنان طرح و نقش نیرومندی پوشانده است که در تنوع فوقالعاده میباشد و مانند آن را کمتر میتوان یافت. تزیینات داخلی با برخی نقشهای برجستهی دلفریب نقاشی، تذهیب و رنگآمیزی شده است. طرح گوشوارهها بسیار دقیق و ماهرانه است، یعنی آنها را با زاویههای زیادیکه رو به بیرون است به زمین پیوستهاند. گنبد آن روی چهار تاق نما قرارگرفته است که با افزودن به گودی زیر طاقیها در دو ردیف و افزودن حالت عمودی تاقها از سنگینی جرزها کاستهاند.
قدمگاه، که از سال ۱۰۲۲ه ش است، ساختمان هشت ضلعی گنبد دار است با سرسراهای باز و متناسب که در میان باغی روبروی تپهای در نیشابور واقع شده است. این ساختمان از بنای خواجه ربیع «هشت ضلعی»تر است و با گنبدش متناسبتر مینماید. این ساختمان دو قطعه سنگ را پناه میدهد که مردم معتقدند نقش قدمهای حضرت امام رضا(ع) بر آنها مانده است. این ساختمان یک بار در سال ۱۰۵۹ در زمان شاه سلیمان تعمیر اساسی شد. اعتقاد به «قدمگاه» مقدسان در اغلب شهرهای ایران وجود داشته است؛ هرچند که بسیاری از این بناها هماکنون از بین رفته و به و یرانی کشیده شده است. بنای قدمگاه چهار ایوان مقرنسکاری شدهی زیبا دارد که بر دو محور عمود برهم قرار گرفتهاند و چهار ضلع میان چهار ایوان را چهار جفت ایوان کوچکتر، که بر روی یکدیگر قرار دارند، تشکیل میدهند. گنبد بر پایهی مدور و کمی بلند استوار شده و نقش آنها با کاشیهای معرق و به شکل «مداخل» به حالت لوزیهای دو قلو میباشد. این نقش خاص ساختمانهای مذهبی فارس و کرمان است و احتمال میرود هنرمند آذینکار یا معمار آن از اهالی فارس بوده است.
از ساختمانهای مشهور دوران صفوی که هماکنون پابرجا هستند باید کاخ کوچک هشت بهشت و مدرسه کاروانسرای مادر شاه را نام برد.
هشت بهشت یک ساختمان هشت ضلعی با گنبدی زیباست که در میان باغ بلبلان قرار گرفته است. این کاخ کوشک مانند در دو طبقه با تزیینات بسیار زیبا، مانند تزیینات عالیقاپو میباشد و به فرمان شاه سلیمان در سال ۱۰۴۸هش ساخته شده است. با این همه، ملک شخصی بود و به همین دلیل کمتر در گزارشهای تاریخی از آن نام برده شده است. این ساختمان چهار ایوان دو طبقه با آبنماها و آبشارهایی از مرمر دارد و خود بنا هم بر پایهای مرمرین ساخته شده است. هشتیهای ضلع شمالی و جنوبی آن سقفهایی بلند متکی بر ستونهای گرد بسیار بلند (به ارتفاع ۲۰ متر) است. این ستونها در زمان خودشان آیینه کاری شده بود. یک تالار مرکزی هشت گوش بزرگ دارد که در میان آن حوضی است که در اصل نقرهکاری بوده است و گنبدی کوچک با مقرنسهای بسیار زیبا و ظریف و رنگارنگ آن را میپوشاند. اطراف این کوشک باز بوده است، به طوری که از هر طرف باغ دیده میشد، و درون آن نیز با طلا و لاجورد تزیین شده بود. این تزیینات در زمان قاجاریه ضایع شده و پس از آن درحد نازلتری بازسازی شدهاند. طارمیها و زیر تاقنماها در اصل طلاپوش، و به اصطلاح هنری «زرنگار»، بوده است. این بنا در فضاسازی و استفادهی حداکثر از فضاهای مثبت و منفی مفید بسیار درخور توجه است.
از بناهای مهم دیگر صفوی مسجد و مدرسهای است که شاه سلطان حسین، آخرین پادشاه صفوی، در میان سالهای ۱۰۸۵ و ۱۰۹۳هش بنا کرده است، که از نظر ساختمانی با مدرسهی مادر شاه شباهتهای زیادی دارد. مدرسهی مادر شاه از نقشهی چلیپایی یا چهار ایوانی پیروی میکند. در اطراف آن یک ردیف از حجرههای دو اتاقهی تودرتو قرار گرفته است. ایوان جنوبی از ایوان شمالی بزرگتر است و در پشت آن تالار چهار گوش گنبد دار قرار دارد. حیاط آن تقریباً چهار گوش است، که از میان آن نهر آبی میگذرد. این نهر از زیر ایوان شرقی عبور کرده و در وسط حیاط کاروانسرا ادامه مییابد. کاروانسرا نیز که پیوسته به مدرسه است ولی با کوچهای از هم جدا شدهاند، یک بنای چهار ایوانی است با حجرههایی تودرتو در اطراف آن که در ضلع شرقی، یک حیاط مستطیل با حجرههایی در اطراف به آن پیوسته است، که ظاهراً اسطبل کاروانسرا بوده است. در ضلع شمالی مدرسه و کاروانسرا بازار طولانی و سر پوشیده قرار دارد که از ایوانها به مدرسه و کاروانسرا راه دارد و در دو طرف آن مغازهها قرار گرفتهاند. این ساختمانها، و به ویژه مدرسه، تماماً از کاشیهای هماهنگ آبی پوشیده شدهاند، که هرچند به شکوه مسجد شاه نمیرسند ولی باز عظمتی ویژه دارند. سردر مدرسه، که به چهار باغ باز میشود، یکی از زیباترین پیشتاقهاست و بسیاری از متخصصان آن را از سردر مسجد شاه برتر میدانند. کاشیکاریهای این مدرسه به صورت معرق است.
مدرسه و مسجد شاه سلطان حسین بنایی برازنده و موقر است؛ هرچند در حد مساجد عباسی، مانند مسجد شاه، نیست ولی در قیاس با آثار اسلامی آن دوران در خور توجهاند. پیشتاق زیبای آن در چهار باغ باز میشود و به صحن باشکوهی منتهی میگردد. نمای صحن را تاقنماهای دو طبقه تشکیل میدهند، که همهی آنها کاشیکاری شدهاند. چهار ایوان بلند و تاقدار در چهار طرف قرار دارند. شبستان آن به شیوهی شبستان مسجد شاه ساخته شده است، که گنبد زیبایی با ارتفاع کمتر آن را میپوشاند. نقش گنبد از اسلیمیهای درشت زرد و سیاه است که با شکوه فراوان بر زمینهای فیروزهای قرار گرفتهاند. رو کاری متنوع بنا از قابهای کوچک، به رنگهای طلایی و سبز و سایههای آبی تشکیل شده است. بسیاری از کارشناسان معماری ایرانی، این بنا را آخرین ساختمان با عظمت اسلامی ایران میدانند. ساختمانهای دیگری که در زمان زندیه یا قاجاریه ساخته شدهاند، با همهی زیبایی، به عظمت بناهای صفوی نمیرسند. مهمترین این بناها مسجد حکیم اصفهان و مسجد وکیل در شیراز است.
از آثار معماری دیگری که از زمان صفویان برجا مانده است و درخور توجه است، چندین حمام و پل و بازار و سراهای تجاری در کنار بازارها هستند. شیوهی این سراها معمولاً همان شیوهی معماری مدارس علمی با یک ایوان و پیشتاق ورودی و حتی بدون ایوان نیز میباشد. بازارها از همان روال سنتی کهن، با سقف گنبدی شکل مکرر پیروی میکنند و سراها نیز تقریباً بازاری با عظمت بیشتر و با طول کمتر و بنبست است، و معمولاً در انتها به یک تالار بزرگ هشت ضلعی با گنبدی نسبتاً بلندتر، که از درون مقرنس کاری یا کاشی کاری شده است، پایان میپذیرد.
تعداد کاروانسراهایی که از دوران صفویان برجا مانده است زیاد است. بسیاری از آنها مرمت شدهاند و بسیاری نیز نیمه ویرانهاند و یا استفادهای از آنها نمیشود. این کاروانسراها عموماً در مسیر راههای اصلی و محورهای تجاری کشور قرار گرفتهاند. مثلاً، در مسیر جادهی ابریشم، از کرمانشاه تا مرزهای خراسان کنونی، بیش از ۳۰ کاروانسرا مشاهده میشود که برخی از آنها از زمان ساسانیان است. این بناها سپس ویران شدند و بر نقشهی آن با تغییراتی (چهار ایوانی شدن) درعهد صفویان کاروانسرای تازهای بنیاد شده است. چندتایی از اینها نیز از دوران قاجاریهاند. نمونهی بسیار مشهور این کاروانسراها، رباط شرف است. در مسیر تجاری شمال - جنوب نیز تعدادی کاروانسرای صفوی یافت میشود، که برخی از آنها نقشهای هشت ضلعی دارند، کاروانسرای ده بید فارس که از آن و یرانهای بیش برجا نمانده است.
از آثار دیگر دوران صفوی باید از حمامها، آب انبارها و کتابخانهها و بناهای شخصی طبقات بالای جامعه نام برد. از حمامهای برجا مانده، یکی حمام خسروآقا در اصفهان بود که متأسفانه در سال ۱۳۷۵ش، بدون هیچ دلیلی، درحالی که در دست مرمت بود، به دست شهرداری، اصفهان، به بهانهی گسترش خیابان ویران گردید. دیگری، مجموعهی گنجعلی خان در کرمان است که در سالهای اخیر مرمت شده و به صورت موزهی مردم شناسی در آمده است.
خانقاهها و مصلاها نیز از بناهایی هستند که از دوران صفویه برجا ماندهاند. توحیدخانه، جنب عالیقاپو در اصفهان، که هماکنون محل استقرار یک دانشکدهی هنری است و مرمت کامل آن پایان یافته است، نمونهی خوبی از خانقاه صفوی میباشد. یک کوشک شانزده پهلوی بزرگ در میان صحنی قرار گرفته که از چهار طرف به حجرههایی، مانند مدرسهها، محصور میباشد. این کوشک شانزده ضلعی از چهار طرف دهانه تاقهایی باز شبیه به ایوان دارد، ولی ارتفاع آنها با ارتفاع دیگر پهلوها یکی است و ایوان جهت قبله کاشیکاری شده است. تالار میانی را گنبدی نیم کره، که بر یک پایهی کوتاه هشت ضلعی استوار است، میپوشاند.
خانقاه دیگر، که سالم برجا مانده، خانقاه و آرامگاه شیخ عبدالصمد اصفهانی در نطنز است. نقشهی درونی این خانقاه شبیه نقشهی کاخ شاپور اول در بیشابور است و سردر آن با یک کاشیکاری بسیار عالی و ارزشمند آذین شده است، و ترکیبی از آجر و کاشی به شیوهای خاص است، که از ربع اول سدهی هشتم به جا مانده است. بنای این خانقاه، مانند خانقاه شیخ صفیالدین اردبیلی در اردبیل، از پیش از صفویان است؛ ولی در دوران صفویان مرمت شده است.
از مصلاهای مشهور، مصلای پایین خیابان و مصلای طرق در مشهد، و مصلای یزد را باید نام برد. مصلاهای مشهد از عهد صفویان است و مصلای یزد به صورت چهارتاقی عهد ساسانیان است، که در سال ۹۳۲ه.ش تجدید بنا شده و در سال ۱۰۰۷هش در زمان شاه عباس اول تعمیر گردیده است. در یزد، تفت و بافق حسینیهها و تکیههایی است که بنای آن از دوران صفویان و یا شاید زودتر باشد و بر اساس سنت آتشکدهها بنا گردیده است، ولی در معماری ارزش و اهمیت زیادی، ندارد و شرح آنها در اینجا لازم به نظر نمیرسد.
پل و بندهایی که در برابر آب روی رودخانهها بسته میشد، از کهنترین ایام در ایران رواج داشته است. شاید تاریخ ابداع آن با زمان ابداع کاریز یکی باشد، ولی به هر حال، معلوم نیست از کی و از کجا شروع شده است. تاریخ از کهنترین آنها، یعنی سدی که به دستور کوروش بزرگ در قفقاز برای جلوگیری از تهاجم هونها بنا کرد، سخن گفته است. از دوران ساسانیان، ویرانههای چند پل و چند بند در گوشه و کنار ایران دیده میشود، ولی کهنترین پل و سد سالم برجا مانده، سدی است به نام بند امیر در مرودشت فارس، که از زمان آلبویه است و به شیوهی بند بهمن، که آن هم در فارس و نیمه ویرانه است، ساخته شده است.
از دوران بعد کمتر پلهای سالمی برجا مانده است؛ آنچه که درخور ذکر است دو پل سی و سه پل و خواجو در اصفهان است. پل خواجو تنها یک پل نیست، یک آب بند نیز هست که بر پایههای سنگی سنگین بنا شده و تا حد تراز مختلف میتواند آب پشت بند را بالا آورد و زمینهای اطراف را مشروب سازد. از سوی دیگر، پس از انباشته شدن آب پشت بند، تفریحگاهی شاهانه بوده است و محل قایقرانی، و به همین دلیل بخش میانی پل به یک کوشک کوچک یا «منظر» تبدیل شده است. پل دیگر، که سیوسه پل نامیده میشود، نام خود را از سی و سه دهانهی آن گرفته است و صرفاً پلی است برای ایجاد ارتباط میان دو کرانهی رود و ایجاد راه ارتباطی مسافرتی میان اصفهان و شیراز.
باید یادآوری کرد که هنر باغ سازی و باغ آرایی نیز در زمان صفویان رونق ویژهای یافته است. شماری از این باغها در برخی از شهرها برجا مانده است؛ از جمله، باغ چهلستون در اصفهان و باغ فین کاشان و به ویژه باغ فین کاشان با جویها و فوارهها و آب نماهایش خاطرهی باغهای کهن ایرانی را که در تاریخ از آنها یاد شده است زنده میسازد. باغهای دوران زندیه و قاجاریه تا زمان ناصرالدین شاه نیز ادامهی همان شیوهی باغسازی صفویه میباشند.
تعدادی کلیسا از زمان صفویه در آذربایجان، اصفهان و شیراز برجا مانده است که مهمترین آنها کلیسای وانک (اسقف نشین اصفهان) و کلیسای بیت لحم در اصفهان، کلیسای طاطاووس در تهران (در محله چالمیدان)، کلیسای حضرت شمعون غیور در شیراز و کلیسای تجلیل مسیح در قلات شیراز و کلیسای ظهور مسیح در بوشهر میباشد. ساختمان این کلیساها معماری کاملاً اسلامی دارند و با سقفگنبدی پوشیده شدهاند.
نیز نگاه کنید به
- هنر صفویان
- معماری دوران قاجار
- معماری سلجوقی
- هنر معماری ایران در دوران پهلوی
- هنر معماری و شهرسازی در دوره جمهوری اسلامی ایران
منبع اصلی
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حبیب الله آیت اللهی